بریده‌ای از کتاب دکتر جکیل و آقای هاید اثر رابرت لوئیس استیونسون

بریدۀ کتاب

صفحۀ 171

میان جکیل و هاید دیگر مرزی نبود؛ من بودم و او، هر دو در یک بدن، و هر بار که می‌خواستم یکی را نگه دارم، دیگری چون سایه سر برمی‌آورد.

میان جکیل و هاید دیگر مرزی نبود؛ من بودم و او، هر دو در یک بدن، و هر بار که می‌خواستم یکی را نگه دارم، دیگری چون سایه سر برمی‌آورد.

49

8

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.