لونآ-مِه گون‌ِ دربار

لونآ-مِه گون‌ِ دربار

@Lunalily

16 دنبال شده

39 دنبال کننده

            ‹ دنیا که به پایان برسد، رویاها دنیایی دیگر خواهند ساخت. ›




- از آسمان خاکستر می‌بارید!
          
https://youtube.com/@lunalilith-e1w?si=6LihwY01fypt_sWE
https://youtube.com/@lunalilith-e1w?si=6LihwY01fypt_sWE
https://youtube.com/@lunalilith-e1w?si=6LihwY01fypt_sWE

یادداشت‌ها

4

        خب خب.
احتمالا بعد از خوندن این کتاب قراره به دو دسته تقسیم بشین.
 دسته اول کسایی هستن که اصلا باهاش حال نکردن و داستانشو سطحی و میدونن و زده شدن، دسته دوم هم کسایی هستن که جذبش شدن و به طرز عجیبی براشون جالب بوده. 
این که شما توی کدوم دسته قرار میگیرید به سلیقتون، نوع کتابهایی که میخونید و مودتون بستگی داره. من خودم کتاب های مورد علاقم فانتزی-حماسی های سنگینی مثل مه زاده اما جزو گروه دومم. وقتی این کتاب رو شروع کردم با یک دید منفی رفتم سمتش، چون ترند بود گارد داشتم نسبت بهش اما دیدم به طرز عجیبی دارم جذبش میشم و از خوندنش لذت میبرم. به عنوان یه فانتزی سبک و دوست داشتنی، مثل یه زنگ تفریح کتابی بود برام که برخلاف تصوراتم اوقات خوبی رو باهاش گذروندم. بنظرم اگه انتظاراتتونو ازش پایین بیارید و شل بگیرید از داستانش لذت میبرید🙂😂
یکی از نکات خوبش هم این بود که منو از ریدینگ اسلامپی خیلی خیلی طولانی درآورد. وایبش هم مثل داستان های دیزنی بود و یکم منو یاد کاراوال هم انداخت. (فقط یکم) خلاصه که همه چیز به همون اول ماجرا بستگی داره. یا دلتونو میزنه و باهاش ارتباط نمیگیرید و میفهمید  که قرار نیست با کل مجموعه ارتباط بگیرید. یا همون اول به دلتون میشینه و درگیر شخصیتاش میشید. من که از روند ملایمش و شخصیتاش(به خصوص شنِ عزیزتر از جانم) لذت بردم و روند داستانیش رو هم دوست داشتم. یکم کلیشه بود ولی از کلیشه بودنش لذت می‌بردم. You don't seem to understand 
 (فقط چون حرصم گرفته می‌خوام اعلام کنم که بعضی جاها دلم میخواست از دست رن سرمو تو دیوار بکوبم.)
      

12

        
چجوری میتونم به این مجموعه نمره بدم؟
این کتاب، قلب منو مال خودش کرده، من عاشق همه چیزشم. عاشق سیستم جادویی پیچیده و عجیبش، شخصیت های دوست داشتنی و عمیق، طرح غیر قابل پیش بینیش، فضا سازی دارک و مه آلود. چطور میتونم عاشقش نباشم؟!
این جلد رو حتی از جلد اول هم بیشتر دوست داشتم، رشد شخصیتی کاراکتر ها خیلی ملموس و واضح بود، مخصوصا وین.... وین برای همیشه قهرمان من میمونه:)
هرچند من نسبت به تک تکشون حس تعلق دارم.
الند، اسپوک، بریز، هام، کلابز، سیزد (و تیندویل عزیزم) و حتی زین... 
البته باید بهتون هشدار بدم که سندرسون خیلی بی رحمه، احتمالا اگه من شخصیتی توی این کتاب بودم زیاد دووم نمیاوردم.
پایان پیش بینی ناپذیری هم داشت که فکرشو نمی‌کردم و باعث شد مشتاق تر بشم که برم سراغ جلد بعدش، خیلی خفن بنظر میرسه.
اما فکر نکنم هرگز واقعا بتونم از این کتاب دل بکنم. من جزوی از مِه شدم، جزوی از خاکستر و دود. شاید هیچوقت نتونم یه مه زاد باشم اما بخشی از روحم توی این مجموعه بجا میذارم و هرموقع دنبال خودم گشتم، خودمو بین تار و پود مِه ردای وین، بوی سکه های فلزی، رطوبت مِه و آرامش شب پیدا میکنم:)
برای امید به کلسیر، نجات یافته هتسین که منو نجات داد.
      

20

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.