اگر میخوایید این کتاب بخونید تنها چیزی که میتونم بگم اینه که بعد خوندن این کتاب دقیقا اون حسی رو دارید که غروب پاییزی ی فیلم تاحدودی تلخ عجیب و یا حتی با پایان باز دید و بعدش در سکوت غرق شدید پس انتخاب خوندنش با خودتون من بعد از خوندن کتاب تهی شدم اگر یک شخصیت قرار بود حس تنهایی رو القا کنه قطعا اون شخصیت جیهون خواهد بود با اعماق وجودم اون حس تنها بودن انسان رو چشیدم اینکه واقعا تنهایی ترسناکه یا لذت بخش اینکه گاهی اوقات بودن ی سگ یا چندتا نامه مفهوم تنهایی رو عوض میکنه .
فکر میکنم همه ما یک جیهون درون خودمون داریم که فراموشش کردیم یا شایدم جیهون ی استعاره از زندگیه خوشی های کوچیک، غم ،همسفر خوب، آدمایی که هر یک داستانی دارن خودشناسی ،تنهایی ،خانواده، سکوت،از دستدادن،خاطرات،اشتباه کردن و... ترکیب این ها میشه زندگی ....
ی ستاره نمیدم چرا؟ چون انسان عاشق چیزهای غیرواقعی و شیرینه و منم ی انسانم و کنار اومدن با واقعیت و فضای این کتاب کمی رنجوندم شاید چون واقعیت ها گیرم انداختن