یادداشتهای جواد کریمی (20) جواد کریمی 3 روز پیش امشب کنار غزل های من بخواب افشین یداللهی 4.1 4 امشب کنار غزلهای من بخواب شاید جهان تو آرامتر شود . . . از تک تک کلمات اکثر غزلهای کتاب احساس چکه میکرد و شخصا لذت زیادی بردم از خوندن اشعارش. اگه به غزل و شعر علاقه داشته باشید به احتمال خیلی زیاد از خوندن این کتاب لذت میبرید. 0 0 جواد کریمی 1404/5/17 درها و دیوار بزرگ چین احمد شاملو 3.8 1 تا پیش از این کتاب، جز عاشقانههای شاملو و آیدا که پرچمدار برند شاملو محسوب میشه و اشعار شاملو (نه بصورت منسجم ) چیزی از شاملو نخونده بودم. به جز یکی دوتا از داستانها که نمیدونم بر چه اساس و با چه حساب و منطق و چینشی کنار بقیه داستانها قرار گرفته بودند، قلم نثرنویسی و داستان نویسی شاملو رو بشدت پسندیدم. داستانهای شاملو قطعا دربرابر عاشقانههای معروفش حرفی برای گفتن ندارند ولی این چیزی از زیبایی و دلنشین بودن داستانهای شاملو کم نمیکنه و شخصا شیفته نثر روان و جذابش شدم. مخصوصا درها و دیوار بزرگ چین،نخستین تجربههای زیستن با مرگ و حلوا برای زنده ها 0 0 جواد کریمی 1404/3/4 عشق و چیزهای دیگر مصطفی مستور 3.3 19 نمیدونم قلم مصطفی مستور چی داره که هیچوقت ازش خسته نمیشم و همیشه یه جور خاصی به دلم میشینه. بعضی وقتها با خودم میگم کاش به جای داستان کوتاه و نیمه کوتاه و نه چندان بلند، یه رمان طولانی چندجلدی و چندصد صفحهای از مصطفی مستور وجود داشت واسه خوندن. شخصیت پردازی شخصیت های غیر از عاشق و معشوق نقش اصلی داستان، اونجوری که باید نبود و به چندتا تیکه کلام خلاصه شده بود. و گربهای که دیگه دارم کم کم به این باور میرسم که نقش اصلی تمام قصههای مستور خودشه و بس. 0 3 جواد کریمی 1404/3/2 نازنین فیودور داستایفسکی 4.1 300 شیوه روایت داستان رو به شدت دوست داشتم، دانای کل برام قصه نمیگفت، انگار تازه داشتم با خود شخصیت اصلی همزمان میفهمیدم که داستان چیه. ریتم داستان خوب بود، اصلا خسته کننده نبود، ضربآهنگ اتفاقات و چرخشهای داستانی عالی بود، واسه هضم این پایانبندی باید حداقل یکی دوبار دیگه از اول داستان رو بخونم . . . 0 3 جواد کریمی 1404/2/5 شب های روشن فیودور داستایفسکی 4.1 570 شبهای روشن و صبح تاریک؛ وقتی که آخرین جمله از کتاب رو خوندم فقط یاد یه شعر از مولانا افتادم: عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری آب را، بر تشنه تر... موضوع داستان، شیوه روایت، قلم نویسنده، ریتم روایتگری و ... همه و همه به قدری خوب بود که وسط خوندن کتاب نیازی به استراحت و مکث نداشته باشم و از خوندنش خسته نشم و خوابم نگیره. 0 1 جواد کریمی 1404/2/3 مثل خون در رگ های من: نامه های احمد شاملو به آیدا احمد شاملو 4.0 59 اگه آیدا نبود، صدای بوف کور و سگهای ولگردِ وق وق صاحاب، تنها همدم حاجی آقا تا خود سایهروشنِ سحر بود؛ اگه آیدا نبود، هیچ باغی توی آینه نبود که هوا رو تازه کنه؛ اگه آیدا نبود، ققنوس زیر خاکسترِ خیس شده از بارون دفن میشد؛ اگه آیدا نبود، خبری از شکوفه در مه نبود؛ اگه آیدا نبود، ابراهیم توی جهنمِ نبودن میسوخت؛ گلستان، معجزهی حضور آیدا بود. اگه آیدا نبود . . . فرقِ بود و نبودِ آیدا، فرق صادق هدایت و احمد شاملوئه. شاید اگه آیدای هدایت هم کنارش میموند، الان نامههای هدایت به آیدا رو میخوندیم . . . شاملو ابراز علاقه نمیکنه، با آیدای خودش راز و نیاز میکنه و این فرق عاشقانههای شاملو با تمام عاشقانههایی بود که قبل از اون خونده بودم. و عشقت، پیروزی آدمیست هنگامی که به جنگ تقدیر میشتابد... 0 2 جواد کریمی 1404/1/28 هی هی - جبلی - قم قم: مجموعه داستان رضا دانشور 1.7 3 کم و بیش اسم رضا دانشور رو شنیده بودم و دوسداشتم حداقل یه بار هم که شده یکی از آثارشو بخونم، نمیدونم چرا ولی حس کردم از بین بقیه آثار، این کتاب که مجموعه داستان های نسبتا کوتاه هست انتخاب بهتری باشه . . قبل از خوندن این کتاب حتما یادتون باشه که با مجموعهای از آثار نویسنده در طول زندگیش روبرو هستید و همه داستانها پختگی یکسانی ندارند، داستانهای اول و دوم به قدری با سلیقه من متفاوت بود که میخواستم خوندن کتاب رو متوقف کنم و بذارم کنار، ولی خودمو راضی کردم به خوندن چند داستان دیگه، پختگی و قدرت قلم دانشور داستان به داستان بیشتر و قویتر میشد ولی کماکان با سلیقه شخصی من ۱۸۰ درجه فاصله داشت رابطه من و این کتاب هم مثل شخصیت های داستان و خود قصه شد، نیمه کاره و بی پایان تموم شد. 0 0 جواد کریمی 1404/1/21 فارسی شکر است سیدمحمدعلی جمالزاده 4.0 18 اگه بخوام خلاصه بگم باید بگم که این داستان کوتاه هم مثل اسمش ، مثل بقیه قصههای جمالزاده و مثل فارسی، شیرین و شکر است. اما نکته جالب ماجرا برام این بود که از اون موقعی که این داستان نوشته شده تا الان هنوز درگیر همون مسئله و مشکل هستیم و وقتی داستان رو خوندم انگار جمالزاده برای مشکل امروز ما نوشته بود؛ فقط دیوانههای توی سلول کم و زیاد شدند و تغییر کردند. 0 0 جواد کریمی 1404/1/20 بار دیگر شهری که دوست می داشتم نادر ابراهیمی 3.8 133 نادر ابراهیمی، قلمی که برخلاف سبیل پرپشت و کلفت نویسنده، از هر کلمهاش احساس و لطافت و شاعرانگی چکه میکنه. داستان، خط سیر داستان، شروع، پایان ، .... تنها چیزی بود که موقع خوندن کتاب اصلا بهش فکر نکردم خوندن این کتاب مثل قدم زدن تو جنگلهای شمال توی یه عصر بارونی هست که ازش خسته نمیشی و دلت نمیخواد هیچوقت آفتاب غروب کنه، ولی چند صفحه آخر و انتهای قصه به اندازه همون غروب ابری پاییز دلگیر بود. به قدری این قلم و فضا سازی و توصیفها رو دوست داشتم که قطعا چندین بار دیگه کتاب رو خواهم خوند . . . 1 55 جواد کریمی 1404/1/17 و دست هایت بوی نور می دهند مصطفی مستور 3.2 7 در ستایش عشقی بی قاف: شعر میگویم برای تو تا کلمات کیف کنند مست شوند و بمیرند. با اشعار و هنرنمایی و دلبریهای قلم مصطفی مستور توی این کتاب میشه کیف کرد، ولی فقط میشه کیف کرد، نه میشه مست شد و نه میشه مرد. همین. 0 0 جواد کریمی 1404/1/15 من گنجشک نیستم مصطفی مستور 3.2 23 بعضی وقتها قلم نویسنده کاری با چشمهای آدم میکنه که باید چشمها رو مثل یه ماشین خراب توی سربالایی به زحمت هل داد واسه خوندن ادامه کتاب و رسیدن به اولین نقطه، ویرگول، سمیکالن و . . . ولی قلم مصطفی مستور برای شخص من به شدت جذابه و چشمهام مثل یه بچه که تازه راه رفتن یاد گرفته باشه دوسداره قلمشو بگیره و کلمه به کلمه باهاش راه بره تا آخر قصه . . . حتی اگه آخر قصه اون چیزی نباشه که دوسداشتم باشه، حتی اگه آخر قصه اون چیزی نباشه که حدس میزدم باشه، حتی اگه آخری برای قصه وجود نداشته باشه . . . 0 0 جواد کریمی 1404/1/14 خون مباح کلمات مصطفی مستور 4.1 4 کلمات، زیر قلم مصطفی مستور ذبح که نه، سلاخی میشن و نه فقط خون مباح کلمات، بلکه تا مغز استخون، روح و احساس کلمات بیرون کشیده میشه و روی کاغذ ریخته میشه. 0 0 جواد کریمی 1404/1/12 حکایت عشقی بی قاف، بی شین، بی نقطه: مجموعه داستان کوتاه مصطفی مستور 3.3 27 حکایاتی عاشقانه و کوتاه که تا اوج قاف نرفته تموم میشدند، و بدون نقطه رها . . . تنها وجه اشتراکی که در تمام داستانها دوست داشتم، بازی با کلماتی بود که وحشتناک جذاب بود، حس خوندن هر داستان مثل حس گوش دادن به آهنگی بود که از وسط پخش بشه و به آخر نرسیده قطع، ولی همون چند ثانیه پر باشه از تحریرهای بی نقص و چهچهههای حال خوب کن. 0 0 جواد کریمی 1404/1/11 ارمیا رضا امیرخانی 3.8 149 برای خوندن کتابهای یه نویسنده یادم باشه همیشه ترتیب خوندن آثار رو رعایت کنم. این رو وقتی کتاب تموم شد یه گوشه یادداشت کردم تا دیگه هیچوقت اولین اثری که از یه نویسنده خوب میخونم بهترین اثرش نباشه تا بتونم از تمام آثارش اونجوری که شایسته اثر هست لذت ببرم. ارمیا، کتاب خوبی که متاسفانه در مقایسه با کتاب ″منِ او″ که قبل تر خونده بودم اونجوری که باید و شاید منو به وجد نیاورد . ولی فارغ از این نکته، ارمیا در مقایسه با خودش و نه بقیه آثار امیرخانی، همون اثر جذابی بود که من رو از سال ۱۴۰۴ برد وسط فضای جنگی دهه ۶۰ و پایان جنگ و جمله به جمله داستان رو زندگی کردم ... ارمیا داستان ماهی بی آب بود، آبِ بی ماهی، داستانِ آدم و خاک. 2 5 جواد کریمی 1404/1/9 داستان های اعصاب خوردکن براساس واقعیت حمیدرضا رضوانی اول 3.1 3 داستانهایی صرفا برای اعصاب خورد کردن نه کمتر نه بیشتر داستانها در عین کوتاه بودن میتونستند خیلی خیلی بهتر باشن، موقع خوندن هر داستان حس میکردم نویسنده صرفا برای خورد کردن اعصاب خواننده تلاش میکنه نه کمتر نه بیشتر 0 2 جواد کریمی 1403/12/3 من او رضا امیرخانی 4.2 202 تعداد پارامترهایی که اساتید ادب برای یه کتاب خوب تعریف کردند از دستم دررفته، هر کتاب و داستان و قلمی رو میشه با کلی متر و معیار سنجید که تهش بگی خوب بود یا نه، کجاش خوب بود کجاش نه، ولی برای منی که هیچ تخصصی تو این حوزه ندارم، کتاب و داستان و قلم خوب برام وقتی معنی پیدا میکنه که بین من و ساعت، یه کتاب فاصله بیفته، از اولین جمله کتاب تا آخرین یاعلی، نفهمیدم چجوری ورقها رو پشت هم رد میکردم و چقدر طول کشید تا به صفحه ۵۰۰ و ۶۰۰ رسیدم، یه چیزی توی این قلم بود که نمیذاشت از کتاب جدا بشم و من موندم و حسرت این که چقدر دیر با این قلم آشنا شدم ... یک عاشقانهی نه چندان آرام با رضا امیرخانی 0 3 جواد کریمی 1402/2/29 باشگاه پنج صبحی ها رابین شارما 3.5 91 یه توصیه دوستانه هر کتابی که اسمش ترند شد رو نخونید، حس میکنم وقتی که برای مطالعه این کتاب گذاشتم تلف شده و چیزی بهم اضافه نشد. 0 4 جواد کریمی 1402/2/29 از طرف فرزند کوچک شما؛ این بار فرزندان از پدر و مادر روایت می کنند فاطمه لیالی 3.9 32 ما میوه های درختی هستیم که کال یا رسیده،هرگز از شاخه نمیافتیم. ریشه های ما قرص و محکم در تن والدینمان دویده است و هرچقدر دور یا نزدیک باشیم، این اتصال دردها و شادی های خودش را دارد . این جمله خلاصه کل کتاب میتونه باشه،نگاهی به رابطه فرزند و والدین با ۱۴ عینک مختلف 0 11 جواد کریمی 1402/1/28 استراتژی رسیدن به استراتژی: راهنمای انتخاب و اجرای رویکرد صحیح به استراتژی مارتین ریوز 3.8 2 حتی اگه تو حوزه کسب و کار هم فعالیت نکنیم قطعا خیلی از واژه ها و اصطلاحات کسب و کار و استراتژیهای اون به گوشمون خورده مثلا اقیانوس آبی واقعا هم یه اقیانوس عظیم از انواع و اقسام استراتژی های کسب و کار داریم که ارتباط بین اونها و موارد کاربرد اونها رو نمیدونیم. این کتاب دقیقا نخ تسبیح بین همه استراتژیهایی هست که توی این حوزه میشناسیم. 0 14 جواد کریمی 1402/1/28 مدیر مدرسه جلال آل احمد 3.8 168 معجزه قلم جلال تصویرسازی بینظیر ریتم جذاب و حوصله سر نبر 0 3