معرفی کتاب شوهر آهو خانم اثر علی محمد افغانی

شوهر آهو خانم

شوهر آهو خانم

3.7
143 نفر |
49 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

27

خوانده‌ام

306

خواهم خواند

229

ناشر
نگاه
شابک
9789643511104
تعداد صفحات
800
تاریخ انتشار
1399/3/25

توضیحات

        
آهوخانم ـ زن زحمتکش و بردبار ـ نمونه ی واقعی زن ایرانی است: زنی بزرگوار که حق و حقوقی ندارد، و همین سبب خواری اوست. تصویر واقع گرایانه افغانی، بیمارگونگی تصورات اغلب نویسندگان این دوره نسبت به زن ایرانی را برملا می کند. از فصل دوم به بعد، آهوخانم محور داستان قرار می گیرد و طرح رمان به یاری او بسط می یابد، آدم ها و ماجراها گرد او شکل می گیرند. آرامش و قابل اعتماد بودن آهوخانم آنچنان بر تمامی داستان تأثیر می گذارد که حتی در صحنه هایی که حضور ندارد، وجودش محسوس است. در عین حال پیوستگی متقابل او به آدمهای دیگر، سبب استحکام ساختمان اثر می شود. در فصل سوم با خصلت ها و گذشته هما آشنا می شویم: زنی بلهوس، سرکش و «متجدد». زنی که می خواهد از پیله ای که جامعه و سنت ها بر دورش تنیده اند درآید، اما به علل متعدد گمراه می شود. هما در سراشیب سقوط اخلاقی به دسته ی مطرب ها می پیوندد و رقاص می شود. سیدمیران به نجات او از ابتذال می اندیشد. عشق جوانانه پیرمرد را سودایی کرده است. اسیر افسون هما، روزهایی رؤیایی و خوش بر او می گذرد. عاقبت بنیه مالی و توجیه های اخلاقی کار را آسان می کند: در صبحی آرام، هما همراه سیدمیران وارد خانه می شود. از آن پس، خانه صحنه تنازع بقایی وحشیانه می شود؛ تنازع بقایی که در جریان آن آهوخانم تغییر می کند و به آگاهی ارزشمندی دست می یابد. هما به عقد سیدمیران درمی آید و هووی رسمی آهوخانم می شود. آهوخانم صبورانه از کانون خانوادگی اش دفاع می کند و هما با حوصله به راندن او از صحنه مشغول می شود. اما دفاع یأس آمیز آهوخانم –توسل به همسایگان و دوستان، دعا ونذر و جادو- نتیجه ای نمی دهد و او روز به روز بیشتر عقب نشینی می کندو….
      

لیست‌های مرتبط به شوهر آهو خانم

نمایش همه
داستان دو شهرچشم هایشجای خالی سلوچ

سیاهه سیاحت، سیر وسلوک یا سیمای سحر و سیاست زنانه

76 کتاب

اول خواستم فقط رمان و حسب‌حال بنویسم اما دیدم کتاب‌هایی در ذهنم هست که دلم پیش‌شان است و دستم به حذف‌شان نمی‌رود. بعدتر اگر مجالی بود شاید این فهرست را تفکیک کردم! آنروز موعود قول میدهم که در فهرست‌های جداگانه مفصل‌تر بنویسم! (وعده سر خرمن) برای خواندن این سیاهه حرف‌هایی به نظر مهم می‌رسد که بدانید. البته اگر یادداشت حقیر در خصوص داستان دوشهر را خوانده باشیددستتان می‌آید تصویر زنان در آینه این پیرمرد نورس را! 1- در کتاب، زن سوژه است و ابژه! قهرمان است و مقهور! محبوب است و منفور! قاعده است و قرار! قدرت است و غیرت! نفرت است و موهبت! زمین است و زمان! آن است و آینده! حقیقت است و فسانه! دلدار است و دل‌داده! عصمت است و پتیاره! پیامبر است و ساحره! گل است و گلاب! صواب است و عقاب! شهد است و شراب! زهر و است و سراب! حزین است و شاداب! شاهد است و شهید! شهر است و شعر! شهرت است و غریبی! ساحل است و صخره!‌ کویر است و دریا! بهشت است و دنیا! 2- در شاعرانگی‌ها بالا اگر خواستید بجای «و»، «یا» بگذارید! بجای کتاب هم اگر خواستید زندگی بگذارید! قضاوتش با شما! بگذریم! 3- سیاهه شامل کتبی است داستانی و ناداستان که در آن یا زن قهرمانی است یا بستر بروز قهرمانی یا چشم سیاهی در جستجوی قهرمانی به نظر من. ۴- اول که فهرست را که نوشتم مورد لطف و نظر تعدادی از اهل ذوق قرار گرفت و کتبی را پیش نهادند تا اضافه کنم که از ۵۰ به بعد شماره شده است. ۵- بخشی از کتاب‌ها نه فارسی و نه زبان اصلیشان در ایران نمایه نشده و متاسفانه قادر به فهرست کردنشان در بهخوان نیستم. بخاطر همین اسامی مهم‌ترین آن‌ها را در همین نوشتار تقدیم می‌کنم. ۱- نوشتن علیه فرهنگ نوشته خانم لیلا ابولغود ۲- زن در الجزایر نوشته خانم آسیه جبار ۳- عشق آوای خیال نوشته خانم آسیه جبار پ.ن. کتاب‌ها بی هیچ علتی و برداشتی ۷۲ تن شدند.

31

پست‌های مرتبط به شوهر آهو خانم

یادداشت‌ها

          شوهرآهوخانم نام کتابی اثر علی محمدافغانی است . این کتاب زیبا نخستین اثر این نویسنده پرآوازه است که با استقبال بسیار زیاد در بین اهالی کتاب مواجه شد. انتشار این رمان حجیم در سال ۱۳۴۰ حادثه‌ای مهم در بازار کتاب و ادبیات داستانی ایران بود.علی محمد افغانی این رمان را در سالهای زندان۱۳۳۳ تا ۱۳۳۸  نوشته است و پس از خروج از زندان اقدام به چاپ آن با هزینه ی شخصی می‌کند زیرا ناشری حاضر به مخاطره برای چاپ بر روی داستان بلند یک نویسنده ی ناشناس نمی‌شود.

قلم محمد علی افغانی در ساختن تصاویر بسیار تواناست و از پس بیان جزئیات با ظرافتی خاص بر آمده است. امّا بیشتر به جنبه‌های ظاهری توجّه شده است. خواننده ی کتاب هنگام مطالعه می‌تواند تصاویر خانه را به آسانی با توضیحات ظریف نویسنده در ذهن بسازد.خواننده حتی جزئی ترین اجزای چهره و اندام شخصیّت‌های قصّه، حتی فرعی ترین اشخاص، را در ذهن می‌بیند.

داستان در سال ۱۳۱۳ در کرمانشاه رخ می‌دهد و درون مایه اصلی داستان با واقعیّت اسف بار زندگی زنان در لایه‌های پائینی جامعه در آ ن سالها ارتباطی نزدیک دارد و در نکوهش آئین چند همسری است. در این رمان مناسبات خانوادگی و ضوابط احساسی و عاطفی مرتبط بدان بازنمایی شده است. این کتاب جایزه بهترین رمان سال را از آن خود کرد
        

7

          بچه که بودم یکی از دوستان از خارج کشور برایم شکلاتی بسیار خوشمزه سوغات آورد. انقدر طعمش را دوست داشتم که هر روز حریصانه یک تکه کوچک از آن را میبریدم و به آرامی میخوردم!
رمان شوهر آهو خانم را دقیقا مثل شکلات دوست داشتنی کودکی ام خواندم. آرام آرام و با لذت. 
برخلاف نظر خیلی از خوانندگان،معتقدم حتی یک جمله هم در این کتاب زیادی نیست. شخصیت ها به خوبی پردازش شده اند. نه فقط از لحاظ ظاهری بلکه از لحاظ فکری و روانی! و انقدر این کار هنرمندانه انجام شده که در طول این یکماه خوانش کتاب،انگار من هم یکی از اتاق های خانه قدیمی و باصفای سید میران را کرایه کرده ام و هر روز کنار پنجره اتاق رو به حیاط بزرگ و باصفای خانه با یک استکان چای قند پهلو در دست نظاره گر اتفاقات و کشمکش های بین دو هَوو هستم. جایی به حال خوش سید میران و هنر و رندی اش در کنترل زندگی و امور و مدیریت زنان غبطه خوردم و  دقیقا چند صفحه بعد از عمق دل از او متنفر شدم.گاهی به اتفاقات داستان و شیطنت های زن های قصه خندیدم و گاهی برای مظلومیتشان اشک ریختم! و این همه ناشی از هنر نویسندگی علی محمد افغانی بود.
کتاب فقط یک داستان نیست بلکه دائره المعارفی از اصطلاحات و ضرب المثل ها و لطایف شیرین ایرانیست و به خوبی فضای فکری و فرهنگی و سیاسی عصر رضاخان را ترسیم کرده. تقابل سنت و مدرنیته درونمایه اصلی این داستان است و همزمانی دو دلی و کشمکش های روحی سید میران بین آهو(زن سنتی) و هما(زن مدرن) با وقایع فرهنگی سیاسی آن زمان در گذار جامعه سنتی ایران به مدرنیته و تجددگرایی، بسیار هنرمندانه توسط نویسنده انجام شده.
"جمعه چهارده آبان هزار و چهارصد" شوهر آهو خانم شیرین ترین ، فنی ترین و قوی ترین داستان بلند ایرانیست که تا به امروز خوانده ام!
        

4

Parisa

Parisa

1403/4/2

          همیشه بر این باور هستم  که محبوبیت و مقبولیت هرچیزی  در یک جمعیت آمری وسیع، میتونه نماد ضعف باشه ،چراکه وقتی چیزی بتونه نظر تعداد زیادی از ادم ها رو جلب بکنه قطعا جایی برای تحلیل و سبک سنگی کردن نداره. که در ۹۹درصد موارد هم این باور برای من صحيح هست.البته این نظر منه و ممکن برای خیلی ها قابل قبول نباشه .
متاسفانه این دیدگاه در مورد کتاب مشهور شوهر اهو خانم با این همه طرفدار هم صدق کرد، به جرات میتونم‌بگم یکی از مزخرف ترین کتاب هایی بود که خوندم ، حجم زیادی داشت و بی محتوا بود،بسیار متعجب شدم از اینکه تو دسته بنده آثار فاخر ادبیات ایرانی گنجانده شده.
ساعت ها برای خوانشش زمان سپری کردم به امید اینکه روزنه ای جهت ابراز تفاخر اثر گشوده بشه دریغ از سوسوی چراغی!
هر بخش رو که میخوندم بیشتر مطمئن میشدم قطعا فصد نویسنده فقط به تصویر کشیدن نمایی اروتیک بوده در هر بهخش از داستان به جزئیات پردازی راجبه اندام های یک زن پرداخته شده که در هر صفحه چندین و چند بار این اوصاف تعریف میشه بدون اینکه ضرورتی داشته باشه. به ابزوردترین  حالت ممکن  ضعف یک  مرد  رو در مواجهه با یک زن به تصویر کشیده بود که به نظرم بسیار سیاه نمایی و اگزجر شده بود . من خودم بارها و بارها مورد آزار  و تهاجم برخی آقایون در دانشگاه   خیابان ، محل کار،رستوران‌ها،مترو و جاهای مختلف شدم و قطعه تمام زن های دنیا این تجربیات مشمئزکننده رو به نوعی تو زندگی داشتن اما این نوع نمایش از  بلهوسی و افسارگسیختگی برای یک مرد که سبقه ی محبوبیت و درستکاریش در یک شهر برای همه اهالی پوشیده نیست بنظرم یکم  احمقانه ست. چون در طول داستان خواننده فقط شاهد حماقت و حملات شدید ترشح تستسترون در کاراکتر مرد داستان ست که واقعا برای بی غیرت ترین و یول ترین نر ها هم این حجم از کثافت قابل قبول نيست،  من شخصا هیچ توجیهی برای این میزان تلاش برای نشان دادن زن به عنوان نمادی  که تنها برای برآورده شدن آنچه که  ارزوش هست آمده تا عقل از سر مرد بدزده و مرد رو نماد وجودی که کوچکترین توانی در کنترل شهوت و حماقتش نداره ، نمیبینم. 
اصلا از کتاب راضی نبودم و اصلا پیشنهاد نمیکنم بخونیدش چون فضای کلی برای من شدیدا چندش آور بود ،کوچکترین موضوع قابل تاملی درش وجود نداشت چه بسا که ترویج بی حیایی و بی قیدی، بی ارزش نشان دادن نماد خانواده، بی مسئولیتی و تحقیر و توهین به ذات انسانی چه زن و چه مرد در کتاب موج میزنه .
پایان بندی به شدت تهوع برانگیز بود، عادی سازی کثافت و حقارتی که کاراکتر ها طی داستان باهاش دست و پنجه نرم میکردن و خیلی یهویی همه چیز به گل و سبزه آراسته شد به نظرم توهین به شعور مخاطب بود .
عمیقا متاسفم بابت زمانیکه بخاطر مطالعه این کتاب از دست دادم👎
        

2

        شوهر اهو خانم از عشق مردی ۵۰ساله حکایت میکند که او را به اوج حماقت و خواری میکشاند. این کتاب که از نظر محتوا، بی ارزش و دارای یک داستان ابکی است، به جهت هنر نویسنده و قدرت فوق العاده وی در بیان داستان که روح و روان شما را به بازی میگیرد، به کاری خواندنی و البته مایه عذاب روح 😁 تبدیل شده
در این داستان موارد ذیل جالب توجه بود:
۱. سید میران  شخصی مسلمان و شیعه است اما هما را سه طلاقه میکند که در فقه شیعه مورد قبول نیست و فقهای اهل تسنن به سه طلاقه معتقدند.
۲. در بیان اعتقادات سیدمیران و البته برای توجیه رفتار نادرستش، از باورهای یهودیان سخن گفته میشود که در اسلام خلاف ایات و روایات است. از جمله: 
_زن از دنده چپ مرد افریده شده
_حضرت داوود نبی علیرغم داشتن ۹۹ زن، به زن متاهلی چشم داشته
و..
۳. سید میران در ارتباط با زن هایش از دو اعتقاد و رفتار متعارض برخوردار است. اهو را با چوب میزند و سرش را میشکند برای اینکه صرفا اعتراض کرده یا با هوویش بحث کرده و هما را مورد ناز و نوازش قرار میدهد برای اینکه عکس مرد دیگری را برای خیال تنهایی‌اش نگه داشته و یا در برابر مرد نامحرم عشوه امده
۴. سید میران نسبت به خطاهایش اگاه است و از خواری و پستی خود ناراحت است اما خورد را عامدا بیشتر در این مرداب غرق میکند.
۵. سید میران بیش از هر چیز به ابرویش اهمیت میدهد اما شراب میخورد و با زن بی حجاب عشوه گرش به هرجا که بخواهد میرود.
۶. نیمی از داستان به بیان طرز اندام و عشوه گری های هما پرداخته و در تلاش است او را شخصی معصوم و سالم نشان دهد که اتفاقا شرایط روز را دریافته و با اینکه زن مدرنی است و بی حجاب و عشوه گر در خیابان ها میچرخد و اگاهانه و از روی قصد، برای مردان جوان و پیر عشوه گری میکند، اما متعهد است و ادم سالمی است. تا جایی که مخاطب مدام حس میکند این زن، معذرت میخوام هرزه است، اما نه! او به سید میران متعهد است و عاشق اوست
حال انکه تعهد و خیانت تنها در درجه اعلی ان، مصداق نمی یابد و تمام این بی قیدی ها را شامل میشود

در نهایت من با این داستان چه حرص ها که نخوردم و چه نفرین هایی که روانه سیدمیران ابله هوس باز نکردم

      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

5

پری

پری

1403/9/15

          شوهر آهو خانم
خواندن این کتاب شبیه یک نمودار سینوسی است. بعضی صفحات کسل‌کننده و بعضی صفحات پرماجراست.
سید میران سرابی در پیری همراه با زن و چهار فرزندش، فیلش یاد هندوستان می‌کند و عاشق همای ۲۱ ساله می‌شود. دخترک فتنه، زندگی را بر آهو سخت کرده و الحق که هر کس جای آهو باشد، نمی‌تواند از این شرارت، منطقی رفتار کند!
کتاب در زمان خودش جزء پرفروش‌ها بوده و با توجه به اینکه در نقد چندهمسری نوشته شده، ارزشمند است ولی در نظر خواننده ایراداتی که به چشم می‌آید این است که در توصیف آهو، ذکر خوبی و آرامش و صبر و پختگی او آمده است ولی بیشتر از سایر شخصیت‌ها ندانم کاری دارد. از طرفی باقی شخصیت‌ها دیالوگ‌های عاقلانه‌ای داشتند و هما گاهی صحبت‌های فیلسوفانه‌اش به چند صفحه می‌رسید!
بعضی شخصیت‌ها و اتفاقات وارد داستان می‌شدند ولی رها می‌شدند و این سوال باقی می‌ماند که فلانی چه شد؟ آخر فلان ماجرا چه اتفاقی افتاد؟
در طول داستان همان قدر که از عشق چشم و گوش بسته‌ی سید میران و کارهای هما حرص خوردم، همانقدر از سادگی آهو خشمگین شدم!
حکایت‌ها و داستان‌ها و افسانه‌هایی که در چند خط کوتاه نقل می‌شوند و به نوعی مثل هستند را بسیار دوست داشتم.
        

2

          "شوهر آهو خانم" اولین اثر علی محمد افغانی است که در سال ۱۳۴۰ منتشر شده و نویسنده آن را در زندان نوشته است. ماجرای نانوایی کرمانشاهی که سر زنش هَوو می‌آورد.
نثر قوی و واقع‌گرا، شروع با فضاسازی، شخصیت‌پردازی خوب، تصویرسازی‌های جالب ازجمله جذابیت‌های کتاب به شمار می‌روند. علی محمد افغانی، به خوبی احساسات، افکار و رفتارهای زنانه را به تصویر کشیده است. 
نثر کتاب‌، توصیف‌های جذاب و پُر طمطراقی دارد که خواننده را مجذوب داستان می‌کند. اگرچه همین جزئیات، شاخ‌وبرگ دادن‌ها و گفت‌وگوهای طولانی که از حوصلهٔ مخاطبِ امروزی خارج هست، رمان را برای برخی از خوانندگان خسته‌کننده می‌کند.
"شوهر آهو خانم" سرشار از حکمت‌پراکنی، ضرب‌المثل، تمثیل‌، تعبیر و ارجاع است. این حکمت‌پراکنی‌ها و جملات فلسفی که عموماً از زبان شخصیت‌هایِ بی‌سواد بیرون می‌آید، از باورپذیری‌شان کم کرده است.  
اتفافات داستان دائماً روی موجی سینوسی از هیجان و یکنواختی پیش می‌رود که مخاطب را با رمانِ طولانی همراه می‌کند.
موضوعاتی چون مردسالاری، آیین چند همسری، کشکمش بین دو هَوو، کم‌ارزشی مقام زن، محدودیت‌ها و درد و رنج زنان، عشق سرِ پیری، هوس‌رانی مرد و زن، تقابل سنت و مدرنیته، انحطاط و شرایط اجتماعی دوران رضا خان ازجمله مسائل مطرح شده در رمان هستند.
به برخی از عقایدی که به نام اسلام توی کتاب آمده، ایرادهایی وارد است. همچنین پایین آمدن شأن زن و حجاب در متن کتاب به چشم می‌خورد؛ مثلاً به کار بردن لفظ ضعیفه برای زن، استفاده از تعبیر زندان یا خاله سوسکه برای چادر در صفحهٔ ۲۸ و ۲۶۵.
پایان‌بندی را نپسندیدم؛ ولی باتوجه‌به شخصیت‌پردازی‌ها، این پایان دور از انتظار و بی‌ربط نبود.

نجف دریابندری دربارهٔ کتاب می‌گوید:" نویسنده در این داستان از زندگی مردم عادی اجتماعِ ما، تراژدیِ عمیقی پدید آورده و صحنه‌هایی پرداخته است که انسان را به یاد صحنه‌های آثار بالزاک و تولستوی می‌اندازد."
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن پس از خواندن کتاب گفته است:" من چون کسی هستم که خواب شگفت‌آورِ خوشی دیده است... از همان صفحهٔ اول کتاب، لحن تازهٔ کلام و طراوت آن ما را می‌رباید. فکرها و صحنه‌های رنگارنگ پشت‌سرهم می‌آید، بی‌آنکه بیم آن باشد که ذخيرهٔ آن‌ها به پایان رسد. شوهر آهو خانم خزانه‌ای است از تمثیل‌ها، لطیفه‌ها و اشاره‌های مذهبی و اساطیری و تاریخی. آنچه مایهٔ تحسین و اعجاب است، نه احاطهٔ او بر این نکات بلکه طرز گنجاندن و به کار بردن آن‌هاست."
        

5

          اولش pdf کتاب رو دانلود کردم. چون هوا سرده حال نکردم از خونه برم بیرون از کتابخونه بگیرمش. Pdf دانلود کردم دیدم نه بابا نمیشه اینجور خوند. توی فیدیبو با صدای پیمان قریب پناه دانلودش کردم وگوش دادم. همونم کم نبود. 48 ساعت بود. 2 هفته طول کشید تا گوشش دادم. ولی فوق العاده بود. فوق العاده در جایگاه خودش. خیلی جذبم کرد. روایت آقای قریب پناه عالی بود. خیلی زیبا خوندن کتاب رو. من واقعا دو هفته با این شخصیت ها زندگی کردم. حرص خوردم. فحش دادم. به آهو به هما به سید میران. کتاب خیلی ایرادات داره. ولی رمان امروزی نیست ک بخوایم ازش ایراد بگیریم. واقعا برای زمان خودش فوق‌العاده بوده. اصلا فکر نمیکردم اینقدر جذبم کنه. گنجینه ضرب المثل هم بود. کاش می نوشتمشون. خیلی جاها هم نویسنده یادش میره ک شخصیت هاش بی سواد و کوچه بازاری اند. ی حرفه‌ای قلمبه سلمیه ای میذاره دهنشون ک نگو. ولی باز هم دلچسبه. خوشحالم بالاخره خوندمش. ی عمر بود میخواستم این کتابو بخونم. ببخشید باید بگم خوشحالم شنیدمش😊
        

18

          .
داستان با این شعر از حافظ شروع می‌شود
 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد 
وان راز که در دل به نهفتم به درافتاد
 از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر 
ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد 

آقا سید میران سرابی مردی حدودا پنجاه ساله، رییس صنف نانوایان کرمانشاه در سال ۱۳۱۳ است او #شوهر_آهو_خانم است و معتقد است که
« پیوند خوب و گیرا،این است نتیجه‌ی توجه و مراقبت.همه‌چیز در زندگی برهمین قاعده و قانون است جامعه نیز مثل طبیعت زمین‌های خوب و بد دارد من و آهو همان پیوندی بودیم که فقط دیوانگی یکی از ما یعنی من می‌توانست ریشه‌اش را بسوزاند»
پیوند هفده ساله‌ی آنها حاصلش چهار فرزند است و دستاوردهای مالی و اجتماعی نسبتا خوبی در پی داشته است تا اینکه روزی او با زنی به نام هما آشنا می‌شود هما مدتی است از همسرش جدا شده است میران که مرد متدینی است به قصد کمک به هما به محل زندگی فعلی او مراجعت میکند و با این صحنه که حسین خان ضربی می‌نوازد و هما می‌رقصد مواجه می‌شود و دیگر نمی‌تواند هما و زیبایی‌هایش را فراموش کند 

قلم  نویسنده گیرا است و در ساخت جزئیات و تصاویر بسیار مهارت دارد به طوری که باعث میشود بتوانید خودتان را در فضای داستان احساس کنید 
داستان نکات قابل توجهی را در لابه لای قصه به شما یادآوری می‌کند مثل عُجب، تاثیر انتخاب همنشین، تاثیر نفوذ ذره ذره‌ی عادات،تربیت نفس و زیست سالم 
 
بعضی، وقتی که باید تصمیمی بگیرند اشتباه می‌کنند و به وقت جبران آنقدر ضعیفند که شرایط باید برای آنان تصمیم بگیرد

 جالب است بدانید که این کتاب اولین اثر نویسنده است که ناشر حاضر به چاپ کتاب نشده و نویسنده با هزینه شخصی کتاب را به چاپ می‌رساند که با استقبال زیادی روبه رو میشود و حتی جایزه‌ی بهترین رمان سال را از آن خود می‌کند

برشی از کتاب: 
«در زندگی لحظاتی پیش می‌آید که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش می‌خواهد کسی را دوست داشته باشد از همه‌چیز و همه کس حتی از وجود خود بیزار است مثل این‌که تمام نیروها و رشته‌های زندگی را از او بریده‌اند نه میل کار کردن دارد و نه اشتهای خوردن دلش می‌خواهد خاموش و تنها در گوشه‌ای بنشیند و به جای ثابتی خیره شود یا این‌که صورت اشک‌آلود خود را در متکا فرو برد و به هیچ‌چیز نیندیشد»

 «زیبایی و پول دو چیزند که همیشه انسان را خوش‌بخت نمی‌کند»

امام رضا(ع):
مبادا از هوای نفس پیروی کنید که در آن نابودی نهفته است

#کتاب #کتاب_خوب  #کتاب_بخوانیم #علی_محمد_افغانی #رمان_ایرانی #ادبیات
        

3