معرفی کتاب مرگ به وقت بهار اثر مرسه رودوردا مترجم نیلی انصار
با انتخاب ستارهها به این کتاب امتیاز دهید.
در حال خواندن
14
خواندهام
77
خواهم خواند
100
توضیحات
به این شکل زندگی کردن عادت کرده بود و وقتی مردم فکر کردند دیگر انسان نیست و قفس را باز کردند، چیزی عوض نشد. همانجا ماند. هیچچیز برایش مهم نبود، چه میماند پشت میلهها چه نمیماند. خودش زندان خودش بود. هرکسی زندان خودش است، چیزی عوض نمیشود، فقط عادتهای ما هستند که عوض میشوند. مرگ به وقت بهار، کتابی است پر از خشم، وحشت، انزجار و درعینحال زیبایی که زبان صریح و زنده و قدرت خیالانگیزی آن در صفحهبهصفحهاش مشهود است. پرواضح است که این کتاب اثری هنری و حقیقتاً بیبدیل است. به قول راوی داستان هنگام توصیف چشمهای کوهستانی: «چیز زندهای بود فرای درک و فهم.» و بیشک کتابی است که بههیچوجه فراموش نمیشود. (جان سلف)
بریدۀ کتابهای مرتبط به مرگ به وقت بهار
نمایش همهلیستهای مرتبط به مرگ به وقت بهار
پستهای مرتبط به مرگ به وقت بهار
یادداشتها
1403/9/21
رمانی غریب و نیازمند تحلیل و تفکر است. کتاب بر روایت داستانی متکی نیست، بلکه بر فلسفهی زندگی و مرگ و چرخهی بیپایان حیات تمرکز دارد. وقتی شروع به مطالعه کتاب کردم، منتظر یک شاهکار ادبی مانند آثار کلاسیک بودم؛ این انتظار موجب شد پس از مدتی علاقهام را به کتاب از دست بدهم. در حقیقت، ارزش این رمان نه در حوادث داستانی، بلکه در لایههای عمیق فلسفی که با استفاده از نمادهای طبیعی مطرح میشود، نهفته است. نویسنده برخلاف داستانهای کلاسیک و سنتی سعی میکند، چرخهی گذرا و تکرار شونده زندگی و مرگ را نشان دهد. نویسنده با استفاده از نمادهای طبیعی بیتفاوتی جهان هستی به انسان و سرنوشت او را به تصویر میکشد. او نشان میدهد که انسان تا چه اندازه در این جهان کوچک و تنهاست. طبیعت در رمان بخشی جداییناپذیر از روایت است و گاهی حتی نقش شخصیتی مستقل را ایفا میکند. رابطهی میان انسان و طبیعت در داستان، پیچیده و پر از تنش است و بیرحمی طبیعت نسبت به انسان را به خوبی به نمایش میگذارد. یکی از نقاط قوت رمان، استفاده از نمادهای ساده اما تأثیرگذار است. نویسنده با استفاده از عناصر طبیعی مانند آب، روشنایی، تاریکی، فصلها و ... حسی فلسفی و چندلایه در خواننده به وجود میآورد. او در عین حال شخصیتها را بسیار واقعی جلوه میدهد و خواننده را به خوبی با آنها همزاد پنداری میکند. فضای رمان تاریک، سرد و گاه سنگین است و ممکن است برای برخی خوانندگان ناخوشایند باشد. این تاریکی با پایان غیرمنتظره و تلخ کتاب به اوج خود میرسد و خواننده را با پرسشهای عمیق دربارهی معنای زندگی و مرگ تنها میگذارد. تصویر روی جلد کتاب، با نمایش دهکدهای در دل طبیعت و انسانهایی بدون چهره، بهخوبی فضای کلی اثر را منعکس میکند و خواننده میتواند فضای داستان را مجسم کند. این کتاب برخلاف تبلیغات، برای همهی خوانندگان مناسب نیست. لذت بردن از آن نیازمند صبر، علاقه به ادبیات فلسفی و آشنایی با تحلیل نمادهاست. اگر با نمادها آشنایی ندارید پس از مطالعه بخشی از کتاب با استفاده از اینترنت یا هوش مصنوعی نمادهای موجود در داستان را تحلیل کنید زیرا درک و لذت بردن از کتاب نیازمند فهمیدن نمادها است. این کتاب اثری ساده، روان و مناسب سرگرمی نیست؛ پیچیده است و نیاز به تفکر دارد؛ برای فهمیدن آن باید نمادهای موجود در آن را تحلیل کرد. به صورت کلی روایت کتاب در چرخهی بیانتهای زندگی و مرگ، تنهایی انسان در این چرخه و بیتوجهی و بیرحمی طبیعت نسبت به سرنوشت انسان خلاصه میشود.
با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش میشود.
29
1403/5/12
6
1403/4/27
8
1403/8/26
4
1403/4/14
13
1403/4/24
5
1403/4/13
22
1403/6/14
0