معرفی کتاب سبیل اثر امانوئل کارر مترجم مهستی بحرینی

سبیل

سبیل

امانوئل کارر و 1 نفر دیگر
4.1
31 نفر |
13 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

4

خوانده‌ام

67

خواهم خواند

37

ناشر
نشر مد
شابک
9786225385061
تعداد صفحات
152
تاریخ انتشار
1401/12/19

توضیحات

        هنگام دیدن این گزارش با خود گفته بود چه وحشتناک! شکی نیست که وحشتناک بود، همچنان که دیدن قحطی و گرسنگی در اتیوپی وحشتناک است. اما آنیس چه؟ مگر تجسم او در حالی که روی پله‌های کلبه‌ای ته باغ نشسته و مدام با صدایی آرام می‌گوید شوهرش هیچ وقت سبیل نداشته است وحشتناک نیست؟ سال‌ها از پی هم خواهند گذشت و او زنی جا افتاده خواهد شد، سپس پیرزن خواهد شد و همچنان این جمله را تکرار خواهد کرد.

پرسش ساده‌ای که پاسخش بدیهی به نظر می‌رسد به آسانی می‌تواند به هزارتویی مخوف از فرضیات و استدلال‌های کور بدل شود، به کابوسی که دیوار میان واقعیت و خیال را می‌شکافد و آدمی را با رازهایی تصورناشدنی و هول‌انگیز روبه‌رو می‌کند که نه در عالم واقع و نه در اقلیم پندار نمی‌توان از آن‌ها نشانی جست. شاید بتوان مسخ کافکا را نخستین راهنمای ورود به چنین جهانی دانست، اما آنچه زندگی قهرمان رمان سبیل را زیرورو می‌کند نه یک دگردیسی غریب، که شوخی پیش‌پاافتاده‌ای در بستر زندگی هرروزه است. اثر چالش‌برانگیز کارر حقیقتی را پیش‌روی خواننده می‌نهد که همچون سایه‌ی مرغ پرّان دست‌یافتنی می‌نماید، اما هرگز به دست نمی‌آید، حقیقتی هراسناک که با جبری محتوم واقعیت دلپذیر را درهم می‌کوبد.
      

دوره‌های مطالعاتی مرتبط

تعداد صفحه

30 صفحه در روز

لیست‌های مرتبط به سبیل

یادداشت‌ها

        یک داستان بلند با ایده‌ای بسیار درخشان، که بعد از مدت‌ها توانست مرا هنگام مطالعه یک کتاب ،  به شدت به وجد آورد . سوال و دغدغه‌ای که هنگام خواندن داشتم این بود که نویسنده چطور می‌خواهد این ایده درخشان  را ادامه دهد و چطور تمامش کند.  
پایان برای من راضی کننده  بود و خوشحالم که ابهام و تردیدی که در روایت حفظ کرده و چیده بود را  تا انتها حفظ کرد و ما را با سوال و میل برای بازنگری و تفکر دوباره به اتفاقات داستان رها کرد.
البته به شخصه ترجیح می‌دادم تمرکز نویسنده تنها روی مسأله سبیل باقی بماند و این بازی و تردید را به مورد سوال بودن وجود پدر شخصیت اصلی و  دو دوست خانوادگی اش نمی‌‌کشاند‌ . همچنین تردید در مورد سفرهایی که با همسرش رفته یا نرفته. البته این نگاه کاملا شخصی و به سلیقه من نزدیکتر بود . این که همه‌چیز سر جای خود بود و تنها مسأله مورد سوال برای شخصیت،همسرش و دیگران مسأله سبیل باقی می‌ماند.
در کل کتابی بود که هرگز از خواندنش پشیمان نیستم و مرا به خواندن دیگر آثار نویسنده ترغیب کرد.
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

4

hatsumi

hatsumi

1402/10/20

          داستان از جایی شروع میشه که شخصیت اصلی داستان خطاب به زنش میگه نظرت چیه سبیلم رو بتراشم؟ و همسرش باهاش موافقت میکنه،اما بعد از اینکه سبیلش رو میتراشه،همسرش و اطرافیان اون واکنشی رو که باید نشون نمی دن و در مورد تغییر کردن مرد حرفی نمی زنن و از اونجا درگیری مرد با مقوله سبیل شروع میشه و باعث میشه به اینکه اطرافیانش سعی در تمسخرش دارن شک کنه.
از اینجا داستان حال و هوای مالیخویایی به خودش می گیره و خواننده داستان رو دنبال میکنه تا ببینه بالاخره حرف کدوم یک از شخصیت ها صحت داره مرد یا زن،مکالمه هایی که صورت می گیره باعث میشه ذهن خواننده مدام بین پارانویید بودن شوهر و دچار توهم شدنش حرکت کنه...
سبیل در اینجا به شکل استعاری در مفهوم هویت فرد آورده شده و درگیری فرد با این بخشی از هویتش شکلی جنون آسا به خودش می گیره،همون طور که اغلب داستان های ایمانول کارر حول محور هویت و توهم هست.توی این داستان هم درگیری شخصیت اول داستان با سبیل یا هویتش به شکل یک کمدی سیاه نوشته شده.
پایان داستان، پایانی تراژیک و استعاری هست و نشون میده چطور چیزهای معمولی زندگی ،چیزهایی که حتی ممکنه دیده نشن ولی بخشی از شخصیت یک فرد هستن و گاها درگیری فرد باهاش مثل یک شوخی به نظر میرسه،باعث بحران هویتی فرد میشه.
از طرفی خواننده انگار توی رمانی روانشناختی با ژانر وحشت هست شاهد این کمدی سیاه هست ،واقعا یک جاهایی از داستان احساس میکردم چقدر همه چیز میتونه راحت زیر و رو بشه و نبودن بخشی از هویتت چطور میتونه باعث بشه به همه چیز شک کنی.داستان زیبا و نفس گیری بود . از اثر یک فیلم خیلی خوب هم اقتباس شده که دیدنش رو پیشنهاد میدم.
        

17

          داستانی کوتاه اما عمیق و تأمل‌برانگیز است که حول محور هویت و درک ما از خودمان می‌چرخد. داستان از زبان مردی روایت می‌شود که پس از سال‌ها داشتن سبیل، یک روز تصمیم می‌گیرد آن را بتراشد. این تصمیم ساده، به ظاهر بی‌اهمیت، اما به طرز عجیبی زندگی او را دگرگون می‌کند.
وقتی همسرش به خانه بازمی‌گردد، هیچ واکنشی به نبود سبیل او نشان نمی‌دهد. او سپس به سر کار می‌رود، اما همکاران و دوستانش نیز هیچ توجهی به تغییر ظاهرش ندارند. این بی‌تفاوتی عمومی او را به شدت آشفته می‌کند. شب که به خانه برمی‌گردد، از همسرش می‌پرسد: «این شوخی مسخره‌ای که با همه هماهنگ کردی و داری اجرایش می‌کنی، تمامش کن! شاید من بدون سبیل زشت شده باشم، اما می‌توانی این را مستقیم به من بگویی، به جای این مسخره‌بازی‌ها!» همسرش با تعجب پاسخ می‌دهد: «چه می‌گویی؟ تو اصلاً تا حالا در زندگی‌ات سبیل نداشته‌ای!»
این جمله ساده، اما شوک‌آور، باعث می‌شود مرد داستان به کلی هویت خود را گم کند. او که فکر می‌کرد سبیل بخشی جدایی‌ناپذیر از وجودش است، حالا با این واقعیت مواجه می‌شود که شاید هیچ‌وقت سبیل نداشته است. این اتفاق ساده، اما عمیق، او را به سمت بحرانی هویتی سوق می‌دهد.
پایان شاهکار کتاب یکی از نقاط قوت اصلی اثر است. این پایان به قدری قوی و تأثیرگذار است که در اقتباس سینمایی از کتاب نتوانستند آن را اجرا کنند..
        

4