SMKazemi

SMKazemi

@abde_abeq

34 دنبال شده

16 دنبال کننده

@abde_abeq

یادداشت‌ها

نمایش همه

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

SMKazemi

SMKazemi

1403/7/30

بریدۀ کتاب

صفحۀ 31

روند ترجمه ی علم اگر به تولید علم تبدیل نشود روزاروز پرت و پلاتر خواهیم شد. ما باید بتوانیم سؤال بومی طرح کنیم تا برای یافتن جواب مجبور به تولید علم شویم. ما نه فقط از خودمان دور افتاده ایم که از غربیان نیز. قصه ی شیخ اشراق پیش کش، هیچ زمانی کسی برای ما قصه ی نیوتن را تعریف نکرده است که چه گونه سطوح شیبدار را در زوایای مختلف می آزمود و نمودار سرعت و زمان را نقطه - نقطه رسم میکرد و شبه خطی بودن آن را در می یافت و... تا این قصه را به کسی یاد ندهیم او نمی فهمد که چه گونه علم تولید میشود. و به عوض تعلیم علم ترجمه ای باید قصه گفت. به همین ساده گی باید قصه ی تولید علم را تعریف کرد. یعنی زنده گی مولد دانش را به دانش آموزان نشان داد همان تقدم سیره بر سنت. .. دانش آموز ما چون نحوه ی تولید علم غربی را نمی فهمد، زنده گی علمی را نمیبیند، عادت میکند به لقمه ی آماده جویدن پس دستگاه گوارشش نحیف و نحیف تر میشود تا آنجا که به یک هندبوک ساده یک حل المسائل مبتذل یک دائرۃ المعارف تنک تبدیل میشود.

1

SMKazemi

SMKazemi

1403/2/27

بریدۀ کتاب

صفحۀ 131

سال ۹۳ برای دوره تحقیقاتی دکتری دست زن و بچه ۶ ماهه ام را گرفتم و رفتم کره جنوبی شهر بندری بوسان . آنها از موضوع پایان‌نامه دکتری ام که "شارژ باتری خودرو توسط سیم پیچ الکتروموتور خودرو" بود خوششان آمد و پذیرشم کردند . من هم مشتاق دیدن کارخانه هیوندا سامسونگ و کیا موتور بودم عاشق دیدن اساتید دانشگاه کره مثل پروفسور جین وو آن که فقط توی مقاله‌های مهم الکتروموتور دنیا اسمش برده می‌شد. آنجا بیشتر مردم در خانه‌های ۳۵ تا ۴۰ متری زندگی می‌کردند و من یک خانه ۳۰ متری به ۳۸۰ دلار اجاره کردم. روز بعد رفتم دانشگاه، دانشجوهای چشم بادومی کره‌ای که فهمیدند من ایرانی هستم دستشان را شبیه بدنسازها بالا آوردند و با اشاره بازویشان یک چیزهایی به هم بافتند که من فقط "ایران"ش را فهمیدم. کم کم به زور مترجم فهمیدم ایران را یک کشور مستقل و قدرتمند می‌داند برعکس تایوان که طلبکارانه نگاهشان می‌کردند... در آخرین روزهای دوره استادم پروپوزالم را داد به شرکت هیوندا. اصرار می‌کرد بایستم می‌گفت ماهی ۶۰۰۰ دلار حقوققت می‌دهیم اما از آزمایشگاه مجهز دانشگاه بوسان خداحافظی کردم و برگشتم ایران. تحفه کره جنوبی برای من اولاً زحمت کشی و سخت کاری صبح تا شب مردم و حتی اساتید دانشگاه بود و دوماً مدیریت کار گروهی شان. می‌خواستم مثل کره‌ای‌های یک کار علمی تیمی راه بیندازم با این تفاوت که دیگر می‌گفتم "مرغ ما بهتر از مرغ همسایه است ".

0

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.