یادداشت‌های لیلا زمانی (52)

          خرمگس مشهورترین اثر اتل لیلیان وُینیچ بانوی نویسنده ایرلندی است. که داستانش در دهه‌های سی و چهل سدهٔ نوزدهم میلادی، زمانی که ایتالیا زیر سلطهٔ اتریش بوده، می‌گذرد و به مبارزات جوانان ایتالیایی برای رهایی کشورشان از این سلطه  می‌پردازد. 
آرتور شخصیت اصلی داستان چهرهٔ یک مبارز سختکوش را نشان می‌دهد. بن‌مایه‌های این اثر در کنار مبارزه و آزادی‌خواهی، عشق، ایمان و نقد مذهب کلیسامحور است. 
شخصیت‌پردازی، روایت، و تصویرسازی بسیار خوبی دارد. نسخه‌ای که خواندم از نخستین برگردانها به فارسی است، ترجمهٔ حمید کمازان از نشر عارف. ترجمه قابل قبول است اما از جهت ویراست به یک بازنگری اساسی نیاز دارد. البته شاید در چاپ‌های بعدی اصلاح شده باشد. نسخه من چاپ قدیم بود.
و اما درباره نویسنده هم خوب است بدانیم که علاوه بر نویسندگی به موسیقی هم می‌پرداخته. او در رشته‌های فلسفه، ادبیات، زبان‌شناسی و موسیقی تحصیل کرده، آثار متعددی از ادبیات روسی ترجمه نموده و همچنین رمان‌های دیگری هم نوشته که دو تای آنها به‌نوعی با خرمگس مرتبط است.
خانم وینیچ که نام خانوادگی پدری‌اش بول بود، هم از سمت پدر هم از سمت مادر به شخصیت‌های دانشمندی پیوستگی داشت. جان اورست که بلندترین قله جهان به پاس پژوهش‌های او، اورست نام گرفته عموی مادرش بود. 
        

1

          دومین اثر بلند شولوخوف زندگی پس از جنگ جهانی اول و سال‌های تثبیت کمونیسم را به‌تصویر می‌کشد. داستان در یکی از روستاهای قزاق‌نشین رخ می‌دهد و ماجرای شکل‌گیری کالخوز (مزرعه اشتراکی) و همکاری‌ها و کارشکنی‌های اهالی را بازگو می‌کند. چند شخصیت اصلی دارد و پررنگ‌تر از همه آنها «سمیون داویدوف» است که از طرف کمیته حزبی مأمور تشکیل کالخوز روستا شده. روند داستان تقریباً تا فصل‌های پایانی بدون فراز و نشیب چندانی پیش می‌رود و در فصل پایانی به اوج می‌رسد. و شاید آه از نهاد خواننده برآورد. در این اثر شولوخوف از زبان طنز یاری گرفته و در بخش‌هایی بر لب خواننده لبخندی می‌نشاند. به‌ویژه در وجود شخصیتی به نام بابا شچوکار. 
گویا ترجمهٔ به‌آذین تنها برگردان فارسی این کار است و البته برگردان قابل‌قبولی است. 
با این حال امیدوارم روزی شاهد ترجمه از زبان اصلی هم باشیم. 
و در نهایت این نکته را اضافه کنم، (البته نظر شخصی است) با همهٔ زیباییِ داستان، در مقایسه با اثر مشهورتر شولوخوف یعنی «دن آرام» امتیاز کمتری می‌گیرد.
        

1

          می‌توان گفت «ژاک قضاوقدری و اربابش» رمانی فلسفی است. همان‌گونه که از نامش پیداست، ژاک شخصی است که جبرِ سرنوشت را باور دارد و اختیار را انکار می‌کند. دربرابر او اربابش به جبر و اختیار معتقد است. همراهی این دو شخصیت در سفری دن‌کیشوت‌وار، بستری شده تا نویسنده فلسفه آنها را بازگو کند. خرده‌داستان‌هایی پی‌درپی تعریف می‌شود. شبیه هزارویک شب. طنز داستان یکی از عواملی است که خواننده را تا پایان پیش می‌برد. 
اگر دن کیشوت را خوانده و دوست داشته‌اید، این کتاب را هم به شما پیشنهاد می‌کنم. ترجمه هم بسیار خوب و روان است.
رمان توسط نشر نو به چاپ رسیده است.
چند سطر از کتاب:
« ژاک مثل من و شما دمدمی‌مزاج است، اصول اخلاقی‌اش را فراموش می‌کند مگر در مواقعی که برتری فلسفه‌اش مشهود باشد، در چنین مواقعی می‌گوید: «باید این‌ طور می‌شد، چون آن بالا نوشته.» ژاک می‌کوشد از پیشامدهای بد جلوگیری کند و احتیاط به خرج می‌دهد، گو اینکه احتیاط کردن را حقیر می‌شمرد. اما اگر حادثه‌ای گریبانگیرش شود، با تکرار همان حرفهای همیشگی تسلی پیدا می‌کند. از اینها گذشته ژاک مرد خوبی است، صادق و درستکار و باجرأت است، مهربان و باوفاست، بسیار سمج و پرحرف است، و مثل من و شما غصه می‌خورد از اینکه شرح داستان عشق و عاشقی‌اش را شروع کرده است بی‌آنکه امیدی به اتمام آن داشته باشد.....»
        

4

          گذر از رنج‌ها سه‌گانهٔ بلند آلکسی تولستوی به برههٔ تاریخی مهمی در کشور روسیهٔ بزرگ می‌پردازد. سالهای ۱۹۱۴ پیش از آغاز جنگ جهانی اول تا ۱۹۲۰ پس از انقلاب اکتبر و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی. 
جلد اول که گیراترین جلد است به احوالات شخصی قهرمانان داستان پرداخته و دو جلد دیگر بیشتر به وقایع سیاسی و اجتماعی ناشی از جنگ جهانی و درگیری‌های داخلی.
پیش از شروع به مطالعه اگر بدانید با یک رمان تاریخی روبه‌رویید نه یک رمان عاشقانه، کمتر به خستگی دچار می‌شوید. و اگر شرح وقایع و صحنه‌های جنگ شما را آزار می‌دهد یا در حوصله‌تان نمی‌گنجد این کتاب پیشنهاد مناسبی برایتان نیست. 
اما اگر با بلندی داستان و چنان وقایعی مشکلی ندارید و باز اگر کتابی مانند جنگ و صلح تولستوی بزرگ، یا دُن آرام شولوخوف را خوانده و دوست داشته‌اید ، به احتمال فراوان از این کتاب هم خوشتان خواهد آمد. 
خالی از لطف نیست که بدانیم آلکسی تولستوی از بستگان دور لف تولستوی بزرگ بوده است. 
ترجمه این کتاب را سروژ استپانیان به‌خوبی انجام داده و نثر روانی دارد. 🌺
        

7

13