مِرگان آبد

مِرگان آبد

@gorizgaah

13 دنبال شده

21 دنبال کننده

            مگر حلقه‌ی در، با همه‌ی کجی، بر در قرار نمی‌گیرد؟
من هم با همه‌ی عیب هایم، اینجا هستم.
          

یادداشت‌ها

        براى بار دوم برادران رو خوندم و بار اول با ترجمه صالح حسينى و 
اين بار با ترجمه پرويز شهدى 
كه قطعا پيشنهاد من ترجمه دومه
اگر قبلش جوان خام رو خونده باشيم متوجه مى‌شیم که در اینجا هم مانند جوان خام، ما مواجهه‌ی پدر و پسر رو تقریبا در شرایط مشابهی داریم و وجه اشتراک در هر دو بنظرم اینه که فرزندی که رو در روی پدر قرار می‌گیره فرزندی‌ست که ناخواسته و کنارگذاشته شده‌ست.

سه برادر داستان،
دومی (ایوان) روشنفکر شكاك و بى اعتقاد به مسيح
سومی (آلیوشا) با ايمان و معتقد به مسيح
و اولی (دیمیتری) كه برادر ناتنى‌ست فردی شهوتران و گناهکاره
که در انتها برادران در پی نجاتش هستن 
و خود دیمیتری که نجات رو در کیفر دیدن و رنج کشیدن می‌بینه

و البته برادر چهارمی( اسمردياكوف) که گویا فرزند نامشروع پدر هست هم حضور داره و در اتفاقاتى كه از سر مى گذرونن نقشى اساسى داره 

بنظر من يكى از قدرتمندترین بخشهاى داستان، دیالوگ بین ایوان و آلیوشاست و این بحث هم در نتیجه‌ی سوالی‌ست که پدرشون پرسیده : آیا خدایی وجود داره؟

اگر داستايفسكى مى خواست در اين مكالمه صرفا ناظر باشه، بنظرم مى بايست به صحبتهاى ايوان( شعر و ادعانامه و افسانه بازپرس) پاسخى در همان حد قوى و كوبنده (از طرف آلیوشا ) داده مى شد و قضاوت رو در نهايت  به مخاطب واگذار مى كرد كه در جدال شك و ايمان با ايوان همدل‌تره یا با آلیوشا. که البته این هم مستلزم این بود که شخصیت آلیوشا کمی قوی‌تر و استخون‌دارتر شکل می‌گرفت.

این کتابیه که قطعا برای دوباره خوندن انتخابش می‌کنم👌🏽
      

6

4

        کتاب سیاوش در آغوش آتش حاوی ادامهٔ داستان سیاوش و آزمون مشهور اوست که از آن سربلند بیرون آمد. حالا سیاوش برای اثبات توانایی‌هایش به کاووس و دوری از سودابه، به درون آتشی دیگر قدم می‌گذارد؛ آتش جنگ ایران با توران. همه‌چیز در داستان سیاوش گرد هم آمده است؛ تراژدی، عشق، نفرت، جنگ، خیانت، دورویی، انتقام و... . داستان سیاوش را یکی از تراژدی‌های شاهنامه دانسته‌اند که فاجعه‌ای بزرگ در آن روی می‌دهد؛ کشته‌شدن شاهزاده‌ای ایرانی به‌دست تورانیان؛ کسی که آیین سوگ سیاوش، سیاوشان یا سووشون به یاد او هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران برگزار می‌شود و معروف است که با ریختن خونش بر زمین، گیاهی به نام «پر سیاوشان» روییده که روی برگ‌هایش سر بریدهٔ سیاوش دیده می‌شود. محسن دامادی در کتاب سیاوش در آغوش آتش، همهٔ وقایع منجر به مرگ سیاوش را شرح داده است. این کتاب ترکیبی از شعر و نثر است.

مجموعهٔ «داستان‌های شاهنامه» آثاری را در بر می‌گیرد که با قلم محسن دامادی و به‌قصد آشناکردن مخاطب عام با داستان‌ها و ابیات شاهنامه نوشته شده‌اند. نویسنده در هر یک از جلدهای مجموعهٔ یادشده، یکی از روایت‌های این اثر سترگ را بازنویسی کرده و کوشیده است تا در تمامی جلدها، رسم امانت را به‌خوبی به‌ جا آورد و در کنار ارائهٔ شرحی از مجموعهٔ ابیات، خودِ بیت‌ها را نیز در اختیار مخاطب قرار دهد.

از #طاقچه
      

6

        تا شصت درصد کتاب که پیش رفتم فکر می‌کردم ژانر کتاب سورئاله  و بعد با خودم گفتم شایدم تم روانشناسی داره و شخصیت اصلی داستان پارانویا ! 
جلوتر متوجه شدم که چقدر عرفانیه و استفاده از داستان‌های عرفانی شمس و مولانا و عطار و دیگر المان‌ها وسیله نیست و می‌تونه هدف کتاب باشه !
جاهایی در خلال کتاب و در پند پایان هم « قصه گفتن و نوشتن و نوشته» رو همردیف زندگی و به قدر زندگی شگفت‌انگیز می‌دونه و حتی تنها وسیله و تنها روش برای خود بودن!

الان که کتاب رو تمام کردم اینجوری‌ام که حدس‌هام خیلی هم بیربط نبودن چون توی همه‌شون گمگشتگی و به تبعش میل به هویت داشتن و در جستجوی خود بودن مشهوده! اونجا که ارتباطتت رو با خودت و واقعیت خودت و زندگیت از دست می‌دی به سورئال پناه می‌بری آگاهانه ( با دیدن فیلم و خوندن کتاب و مصرف مواد و …) یا ناآگاهانه ( و در اثر بیماری‌های روحی روانی )! 
از طرفی هم سرودن،نوشتن، خلق کردن، خالق بودن، همه‌شون نتیجه‌ی تجربه‌ی نوعی فقدانه! حتی به قدر لحظه‌ای! حتی بقدر لحظه‌ای همدل و همدرد شدن با فقدان‌دیده! نتیجه‌ی فقدان تعادل در لحظاتی از زندگی‌یه! 
از دست دادن تعادل در احساسات مثل جریحه‌دار شدنمون موقعی که کودکی رو در حال دستفروشی در سرمای زمستون می‌بینیم!( البته اگه کثرت این صحنه‌ها ما رو سِر نکرده باشه )
 عدم تعادل در ادراک وقایع زندگی مثل سرخورده شدنمون وقتی که همه‌ی مدارک قانونی به نفع موکلمونه و رای نمی‌گیریم چون به دست‌هایی که نمی‌بینیمشون اما درکارند عادت نکردیم!
 عدم تعادل در فهم و شناخت خود مثل تجربه‌ی گمگشتگی مثل وقتی که همه‌ی اهدافمون رو تیک زدیم اما هنوز هم به احساس رسیدن نرسیدیم!
همه‌ی این تجربیات می‌تونه شاعر رو تحریک ‌کنه به سرودن! نویسنده رو به نوشتن و خبرنگار رو به تهیه گزارش! و خلق می‌تونه علاوه بر خودِ « بودن » به « خود بودن»مون کمک کنه!
از معدود کتابایی بود که وادار به نظر نوشتنم کرد! حتما تعادل من هم به هم خورده و کمی به خودم نزدیک‌تر شدم!
      

24

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.