معرفی کتاب کتاب دزد اثر مارکوس زوساک مترجم فروغ وردی

با انتخاب ستارهها به این کتاب امتیاز دهید.
در حال خواندن
18
خواندهام
247
خواهم خواند
168
نسخههای دیگر
توضیحات
این داستان کتاب دزد است. داستانی که توسط فرشته ی مرگ روایت می شود. و هنگامی که شروع به تعریف کردن می کند. شما راهی جز گوش فرا دادن ندارید.این تنها داستان کوچکی است در میان چیزهای دیگر.کتاب دزد، لقب دختری به نام لیزل ممینگر می باشد که اولین بار هنگام به خاک سپردن برادر کوچکش اولین کتاب زندگی اش را می رباید و توسط پدرخوانده ی نوازنده اش می آموزد که چگونه آن را بخواند. ماجراهایی که در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم در آلمان نازی اتفاق می افتد و دخترک و عشقی که بین او و پسر یهودی که در زیر زمین منزلشان پناه داده اند سطرهای کتابی را پدید می آورد که یکی از ماندگار ترین آثار ادبی امروز را رقم زده است.از مارکوس زوساک استرالیایی برای خلق این اثر شگفت انگیز بسیار سپاسگزاریم.
بریدۀ کتابهای مرتبط به کتاب دزد
نمایش همهپستهای مرتبط به کتاب دزد
یادداشتها
1401/7/8
5
1403/9/9
0
1402/1/19
5
1402/5/5
8
1401/12/16
5
1403/5/1
11
1403/6/23
0
1402/4/26
"پیشوا تصمیم گرفته بود که با واژه ها بر دنیا حکومت کنه،او گفت:من هرگز اسلحه به دست نمیگیرم،نیازی بهش ندارم." داستان در آلمان نازی و زمان جنگ جهانی دوم ،در شهر کوچکی به اسم مالچین اتفاق میفته.دختر کوچکی به اسم لیزل ممینگر که مادرش بخاطر کمونیست بودنشون مجبور میشه از خودش جداش کنه و سرپرستیش رو به خانواده ای به اسم هوبرمن در مالچینگ بسپره. لیزل خواندن و نوشتن بلد نیست،اما ناپدریش،هرشب بعد از بیدار شدن لیزل بخاطر کابوس هاش ،کنارش میمونه بهش خوندن رو یاد میده. در نهایت در دنیایی که زیاد کسی به کتاب ها اهمیت نمیده،تنها کتاب مهم ،کتابیه که پیشوا نوشته و بقیه کتاب ها به دلایل مختلف سوزونده میشن،لیزل ارزش کتاب هارا درک میکنه و دست به دزدیدن کتاب ها میزنه. مهم ترین چیزی که توی کتاب بود اهمیت واژه هاست،همون واژه هایی که هیتلر ازشون به جای اسلحه استفاده کرد. کل داستان از زبان فرشته مرگ بیان میشه،و اون تمام اتفاقاتی که از انسان ها دیده رو تعریف میکنه،و حتی معتقده جنگ رییس اونه و حالا خیلی خسته است،چون بخاطر جنگ هرروز کلی جنازه وجود داره که باید با خودش ببرتشون و هیچ استراحتی نداره. دقیقا توی این موقعیت دنیای الان،که جنگ پیش اومده باید شروع به خوندن این کتاب میکردم،من با هیچ کتابی گریه نکردم اما با اینکتاب با اعماق وجودم گریه کردم،بخاطر انسان های بیگناهی که توی جنگ کشته میشن،محله های فقیر نشینی که با خاک یکسان میشه،ادم هایی که فقط بخاطر دینشون،عقایدشون یا نژادشون حق زندگی ازشون سلب میشه و مجبورند تمام زندگیشون رو توی درد،شکنجه و ترس بگذرونند. اگرمیتونستم بیشتر از پنج ستاره به این کتاب میدادم،از نظر من تنها مشکل کتاب شاید این باشه که بعضی جاها نویسنده مرگ کاراکتر هارو خودش جلو جلو اسپویل کرده،البته این موضوع واسه من زیاد مهم نیست چون من از اون دسته از آدمام که در هر صورت،وسط کتاب خوندن میرم ته کتاب رو میخونم که ببینم چی میشه،پس به هر حال به حالم فرقی نمیکرد این موضوع و زیاد هم اذیتم نکرد،ولی شاید اگه روی این موضوع حساس باشید یکم اذیتتون کنه. توی داستان رنگ ها،آسمان و خیلی چیزهای دیگه با دقت توصیف شده که من خیلی این موضوع رو دوست دارم،عاشق تک تک کاراکترهای کتابم،همشون به خوبی توصیف شدن و به خوبی تونستم با همشون ارتباط برقرار کنم.جزو اون دسته از کتاب هاییه که مطمئنم بعد از یه مدت دلم شدید براش تنگ میشه و دوباره میرم سراغش.خلاصه اینکه پیشنهاد میکنم حتما حتما این کتاب رو بخونید،فکر نمیکنم پشیمون بشید.
با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش میشود.
1
1403/5/16
1