بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

روانشناس آدمخوار (سهند)

@Nfsahand

102 دنبال شده

144 دنبال کننده

                       مثل :صدای بارون و بو قهوه در حالی که کتاب میخونی و فیلم و سریالات در حال دانلود شدنه.
INTJ
                    
NF.sahand
NF_sahand

یادداشت‌ها

نمایش همه
                - کتابی که نمی توان لحظه ای بر روی زمین گذاشت.

- اِیمی دانشجوی پزشکی باید برای دوره رزیدنی¹ خود بیست و چهار ساعت در یک طبقه بخش بیمار های روانی که هیچ راه خروجی ندارد سپری کند اما داستان به اینجا ختم نمی شود...

- اولین چیزی که درون دنیای کتاب من رو جذب کرد و همینطور تبدیل به بخش موردعلاقم در کتاب شد بیماران روانی این بخش و مشکلات روانیشون بود که همچون یک پرونده ی جنایی واقعی به این موضوع خوب پرداخته شده بود که می‌تونه دلیل این جزئیات فوق جذاب مدرک پزشکی آسیب مغزی نویسنده کتاب باشه.

- در طول کتاب تشخیص واقعیت و توهم به خوبی هرچه تمام تر برای خواننده مشکل می شود که این تکنیک هنرمندانه مک فادن به شدت من رو یاد کتاب خاطرات یک آدم کش از کیم یونگ - ها می‌اندازد.

- همون‌طور که در اول اشاره کردم کتاب روندی پر قدرت و سریع را در شروع پیش می‌گیرد و حتی لحظه ای این جذابیت و سرعت را در روند داستان از دست نمی‌دهد و مخاطب را تا لحظه ی آخر میخکوب خود می‌کند.

- پرداختن و شخصیت پردازی افراد درون داستان به طور کامل توسط نویسنده انجام شده که همین باعث میشه تصویر سازی از شخصیت ها همچون آب خوردن برای خواننده راحت بشه.

- پایان بندی کتاب طبق انتظارم فوق العاده عمل می‌کنه و در روند معمایی داستان هیچ حفره ای باقی نمی‌گذاره جز یک مبحث کوچک ( به دلیل لو رفتن داستان اشاره نمی‌کنم) که قابل چشم پوشی است.

- در آخر این کتاب را به طرفداران هر ژانر مخصوصا کسانی که در حالت ریدینگ اسلامپ² به سر می‌برند پیشنهاد می‌کنم و شما را به این سفر هیجان انگیز که ازش پشیمان نخواهید شد دعوت می‌کنم.


¹ : در علوم پزشکی دوره‌ای است عملی و تکمیلی در تحصیلات آموزش عالی که در بسیاری از کشورها پس از اخذ دکترای حرفه‌ای توسط پزشکان گذرانیده می‌شود. به شخصی که این دوره را می‌گذراند رزیدنت گفته می‌شود.
²: به موقعيتی گفته می‌شود كه شما انگيزه‌ی خوندن رو از دست می‌ديد كه می‌تونه كوتاه مدت يا بلند مدت باشه.
        
                راز هایی برای برملا شدن و تفنگی برای کُشتن.

شش فرد ، یک تیرانداز و راز هایی برای برملا شدن داستانی است که این کتاب دنبال می کند.

بعد از مجموعه دختر خوب این نویسنده ، شدیدا مشتاق خوندن اثر تازه اش بودم و باید بگم که تونست به طور خوبی انتظاراتم رو برآورده کنه و نشون بده فروش بالاش در آمازون بی دلیل نبوده.

شخصیت پردازی داستان به خوبی توسط هالی جکسون انجام شده به شکلی که تصویری واضح از هر شخصیت کتاب در ذهن خواننده شکل می گیرد و همین یکی از بزرگترین نقاط قوت این کتاب نیز محسوب می شود.

کتاب هیچ شخصیت اضافه و بی موردی نداره که همین نکته باعث میشه هیچ حفره ای در پایان معما داستان باقی نمونه که یکی از مهم ترین ویژگی های یک کتاب جنایی خوب نیز به حساب میاد.

اگر سرعت نیمه اول کتاب را خوب بنامیم که به علت آشنایی با شخصیت ها و شخصیت سازیست در نیمه دوم این سرعت دیوانه وار می شود که در بعضی از بخش های داستان استرس و تپش قلب را برای مخاطب به ارمغان
 می‌آورد.

پس دعوتتون میکنم به خوندن این کتاب جنایی از ملکه جنایی نویس نسل جدید.


پ.ن: کتاب جدید هالی جکسون نیز به تازگی منتشر شده و امیدوارم بزودی ترجمشو از نشر نون داشته باشیم.
        
                ساده ترین ورژن از موراکامی
اولین کتاب از سه گانه موش موراکامی که اولین کتاب اون نیز هست موضوعی جز تعطیلات تابستانی یک دانشجو ندارد.
موراکامی این کتاب را زمانی که در زبان انگلیسی آنچنان خوب نبود نوشت و در نهایت اون رو به زبان ژاپنی ترجمه کرد که بابت این موضوع میتونیم انتظار داشته باشیم با نثری ساده با جملات کوتاه مواجه بشیم که من رو شدیدا یاد قلم چارلز بوکوفسکی نیز انداخت.
کتاب بسیار ساده و دلنشینه درست همانند انیمه های میازاکی اما به گونه ای نیست که روایت مشخصی را دنبال کند و این باعث میشود در مدتی کوتاه از یاد خواننده برود و جز چند دیالوگ که مخاطب را به تفکر وا میدارد چیز خاصی برای ارائه ندارد.
هرچند که همراهی با موراکامی در این اثر شیرینه اما نمیشه به عنوان یک اثر کاملا خوب نگاهش کرد ، صرفا وجه مثبت این کتاب رویارویی با بی آلایش و بی سانسور ترین ورژن موراکامی است که متاسفانه در ترجمه این کتاب پر از سانسور ها شده و چیزی جز بدن بی جان این نوشته باقی نمانده.
        
                ستیز با پوچی.
کالیگولا پادشاه روم پس از مرگ خواهرش( معشوقه اش) از کاخ خود می‌گریزد و پس از مدتی برمیگردد اما با تفکراتی تازه...
این کتاب که با خوبی هرچه تمام تر عقیده آلبرکامو رو نمایان می کند ( بزودی در یک پست کامل توضیحش خواهم داد) جزو بهترین آثار کامو و حتی جزو بهترین نمایشنامه های تاریخ نیز هست که با مخاطب کاری می‌کند که هر لحظه آرزو کند کاش در آن دوران می‌زیست که بتواند ببینده این تئاتر باشد.
اگر از مرگ کامو و تئوری های مربوط به چگونگی مرگش اطلاع داشته باشید می‌دونید که خیلی از شواهد نشون می دهند کامو به دست حکومت شوروی به علت انتقاد های شدیدش از این حکومت به قتل رسیده.
 روند حکومت پادشاه روم در این کتاب اشاره کاملی به شوروی و حکومت کمونیست اش دارد و آلبرکامو در به تصویر کشیدن این نوع حکومت کاملا موفق عمل کرده.
در این نمایشنامه حتی مردم هم از قلم تیز و انتقادی کامو در امان نیستند چون این مرد فرانسوی به خوبی افکار پلید انسان را از بدن بی جانش بیرون می کشد تا صرفا نشان دهد برای بسیاری از مردم پول از جان مهم تر است مگر اینکه جان خودشان یا عزیزشان در میان باشد.
یکی دیگر از قدرتنمایی های کامو در این اثر قدرت استدلال های او نیز است ، اینکه چگونه کار های حاکمی به ظاهر دیوانه با استدلال های اون رنگ عقل به خود می گیرد و منطقی حتی گاهی درست به نظر می رسند.
به طور حتم خوندن این شاهکار رو به همه پیشنهاد میکنم.
        
                یه شاهکار کوانتومی.
فکر کنید وقتی که هنگام شب در حال برگشت به خانه هستید یک نفر شمارو میدزده و به خونه ی متروکه ای می‌بره و بیهوش می‌کنه ، وقتی که به هوش میاید زندگیتون به طور کامل فرق کرده ، شغلتون ، خانوادتون و حتی کوچیک ترین مراحل زندگیتون.
این کتاب که راجب تاثیر انتخاب ها و جهان های موازی هست جزو کتابایی قرار میگیره که روند فوق العادش رو از اول تا آخر حفظ می‌کنه و حتی ثانیه ای خسته کننده نمیشه.
داستانی که هیچ حفره ای رو پر نشده باقی نمی‌گذاره و به خوبی پیامش رو به خواننده می‌رسونه ، اینکه حتی کوچیک ترین و بی اهمیت ترین چیز ها می‌تونه روند زندگیمون رو به طور کل تغییر بده.
یکی دیگه از نکات مثبت رمان توضیحات کامل و ساده درباره ی کوانتوم و جهان های موازی بود که نه تنها مخاطب رو گیج نمی‌کرد بلکه باعث به وجود آوردن علاقه برای کسب اطلاعات بیشتر در این شاخه می‌شد.
در نهایت فقط می‌تونم بگم خوندن این شاهکار رو از دست ندید و از تک تک کلماتش لذت ببرید.
        
                قبول مرگ و فراتر از آن
کمتر کسی هست که با شنیدن نام موراکامی یاد داستان های کوتاه این نویسنده نیفتد ، و حالا ما اینجا با یک مجموعه دیگر از داستان های کوتاه موراکامی همراه هستیم که پر از موضوع مرگ و زندگیه.
برای من موراکامی مانند دو نویسنده در یک بدنه ، از بعضی آثارش لذت می‌برم و باهاش زندگی میکنم و از بعضی دیگر بیزارم.
 در بین مجموعه هایی که از این نویسنده خوندم هیچکدوم به اندازه این کتاب برام دلنشین نبوده ، شاید با یک مجموعه شاهکار مواجه نباشیم اما با یک کتاب دلنشین مثل شیر کاکائو همراه با کیک دوقلو مواجه هستیم که صد در صد ارزش خوندن داره و مثل همیشه در پشت این داستان های ساده مفهومی عظیم خوابیده
ترجمه کتاب هم در کل خوب بود اما مترجم می تونست جاهای سانسور شده رو به طرز بهتری زیر سبیلی به مخاطب برسونه.






پ.ن: اتفاقی که در داستان آینه افتاد کاملا منطقی و علمیه ، وقتی که انسان مدتی به خود در یک آینه با نور کم نگاه بندازه تا حدودی اتفاقات این داستان براش میوفته.
        
                نقد کتاب با مقداری نقد از نشر باژ:
بروس که تازه گواهینامه رانندگیش رو دریافت کرده با دنبال کردن یه تبهکار ، به علت دخالت کردن در کار پلیس محکوم میشه و دوران محکومیتش رو به عنوان یک کارگر در تیمارستان آرکام سپری می‌کنه که در این حین با یک‌ دختر زندانی آشنا میشه که فقط حاضره با بروس حرف بزنه ، آیا بروس در حال گرفتن اطلاعات از این دختره قاتله  یا برعکس؟
در نگاه اول که شروع به خوندن این کتاب کردم ، به چشم یک کتاب سبک و وقت استراحتی بین کتابای عمیق تر می دیدمش و انتظار محتوای درست حسابی از این کتاب نداشتم ، اما نه تنها اینگونه نبود بلکه در دل این کتاب با یک داستان غنی و پر از دیالوگ های فکر شده و شخصیت پردازی جذاب مواجه بودم که زمین گذاشتن کتابو سخت و غیرممکن می‌کرد.
پس آیا با یک کتاب صرفا نوجوانانه پسند روبرو هستیم ؟ خیر
آیا با یک کتاب فانتزی طرف هستیم؟ تقریبا خیر
بلکه چیزی که باهاش طرف هستیم یک رمان روانشناختی با داستانی از دوران بلوغ بروس وین ( نه بتمن) است که شمارو به خریدن دیگر کتابای کمپانی دیسی از نشر باژ مجذوب میکنه.




جدا از نقد کتاب یک نقد به نشر کتاب نیز بکنم ، هممون میدونیم که قیمت کتابا سر به فلک کشیده ، اما استفاده از بارکد در کتاب ها به جای قیمت برای اینکه هر لحظه که خواستید کتابو گرون تر بفروشید ( حتی کتابای چاپ قدیمی تر رو)کار درستیه؟
        
                سقوط مفهوم انسانیت
چه چیزی میتونم برای گفتن خلاصه ی کتاب بگم؟ داستان برام خیلی بهم ریخته بود پس صرفا اسمشو میزارم « تک گویی عجیب غریب» .
مارک منسون در کتاب هنر رندانه به **م گرفتن می نویسه: «همه ی ما به فردی نیاز داریم تا حقیقتی که ازش فرار می کنیم رو تو صورتمون بکوبه» و آلبرکامو در این کتاب همین نقش رو به عهده می‌گیره و به صورت غیرمستقیم شروع به نقد و قضاوت انسان و جامعه می کنه و یک شخصیت منفور رو میسازه تا صرفا این واقعیت رو به صورت مخاطب بکوبه که تفاوت آنچنانی با تک شخصیت کتاب نداره.
همون طور که در گزارشم موقع خوندن این کتاب گفتم ، فهمیدن و درک کتاب برام بسیار دشوار بود و بی شک سخت تربن کتابی بود که تا امروز خوندم و البته که ترجمه نه تنها کمکی به فهم بهتر نکرد بلکه به سختیش افزود.
مطمئنم که در آینده با یک ترجمه جدید باز سراغ این کتاب خواهم رفت تا شاید بتونم باهاش ارتباط بگیرم و درکش کنم.
در نهایت ، این کتاب رو به چه کسانی پیشنهاد میکنم ؟ کسانی که تجربه خوندن کتاب های فسلفی سنگین رو دارند و با مکتب فلسفی آلبرکامو آشنا هستند.





پ.ن: آیا تنفر از آدمیت تنفر به خود حساب می شود؟
        
                دفتر خاطرات چارلز بوکوفسکی.
اگه پایه صحبت های چارلز بوکوفسکی بنشینیم به نظرتون بهمون چی میگه؟ احتمالا میگه که گورتون رو گم کنین و بزارین از تنهاییم لذت ببرم اما در این مجموعه از تک نگاری های این مرد پای صحبتاش راجب موسیقی ، اسب ها ، مردم و نویسنده ها می نشینیم.
برای من که مدت ها در پی کشف این شخصیت مرموز بودم هرگز مصاحبه یا صحبت های دیگران راجبش کافی نبود پس چه چیزی بهتر از مدتی زندگی کردن با بوکوفسکی و خوندن تک نگاری هایی که بیشتر به خاطره نویسی شبیه میمونه ؟
آن هم در حالی که با پخته ترین ورژن این شاعر و نویسنده که به هفتاد و دو سالگی نزدیک شده و در حال نوشتن کتاب عامه پسند هست طرف هستیم.
متاسفانه چون ترجمه دیگه یا نسخه زبان اصلی این کتاب در دسترسم نبود نمی تونم بگم آیا با ترجمه ضعیفی رو برو هستیم یا بخاطر مست بودن نویسنده موقع نوشتن با بعضی بند های نامفهوم روبرو بودم ، اما در نگاه کلی ترجمه می تونست خیلی بهتر باشه و در رسوندن مفهوم موفق تر عمل کنه.
در آخر این کتاب رو به چه کسانی معرفی می کنم؟ کسایی که به شناخت چارلز بوکوفسکی علاقمند هستن و سابقه خوندن حداقل دو اثر از اون رو دارن
        
                برای چه چیز هایی در زندگی تره خورد میکنی؟
مارک منسون در این کتاب راجب اولویت ها ، فواید ساده بودن ، قدرت نه گفتن و ... حرف میزنه.
در بیشتر نوشته هام درباره ی کتاب های روانشناسی نکته ای که همیشه ذکر می‌کنم اینه که آیا کتاب حوصله سر بر بود برای یک فردی که کتاب های روانشناسی نمی خونه؟ بزارین بهتون بگم که اگه این کتاب رو بدون سانسور میخونین عمرا با مثال ها و داستانی هایی که مارک تعریف می‌کنه حوصلتون سر بره.
یک انتقاد بزرگ که به خیلی از کتابای روانشناسی میشه( واسه بعضی کتابا واقعا حق دارن) اینه که محتوای کتاب مقداری زرده و این چیزیه که تک و توک راجب این کتاب هم شنیدم ؛ اما بیاین کتاب های روانشناسی رو به چشم یک فرد ببینیم( خب واقعا هم اکثرا یک فرد نوشتتشون) به نظرتون امکان داره کل عقاید و حرفای یک فرد درست باشه؟ طبیعتاً نه!
این کتاب نکته ها و حرف های زیادی برای یاد دادن داره و همینطور نکته و حرفایی برای صرفا شنیدن و رد شدن ، و  این تو هستی که تصمیم میگیری هر نکته ی این کتاب رو در کدوم بخش قرار بدی.
در نهایت این کتاب رو به چه کسانی پیشنهاد می‌کنم ؟ کسانی که از یک قلم رک لذت می‌برند و به شنیدن یک حقیقت تلخ اما سازنده نیاز دارند و کسانی که میخوان خوندن کتابای روانشناسی رو شروع کنن.
        
                آشفته و جنون آمیز.
مرور کردن اتفاقات یک ازدواج عجیب در حالی که عروس این رابطه جنازه اش بر روی دو میز خوابانده شده.
این کتاب که در قالب یک تک گویی کوتاه است به گفته ی مترجم نسخه انگلیسی اش نسبت به تمام کتاب های دیگر داستایوفسکی متفاوت تر است ؛ کتاب با وجود سانسور های مشخص که در یک مورد روند داستان را گیج کننده می کند امتیاز قبولی را در ترجمه می گیرد.
این اثر در زمینه روانشناختی و شرح وضعیت روانی شخصیت کتاب فوق العاده عمل کرده و پیام خودش را کاملا واضح به گوش و روح مخاطب می‌رساند.
شخصیت اصلی داستان که مانند شخصیت مکمل نامش را نمی فهمیم با وجود دوست داشتن محبوبش خواهان تحقیر کردنش است که هر چند به شکل شاعرانه ای در ادامه کتاب کسی که مورد تحقیر قرار می گیرد خودش است ، هرچند که می توان دلیل ان اتفاق رو بیماری( خود بیمارنگاری) شخصیت اصلی و بلاهایی که در گذشته سرش آمده دانست.
جنونی که برای دخترک اتفاق می‌افتد و مرگش ( به دلایلی که بخاطر لو رفتن داستان نمیگم) به خوبی هدف داستایوفسکی را آشکار میسازد ، اینکه بیماری که دنبال درمان نیست موجب بیماری اطرافیانش میشود.
در نهایت، این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنم؟ دوست‌داران کتاب های روانشناختی ، علاقمندان به شناخت بیماری های روانی و کسانی که قلم این نویسنده را دنبال میکنند.
        
                اثری حاصل پنجاه سال زندگی.
همون‌جوری که از اسم کتاب پیداست این اثر راجب به چراغ سبز ها ، زرد ها و قرمز های زندگی متیو مک کانهی است ، زندگینامه ای که به قلم زیبای خودش نوشته شده است.
شاید در نگاه اول و با خواندن خلاصه کتاب فکر کنید که صرفا با یک زندگینامه از یک بازیگر هالیوودی روبرو هستید و به همین علت اگر عاشق این بازیگر نباشید به راحتی ازش گذر می کنید ، اما در دل کتاب با یک اثر روانشناسی جذاب روبرو هستیم که با استفاده و تعریف کردن تجربیات خودش به مراجعه کننده اش کمک می کند.
یکی از مواردی که باعث این است که اکثر کتابخوان ها از کتاب های روانشناسی فاصله بگیرند خشک بودن و سخت خوان بودن این کتاب ها است اما در این کتاب بخاطر مهارت های نوشتاری متیو مک کانهی حتی ذره ای دچار احساس خستگی نمی شوید بلکه همچون تشنه ای در بیابان ادامه کتاب را می نوشید.
این کتاب برای من ثابت کننده این بود که مک کانهی صرفا یک بازیگر عالی نیست بلکه یک نویسنده و فیلسوف مردمی خوب نیز هست ، نویسنده فیلسوفی که در مباحث کیستی ، نیستی ، لذت بردن از زندگی ، زندگی کردن در زمان حال ، صبر ، برنامه ریزی برای آینده و ... همچون دوستی خوب به خواننده اش کمک می‌کند.
در مبحث ترجمه ، ترجمه کتاب جز چند مورد نمره قابل قبولی را دریافت می کند و طراحی جلد کتاب مثل اکثر کتاب های نشر میلکان زیبا طراحی شده است.
در نهایت ، این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنم ؟ کسانی که می خواهند زندگی بهتری داشته باشند و بابتش نیاز به تلنگری دارند و همه و همه و همه.
        
                خاطره گویی ، موج موراکامی 📻
یکی از جدید ترین کتاب های رسمی این نویسنده همین اول شخص مفرد است ، کتابی با هفت داستان کوتاه و نوع روایتی که همچون اسمش اول شخص مفرد است.
نکته ای که درون دیگر نقدهایی که از این کتاب خواندم کمتر شاهدش بودم ، این بود که کسی اشاره به استفاده متعدد موراکامی از پدیده مرگ نکرده بود ، در میان کتاب های این نویسنده این اثر بیشترین اشاره به مرگ را داشت به گونه ای که ممکن نیست داستانی از این کتاب بخوانید و با اشاره ای از مرگ چه جسمی و چه روحی روبرو نشوید.
اگر از دیدگاه شخصی به این اثر نگاهی بیندازم به هیچ عنوان این کتاب را به چشم یک مجموعه ی داستان کوتاه نخواهم دید بلکه این اثر مانند دفترچه خاطراتی است که موراکامی درونش از حرفای قلبی اش نوشته و خواننده را شبیه به دوستی دیده که کنار هم آبجو می نوشند و راجب علایق های خودشان حرف می زنند و غیبت می کنند.
اما چرا این کتاب برای من خسته کننده بود ؟ روند کند کتاب و احتیاج به اطلاعات پیش زمینه ای در بیشتر داستان ها چیزی بود که این مجموعه را تبدیل به اثری حوصله سر بر و سخت برای خواندن کرده بود ، به شکلی که اگر از موسیقی کلاسیک و بیسبال اطلاعات خوبی نداشته باشید عملا نصف کتاب را نفهمیده اید و انگار در حال خواندن یه کتاب از وسطش هستید.
برای منی که شروع کرده ام به خواندن تمام آثار ترجمه شده از موراکامی این ضعیف ترین کتابی بود که از این نویسنده خواندم و پیشنهادم این است که  اگر می خواهید از موراکامی بخوانید حالا حالا ها سمت این نویسنده نروید چون از قلمش متنفر خواهید شد.
در آخر ؛  این کتاب را به چه کسانی معرفی می کنم ؟ به کسانی که عاشق پیانو کلاسیک هستند یا دیگر کتابی از موراکامی خواندن ندارند.
        
                در یک جنگل تاریکِ تاریک ، یک اتفاق تاریک تاریکِ در حال وقوع است.
نورا که ده سال است شهر دوران نوجوانی اش را همراه با آدم های داخلش را ترک کرده با یک ایمیل دعوت به مراسم مجردی قبل از ازدواج مواجه می شود ؛ اما چرا ؟ چرا دوستش نورا را که به مدت ده سال مانند یک روح بوده دعوت کرده ، حالا نورا برای پیدا کردن جواب این سوال باید به گذشته ای برگردد که ده سال در حال فرار ازش سپری کرده.
کسانی که روث ور را می شناسند و با قلمش آشنا هستند می دانند که در دو سوم اول کتابش به صورت مداوم در حال ساختن ضمیمه ای است که در نهایت شما را به پخش پایانی می‌رساند ، بخشی پایانی که بی رحمانه شما را میخکوب می کند و به خواننده اجازه زمین گذاشتن کتاب را نمی دهد ، اما این صبر برای یک پایان بندی جذاب ارزشش را دارد ؟ جواب من برای این سوال یک بله قاطع است.
کتاب در طول روایت خود روند آرامی را پیش می گیرد اما این روند آرام نه تنها خسته کننده نیست بلکه جذاب دنبال می شود و به علت تصویر سازی فوق العاده اش شما را پر از حس بودن در آن جمع می کند و گهگاهی سبب این می شود که دهانتان را از شگفتی باز کنید و فریادی از سر تعجب بزنید.
شخصیت سازی همچون دیگر آثار این نویسنده بی نقص پیش می رود و با کمک از شاخه های روانشناختی از کوچیک ترین جزئیاتی که برای شخصیت ها می سازد برای پیش بردن روند داستان گذر نمی کند که همین دلیلی است برای اینکه حفره ای درون معما داستان پیدا نمی شود و باعث به وجود آمدن همچین اثر جنایی جذابی می شود.
در آخر ؛ این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنم ؟
کسانی که دوستدار قلم روث ور هستند و کسانی که عاشقانه در کتاب های جنایی پرسه می زنند و دائما لباس کارآگاهی و ذره بین خود را به همراه دارند
        

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز باشگاهی ندارد.

لیست‌های کتاب

فرندز؛ دوستان و عاشقانFriends, Lovers, and the Big Terrible ThingFriends, Lovers, and the Big Terrible Thing

به یاد متیو پری...

3 کتاب

خوب نوشتن در این حال سخت و غیرممکنه اما بازم سعیم رو می‌کنم. امروز که با خبر مرگ متیو پری روبرو شدم باور نکردم ، دنبال منابع معتبر گشتم و دیدم دارم ناخودآگاه اشک میریزم ، اشکایی که نمیتونستم کنترلش کنم. برای من متیو پری بیشتر بیشتر از یک بازیگر با استعداد بود ، او همراه با فرندز در سخت ترین روز های زندگیم همراهم بود ‌و در اوج درد باعث قهقهه زدنم می‌شد جوری که حتی با گذشت چند سال از تموم کردن سریال بازم هرچند روز برمیگشتم تا یکی از قسمت هارو نگاه کنم و از دنیای واقعی دور بشم. متیو با وجود بچگی بد ، افسردگی و مبارزه دائمی با اعتیاد باعث خندیدن میلیون ها آدم شد با رقصیدنش ، کنایه ها ، جوک ها ، خندیدن ها ، تیکه کلام معروفش و ... این مرد انقدر خندوندن آدم ها براش مهم بود که در قسمتی از کتابش نوشته بود: ( اگر اون هارو نمی خندوندم حس میکردم دارم میمیرم). کتابش را بخوانید چون این میراث اون برای کمک به دیگران بود. تو باعث کلی لبخند شدی و درست میگفتی ( ما تنها میمیریم). گفتن این ها برام سخته و قلبم رو سنگین کرده اما : تو قوی بودی ، خیلی قوی و الان میتونی بالاخره استراحت کنی. خداحافظ رفیق... پ.ن: بخاطر نداشتن قابلیت پست گذاشتن مجبور شدم این نوشته رو به عنوان یه لیست منتشر کنم.

شهر خرسما در برابر شما: رمانبرندگان

تریلوژی بیرتاون (شهر خرس)

3 کتاب

وقتی اسم فردریک بکمن را می شنویم ، مطمئنیم که با اثری پر از احساسات و روابط انسانی مواجه ایم ، آثاری که تا مدت ها در ذهنمان ماندگار خواهد بود و ازش نقل قول خواهیم کرد . احتمالا بارها شده که حس کنید یک سریال شما رو وابسته تر به خودش کند تا فیلمی تک قسمتی ، یکی از دلایل این اتفاق رشد کردن ما همزمان با رشد شخصیت اون سریال در طی زمان چند فصله است و نیز در دنیای جادویی آنها بیشتر از یه فیلم باقی میمونیم و هر لحظه دل کندن سخت و سخت تر می شود. تریلوژی شهر خرس نمونه بارز یک سریال شاهکار است که دل کندن ازش نه سخت بلکه غیرممکنه ، تنها تفاوتش نسبت به سریال این است که خود شما کارگردان و مسئول انتخاب بازیگر ها در ذهنتون هستید. در این کتاب خبری از اژدها یا ابرقهرمان و ویلین( ضد ابرقهرمان ) نیست بلکه پر است از آدم های خاکستری که برای کار ها و عکس العمل های خود دلایل قانع کننده ای دارند ؛ ویژگی و نقطه قوت اصلی این کتاب دقیقا همین است اینکه دقیقا شبیه به دنیا امروزیست و امکان ندارد که در این کتاب شخصیتی نزدیک به شخصیت خودتون پیدا نکنید. هرچند همون‌طور که اشاره کردم این سه گانه تماماً از دنیای امروزی الهام گرفته شده اما در آخر کاری با دلتان میکند که جای نامه هاگوارتز به دنبال بلیت اتوبوس به سمت بیرتاون( شهر خرس) باشید. در این سفر پر از اشک و خنده ، درد و شادی ، مرگ و تولد و هرچیزی که از یک کتاب انتظار دارید رو می یابید و در نهایت خانواده ای پیدا میکنید که همیشه در قلب و مغزتان باقی خواهند ماند به گونه ای که هنگام مشکلات یا هر تصمیم کوچک و بزرگی در زندگی از خودتان خواهید پرسید اگر پیتر ، بنجی یا تیمو (شخصیت های کتاب) بودند چه کار میکردند؟ پ.ن: به شکل رسمی اعلام نشده توسط فردریک بکمن اما احتمال داره پیش درآمدی از کتاب در آینده نوشته بشه و به گونه ای ادامه غیر مستقیم این تریلوژی باشه. در زیر ترتیب کتاب هارو مشاهده می کنید :