معرفی کتاب دسته چهارم اثر ربکا یاروس مترجم مهرک ملک مرزبان

دسته چهارم

دسته چهارم

ربکا یاروس و 1 نفر دیگر
4.8
48 نفر |
31 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

31

خوانده‌ام

78

خواهم خواند

117

شابک
9786228387017
تعداد صفحات
688
تاریخ انتشار
1403/1/1

توضیحات

        این داستان درمورد ویولت سورنگیل، دختر یک ژنرال عالی رتبه است. دختری بیست‌ساله که بیشتر عمرش را به‌خاطر عشقش به کتاب و هوشش در حال آموزش بوده تا به هنگ کاتبان ملحق شود. این درحالی است که مادر سرسختش همیشه از او انتظار داشته که راه خواهر و برادرش را دنبال کند و یک اژدهاسوار شود.

ویولت به‌هیچ‌وجه برای این کار آماده نیست، اما در نهایت مجبور می‌شود که به آکادمی نظامی بسگیاث برود تا دقیقاً همان کاری را که مادرش از او خواسته انجام دهد. برای تبدیل شدن به یک اژدهاسوار، ویولت باید تمام چالش‌های مرگباری که برای از بین بردن افراد ناشایست طراحی شده است را پشت سر بگذارد.

درحالی که ویولت تمام تلاش خود را می‌کند تا به یک اژدهاسوار تبدیل شود، او باید مراقب جذبه‌ی زیدن ریرسون، دشمنی که بارها به او گفته شده که از او فاصله بگیرد نیز باشد. اما چه اتفاقی می‌افتد که ناگهان زندگی او به زیدن گره می‌خورد؟

در آکادمی نظامی بسگیاث، تنها دو راه وجود دارد؛ یا فارغ‌التحصیل می‌شوی و زنده می‌مانی، یا می‌میری! به‌طور کلی، دسته چهارم یک داستان حماسی است که شما آن را خواهید بلعید! فانتزی دوستان اصلاً و ابداً در مطالعه‌ی کتاب دسته چهارم اثر ربکا یاروس شک نکنند.
      

لیست‌های مرتبط به دسته چهارم

نمایش همه

پست‌های مرتبط به دسته چهارم

یادداشت‌ها

اولین کتاب
          اولین کتاب 1404 و شروعی طوفانی، جذاب و راضی کننده. و بالاخره یه فانتزیِ واقعا قوی و ارزشمند! 
داستانی پر از تعلیق، کشش، پیرنگ قوی، عاشقانه‌ی به یاد موندنی. این رمان، فراتر از صرفا یه داستان مهیجه. و دلیلش هم عناصر انسانی عمیقشه. مسائلی مثل ترس، بقا، فداکاری و یافتن هویت شخصی.. 
پس کی گفته فانتزی صرفا یه رمان فانتزیه و بهمون درسی نمیده؟ بنظرم باید رمانای فانتزی رو موشکافانه ‌تر بررسی کنیم و بهش بپردازیم تا به حقایق و درس‌هایی که با تخیل امیخته شده پی ببریم. شخصیت پردازی عمیق و دوست داشتنی این رمان همین موضوع رو برای ما برملا می‌کنه. سیری که شخصیت اصلی داستان تا اخر رمان طی می‌کنه روند قدرتمند شدنشه و این که شخصیت دختر ضعیف با ضعفش مقابله کنه جز کلیشه‌های جذابیه که همیشه برای مخاطب جالبه. تحول درونیش باعث همذات پنداری خیلی از ماها با شخصیت اصلی داستان میشه.. چون همه ما در برهه ای از زندگیمون دچار شک و تردید شدیم و نسبت به تواناییامون گارد گرفتیم. 
و یکی از چیزهایی که خیلی به چشم من اومد، تو این کتاب در عین جنگ و اشوب، انسانیت هنوز پابرجاست. شخصیت‌ها بر پایه ی شکست نخوردن استوار نشدن و این یکی از اصل های مهم پرداختن به یه شخصیت قدرتمنده، اون ها برای مواجهه با شکست و ادامه دادن ساخته شدن. تاکید این کتاب به این موضوع که سلاح واقعی و قدرتمند یک فرد صرفا مهارت رزمی و تناسب بدنی خوب  و قدرت های جادویی نیست، بلکه روندیه که برای قدرتمند شدن طی میکنه و تلاشی که باعث میشه سِیر مطلوبی رو بگذرونه و ادم هایی هستن  که با تمام وجود بهش ایمان دارن. نقد اجتماعی و استعاره های پنهان در داستان، موضوعاتی مثل طبقه بندی افراد براساس تواناییاشون، سیستم هایی که افراد رو مربوط به انجام رقابت های نابرابر میکنه، به نوعی انعکاسی از واقعیت دنیای ما هستن. لایه های عمیق رشد شخصیتی این رمان  از نظر دنیا سازی، فضا سازی و به وضوح قدرت قلم نویسنده به شرح ایده‌ای که داخل ذهنش بوده، به غیر از فانتزی ای قوی، اکشن و هیجان‌آور هم هست و در عین حال به نقدهای اجتماعی و روابط انسانی هم پرداخته.. 
از ترندهایی بود که واقعا حق ترند شدن رو داشت! ✨
        

48

بدون شک ار
          بدون شک ارزش خوندن رو داره و خریدنش هم پشیمونتون نمیکنه!
من کتاب عاشقانه‌ای جز سنگدل که یک تراژدی بود نخوندم و نمیتونم نظره خیلی حرفه‌ای بدم ، ولی درکل تو دل برو بود و من واقعا موقع خوندن کتاب داشتم لذت میبردم .
بدون شک زیدن شخصیته مورد علاقه‌امه ،  نه بخاطره چهره‌ش یا مثلا ددی بودنش😂 ، بلکه بخاطره معامله‌ای که کرده بود و به تعداد بچه‌های شورشی‌ها ۱۷۱ ضربه شلاق خورده و جونشون و زنده‌بودنشون رو معامله کرده بود با جون خودش.
به شخصه خودم میتونم ژانر سیاسی_اجتماعی رو هم به کتاب و سیر داستان اضافه کنم که با هنرمندی تمام گنجونده شده بود.
خوندن این کتاب تقریبا از من ۷ ساعت در کمتر از ۱ روز و نصفی زمان گرفت ، و ذره‌ای پشیمونی بابت اینکه با ارزش‌ترین چیزم که زمانه رو صرف خوندن این کتاب کردم ندارم .
ولی کلیت داستان از اول تا اخر بنظرم تغییر و تحولی انچنانی نداشت   و این واقعا قدرته که بدونه کش دادن و حوصله‌ی مخاطب رو سر اوردن بشه داستان رو انقد کش داد و ۶۸۸ صفحه‌ی ناقابل از توش دراورد😂
خلاصه ، این طولانی ترین یاد‌داشتیه‌ که تا حالا نوشتم و بنظرم در خور همچین کتابه قطور و جالبی هست.
امیدوارم این کتاب رو بخونید و لذت ببرید و موقع مطالعه حال دلتون خوب باشه❤.
.
پ.ن ، طرح جلد کتاب و چاپش واقعا ابهته خاص و جذابی به کتاب داده و از نشر مجازی خیلی ممنونم.
        

10

mahshid

mahshid

1403/12/3

          از اولاش که شروع کردمش تو ذهنم گفتم آیا ارزش این همه خوندنو داره یا نه؟ گفتم حالا بخونم ببینم چی میشه؛ شروع کردم به خوندن 
خیلی خوشم نیومد ولی بدم نبود میخواستم ببینم تهش چی میشه 
هعی خوندم خوندم تا دیگه دوسش داشتم حدودا میشد وسطای داستان دیگه دوسش داشتم ! هرچی می‌خوندم دلم برای زیدن بیشتر و بیشتر می‌سوخت دلم برای تمام بچه های آدمای شورشی بیشتر می‌سوخت برای همون 170 تا بچه تا اینکه رسیدم به جایی که جوری نوشته شده بود که انگار زیدن همۀ عشق و علاقه به ویولت دروغ بوده ازش بدم اومد و میخواستم خفش کنم اما قضاوتم زود بود و تمام این کار هارو برای حفظ عدالت کرده بود 😶‍🌫️
داشتم به آخراش نزدیک میشدم  دیگه ناراحت بودم که دار تموم میشه تازه داستان آخراش اوج گرفته بود و قشنگ شده بود انگار نویسنده تمام هنر ذهنشو برای صفحه های آخر گذاشته بود !!
به صفحۀ آخر که رسیدم شک شدم به حدی که برگشتم صفحه رو از اول خوندم آخرین صفحۀ نویسنده جوری منو شکه کرد که واقعا کپ کردم!!😐
اما باید منتظر جلد دوم باشم و اینو دوست ندارم خب ربکا خانم نمیشد همرو تو یه جلد بگی من الان باید وایسم جلد جدید بیاد بعد یه پول خیلی گنده رو بدم یه کتاب7۰۰ صفحه ای بخرم اما میخرمش تا ببینم بلاخره تهش چی میشه⁉️
اما من دوسش داشتم نسبت به فانتزی هوایی هایی که خونده بودم ضعیف تر بود ولییی من دوسش داشتم
        

6

hana

hana

1403/11/3

        پایانش تازه شروعش بود......
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

6