کتاب شاید عروس دریایی داستانی است که آرام اما پرهیاهو در درون آدم رسوب میکند. روایتی از تنهایی یک کودک، از پرسشهای بیپاسخ و از زخمهایی که مرگ بر جای میگذارد. قهرمان داستان، در جستوجوی چراییِ یک اتفاق ساده اما هولناک، به سفری درونی کشیده میشود؛ سفری میان علم و خیال، میان کودکی و بلوغ، میان امید و اندوه.
زیبایی این کتاب در سکوتهایش است؛ در لحظههایی که هیچ پاسخ روشنی وجود ندارد، اما پرسشها همچنان در ذهن طنیناندازند. «شاید عروس دریایی» یادمان میآورد که غم از دست دادن، فقط اندوهی گذرا نیست، بلکه گاهی به شکل پرسشی جاودانه در قلب ما باقی میماند. این کتاب با زبان ساده و روایتی شفاف، در حقیقت از پیچیدگیهای روح انسان میگوید؛ از اینکه گاهی برای تحمل دنیا، باید راهی برای ساختن معنا پیدا کرد، حتی اگر آن معنا فقط یک افسانهی کوچک در ذهن کودکانه باشد.
کتاب آلی بنجامین مثل زمزمهای آرام است که آدم را به فکر فرو میبرد: دربارهی دوستی، دربارهی سکوتهایی که میان کلمات جا خوش کردهاند و دربارهی شکنندگیِ زندگی. وقتی کتاب تمام میشود، انگار آدم با خودش تنها میماند و مدام این پرسش در ذهنش میچرخد: آیا ما هرگز میتوانیم واقعاً دلیل یک فقدان را بفهمیم، یا فقط یاد میگیریم با ندانستن زندگی کنیم؟