( زن گریسون ) Bibliophilia

( زن گریسون ) Bibliophilia

@bitar

35 دنبال شده

32 دنبال کننده

            توی دنیا به قدری سختی و ناعدالتی هست که تو هیچ وقت نمی تونی خوشحال باشی مگر اینکه چشمت رو روی اونا ببندی.
                                                                                                    شین ران 
          

یادداشت‌ها

نمایش همه
        خوب تموم شد ، خوب بود اما نه خیلی خوب و یکی از دلایلش هم نداشتن کشش هست که فقط ۱۰۰ صفحه ی آخر کشش میگیره و من دو روز نخوندم و به زور میرفتم سمتش . در طول کتاب نویسنده همچی رو خیلی کش داده بود و در آخر تو ۵۰ صفخه ی آخر همش رو جمع کرد و اصلا خوشایند نبود . در کل میتونم بگم خوب بود اما نه خیلی خوب و عالی تجربه ی خوبی بود خوندن این کتاب سرگذشت زن جوانی که عشق زندگیش رو به طور غیر عمد با تصادف میکشه و بعدش میفهمه که ازش حامله هم بوده و تازه به ۵ سال زندان هم محکوم میشه . حضانت دخترش را به پدر و مادر شوهرش داده اند . الان بعد از پنج سال از زندان آزاد شده و به دنبال دخترش در شهر می‌گردد که به صورت اتفاقی دوست صمیمی شوهرش را می‌بیند و  قسمت جذاب ماجرا عاشق شدن دوست صمیمی شوهرش است . فکر کن در یک شب معمولی دختری غمگین را ببینی و عاشق او شوی و بعد بفهمی که او همان کسی است که ۵ سال پیش دوست صمیمی ات را کشت و ۵ سال به او بد و بیراه گفتی و اکنون باید تصمیم بگیری که در شرایطی که همه از او متنفر هستند عشق را ادامه دهی یا باز هم از او متنفر شوی ... 
من از این کتاب چیز های زیادی یاد گرفته ام ، درس های زندگی . درد هایی که شخصیت اصلی می‌کشد و حقیقت هایی که راجب زندگی واقعی مان آشکار می شود . اما حیف که بعضی چیز ها از ارزش های کتاب کم کرد و اینگونه من به او ۴ ستاره دادم . 

پ.ن : من همین الان یه کبوتر لعنتی دیدم 😂😂
      

8

        بعد از یک ماه امتحانات نوبت اول بالاخره یک کتاب تونست خستگی امتحانات رو از تنم بشوره و ببره وقتی رفتم سمت کتابخونه ام تا یکی از کتاب هارو بردارم و بخونم  به طور غریزی دلم میخواست این کتاب رو شروع کنم اما با خودم گفتم شاید این کتاب مناسب نباشه . من یه کتاب میخواستم که پنج ستاره ی کامل بهش بدم نمیخواستم ایرادی داشته باشه و اعصابم خورد بشه چون بعد از امتحانات بود میخواستم یه کتاب بی نقص به خودم بدم و میترسیدم این کتاب مطابق با خواسته ام نباشه اما شروعش کردم و یهو به خودم اومدم دیدم ۴۰۰ صفحه رفت اینقدر که این کتاب جذاب شروع شد و از همون صفحه ی اول وارد داستان میشی از همون اول داستان مهیج میشه و با خودت میگی یعنی چییییییی و دقیقا تا صفحه ی آخر همه چیز جذاب و هیجانیه و دلت نمیخواد از ابن کتاب دست بکشی . این کتاب همون چیزی بود که میخواستم یه عاشقانه ی جذاب و رمانتیک که زیادی غم انگیز نباشه ، یه کتاب هیجانی ، یه کتاب که واقعا نمیخواستم صفحه بشمارم و بخونمش هر کتابی که میخوندم حساب صفحه ها دستم بود و این و دوست نداشتم اما این کتاب جوری بود که من نفهمیدم کی شروع شد و کی تموم شد یهو به خودم اومدم دیدم صفحه ی ۵۰۰ ام و واقعا گفتم ینی تموم شد ؟ یعنی کتاب رو باید ببندم و بزارم تو کتابخونه ؟ 
وقتی با هدف خرید یک کتاب به مغازه رفتم اما چندین کتاب رو که تو لیست خریدم بودند جلوم دیدم نتونستم انتخاب کنم اما به هرکدوم نگاه میکردم تو ذهنم جلد آبی رنگ و گل های مینای رو جلد کتاب رو میدیدم نوشته ی آبی چیز هایی که هرگز فراموش نکردیم و اونموقع قلبم فقط به سمت این کتاب کشیده می شد و اینجوری شد که من این کتاب رو خریدم و واقعا از صمیم قلبم خوشحالم که این کتاب رو انتخاب کردم . وقتی هنوز این کتاب رو شروع نکرده بودم با خودم میگفتم اگه اون یکی رو خریده بودم چی ؟ ولی حالا که کتاب رو خوندم در جواب به خودم میگم اگه اون یکی رو خریده بودم همچین عشق و لذت کتاب خواندنی رو تجربه نکرده بودم . 
وقتی به داستان کتاب فکر میکنم انقد هیجان و شوق میگیرم که دلم میخواد اشک بریزم . این کتاب همچین کتابی نبود که بگم عالی بود اما .... 
نه امایی وجود نداره 
این کتاب عالیه. 
تمااااام 
هرچقدر بگم عالیه واقعا کم گفتم و آنقدر قشنگ بود که نمیدونم چطوری توصیفش کنم و هرچقدر که من دارم واسش متن مینویسم بازم به نظرم کمه و ارزشش بیشتره اگه دستم بود هزاران ستاره نصیبش میکردم . 
و چقدر این اسم برگزیده ی این کتابه ،
چیز هایی که هرگز فراموش نکردیم 
درسته 
من هم این کتاب را هرگز فراموش نخواهم کرد 
همیشه توی قلبم جا داره و با اینکه دو روز گذشته هنوز از توی قلبم بیرون نرفته . 
توصیه میکنم اگر از عاشقانه های هیجانی خوشتون میاد حتما این کتاب رو بخونید چون نصف عمرتون در فناست . 

پ.ن : از اونجایی که نتونستم تمام شدن این کتاب رو بپذیرم فردای روزی که به اتمام رسید دوباره شروع کردم از اول خوندنش 😅
      

8

        بعد از پنج جلد ، این داستان تموم شد . 
خوب دروغ چرا پنج جلد حدودا ۳۰۰ صفحه ای خوندم ، همش رو فهمیدم جز این چند صفحه ی آخر الان دقیقا نفهمیدم راز چیه ؟ و دلیلشم اینه که داستان باز تموم شده که من به شدت بدم میاد . حتی خود نویسنده هم نوشته که سرنوشت شخصیت هارو نمی گم ! 
خوب من واقعا از پایان باز بدم میاد اگه جلد های دیگه هم داشت میتونستم بگم تو جلد های دیگه جواب سوالام رو میگیرم اما جلد آخره! 
خوب چه کنم که کل داستان عالی بود و من عاشقش شدم البته که شخصیت اصلی واقعا خنگ بازی در می‌آورد ولی با حرف های مکس _ ارنست کلی میخندیدم و عشق میکردم و کل داستان و نویسندگی عشق بود . تا امروز جزو مورد علاقه هام بود ولی متاسفانه الان با این پایان بازی که در اختیارم قرار داده شده و همینطور که من ۵ جلد اومدم تا بفهمم راز چیه ولی هنوز متوجه نشدم ( البته یه چیزهایی فهمیدم ولی خوب توضیح داده نشده بود ) واقعا نمیتونم بزارم جزو لیست مورد علاقه هام . 
ولی با این حال یاد و خاطره ی پنج جلد یا بهتره بگم سه ماه با راز همیشه در ذهنم میمونه و همین طور شخصیت جذاب و اگوری پگوری و گوگولی مگولی خودم مکس _ ارنستتتتت و خیلی ناراحتم که قراره ازش جدا شم . ( البته کسی چه میدونه شاید بعدا نشستم دوباره کتابو از اول خوندم و بازم تو داستان غرق شدم )  
      

11

        این روز ها مردم این کتاب رو با کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد مقایسه میکنند و میگند که اگر از اون خوشتون اومده قطعا از اینم خوشتون میاد و منم به همین دلیل کتابو گرفتم اما باید بگم عشقی که شینگ ین و لیوای داشتن به گرد پای عشق مینا و شین هم نمی رسه و هم از لحاظ فضای کتاب و هم از لحاظ داستان و قلم نویسنده کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد جایگاهش بالاتره.نمیدونم چرا کلا من از اول داستان های عاشقانه میدونم که قراره به هم برسن و اگه مثلث عشقی هم که باشه قشنگ میدونم قراره بره با کی تنها جایی که واسه ی من شوکه کننده بود هویت ونژی بود داستان کتاب و حال و هواش خوب بود اما جوری نبود که بلند شم واسش تا ده ساعت دیگه هم کف بزنم یا اینکه از خوشحالی جیغ بزنم .دومین دلیلی که پنج ستاره رو ندادم مثلث عشقیش بود مثلا کتاب بازی های میراث مثلث عشقیش اونقدر ادم رو اذیت نمی کرد اما ایشون خیلی من رو اذیت کرد چون کراشمم ونژی بود دیگه بدتر . خلاصه که در کل کتاب قشنگی  بود اما به نظر من نمی تونست پنج ستاره رو بگیره بنظرم ارزش فقط یکبار خوندن رو داره.
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

3

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

بریده‌های کتاب

نمایش همه

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.