معرفی کتاب ما شروعش می کنیم اثر کالین هوور مترجم آرتمیس مسعودی

ما شروعش می کنیم

ما شروعش می کنیم

کالین هوور و 1 نفر دیگر
3.3
214 نفر |
66 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

17

خوانده‌ام

498

خواهم خواند

193

ناشر
آموت
شابک
9786003841932
تعداد صفحات
352
تاریخ انتشار
1401/10/19

توضیحات

این توضیحات مربوط به نسخۀ دیگری از این کتاب است.

        در همین چند ثانیه صحبت تلفنی با او مثل گذشته وجودم پُر از نگرانی می شود. فوراً تلفن را قطع می کنم. حرفی برای گفتن به او ندارم. شماره اش را مسدود می کنم. از اینکه وقتم را با صحبت کردن با او هدر داده ام پشیمانم به محض این که گفت چه کسی است باید تماس را قطع می کردم.
روی میزم به جلو خم می شوم و سرم را بین دست هایم می گذارم. از این چند دقیقه ی غیر منتظره دل آشفته می شوم.
راستش از واکنشم متعجبم. احتمال می دادم روزی این اتفاق بیفتد، اما تصور می کردم که اهمیت نمی دهم. گمان می کردم که به بازگشت او به زندگی ام همان قدر بی اعتنا هستم که وقتی او مرا مجبور کرد ترکش کنم اما آن موقع به خیلی چیزها بی اعتنا بودم.
الان واقعاً زندگی ام را دوست دارم. به موفقیت هایم افتخار می کنم. من مطلقاً نمی خواهم کسی از گذشته وارد زندگی ام شود و آن را تهدید کند.
دست هایم را روی صورتم می کشم سعی می کنم چند دقیقه ی آخر را هضم کنم، بعد از روی میز عقب می روم. بیرون می روم تا به بِرَد در تعمیر رستوران کمک کنم و تمام تلاشم را می کنم تا این لحظه را پشت سر بگذارم هر چند کار سختی است. انگار گذشته ی من از هر طرف به من ضربه می زند حمله می کند و من مطلقاً کسی را ندارم که با او در این باره صحبت کنم.
بعد از چند دقیقه که هر دوی ما در سکوت کار کردیم به برد می گویم باید واسه ی تنو یه تلفن بخری. تقریباً سیزده سالشه.»
بِرَد می خندد: «تو هم باید یه روان درمانگر همسن خودت پیدا کنی!»
      

بریدۀ کتاب‌های مرتبط به ما شروعش می کنیم

نمایش همه

لیست‌های مرتبط به ما شروعش می کنیم

نمایش همه
barly

barly

1403/2/17

آنی شرلی در گرین گیبلزهری پاتر و حفره اسرار آمیز پسرک، موش کور، روباه و اسب

اندر احوالات 1۴۰۳✨️🌾

65 کتاب

از الان میخوام لیست کتابای ۱۴۰۳ رو درست کنم که تا انتهای سال یادم نره چه کتابایی رو خوندم🫣 ایشالا هروقت به انتهای سال رسیدیم میام یه توضیح زیبا و پر مفهوم براشون مینویسم 1403,3,1:ناراحتم چون بخاطر امتحانات سرعت کتابخونیم کند شده و وقتی میبینم بقیه تونستن توی این دو ماه خیلی بیشتر از من کتاب بخونن باعث شده یکم از روندم شرمنده بشم 😶‍🌫️ (تعداد کتاب های خوانده شده ۷تا) 1403,3,2: امروز ۳۲۰ صفحه کتاب خوندمو برام سواله که من چطور هم نشستم درس خوندم هم این حجم از کتابامو 🫡(تعداد کتاب های خوانده شده ۸ تا) ۱۴۰۴,3,7: بر خلاف بقیه‌ی روز ها به روز های امتحانات خسته کننده و وقت گیر نگاه میکردم و ناراحت بودم که نمیتونم زیاد کتاب بخونم امروز اومدم از یه دید جدید بهش نگاه کردم. اینکه من سعی میکنم هرچه سریع تر درس هامو تموم کنم تا بتونم بیام کتاب بخونم یا اینکه هرشب قبل خواب داستان کتاب هامو با خودم مرور میکنم تا یه وقت جزئیات داستان یادم نره ( این باعث شده با شخصیت ها خیلی بیشتر از قبل دوست و همراه بشم)و یا حتی اون ذوق شوقی که بعد یه مدت کم کتاب خوندن میتونم برم ۲،۳ ساعت کتاب بخونمم خیلی جالبه. و حالا که دارم فکرش رو میکنم من خوندن یک کتاب توی دوره‌ی امتحانات رو به خوندن ۱۰۰ تا کتاب توی روز های عادی ترجیح میدم 🙃(تعداد کتاب های خوانده شده ۹ تا) 1403,4,16: خیلی وقته چیزی به اینجا اضافه نکردم ولی باید بگم تابستون پر قدرت داره میگذره؛)) (تعداد کتاب های خوانده شده ۱۶ تا) 1403,6,16: سه هفتست که در ریدینگ اسلامپ خیلی شدید به سر میبرم 🫡(تعداد کتاب های خوانده شده ۲۹ تا) 1403,10,26:از مهر که مدرسه ها شروع شد سرعت کتاب خوندنم لاک‌پشت وار بود ولی وقتی خواستم برای بعد امتحانا یه استراحتی به خودم بدم و دوباره شروع کردم به کتاب خوندن کتابخوار درونم زد بیرون و الان یکی باید بیاد از وسط کتابا منو جمعم کنه🫡(تعداد کتاب‌های خوانده شده ۴۳تا) 1403,12,18: خواستم بگم من هنوز از وسط کتابا جمع نشدم:)) (تعداد کتاب های خوانده شده ۶۰ تا) ۱۴۰۳,12,30: اینم از پایان، قرار بود یه متن خیلی طولانی آماده کنم برای این روز ولی اصلا حرفم نمیاد:)) احساس میکنم همین چیز هایی که تا الان نوشتم بهتر بتونه حس و حال امسال و نشون بده پس برای همیشه بدرود ۱۴۰۳ عزیز. (تعداد کتاب های خوانده شده ۶۵ تا)

38

یادداشت‌ها

تامیلا

تامیلا

1403/3/11

        خط به خط این کتاب برام پر بود از حس خوب و لبخند...

و قطعا تک تک لحظات مشترک لیلی و اتلس برام مایه ارامش و ذوق بود..
خوشحالم که تونستم بعد مدت ها بایه کتاب ارامش بگیرم و بخندم و گریه کنم..
قطعا منطقی ترین تصمیمی که لیلی میتونست برای این وضعیت زندگیش بگیره همین بود و جایی برای گله کردن باقی نمیمونه
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

4