«کسی که افسوس مرگ اتحاد شوروی را نمیخورد، قلب ندارد و کسی که به بازگشت آن امید بسته است، مغز ندارد»*
📌اتحاد جماهیر شوروی را حاصل انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ میدانند. حکومتی که خود را محقق کنندهی وعدهی مارکس میدانست که: سرمایهداری سرانجام فروخواهد پاشید و سوسیالیسم جای آن را خواهد گرفت. اما آنچه نهایتاً فرو پاشید، شوروی بود نه سرمایهداری.
🔸️کتاب «تاریخ فشردهی اتحاد شوروی» در پی ریشه یابی انقلاب ۱۹۱۷ نیست. همانطور که داعیهی بررسی علل سقوط شوروی را هم ندارد. نویسنده از ابتدا هدف خود را آشنایی کلی با یکی از مهمترین حکومت های تاریخ معرفی میکند؛ کاری که کاملاً از پس آن بر آمده.
▫️پیدا کردن درکی نزدیک به حقیقت درباره اتحاد جماهیر شوروی چیزی شبیه به غیرممکن است. از ابتدای انقلاب اکتبر تا همین امروز، غرب با سوءظنی مرضگونه نسبت به روس ها عمل کرده است. رسانه هایش بیست و چهار ساعته هر گونه انگ اخلاقی و عملی که هست برای روس ها (به ویژه از نوع کمونیستشان) درنظر گرفته و میگیرند.
قدرت پروپاگاندای غرب و بعد گرایش حکومت پهلوی به بلوک غرب و ترس مرضگونه آن از چپ ها (همانند دوستان غربیاش) به ریشهدار شدن این نگاه متعصبانه و منفی نسبت به شوروی در ایران دامن زد. اگر بعدتر در دوره جمهوری اسلامی بودند کسانی که از ریز و درشت غرب جانب داری کنند، شوروی اینبار هم شانسی نداشت.
🔹️«امر بین الاَمرَین» هرگز راجع به شوروی صادق نبود. این کتاب اما تلاش کرده تا در کنار این پیشفرض که جماهیر شوروی تمامیتخواه (totalitarian) بود و تمامیتخواهی بد است، این را مطرح میکند که چه بسا این حکومت آن شر مطلقی که در دورهی جنگ سرد تصویر میشد نباشد.
▪️نویسنده طی هفت بخش و یک پسگفتار، شِمایی کلی و جدید از شوروی و پساشوروی ارائه میکند.
کتاب اصلاً ویکیپدیایی نیست (برخلاف مجموعه تاریخ جهان نشر ققنوس!). آمارها، منابع و بعضا تحلیل های کتاب، آنرا به منبعی جالب توجه تبدیل کرده است.
و خلاصه اینکه: مگر چیز کمی است که کتابی پیدا شود راجع به اتحاد جماهیر شوروی و نگاهش سیاه یا سفید مطلق نباشد؟
*نقل از ولادیمیر پوتین