هری پاتر و محفل ققنوس (بخش سوم)

هری پاتر و محفل ققنوس (بخش سوم)

هری پاتر و محفل ققنوس (بخش سوم)

جی. کی. رولینگ و 1 نفر دیگر
4.5
102 نفر |
12 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

4

خوانده‌ام

259

خواهم خواند

16

شابک
9789645757722
تعداد صفحات
414
تاریخ انتشار
1386/9/17

نسخه‌های دیگر

توضیحات

این توضیحات مربوط به نسخۀ دیگری از این کتاب است.

        
پنجمین سال تحصیل در هاگوارتز شروع می شود. هری با اعضای محفل ققنوس آشنا می شود. آن ها چه کسانی هستند؟... از چه چیزی مراقبت و با چه چیزی مبارزه می کنند؟... سرانجام این داستان چه خواهد شد؟...

      

لیست‌های مرتبط به هری پاتر و محفل ققنوس (بخش سوم)

نمایش همه
هری پاتر ومحفل ققنوس (هری پاتر5)هری پاتر و جام آتش (هری پاتر4)هری پاتر و زندانی آزکابان (هری پاتر 3)

کتاب‌هایی که رولینگ ایده‌هاش رو از روشون کپی کرده

61 کتاب

* مجموعه‌ی دریازمین(1968) از ارسولا لگویین، از معروفترین کتابا درباره‌ی یه قلعه جادوییه که یه مدرسه است برای آموزش جادوگرای جوان. تو مصاحبه‌ای که لگویین با گاردین سال 2005 داشته می‌گه:«من از منتقدان متحیرم که کتاب اول هری پاتر را اوریجینال به حساب آورده‌اند. رولینگ خصوصیات زیادی دارد اما اصالت در میانشان جایی ندارد. این است که آدم را آزار می‌دهد.» هیچوقت از خودتون پرسیدین چرا بالای 20 ناشر دست‌نوشته‌ی اولیه رولینگ از هری پاتر رو رد کردن و دست‌آخر یه ناشر کوچیک حاضر شده با تیراژ محدود چاپش کنه؟ خب من براتون توضیح می‌دم. هری پاتر یه دستمال‌سفره هزار تیکه‌ی کپی شده از ایده‌های کتابای مختلفه. * مجموعه هفت جلدی بدترین جادوگر(1974) از جیل مورفی تو مجموعه بدترین جادوگر یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی جادوگری داریم(یه قلعه که رولینگ هاگوارتز رو ازش کپی زده) که یه جادوگر بد سعی داره مدام توش نفوذ کنه(سلام ولدمورت!) شخصیتای اصلی هم سه تا دوست(مثل رون و هری و هرمیون) هستن که همکلاسی بلوند و نازپروردشون(مثل مالفوی) و دو تا وردستش (مثل کراپ و گویل) یکسره آزارشون می‌دن. این مدرسه گروهبندی داره و استادای سختگیر که نفر اصلیشون یه استاد معجون سازیه(سلام اسنیپ). مسابقه‌ی جارو سواری هم داره(واقعا خسته نباشی رولینگ با کویدیچت) و هر دانش‌آموزی هم باید یه حیوون دست‌آموز داشته باشه. حتی شروع هر سال تحصیلی هم با یه سرود شروع می‌شه. درس‌ها هم دقیقا همون درس‌های هاگوارتز هستن. لباس فرم و کلاه جادوگری و قلم پر و اینها هم جز فضاسازی داستانه. یعنی رولینگ هیچ خلاقیتی توی این موارد هم تو مجموعه‌ش‌ نداشته. از اینا بگذریم مک‌گناگال یه زیراکس از مدیر این مدرسه است. چه خصوصیات ظاهری و چه شخصیتی. یعنی امکان نداره‌ها که شما خانم ککلز رو ببینید و یاد مگ‌گناگال نیفتید. مخصوصا که مجموعه تصویرگری هم داره. این مدرسه جادوگری حتی یه جنگل هم ضمیمه‌ش داره. اینها فقط یه سری از کپی‌های رولینگ از این مجموعه هستن. ایراد اصلی اینجاست که رولینگ حتی به پلات‌های این مجموعه هم رحم نکرده و هر جا میلش کشیده اونها رو هم کپی کرده. جلد اول این مجموعه شخصیت بد قصه جاروی شخصیت اصلی رو طلسم می‌کنه تا مسابقه‌ش رو خراب کنه، درست مثل همون بخشی که رولینگ هم توی جلد اول هری پاتر کپی کرده. توی جلد سوم هم یه جادوگری داریم که مدت‌هاست تبدیل به قورباغه شده. اینم دقیقا مثل اون جادوگری که تو کتاب سوم هری پاتر معلوم می‌شه مدت‌ها موش بوده و سال به سال با خانواده‌ی ویزلی می‌رفته هاگوارتز و بر می‌گشته. در «بدترین جادوگر» یه فستیوال هم هست برای هالووین که خب رولینگ دیده دیگه واقعا ضایع می‌شه، پس جاش رو با کریسمس و میهمانی یول عوض کرده. توی یه جلد دیگه هم شخصیت بد قصه خودش رو با معجونی که توی پاتیل درست می‌کنه به شکل یه استاد دیگه درمیاره تا از این طریق بتونه ناشناس خودش رو وارد مدرسه بکنه. این شما رو یاد چی میندازه؟ بله! طرح داستان جلد چهارم هری پاتر و اون یارو که با خوردن مرتب اون معجون خودش رو جای یکی از استادای هاگوارتز جا می‌زنه. غیر از اینها فضاسازی و لحن شخصیت‌ها و دیالوگ‌های هری پاتر و حتی تنبیه‌هایی که شاگردها می‌شن هم سراسر یادآور همین مجموعه است. * گروشام گرینج(1988) از آنتونی هورویتس شخصیت اصلی یه پسر به اسم دیویده که خانواده‌ش ازش بدشون میاد.(واو! سلام هری!) تقریبا هر المانی که در هاگوارتز هست یه کپی آشکار از مدرسه‌ی جادویی این کتابه. تابلوهای سخنگو. رمز عبور برای ورود به خوابگاها. اشباح و معلم‌هایی که روح و گرگینه هستن. رسیدن به مدرسه‌ی جادوگری با قطار. فرستادن دعوتنامه با پرنده. البته رولینگ کلی خلاقیت به خرج داده و کلاغ رو کرده جغد! بعد از اون می‌رسیم به مسابقه‌ی جادوگری. مسابقه‌ی جام آتش یه کپی از مسابقه‌ی جام نحس این کتابه. رولینگ حتی به خودش زحمت نداده چیزی رو که شرکت‌کننده‌ها دنبالش هستن عوض کنه و هری و بقیه باید برن بازم جام پیدا کنن. * راز سکوی شماره‌ی 13 از ایوا ایباتسون حتی دروازه‌ی ورود به دنیای جادویی رو هم رولینگ از کتاب راز سکوی شماره‌ی 13 از ایوا ایباتسون کپی کرده. یعنی یه سکو توی ایستگاه کینگز کراس لندن. فقط رولینگ اسمش رو از سکوی سیزده به سکوی نه و سه چهارم تغییر داده. توی کتاب «راز سکوی شماره‌ی 13» شخصیت اصلی با یه خانواده‌ی بدجنس و پسر شرور و چاقشون مجبوره زندگی کنه. خب، اینم از کپی عمو و ورنون و خاله پتونیا و اون پسر چاقشون. * بازی کامپیوتری مجموعه‌ی جادوگری (1991) که بازم توی به مدرسه‌ی جادوگری می‌گذره و حتی شخصیت اصلیش همون ظاهر و عینک هری رو داره. با کلاه جادوگری و لباسای فرم و غیره. * خانه‌ی جادوگران(1991) از جین یولن. که اونجا هم یه پسر یتیم به اسم هری، ام ببخشید، هنری! میره به یه مدرسه‌ی جادوگری و باید یه پیشگویی رو محقق کنه و یه جادوگر شرور رو شکست بده. * مجموعه‌ی ماجراهای پریدین (1968) از لوید الکساندر. تو این قصه یه پسر یتیم داریم که از مرگ نجات پیدا می‌کنه و در سرنوشتشه که یه شر بزرگ رو شکست بده. (وای بازم سلام هری!) کاراکترهای مشابه و پلاتی که هول مسئله‌ی جاودانگی می‌گرده.(یاد جلد آخر هری پاتر افتادین؟ آفرین بر شما!) اتفاقات هر جلد مجموعه‌ی «ماجراهای پریدین» هم مثل مجموعه‌ی هری پاتر توی سال‌های پیاپی و دنبال هم اتفاق میفته. برای کسانی که متعصبانه مجموعه‌ی هری پاتر و رولینگ رو می‌پرستن، ناراحت‌کننده است اما حقیقت اینه که خلاف تصور عامه، رولینگ ابدا نویسنده‌ی خلاقی نیست. اون فقط یه اسکی‌کننده‌ی ماهره که ایده‌های نویسنده‌های خلاق و با استعداد دیگه رو کنار هم گذاشته و با عوض کردن جنسیت شخصیت‌ها و دستکاری سنشون یه قصه سر هم کرده که از قضای روزگار مردم بهش اقبال نشون دادن. و البته این وسط به هیچوجه نباید کمک ویراستارهاش، قدرت تبلیغات و نقدنویسی‌های جهتدار و بعدتر اقتباس سینمایی رو در همه‌گیر شدن قصه‌ش دست‌کم گرفت. این لیست باز هم تکمیل می‌شود.

2

سه گانه پاترمورکوییدیچ در گذر زمانقصه های بیدل نقال

سفر با جارو های پرنده !

17 کتاب

اینجا مجموعه کتاب های هری پاتر و کتاب های مربوط به اون رو مشاهده می‌کنید! -هری پاتر و سنگ جادو -هری پاتر و حفره اسرا آمیز(هری پاتر و تالار اسرار) -هری پاتر و زندانی آزکابان -هری پاتر‌و جام آتش(دو جلد از نشر تندیس) -هری پاتر و محفل ققنوس(سه جلد از نشر تندیس) -هری پاتر و شاهزاده دورگه(دو جلد از نشر تندیس) -هری پاتر و یادگاران مرگ(پارت یک و دو از نشر تندیش) -جانوران شگفت انگیز نوشته نیوت اسکمندر -جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها(فیلمنامه) -جانوران شگفت انگیز جنایات گریندل والد(فیلمنامه) -جانوران شگفت انگیز اسرار دامبلدور(فیلمنامه -جادوگری در پس چهره هری پاتر -راهنمای ناکامل و نامعتبر هاگوارتز -داستان هایی کوتاه از هاگوارتز درباره دلاوری ها سختی ها و سرگرمی های خطرناک -داستان هایی کوتاه از هاگوارتز درباره قدرت، سیاست و اشباح مزاحم -پاترمور -قصه های بیدل نقال -کوییدیچ در گذر زمان *اگر کتاب دیگه ای یادم اومد حتما اضافه میکنم و ممنون میشم شما هم اگه کتابی رو از قلم انداختم بگید که اضافه کنمش.

6

یادداشت‌ها

فهیمه

1400/10/23

          وقتی یک مجموعه رو چندبار می‌خونی، بدترین اتفاقی که میفته اینه که تمام ایرادات و تناقضاتش مشخص و آشکار می‌شن. هری پاتر هم گرچه فوق‌العاده‌ست و نظیر نداره، از ایراد مبرا نیست. 
بعضی از این ایرادات انقدر بزرگن که همه می‌بیننشون. مثلا اینکه آخر جام آتش، وقتی جادوی قبلی پیش برای ولدمورت به اجرا درمیاد، باید اول شبح مادر هری از چوبدستی خارج بشه بعد شبح پدر هری، چون اول پدرش کشته شده بعد مادرش. در حالی که توی کتاب برعکسه. یا اینکه هری باید بتونه تسترال‌ها رو از اول ببینه، به خاطر دیدن مرگ‌ مادرش، یا حداقل آخر جام آتش وقتی با کالسکه‌ها به ایستگاه برمی‌گرده اونا رو ببینه، به خاطر دیدن مرگ سدریک. ولی تا محفل ققنوس تسترال‌ها رو نمی‌بینه. 
اما بعضی ایرادها هم کوچیکن. مثلا اینکه ارشدها نمی‌تونن امتیاز کم کنن، در حالی که پرسی تو حفره‌ی اسرار از هری و رون امتیاز کم می‌کنه. یا اینکه وقتی دابی اتاق ضروریاتو به هری معرفی می‌کنه، می‌گه اونجا برای وینکی نوشیدنی کره‌ای پیدا کرده، در حالی که غذا یکی از استثنائات قانون تغییرشکل اساسی گمپه و حتی اتاق ضروریات هم نمی‌تونه غذا فراهم کنه. 
علی‌رغم اینکه ایرادات بزرگ برخورنده و آزاردهنده هستن، پیدا کردن ایرادات کوچیک بسیار لذت بخشه و باعث میشه دلت بخواد هزار بار دیگه کتابو بخونی تا همه‌ی سوتی‌های نویسنده رو پیدا کنی :)
        

7

محدثه

1403/4/3

        البته که قطعاً محبوب‌ترینم جلد سومه (هری پاتر و زندانی آزکابان)، اما این یکی جزو معدود کتابایی بود که باهاشون گریه کردم! وقتی هری داشت از مرگ سیریوس تکه‌تکه می‌شد (و منم باهاش همدردی می‌کردم) بغضم گرفت! ولی خب توی کتابخونه بودیم و فاطمه روبه‌روم نشسته بود؛ پس فرو دادمش. ولی اصلاً آخرش نفهمیدم از کجا هری پاتر رو شروع کردم که حالا پونصد دفعه خونده‌مش و با این حال هنوزم تکراری نیست. راستی یه بارم اشاره کرده بودم (فکر کنم توی چنلم؟) که از مجموعه کتابای انگشت‌شماری بود که یه جاهایی باهاش بلند بلند خندیدم؛ قطعاً به یمن وجود فرد و جرج، دوقلوهای افسانه‌ای. هری پاتر این‌قدر دقیق و باجزئیاته که نمی‌تونم بپذیرم اینا همه‌ش ساخته‌ی ذهن نویسنده ست! حالا ولش کن. کتابای فاخرتری هم خواهم خوند. کنکور دیگه نفسای آخرشه و به زودی دفنش می‌کنم. ان‌شاءالله. پایان یادداشت.
پ.ن: سال کنکور دو دور هری پاتر خوندم. واعجبا.
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

6