بریدههای کتاب اول شخص مفرد (مجموعه داستان) maedeh rahmdel 1404/1/29 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 28 مغز انسان برای این به وجود آمده تا به چیز های دشوار فکر کند، تا کمک کند به نقطه ای برسیم که چیزی را بفهمیم که اولش نمی فهمیدیم. و این به خامه زندگی تبدیل می شود؛ باقی، خسته کننده و بی ارزش است . 0 14 مهتاب تیموری 1403/12/3 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 91 0 16 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 63 شنیدهام میگویند که شادترین زمان عمر آن دورانی است که آهنگهای پاپ واقعاً برایمان معنایی دارند و واقعاً به دلمان مینشینند. شاید درست باشد، شاید نه. در نهایت شاید آهنگهای پاپ چیزی نیستند جز همان آهنگهای پاپ. و شاید زندگی ما هم چیزی صرفاً تزئینی و مصرفی است، یک فوران زودگذر رنگ و دیگر هیچ. 0 2 Fatemeh_Helfi 1403/2/20 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 21 اما ما گاهی وقت ها، بی اینکه خودمان بفهمیم، احساسات دیگران را لگدمال و غرورشان را خرد می کنیم و موجب ناراحتی شان می شویم. 0 47 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 70 تنها کتابی که آن روز به همراهم داشتم، یک کتاب کمکآموزشی برای درس زبان و ادبیات ژاپنی مدرسهمان بود. با بیمیلی بیرونش کشیدم و شروع کردم به ورق زدن صفحات. به آن معنا آدم اهل مطالعه و از آنهایی نبودم که حسابشده و مشتاقانه به سراغ کتابها میروند، بلکه بیشتر از آنهایی بودم که گذشتن زمان بدون خواندنِ چیزی برایشان سخت است. هرگز نمیتوانستم ساکت و صامت سر جایم بنشینم. همیشه مجبور بودم صفحات کتابی را ورق بزنم یا به موسیقی گوش کنم، این یا آن. وقتی کتابی دم دست نبود، به هر چیز چاپشدهای در اطرافم چنگ میزدم. دفترچه تلفن هم خوانده بودم، یا دستورالعمل استفاده از اتوی بخار. در مقایسه با آنجور خواندنیها، یک کتاب کمکدرسی برای زبان ژاپنی گزینهی خیلی بهتری بود. 0 2 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 33 با صدایی یکنواخت، انگار چیزی را از روی دیوار بخواند گفت: "عشق یک بیماری روحیه که بیمه بهش تعلق نمیگیره." 0 2 آسمان احمدی 1404/4/5 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 21 ما گاهی وقتها، بیاینکه خودمان بفهمیم، احساسات دیگران را لگدمال و غرورشان را خرد میکنیم و موجب ناراحتیشان میشویم. 0 6 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 25 - "اما اگر این وقت و تلاش رو صرف کردی و اگر به اون چیز سخت رسیدی، میشه خامهی زندگیت." + "خامه؟" - " تو زبون فرانسوی تلفظ میکنن کرم دو لا کرم. میدونستی؟" + گفتم: "نه." فرانسه نمیدانستم. - "یعنی خامهی روی خامه، بهترین قسمت از بهترین چیز. مهمترین جوهرهی حیات هم میشه کرم دو لا کرم. فهمیدی؟ باقیش خستهکننده و بیارزشه." 0 2 Zeynep 1403/12/18 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 37 وقتی در دنیای واقعی نمیتوانستم آن احساس را به دست بیاورم، میگذاشتم بیصدا خاطرهام از آن احساسات در درونم بیدار شود. به این روش، حافظهام شد یکی از ارزشمندترین ابزارهای عاطفیام، حتی وسیلهای برای بقا. 0 18 آرزو ارجمند 1403/10/8 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 1 تصور کردم من هم مثل اغلب مردم، نقاط عطفی را در زندگیم تجربه کرده بودم، نقاطی که میشد از آنجا یا به چپ بپیچم و یا به راست. و هر بار فقط یک راه را انتخاب کرده بودم، یا چپ یا راست( گاهی انتخاب هایم دلیل محکمی داشت، اما بیشتر اوقات نه. و همیشه اینگونه نبود که من انتخاب کنم، بلکه گاهی انگار خود انتخاب بود که مرا انتخاب میکرد.) حالا اینجا بودم ، اول شخص مفرد. اگر مسیر متفاوتی را انتخاب کرده بودم، به احتمال زیاد اینجا نبودم. و با تمام اینها، چه کسی توی آینه بود؟ 0 2 رضا 1404/3/7 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 38 مرگ یک رویا یک جورهایی میتواند از مرگ یک موجود زنده غم انگیزتر باشد. 0 10 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 21 اما ما گاهی وقتها، بیاینکه خودمان بفهمیم، احساسات دیگران را لگدمال و غرورشان را خرد میکنیم و موجب ناراحتیشان میشویم. 0 2 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 100 به اعتقاد من عشق یک سوخت محرک و ضروریه که به ما اجازه میده به زندگی ادامه بدیم. عشق یک روز تمام میشه، شاید هم از اول هرگز به شکل کافی وجود نداشته یا مهم نبوده؛ اما حتی اگه عشق رنگ ببازه، حتی اگه ناخواسته باشه، هنوز هم میتوانیم خاطرات عاشق کسی شدن، خاطرات گرفتار عشق کسی شدن رو برای خودمون نگه داریم. این منبع ارزشمند گرماست. بدون این گرما، قلب انسان -و همینطور هم قلب میمون- به یک شورهزار سرد و بیبَر تبدیل میشه، جایی که حتی پرتویی از آفتاب بهش نمیرسه، جایی که گلهای آرامش و درختان امید هیچبختی برای روییدن ندارند. من اسم کسانی رو که دوستشون داشتم اینجا توی سینهم مثل گنج دفن کردم. 0 3 سید عرفان 1404/3/29 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 38 مرگ یک رویا یک جورهایی می تواند از مرگ یک موجود زنده غم انگیز تر باشد. 8 13 سپینا 1404/5/31 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 14 تازه فهمیدم چقدر خستهام. خستگی عجیبی بود. انگار از مدتها پیش فرسوده بودم و کاملا از آن غفلت کرده بودم و حالا یکباره به سراغم آمده بود. 0 1 سپینا 1404/5/31 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 10 خواندن رمانهای بالزاک برایم به مراتب لذتبخشتر از سروکله زدن با حساب دیفرانسیل بود. 0 7 راضیه.الف 11 ساعت پیش اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 1 0 7 راضیه.الف 11 ساعت پیش اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 1 0 3 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 22 برای جوانترها راحت نیست که سن آدمهای مسنتر را تخمین بزنند. به نظر من که همهشان پیر به نظر میرسیدند. شصت یا هفتاد چه فرقی میکرد؟ دیگر جوان نبودند، همین! 0 2 آسمان احمدی 1404/4/5 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 22 برای جوانترها راحت نیست که سن آدمهای مسنتر را تخمین بزنند. بنظر من که همهشان پیر به نظر میرسیدند. شصت یا هفتاد چه فرقی میکرد؟ دیگر جوان نبودند، همین! 0 5
بریدههای کتاب اول شخص مفرد (مجموعه داستان) maedeh rahmdel 1404/1/29 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 28 مغز انسان برای این به وجود آمده تا به چیز های دشوار فکر کند، تا کمک کند به نقطه ای برسیم که چیزی را بفهمیم که اولش نمی فهمیدیم. و این به خامه زندگی تبدیل می شود؛ باقی، خسته کننده و بی ارزش است . 0 14 مهتاب تیموری 1403/12/3 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 91 0 16 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 63 شنیدهام میگویند که شادترین زمان عمر آن دورانی است که آهنگهای پاپ واقعاً برایمان معنایی دارند و واقعاً به دلمان مینشینند. شاید درست باشد، شاید نه. در نهایت شاید آهنگهای پاپ چیزی نیستند جز همان آهنگهای پاپ. و شاید زندگی ما هم چیزی صرفاً تزئینی و مصرفی است، یک فوران زودگذر رنگ و دیگر هیچ. 0 2 Fatemeh_Helfi 1403/2/20 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 21 اما ما گاهی وقت ها، بی اینکه خودمان بفهمیم، احساسات دیگران را لگدمال و غرورشان را خرد می کنیم و موجب ناراحتی شان می شویم. 0 47 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 70 تنها کتابی که آن روز به همراهم داشتم، یک کتاب کمکآموزشی برای درس زبان و ادبیات ژاپنی مدرسهمان بود. با بیمیلی بیرونش کشیدم و شروع کردم به ورق زدن صفحات. به آن معنا آدم اهل مطالعه و از آنهایی نبودم که حسابشده و مشتاقانه به سراغ کتابها میروند، بلکه بیشتر از آنهایی بودم که گذشتن زمان بدون خواندنِ چیزی برایشان سخت است. هرگز نمیتوانستم ساکت و صامت سر جایم بنشینم. همیشه مجبور بودم صفحات کتابی را ورق بزنم یا به موسیقی گوش کنم، این یا آن. وقتی کتابی دم دست نبود، به هر چیز چاپشدهای در اطرافم چنگ میزدم. دفترچه تلفن هم خوانده بودم، یا دستورالعمل استفاده از اتوی بخار. در مقایسه با آنجور خواندنیها، یک کتاب کمکدرسی برای زبان ژاپنی گزینهی خیلی بهتری بود. 0 2 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 33 با صدایی یکنواخت، انگار چیزی را از روی دیوار بخواند گفت: "عشق یک بیماری روحیه که بیمه بهش تعلق نمیگیره." 0 2 آسمان احمدی 1404/4/5 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 21 ما گاهی وقتها، بیاینکه خودمان بفهمیم، احساسات دیگران را لگدمال و غرورشان را خرد میکنیم و موجب ناراحتیشان میشویم. 0 6 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 25 - "اما اگر این وقت و تلاش رو صرف کردی و اگر به اون چیز سخت رسیدی، میشه خامهی زندگیت." + "خامه؟" - " تو زبون فرانسوی تلفظ میکنن کرم دو لا کرم. میدونستی؟" + گفتم: "نه." فرانسه نمیدانستم. - "یعنی خامهی روی خامه، بهترین قسمت از بهترین چیز. مهمترین جوهرهی حیات هم میشه کرم دو لا کرم. فهمیدی؟ باقیش خستهکننده و بیارزشه." 0 2 Zeynep 1403/12/18 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 37 وقتی در دنیای واقعی نمیتوانستم آن احساس را به دست بیاورم، میگذاشتم بیصدا خاطرهام از آن احساسات در درونم بیدار شود. به این روش، حافظهام شد یکی از ارزشمندترین ابزارهای عاطفیام، حتی وسیلهای برای بقا. 0 18 آرزو ارجمند 1403/10/8 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 1 تصور کردم من هم مثل اغلب مردم، نقاط عطفی را در زندگیم تجربه کرده بودم، نقاطی که میشد از آنجا یا به چپ بپیچم و یا به راست. و هر بار فقط یک راه را انتخاب کرده بودم، یا چپ یا راست( گاهی انتخاب هایم دلیل محکمی داشت، اما بیشتر اوقات نه. و همیشه اینگونه نبود که من انتخاب کنم، بلکه گاهی انگار خود انتخاب بود که مرا انتخاب میکرد.) حالا اینجا بودم ، اول شخص مفرد. اگر مسیر متفاوتی را انتخاب کرده بودم، به احتمال زیاد اینجا نبودم. و با تمام اینها، چه کسی توی آینه بود؟ 0 2 رضا 1404/3/7 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 38 مرگ یک رویا یک جورهایی میتواند از مرگ یک موجود زنده غم انگیزتر باشد. 0 10 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 21 اما ما گاهی وقتها، بیاینکه خودمان بفهمیم، احساسات دیگران را لگدمال و غرورشان را خرد میکنیم و موجب ناراحتیشان میشویم. 0 2 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 100 به اعتقاد من عشق یک سوخت محرک و ضروریه که به ما اجازه میده به زندگی ادامه بدیم. عشق یک روز تمام میشه، شاید هم از اول هرگز به شکل کافی وجود نداشته یا مهم نبوده؛ اما حتی اگه عشق رنگ ببازه، حتی اگه ناخواسته باشه، هنوز هم میتوانیم خاطرات عاشق کسی شدن، خاطرات گرفتار عشق کسی شدن رو برای خودمون نگه داریم. این منبع ارزشمند گرماست. بدون این گرما، قلب انسان -و همینطور هم قلب میمون- به یک شورهزار سرد و بیبَر تبدیل میشه، جایی که حتی پرتویی از آفتاب بهش نمیرسه، جایی که گلهای آرامش و درختان امید هیچبختی برای روییدن ندارند. من اسم کسانی رو که دوستشون داشتم اینجا توی سینهم مثل گنج دفن کردم. 0 3 سید عرفان 1404/3/29 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 38 مرگ یک رویا یک جورهایی می تواند از مرگ یک موجود زنده غم انگیز تر باشد. 8 13 سپینا 1404/5/31 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 14 تازه فهمیدم چقدر خستهام. خستگی عجیبی بود. انگار از مدتها پیش فرسوده بودم و کاملا از آن غفلت کرده بودم و حالا یکباره به سراغم آمده بود. 0 1 سپینا 1404/5/31 اول شخص مفرد هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 10 خواندن رمانهای بالزاک برایم به مراتب لذتبخشتر از سروکله زدن با حساب دیفرانسیل بود. 0 7 راضیه.الف 11 ساعت پیش اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 1 0 7 راضیه.الف 11 ساعت پیش اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 1 0 3 Hani 1403/11/9 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 22 برای جوانترها راحت نیست که سن آدمهای مسنتر را تخمین بزنند. به نظر من که همهشان پیر به نظر میرسیدند. شصت یا هفتاد چه فرقی میکرد؟ دیگر جوان نبودند، همین! 0 2 آسمان احمدی 1404/4/5 اول شخص مفرد (مجموعه داستان) هاروکی موراکامی 3.3 27 صفحۀ 22 برای جوانترها راحت نیست که سن آدمهای مسنتر را تخمین بزنند. بنظر من که همهشان پیر به نظر میرسیدند. شصت یا هفتاد چه فرقی میکرد؟ دیگر جوان نبودند، همین! 0 5