آخرین یادداشت‌ها

یادمه چندین ماه پیش به یکی از کوت‌های نویسنده‌ی این کتاب برخوردم که می‌گفت:«تو آسمانی و باقی چیزها فقط آب و هوا هستند.» و خیلی به دلم نشست سرچ کردم دیدم یه خانم پیر بودیست هستند که یه چندتایی کتاب هم نوشتند. وقتی هم که این دوران قرنطینه شروع شد تصمیم گرفتم که این کتاب رو بخونم. تو این کتاب درباره‌ی این می‌گه که چرا ما به امنیتمون دو دستی چسبیدیم و چطور این ناحیه‌ی امن به اضافه‌ی خیلی از باورهامون باعث رنج کشیدن ما می‌شه. بخشای موردعلاقه‌ی من از کتاب فصلایی بود که درباره‌ی چهار کیفیت نامحدود و دشمنان دور و نزدیکش و این که چطور با تمرین‌های مدیتیشن این کیفیت‌ها رو در خودمون پرورش بدیم بود. و بخشی که پذیرشش برای من خیلی سخت بود و حتی نمی‌دونم چه قدر قابل اعتماده این بود که هیچ زمین سفتی زیر پای ما نیست. The Four Limitless Ones Chant May all sentient beings enjoy happiness and the root of happiness. May they be free from suffering and the root of suffering. May they not be separated from the great happiness devoid of suffering. May they dwell in the great equanimity free from passion, aggression, and prejudice.

8 نفر پسندیدند.

محمد یوسفلو

1 ساعت پیش

کتاب جزء از کل یکی از کتاب‌هایی بود که مدت زیادی در لیست مطالعه‌ام قرار داشت و آخر هم نتوانستم خود کتاب را بخوانم و به نسخه صوتی بسنده کردم. اولین کلیشه‌ای که در مورد این کتاب وجود داشت اما مثل دیگر کلیشه‌ها تکراری و فریبنده نبود، تعریف و تمجیدهایی بود که از آن می شد؛ معمولاً وقتی کتابی جدید منتشر می‌شود و به طور فراگیر خریده و خوانده می شود، تعریف و تمجیدها از راه می‌رسند بدون اینکه حقیقت داشته باشند. اما این اثر استیو تولتز واقعاً سزاوار تمام تعریف و تمجیدهایی است که از آن می شود. شخصیت‌هایی که در این کتاب با آنها برخورد می‌کنیم از مارتین گرفته تا تری دین و حتی جاسپر دین بیچاره آنقدر گیرا هستند که تا مدت‌ها در ذهنتان حضور داشته باشند و در لحظات مختلف آنها را به خاطر بیاورید. دیالوگ‌های بین آنها هم گاهی آنقدر جذاب می‌شود که می‌توانید حفظ کنید و از تکرار مداوم آنها لذت ببرید و بعدها نیز در آثار ادبی خود آگاهی به آنها ارجاع دهید. به طور خلاصه چه بخواهید با دست یازیدن به یک متن ادبی خود را از رنج بودن اندکی دور کنید، چه بخواهید به سوالات یک فکر بیمار فکر کنید و با بازی ذهنی مثل یک شطرنج پیچیده لذت ببرید و چه بخواهید از قافله خوانندگان بهترین کتاب‌های عصر حاضر دور نمانید، در هر صورت کتاب جز از کل انتخاب خوبی است و ناامیدتان نخواهد کرد.

9 نفر پسندیدند.

خسروشاهی

1 ساعت پیش

ویلم فلوسر فیلسوف و پدیدارشناس هایدگری در این اثر کم حجمِ پر مایه، عکاسی یا به تعبیر خود تصویر فنی را به عنوان دومین نقطه عطف تاریخ بعد از پیدایش خط، مورد واکاوی هستی‌شناسانه قرار داده است. او در این اثر کوشیده تا با توضیح ماهیت تصاویر، کار عکاس، دریافت ما از عکس‌ها و جهانی که عکس می‌سازد، به تاثیرات فرهنگی و کارکرد کلّی عکاسی در زندگی ما بپردازد. قطعاً با مطاله بخش‌های گیرای این اثر ارزشمند، با نگاهی مواجه خواهید شد که ممکن است ذهنیات و کلیشه‌های طبیعیِ برساخته شده را مورد شک و تردید و نظمی جدید قرار دهد. این کتاب جز عکاسان به کار کسانی نیز می‌آید که به مطالعه تاثیرات فرهنگیِ در حال تغییرِ رسانه‌های مدرنی نظیر عکاسی، علاقه دارند. او در جایی از این کتاب می‌گوید: عمل عکاسی یک شکِ پدیدار شناسانه است، زیرا سعی دارد از نقاط دید متعدد به پدیده‌ها نزدیک شود. اما ساختار کمّی و ریاضی‌وارِ این شک توسط برنامه دوربین تعیین می‌شود.

8 نفر پسندیدند.

فاطمه ورشابی

3 ساعت پیش

عشق در روزگار وبا کتابی بود که تا صفحه ی حدودا ۱۰۰ فکر میکردم امتیاز ۴ستاره بهش میدم. ولی از یه جایی به بعد نظرم عوض شد به ۳ ستاره چون فکر میکنم میشد کوتاه تر باشه کتاب! اولین کتابی بود که از اقای مارکز میخوندم و منم موافقم با کسایی که میگن قلمشون فوق العادست. با خوندن بعضی جملات و عبارتها واقعا لذت میبردم. لحن روایت داستان برای من خیلی شیرین و دلنشین بود و بنظرم همین نقطه قوتش باشه. اما یه قسمتهایی بود که برای من و میدونم خیلی از ایرانیهای دیگه شاید موردپسند نباشه ولی خب باید توجه کنیم که اقای مارکز نه ایرانیه و نه هم فرهنگ با ما‌. و اتفاقا با یاداوری همین موضوع بود که بعضی کارای فلورنتینو اریثا رو تحمل میکردم! در مجموع میتونم بگم از خوندن این کتاب لذت بردم و دوستش داشتم فقط کاش ۶۰-۷۰ صفحه آخر کوتاه تر میشد و زودتر به سرانجام میرسوندش. من که دیگه اون اواخر یکم کلافه شده بودم از اینکه چرا تموم نمیشه. درباره ترجمه هم، من با ترجمه اقای میرعباسی خوندم و خیلی راضی بودم.

6 نفر پسندیدند.

11 نفر پسندیدند.

1 نفر نظر داد.

آخرین لیست‌های کتاب

م.افشاری

1401/10/30 - 11:23

بهترین داستان های کوتاهبهترین داستان های کوتاه گابریل گارسیا مارکزجیمز آگوستین جویس (بهترین داستان های کوتاه)

بهترین داستان های کوتاه

34 کتاب

داستان کوتاه یکی از ژانر‌های ادبی پرطرفدار است که در آن نویسنده می‌بایست تمام توان خود را به کارگیرد تا با خلق جهانی در حدود ده هزار کلمه احساس واحدی را در مخاطب برانگیزد. داستان‌های کوتاه خوب عمدتا ویژگی‌‌های مشترکی دارند که بارز ترینشان ژرفای محتواست. تفکر استخوان جسم هنر است و مایه استواری فرم. داستان خوب برشی از زندگی است که در آن مسئله و تفکر دیده می‌شود و معمولا علاوه بر جنبه تفنن و التذاذ (یا به عبارت بهتر خوشایندی) از وضعیت‌های انسانی(Human condition's ) و مخمصه‌های فردی و جمعی سخن می‌گویند. برای تشخیص یک اثر خوب داستانی راه‌های زیادی وجود دارد، که البته برخی از این راه ها بسیار تخصصی هستند؛ در عوض، برخی دیگر از راه‌ها برای عموم کاربرد بیش‌تری دارد. به عنوان مثال توجه به جایگاه و تجربه نویسنده، مترجم و انتشارات از راه‌های "فرعی" تشخیص یک داستان خوب به شمار می‌روند اما راه‌های بهتری هم وجود دارد؛ راه‌هایی که قدری تفکر بیشتر می‌طلبند و مواجهه مخاطب را از حالت منفعلانه به‌در می‌آورند بی آن‌که مخاطب نیاز به تخصص و تبحر در مبانی نقد ادبی داشته باشد. به گمان من، سوای از معیار های دیگر، اثر داستانی خوب، اعم از رمان، داستان کوتاه و یا داستانک اثری است که مخاطب پس از خواندنش بتواند دست کم به سه پرسش پاسخ واضح و مُقنع بدهد:"چرا؟"، "چطور؟" و "که چه؟" چرایی ناظر به آکسیون یا پیرنگ داستان است. در واقع مراد از چرایی این است که رشته حوادث داستان چرا به آن نقطه‌ی نهایی، می‌رسند؟ چگونگی ناظر به این است که رشته حوادث داستان چگونه به معنا و نتیجه ختم می‌شوند؛ و درنهایت پاسخ به پرسش" که چه؟" می‌بایست مخاطب را قانع کند که آیا خواندن داستان ارزشش را داشته و نویسنده از این همه بگیر و ببند حرفی داشته که گفتنش بهتر از مسکوت گذاشتنش بوده باشد یا نه؟ ادبیات از اقسام هنر است؛ "هنر" حتی آن زمان که فی‌نفسه دارای ارزش شمرده شود و به عنوان وسیله‌‌ای برای انتقاد و اعتراض به شمار نیاید، باز از اندیشه و تفکر خالی نیست! نباید با هنر تقلیل گرایانه برخورد کرد و این‌گونه پنداشت که هنر تنها می‌بایست در خدمت نشر معارف دینی و ملی یا اعتلای ارزش‌های انسانی و اجتماعی باشد. گاهی بازنمایی یک بُرش از زندگی یا وصف زیبایی گل سرخ، تنها از منظر زیبایی شناسانه و کاملا زمینی و فردی، بهترین و تحسین برانگیزترین دستاورد‌های هنری را می‌سازد. آنچه بدان ادبیات زرد (و حتی گاهی قهوه‌ای!!) گفته می‌شود از درونمایه‌ای که قادر باشد به سه پرسش مذکور خصوصا پرسش نهایی پاسخ بدهد، تهی است! و غالبا با حادثه یا فاجعه‌ای ناگهانی آغاز می‌شود، با گره‌های پی‌در پی ادامه می‌یابد و با پایانی غافلگیر کننده به پایان می‌رسد بی آنکه از این فراز و فرود پاسخی برای پرسش"که چه؟" داشته باشد. البته معیار های بیشتری می‌توان برشمرد؛ به عنوان مثال اینکه داستان به بهانه مایه‌ور بودن به ورطه شعار زدگی نیفتد یا در خدمت مقاصد سیاسی و مضامین ایدئولوژیک قرار نگیرد چرا که کیفیت هنر معمولا رابطه مستقیمی با استقلال اندیشه خالق آن دارد. سخن کوتاه، در مجموعه‌ای که از نظر می‌گذرانید به زعم من می‌توان ردی از اندیشه یافت بی‌آنکه خالق هایشان به منجلاب شعار زدگی افتاده باشند یا خوشایندی و زیبایی داستان قربانی شده باشد . البته به گمان من هر مسیر و مبنای تخصصی ادبی دیگری را هم‌ که برگزینیم باز به نتیجه تقریبا مشابهی می‌رسیم. پا نوشت: چنانچه داستان کوتاه خوبی از قلم‌افتاده شما به لیست اضافه کنید.

29 نفر پسندیدند.

6 نفر نظر دادند.
محدثه محمدزاد

1401/10/30 - 05:15

چرا از من می پرسی؟هیچ کس پیدایم نمی کندبه چی داری فکر می کنی؟

سه‌گانه‌ی کلاه

3 کتاب

هو المصور! «چرا از من می‌پرسی؟»، با این یکی آغاز کردم. تصاویر کتاب شگفت‌زده که نه، ذوق‌زده‌ام کردند! جمله‌های کوتاه کتاب هم نقطه‌زن بودند. نتیجه چه می‌توانست باشد جز کیف‌کردن؟ کیف کردم. راستش حتی از این‌که خرگوش کلاه به سر خورده شد هم کیف کردم. شما باشید هم گمانم کیف می‌کنید. اما از همهٔ این‌ها مهم‌تر، یک مسیله بود که مثل پتک بر سرم کوفته می‌شد: این کتاب مناسب کودک نیست. اصلی‌ترین انتظاری که از این کتاب داریم برآورده نمی‌شود، پس به درد نمی‌خورد. پس باید بیایم و این‌جا بنویسم که این چه کاری بود که کردی مرد حسابی؟! آخرش را جوری تمام کردی که نمی‌شود کل این کتاب عزیز را برای کودک خواند! می‌مردی کمی بهتر تمامش می‌کردی؟ مشابه پایان خوش‌های مرسوم کتاب‌های کودک... یا دست‌کم این‌قدر خشن نه! (هیجانش در اصل به‌خاطر همین کوبنده‌بودن و غیرمنتظره‌بودن صحنهٔ آخر است البته...) و آمدم که مثلاً دو ستاره بدهم به این کتاب با یک جمله که: «مناسب کودک نیست» و دق دلی‌ام را خالی کنم. اما یادداشت‌ها را پیش از نوشتن خواندم _و شکر که خواندم!_. در یکی‌شان سخن از دو جلد دیگر مجموعه رفته‌بود. تصمیم گرفتم ابتدا آن دو را هم بخوانم و سپس دست به صفحه‌کلید شوم. «هیچ کس پیدایم نمی‌کند» هم کمابیش مانند «چرا از من می‌پرسی؟» بود. همان تصاویر چشم‌نواز و همان شگفتی. همان پیش‌آمدن پابه‌پای متن و تصویر. با یک تفاوت جدی: صراحتی در پایان داستان وجود ندارد و لازم نیست که حتماً نتیجه بگیریم ماهی کوچک‌تر خورده می‌شود، مگر این که عاقبت خرگوش بر ذهن‌مان سایهٔ سنگینی انداخته‌باشد! البته این تفاوت به‌قدری نبود که نظرم را کاملاً تغییر دهد. «هم‌چنان این کتاب هم چندان مناسب کودک نیست» این، جمله‌ای بود که می‌گفتم. کتابی که ورق را به نفع این سه‌گانه برگرداند، آخری بود: «به چی داری فکر می‌کنی؟» «پیام خوش و خرم!» و پرهیز از «هیجاناتی که شاید برای کودک مناسب نباشند» مهر تایید بر این کتاب می‌زد. اما اصلی‌ترین تفاوت، چیز دیگری‌ست: امکان تعامل کودک با متن و ابهام، به میزان قابل توجهی نسبت‌به دو کتاب دیگر بیش‌تر است. آن‌چنان این دو به‌زیبایی به کار گرفته شده‌اند و کودک را به تفکر و به گفت‌وگو هدایت می‌کنند که خدا می‌داند! این‌طور بگویم، حتی اگر پایان «چرا از من می‌پرسی؟» را این یکی داشت، جرأت نمی‌کردم بگویم: این کتاب مناسب کودک نیست. حالا که آن پایان را ندارد و اتفاقاً پایان آموزنده‌ای هم دارد، خودتان حسابش را بکنید... اما تکلیف دو کتاب دیگر و به‌ویژه «چرا از من می‌پرسی؟» چه می‌شود؟ آخر مناسب کودک هستند یا نه؟ برای کودک بخوانیم یا نه؟ من فکر می‌کنم اگر قرار است هر سه کتاب خوانده شوند، «چرا از من می‌پرسی؟» هم مناسب کودک است. چراکه در این خوانش با سه روی‌کرد متفاوت هم‌راه می‌شویم، سه روی‌کردی که مرحله‌به‌مرحله ارتقا پیدا می‌کنند. در «چرا از من می‌پرسی؟» هم‌راه خرسی می‌شویم که کلاهش گم شده و پی آن می‌گردد. در آخر هم بدجور به حساب کسی که کلاهش را برداشته، می‌رسد. در «هیچ کس پیدایم نمی‌کند» هم‌راه ماهی‌ای می‌شویم که کلاه برداشته _دزدیده_ . انگار که نزدیک‌تر و هم‌دل می‌شویم با کودکی که دلش می‌خواهد وسیلهٔ فرد دیگری را داشته‌باشد و بی‌اجازه هم آن را برمی‌دارد _و طبعاً برنمی‌گرداند!_. و در نهایت با دو لاک‌پشت هم‌سفر می‌شویم؛ دو دوست که از مرحلهٔ خودخواهی صرف، به سلامت گذر می‌کنند... این ترتیب را اتفاقی رعایت کردم و جایی هم ندیده‌ام که توضیح داده‌باشد کدام یکی جلد نخست است و کدام یکی جلد دوم و سوم. اصراری هم ندارم که این ترتیب حتماً درست است. اصلاً خود نویسنده و تصویرگر انگار دنبال درست و غلط می‌گردد و جویاست!

23 نفر پسندیدند.

کتاب بعدی خود را انتخاب کنید

جدیدترین پست ها

برندگان جوایز ایرانی

برندگان جوایز جهانی

برخی از نویسندگان فعال

رسول رسولی پور

303 دنبال کننده

مهدی قزلی

306 دنبال کننده

احسان رضایی

960 دنبال کننده

مسعود آذرباد

246 دنبال کننده

محسن‌حسام مظاهری

528 دنبال کننده

سارا عرفانی

1027 دنبال کننده

منصوره مصطفی زاده

1170 دنبال کننده

نیما اکبرخانی

383 دنبال کننده

رضا امیرخانی

1372 دنبال کننده

حسین وحدانی

406 دنبال کننده

مسعود بربر

363 دنبال کننده

راحله فاضلی

445 دنبال کننده

محمد علی شفیعی

309 دنبال کننده

فاطمه سلیمانی ازندریانی

577 دنبال کننده

غلامرضا طریقی

320 دنبال کننده

کاربران فعال هفته

مهرداد محمدی

118 دنبال کننده

زهرا زرین‌فر

11 دنبال کننده

ابوالفضل فیروزآبادی

236 دنبال کننده

‫حامد حمایت کار

1373 دنبال کننده

آیلار اسماعیلی

15 دنبال کننده

سیدعلی صدرایی

10 دنبال کننده

عباس احمدی

296 دنبال کننده

علی حاجیلو

17 دنبال کننده

🎭 🎬 محمد رضا خطیب 🎭📚

305 دنبال کننده

مطهره خدری

10 دنبال کننده