عارفه✨️👀

عارفه✨️👀

@tasnim_294
عضویت

مرداد 1403

16 دنبال شده

21 دنبال کننده

                هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق...
              

یادداشت‌ها

نمایش همه
        بسم الله النور
اما بعد
نیمه شبِ امشب
نمی دانستم که نویسنده ای به نام رضا امیرخانی هست،تا زمانی که قیدار را خواندم و فهمیدم که در واقع،همچین نویسنده ای وجود ندارد.او حکما نویسنده نیست،جخ می پندارم هیچ است.فقط یک هیچ می تواند از این هیچی زیبایی و عشق خلق کند.
نمی دانستم که منِ او وجود دارد،تا انجا که یادداشت محدثه علیمردانی درباره ی ان را خواندم و حلالیت پایانی اش،باعث شد که دلم بخواهد یک اثر دیگر از امیرخانی بخوانم.
در یک سوم اول کتاب،زیاد پیش می آمد قسمت هایی که فهمم بیجک نمی گرفت و تا اخر هم فکر می کنم که فهم من و شما،بیجک نخواهد گرفت اما کم کم به گونه ای در ان نیروی عجیب و ارتباط غریب و آشنا غرق شدم که نه تنها کشش داشتم،بلکه دلم می خواست کتاب را قورت بدهم!
فکر می کردم یک عاشقانه ای باشد و قلمش خوب بوده باشد و شهرت یافته باشد،اما در حقش جفا کردم اگر بگویم به همین توصیفات "من" ختم می شود.
این کلمات نبودند که مرا واردار به خواندن می کردند،سوخت ذهن و مغزم قطعا چیزی دیگری بود که قلم و دست من از درک و مکتوب کردنش عاجز است.
هشدار لو رفتن کتاب⭕️





تنها کتابی ست که مرگ یکی(که یکی هم نبود) از شخصیت های اصلی و دوست داشتنی حرصم را در نیاورد و مثل موج دریا با آن همسو شدم و مشکلی نداشتم




بی اغراق بگویم،نمی دانم می پسندید یا نه،اما حکما خواندنش به ز نخواندن می باشد.فهم من که هنوز بیجک نگرفته اما ۱ و ۲۰ که می شود،دلم ارام است که حاج علی فتاح ها و قیدار ها و درویش مصطفی ها و سید مجتبی ها و حاج قاسم ها هنوز هستند.
پ.ن:وقتی می دیدم که یه قسمتایی از قیدار یا تیکه هایی از کتابای دیگه ی نویسنده توش هست دلم می خواست از ذوق گریه کنم😭💘
پ.ن²:دیگه  همه ی چیز های قابل بیان رو نوشتم بقیه رو خودتون بخونید...
انتظار چی رو دارید؟بخونید و حیران و و اواره برگردید به آه دریانی...
در پس خرابات روح کنج آبادی ست...
      

2

عارفه✨️👀

عارفه✨️👀

2 روز پیش

        بسم الله النور
اما بعد؛
داس مرگ،نوشتهٔ نیل شوسترمن،نظریه ای از آینده ی بشریت در قالب تخیل است.درواقع،درونمایه ی کلی داستان شبیه به سیرک شبانه بود،یک دوئل،یه کشش و یک عشق.
به نظر می آید که مانند دیگر کتاب ها و فیلم هایی که در باره ی آینده ی بشر که آمیخته با تکنولوژی ساخته شده است می باشد،اما یک تفاوت عظیم وجود دارد:فنا ناپذیری
این واژه می تواند شیرین یا ترس بر انگیز باشد.چه می شود اگر درد،آسیب،بیماری،دولت،اقتصاد،قتل و مهم تر از همه،مرگی نباشد؟اگر هیچ "نقصی" نباشد.
طبیعت،معنای خود را از دست بدهد و همه چیز به دست تکنولوژی مدیریت شود می میرید اما چندی بعد  در مرکز احیا چشم باز می کنید.
تاندرهد می گوید:خوبی مطلق روح را بی حس می کند
نویسنده یا بهای زیادی به تخیل داده و یا تصوری از "دین" و آن سوی مرگ نداشته است...
جاهایی پیش می آمد که با نظریات شخصی که در کتاب امده بود به مشکل بر می خوردم اما درکل،فلسفه ی کتاب را ارزشمند و قابل مطالعه می دانم و می پندارم که تفکر درباره ی این وحشت خانه ی فنا ناپذیر و فساد بی پایان  می تواند خوراک چالش های این روز های برخی مان باشد...
نکته ی مثبت،این بود که من از جزئیات و قوانین و مطاهر دنیای درون ذهن نویسنده در پیشرفت کتاب خیلی ظریف مطلع شدم و می توانستم آن را درک کنم.
فقط نفهمیدم که چرا داس؟
اگر به داستان های واقعا علمی و تخیلی که اینگونه ذهنتان را بر انگیزند علاقه مندید،توصیه می شود این کتاب را از دست ندهید.
      

1

        بسم الله النور
و اما بعد؛
نمی دانم که آیا کتاب های خانم شکوریان فرد،واقعا یک سیر تکراری دارند و یا این احساس  من است که در تمام آنها،شخصیتی دور از خدا و گم شده در هیاهوی روزگار است که در طی اتفاقات داساتان،به مرگ و زندگی و عشق خدا و اینگونه موضوعات می اندیشد و به راه راست باز می گردد.
البته این کتاب به غیر از موضوعی که در بالا اشاره کردم، در درون موضوع اصلی که نمایانگر نخبه ای ایرانی و جو دانشگاه و اساتید که آو و امثالش را از حکومت زده و تشویق به مهاجرت به خارج از کشور و تحصیل و خودمت به کشور های بیگانه می کردند،همچنین محل ندادن برخی مسئولان به این چنین نخبگانی و همکاری نکردن با ایشان بود، مقایسه  ی  کمی هم از زندگی در اروپا و غرب و ایرانِ خودمان که خیلی ها کورکورانه تنها انتقاد می کنند و خوبی ها را نمی بینند ،در خود جای داده بود.
از خواندن این کتاب،پشیمان نیستم و آن را به علاقه مندان به قلم این نویسنده(که در کتاب هایش روز شب نمی شود اگر عاشقانه ای در جریان نباشد)،توصیه می کنم.
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

1

        بسم الله النور
و اما بعد؛
آقای عاکف،آقای عاکف،هرگز نخواهید فهمید که چه بلوایی در کورانه ی دلم به راه انداختید.هرگز نخواهید فهمید که در جاده ی طویل خواندن کتاب،چندین بار آرزو کردم که جای علی و صابر و سید مهدی و یا حتی شفیع و آن نوجوانی که با سید شهید شد  باشم،هرگز نخواهید فهمید که چندین بار به حال عقب مانده هایی چون خودم گریستم،هرگز نخواهید فهمید که چگونه کلمه کلمه ی این کتاب را حریصانه بلعیدم و پایانش را آغاز راه دانستم،هرگز نخواهید فهمید که چقدر باعث شدید دلم خواستار عاشقی و عارفی و زاهدی و خداترسی و شاعری و شهادت شود و هر گز نخواهید دانست که چه اندازه دوست دارم  در دل شب،در دل آتش در چمنزار یاس های زهرایی و همگام با گل های نرگس مهدوی برقصم،...
نتوانستم لحظه ای خود را از کتاب بیرون بکشم،گرچه اول کتاب خیلی برایم جذاب نبود و متوجه اتفاقاتش نمی شدم،اما از زمانی که علی وارد داستان شد،طعم حلاوت بخشش را زیر زبانم احساس کردم و این تازه آغاز ماجرا بود....
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

1

        بسم الله النور
در آغاز اگر بخواهم خود را در حدی بدانم که نظر نگارشی بدهم،باید بگویم که  این که توصیفات کتاب زیاد بود،تا اندازه ای به خوب تصور کردن فضا ها و اجسام و اشخاص کمک می کرد و نکته ی مثبت تلقی می شد،اما از جایی به بعد واقعا توصیفات زیاد و گاها تکراری بود.برای نمونه در کل کتاب چند بار مادر و کالسکه ی فرزندش در چند مکان و فضا را به تصویر کشیده بود. تشبیهات بسیار جالب و خلاقانه ای  در متن بود که متن را خاص و جدید می کرد.اما چیزی که من را حین مطالعه اذیت می کرد،این بود که حالات جسمی نا زیبا ی شخصیت اصلی را جز به جز بیان می کرد و من حالم بد می شد از خواندن این این واژه های استفراغ و...  موضوع سفر در زمان ،موضوع مطرحی است  اما ایده ی اجرایی آن در کتاب جدید،خیال انگیز و جالب بود وداستان را جذاب و پر کشش می کرد.اندرزی که داستان به خواننده می داد کسل کننده نبود و این که تنها در جملات دیکته نشده بود و در ضمن داستان و نتیجه ی آنچه اتفاق افتاد بود به ذهن مخاطب منتقل می شد باعث ماندگاری مطلب در ذهن خواننده بود.در اخر،داستان نسبتا خوب و جذاب و هیجان انگیز و پر کششی بود که خواندنش به نوجوانان عزیز توصیه می شود. البته من با پایان کتاب و رند کند و مهبم ماندن بعضی نکات در داستان ،کنار نیامدم و انتطار بیشتری از این کتاب داشتم.اما اگر به خواندن داستان سفر در زمان،با چاشنی عشقی سوزان  و مبارزه با قاتلی زنجیره ای و نجات قهرمان ملی در زمینه ی اثر پروانه ای،علاقه مند هستید از خواندن این کتاب لذت خواهید برد و نقص های آن را نادیده خواهید گرفت.
      

3

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.