خب جلد اول به پایان رسید، و منم جوری annotate کردمش که هر کی ندونه فکر میکنه با چه جون و دلی کتابو «خوردم»! ولی راستش اونقدرهام برام جذاب نبود. قسمتایی که راجع به توصیف منظره یا نظریات کشاورزی بود حوصلهمو تا حدی سر میبرد. داستان لووین و کیتی تازه آخرای این جلد یه تکونی به خودش داد و ماجرای آنا و ورونسکی هم اونقدر که انتظار داشتم جذبم نکرد.
نمیفهمم چرا خیلیا انقدر از شخصیت کارینین بد میگفتن در حالیکه بجز خود آنا، کارینین یکی از قابل فهمترین شخصیتهای کتاب بود.
جالبترین قسمتای کتاب مربوط به افکار و تغییرات درونی آنا بود به نظرم.
فعلا چیز دیگهای ندارم بگم. به نظرم بهتره یه فاصلهای بین این جلد و جلد دوم بندازم و بعد برم سراغش.
ترجمهی آقای آتش بر آب هم بسیار روون بود و دوسش داشتم.
پینوشت: فقط اونجاهاش که شخصیتا بهم میگفتن: کمونیسم؟ هاها کمونیسم کجا بود بابا اینا همش چارتا شورشی دهاتین!
ما خوانندهها که میدونیم چند دهه بعد واقعا کمونیسم رو کار میاد و دهنشونو سرویس میکنه: 😅😅😅