ده بچه زنگی

ده بچه زنگی

ده بچه زنگی

آگاتا کریستی و 1 نفر دیگر
4.4
111 نفر |
43 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

10

خوانده‌ام

203

خواهم خواند

146

ده نفر دعوت می شوند تا تعطیلات خود را در قصری افسانه ای در نیگر آیلند بگذرانندهر یک از آنان رازی برای پنهان کردن دارد آنان در بعداز ظهر با شکوه روزی تابستانی به وعده گاه می رسند. اما به زودی سلسله حوادثی پیش بینی نشده رخ می دهد و همگان را در اضطرابی نفس گیر فرو می برد.

لیست‌های مرتبط به ده بچه زنگی

نمایش همه

پست‌های مرتبط به ده بچه زنگی

یادداشت‌های مرتبط به ده بچه زنگی

            داستانی جذاب و زیبا از آگاتا کریستی. اگر می خواهید متعجب و متحیر شوید و مجذوب قدرت نویسندگی و ذهن فوق العاده قوی نویسنده شوید، حتماً این کتاب را بخوانید. واقعاً یک نویسنده باید قدرت ذهنی زیادی داشته باشد تا بتوانید همچین داستانی بنویسد و وقایع آن را جوری کنار هم بگذارد که مخاطب سردرگم شود.
ماجرا از این قرار است ده نفر به یک جزیره موسوم به جزیره سرخ پوست دعوت می شوند؛ اما آن ها میزبان را نه دیده اند و نه می شناسند. در ادامه هر کدام از این ده نفر به شیوه ای می میرند. این شیوه ها هر کدام در یک شعر که در اتاق همه مهمانان نصب شده اتفاق می افتد. شعری به اسم ده بچه سرخ پوست که در آن هر کدام از بچه سرخ پوست ها به طریقی می میرند و یکی یکی کم می شوند.
غیر از این ده نفر هیچ کس در جزیره نیست و ارتباط جزیره با دنیای اطراف قطع شده است. ابتدا حدس می زنی که خب کسی در جزیره مخفی شده و این افراد را می کشد؛ ولی اندکی که در داستان پیش می رویم این نظریه اعتبار خود را از دست می دهد. چرا که آن ها جزیره را می گردند و نه کسی را پیدا می کنند و نه جایی برای مخفی شدن در جزیره وجود دارد. پس یکی از آن ده نفر قاتل است. اما او کیست؟ و این سوالی است که برای رسیدن به جواب آن باید کتاب را تا آخر خواند. البته می شود به هر کدام از آن ها مضنون شد ولی آیا مدرک مورد قبولی دارید و بر اساس شواهد این حدس را می زنید؟ وقتی فرد مورد نظر شما نیز کشته شود آن وقت چه می کنید؟
داستان به شکلی پیش می رود که واقعاً مخاطب گیج می شود و عاجز از شناسایی قاتل.
اگر قصد به چالش کشیدن مغز خود را دارید حتماً این کتاب را بخوانید.

امین پازوکی ۱۴۰۱/۰۴/۱۲
          
Mahsa bgbn

1402/02/02

لعیا عرب

1402/09/21

            بالاخره با قلم آگاتا کریستی رو به رو شدم و چه کتابی ازش خوندم!!!!!!
اگر بخوام با دو کلمه توصیفش کنم میگم حیرت انگیز و جذاب ؛ ولی این کتاب خیلی حرف برای گفتن داره!
قلم شگفت انگیز خانم کریستی من رو جوری تسخیر کرد که با وجود درس و مدرسه (😩) تونستم کتاب رو تو ۳ روز تموم کنم و رکورد جدید برای خودم ثبت کنم!!
شخصیت های کتاب بسیار حساب شده و کامل بودن ، به طوری که بعد ازینکه باهاشون به طور کامل آشنا میشدی ، (حدود در ۳۰ صفحه اول این اتفاق میافتاد) به شدت برات واقعی میشدن!
روند و خط زمانی محشر بود و چیزی که باعث میشه کتاب رو در سریع‌ترین حالت ممکن تموم کنید همینه ؛ چون دقیقا در لحظه ای که لازمه اتفاق جدید میوفته و باز دوباره همه چیز رنگ و بوی جدیدی میگیره!
پایان کتاب برای من اصلا قابل پیش بینی نبود ولی شاید تنها نقطه ضعفی که میتونم ازش بگیرم اینکه به دلیل شعر ده بچه زنگی که در اول داستان اومد شاید اتفاقات پیشرو یکمی قابل حدس میشد ، ولی آیا پایان کتاب قابل حدس بود؟ برای من به هیچ وجه.
به عنوان تازه کار در ژانر جنایی خوشحالم که کتاب آگاتا کریستی جزو اولین ها بوده!
پ.ن۱ : در ابتدای کتاب با تمام هوش و حواسم در حال به خاطر سپردن بسیاااار دقیق شخصیت ها بودم و در طول کتاب صدهاهزاربار به شعر و اطلاعات شخصیت ها برگشتم تا هیچ چیزی از دستم در نره!(احساس میکنم یکی از ویژگی های خوندن کتاب های آگاتا کریستی همینه.)
پ.ن۲ : مضمون و موضوع کلی داستان رو دوست داشتم
"مجرمانی که قانون نسبت به آنها سکوت کرده بود"
و چقدر بعضیاشون سزاوار این مجازات بودند.
و چقدر بعضیاشون در مقابل این مجازات مظلوم و بی گناه بودن.
          
Haniyeh

1403/03/08

            تجربه دوم من از خانم کریستی، بعد از قتل راجر آکروید.
کتاب‌های ایشون از جنبه معمایی که طرح میکنن واقعا جالبه، اما شیوه پرداخت به معما و مخصوصا جواب دادنشون رو دوست ندارم. مدل کتاب‌هاشون حداقل در این دو کتاب اینجوری بوده که قاتل تا یکی دو فصل آخر مخفی می‌مونه و یه‌دفعه به‌طرز معجزه‌آسایی ازش رونمایی می‌شه. 
من دوست دارم توی کتابی با ژانر جنایت، حدس بزنم و سرنخ بگیرم، متاسفانه هیچ‌کدوم از این دو کتاب برام این‌طور نبودن.
توی ده بچه زنگی یعنی این کتاب، من از ده نفر به چهار نفر شک داشتم که دوتاشون شک درستی بود، ولی نه چون سرنخ داده بودن، چون طبق کتاب قبلی حدس می‌زدم چه شخصیتی ممکنه برای خانم کریستی قاتل قابل‌قبولی باشه. به جای اینکه از روی وقایع داستان به حدس برسم، ذهن نویسنده رو پیش‌بینی کردم.
فکر کنم مدل کتاب‌هاشون کلا همينه، سعی می‌کنم از این به بعد بیشتر از معما لذت ببرم و خیلی از اینکه میخوان خودشون در آخر حلال مشکلات باشن ناراحت نشم. به‌عنوان یک کتاب جنایی-معمایی که در اون شواهد و مدارک جنایات بررسی می‌شه و شخصیت‌های متعدد به‌عنوان مظنون درنظر گرفته شده و تبرئه می‌شن، جالبه‌.
          
فاطمه

1402/07/20

            اولین تجربه‌ی من از آگاتا کریستی چندان جالب نبود! 
کتاب معمایی خوب بنظرم کتابیه که هم‌زمان که غیرقابل پیش‌بینی و حدس زدنه، سرنخ هم به خواننده بده تا حداقل برای حل پازل معما، فکر و تلاش کنه.  این کتاب نه تنها هیچ سرنخی نمیده، تقریبا ۷۰ الی ۸۰ درصدش لو رفته‌ست، یعنی فقط منتظری اون اتفاقاتی که خودش اول کتاب لو داده، اتفاق بیفته و ببینی آخرش قراره چی بشه و قاتل کیه.خب این خیلی خسته و کسل‌کننده نیست؟!
 از اونجایی‌که کتابِ خیلی معروف و محبوبی هست دلم نمیخواد بگم نخونیدش چون شاید شماهم مثل اکثر کسایی که خوندنش خوشتون بود ولی من وقتی به آخر کتاب رسیدم، با اینکه اصلا فکرشو نمیکردم قاتل کیه و انگیزش چی میتونه باشه ولی چندان شگفت‌زده نشدم و در مجموع اصلا راضیم نکرد🤷‍♀️ یکم تخیلی و لوس تموم شد😶‍🌫️
دو ستاره‌ای که به کتاب دادم به‌خاطر ایده اولیه کتابه، اینکه هر کسی میتونه قاتل باشه، قاتل فقط اونی نیست که مستقیم با گلوله یا چاقو یا هر سلاح دیگه‌ای یه نفر رو به قتل میرسونه، همه‌ی ما میتونیم به راحتی قاتل باشیم و هیچ قانونی نتونه ما رو محاکمه و مجازات کنه، به جز وجدان خودمون.
          
            مثل همیشه انتخاب ترجمه نشر هرمس برای خواندن از آگاتا کریستی بهترین انتخاب ممکن است. سادگی زبان ترجمه و روانی بیان آن کمک بسیار خوبی برای همراه شدن بهتر با ماجرایی پیچیده و نیازمند دقت و تمرکز بالای داستان های این نویسنده است. 
آگاتا کریستی برای طرفداران ادبیات جنایی و معمایی نام آشنایی است. اما این رمان او با اغلب آثارش دو تفاوت قابل توجه دارد. اول آنکه در این کتاب کارآگاهی وجود ندارد و گره ماجرا در پایان به دست خود شخصیت ها باز می شود و دوم آنکه تعداد قتل ها در این کتاب در مقایسه با آثار دیگر او به طرز بیرحمانه ای زیاد است!
البته این نوید را به شما میدهم که گرچه در این کتاب با قتل سروکار داریم  ولی درگیر جزییات و توصیفات مربوط به قتل نمیشود و در عین حالی که ما جنایتی را دنبال میکنیم، خیلی لازم نیست نگران مخاطب 15 یا 16 ساله کتاب باشیم. در حقیقت وجه پررنگ این کتاب معما و حل مساله است تا جنایت و خشونت. 
ده بچه زنگی را می توان در یک عصر زمستانی به راحتی خواند چرا که کشش داستان به اندازه ای است که نمی توان آن را برای مطالعه به چند بخش تقسیم کرد.