معرفی کتاب دکتر جکیل و آقای هاید اثر رابرت لوئیس استیونسون مترجم مهرداد وثوقی

با انتخاب ستارهها به این کتاب امتیاز دهید.
در حال خواندن
5
خواندهام
180
خواهم خواند
77
توضیحات
دکتر جکیل و آقای هاید عنوان مجلد تازهای از مجموعۀ ادبیات گوتیک است. در آثار گوتیک وجوه ترس، راز، مرگ، موجودات غیرطبیعی و قوانین فراواقعی درهم آمیخته و چاشنی روایت میشوند. شخصیت اصلی داستان دکتر جکیل است، او در انتهای خانهاش، آزمایشگاهی تأسیس کرده و تلاش میکند معجونی تولید کند تا بتواند وجوه مثبت و منفی شخصیتش را از هم جدا سازد که دست آخر هم موفق میشود. شخصیتی متولد میشود به نام آقای هاید اما کنترل این شخصیت شرور ساده نیست. رابرت لوئیس استیونسون، نویسندۀ بریتانیایی، در این رمان کشمکش درونی خیر و شر را به تصویر میکشد. او، در این رمانِ کوتاه، نیمۀ تاریک وجود انسان را مورد بررسی قرار میدهد. دو داستان «مردهدزد» و «اولایا» داستانهای کوتاه دیگر این مجلد هستند که برای اولین بار به فارسی ترجمه شدهاند.
لیستهای مرتبط به دکتر جکیل و آقای هاید
1403/12/16
1403/11/21
پستهای مرتبط به دکتر جکیل و آقای هاید
یادداشتها
1401/5/27
1401/7/9
1402/1/19
1403/2/18
1403/5/28
1403/4/17
1402/11/4
1401/9/18
1402/9/25
جزو کتابهایی بود که من به شخصه شدیدا درموردش کنجکاو بودم، خیلی خوشحالم از اینکه مطالعهاش کردم. کتاب خاصی بود. شخصیت منفور آقای هاید و شخصیت جذابه دکتر جکیل در کنار هم بینهایت خاص و جالب بود. این کتاب قطعا در لیست کتابهایی هست که من به دیگران پیشنهاد میکنم برای مطالعه و مطمئنم دیگران هم دوستش خواهند داشت.💛
با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش میشود.
1403/12/1
1403/9/24
«دکتر جکیل» از نظر ایدۀ مفهومی شبیه «فرانکشتاین» است. آدم جدیدی که با خود درگیر است و در حال جستجوی سمت تاریکی و نور خودش است. دکتر جکیل پزشک سرشناسی است که با مردی بدخو (و همزمان زشترو) آشنا است و همین موجب نگرانی دوست نزدیک او است و موضوع زمانی جدیتر میشود که هاید مردی سرشناس از مجلس را میکشد. ولی جکیل هنوز هیچ نگرانی ندارد. داستان دو بخش دارد. ماجرای روزنامهوار برای تعریف کردن و جلو بردن داستان و بعد نامۀ انتهایی جکیل که ماجراهای پشت پرده را میگوید. در واقع دکتر جکیل و هاید یک شخصیت هستند و جکیل با کمک از دانش پزشکی (سیاه) میتواند خود را در کالد دیگری تغییر دهد اما از جایی به بعد امکان بازگشتن به کالبد اصلیاش سخت سختتر میشود. از اینجا است که مقهوم داستان رو میشود. آیا هاید سمت تاریکی و خوی پلید جکیل است؟ اینجا است که در نامه جکیل از زشتیها و دلایلی که نمیتواند به شکل اولیۀ خودش دربیاید سخن میگوید. اما از نظر داستانی شکل روایت مثل آثار کلاسیک هیجانی عجیب دارد. ماجرا توسط شخص سومی جلو برده میشود و نامهها نقش مهمی در پایان داستان دارند. برخلاف داستانهای امروزی که راوی سوم شخص داستان را روایت میکند ما اینجا با وکیلی روبرو هستیم که در خیابانها به دنبال هاید است و او است که سعی در پرده برداشتن شخصیت هاید نقش دارد. و بعد نامهها که به سادهترین شکل همه چیز را بیان میکنند. این که استیونسون این قدر راحت و ساده داستانش را بیان میکند لذتبخش و مهم است. و مهمتر این که نقش مهمی در ادبیات بعد از خود دارد و هر دو شخصیت در ادبیات نمادین میشود. مثل همیشه اگر داستان را میدانیم یا فیلمی از ماجرا دیدیم آن را کنار بگذاریم و حتماً داستان را بخوانیم.
با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش میشود.