محمدحسین معصومی

محمدحسین معصومی

بلاگر
@frederick1420

115 دنبال شده

82 دنبال کننده

            یک آدم معمولی، زیر سایه خدا...
باورکنید منم اولین باره دارم زندگی میکنم! ☹️
🌿دوستدار علوم انسانی و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی
          
@taahaa_1420
پیشنهاد کاربر برای شما

یادداشت‌ها

نمایش همه
        در انتظار اثری بهتر...😮‍💨
اول صحبت بگم. به عنوان یک دوستدار امام موسی صدر این کتاب، حرف های زیادی در برابر خیلی کتاب های دیگه نداره و نکات منفی داره! 
در ادامه اشاره میکنم به چند مورد و چرایی اون... 
کتاب در مورد مجموعه سخنرانی های امام موسی صدر هست
در اصل من کتاب رو دو بار مطالعه کردم. یک بار برای آشنایی با مطالب و خواندن اون و یک بار برای خارج کردن مطالب دقیق تر و خاص تر  که بولد هست.
 محتوی رو میتونم به سه دسته تقسیم بکنم.
(که همشون به هم ارتباط دارند)
1.دینی و معنوی2. تاریخی3. سیاسی (لبنان)
 من میخوام توجه بیشتری به بُعد تحلیلِ تاریخی امام موسی صدر در این کتاب بکنم.
اگر کتاب عاشوراشناسی اقای اسفندیاری رو بخونید، هدف حرکت امام چند مورد تعیین شدن. حکومت| شهادت|شهادت سیاسی| سه مورد پرطرفدار بین علما هستند برای شیوه به ثمر نشستن هدف امام حسین که امر به معروف و نهی از منکر و یا اصلاح جامعه است. 
امام موسی صدر در اینجا به وضوح تمایل به برداشت شهادت طلبانه و جهادی از فاجعه عاشورا داره و صریح بحث حکومت رو رد میکنه و کاملا حرکت ها و کنش های عاشورا رو ضد مظلومیت تفسیر میکنه و حتی روایاتی هم اگر بوده در این مورد اون رو نفی میکنه به دلیل اینکه اون ها رو خلاف هدف والای امام میدونه. 
در مورد کارکردِ منفی حکومت، دیدگاهی بسیار شبیه به مرحوم فیرحی داره. یعنی استفاده از قدرت سیاسی و حکومتی توسط یزید و سو استفاده از دین و واعظان و راویان برای ستم و حیله بر جامعه و بدنام کردن امام حسین و اون رو خطرناک ترین حرکت یزید میدونه برای از بین بردن اسلام. 

این از دو جنبه دوست و دشمن قضیه و اهداف اون ها و شیوه عمل اون ها.

حالا میخوام مقداری وارد نقد دیدگاه ها و مباحث کتاب بشم.
یکی از موارد آشکار و مهم کتاب برای بنده که قابل نقد و اشکال هست، جنبه روایت و تاریخی اون هست به شکلی که انگار یکسری روایت و صحبت ها در خلال این روایت حذف و نادیده گرفته شده و یا دارای تداخل و اشکاله.
به طور مثال در مورد حرکت یزید و حکومتش بیان میکنه که این ها قصد داشتن همراه با بدنام کردن امام اون رو در سکوت بکشن و به راحتی روس سرپوش بزارن. این قضیه عملا نمیتونه با نقشه دشمن همخوانی داشته باشه! به دو دلیل: یک مورد که خود امام موسی صدر هم اشاره کرده این هست که یزید علنا میخواسته انتقام پدران خودش در بدر رو از علی و اولادش بگیره و این رو اعلام میکنه و یک مورد دیگه جشن و دور دادن و اسیری حضرت زینب و کاروان کربلا هست که در شهرهای مختلف و گاهی با مهمانان خارجی برگزار میشده...
واضحه که این روایت کامل نیست و با منطق تاریخی و عقلی دشمن جور در نمیاد، با وجود اینکه شاید گوشه از اون درست باشه.
یک مورد دیگه این هست که امام گاهی از روایت و تحلیل خودش جدا میشه! یعنی چی؟ یعنی اینکه از اون جنبه عامدانه شهادت و جهاد و خون در راه خدا، می بینی که یک جا سخن به زبان میاره که راه امام یعنی آمادگی برای آتش بس و گفت و گو!
این صحبت یک سخن درسته و جزو روایت و تاریخ عاشورا، ولی همخوانی با نقل های پیشین امام نداره.
در مورد ناله و شیون هم نگاه امام زیادی منفی هست :) که اصلا سمت اون نمیره که البته بیش از حده. بالاخره ما در این فاجعه روایت های کمی بابت گریه و ناله کودکان و اهل خیمه و یا جمله معروف هل من ناصر ینصرنی رو داریم که نشان از مظلومیت و فغان اهل بیت هست و اصولا قابل حذف نیست حتی با یک روایت فوق حماسی و شهادت طلبانه.
در کتاب سخن زیادی در باب سکوت نکردن مقابل ظلم  گفته شده که به شدت نهی شده و خواسته شده که به هر صورتی که شده در مقابل اون ایستاد. من اینجا هم میخوام یک نکته اضافه بکنم که قابل تامل هست.
از زمان حرکت امام به سمت کوفه و مقابله با حر و یا آشنایان و یا حتی در کربلا امام وقتی در مقابل دشمن ها قرار میگرفت یکی از اولین جملاتش دوری کردن از جنگ و کشتار بود! نقل معروف به حر که بگذارید من به یک نقطه دور برم و به نوعی منصرف میشن از حرکت در قبال نامردی کوفیان، از نکات قابل تامل هست که با جمله دشمنی با ظلم و ستم در هر جایی و هر مکانی در تضاده.
ممکن بود دشمن یا حر اجازه بده به امام که بره در یک منطقه دور افتاده! در اون صورت یعنی امام در مقابل ظلم سکوت کردن و بی خیال شدن؟!

این ها یکسری تاملاتی بود که موقع بررسی کتاب بهشون رسیدم.

ولی به جز جنبه تاریخی و تحلیل اون، در بعد معنوی و برداشت دینی و سیاسی، واقعا امام موسی صدر مثل همیشه زیبا و قشنگ موضع گرفتن و موضوعاتی مثل انواع ستم، رابطه حج و حسین ع، تقابل با غزلت نشینی علما، قبیح بودن تحریف هدف والای امام و به خصوص  (در سخنرانی های حضرت زینب) بحث عدالت و تربیت جامعه هست و توجهی که به زنان در این امر میکنه از زیبایی های کتاب هست.

در آخر هم باید انتقاد بکنم به ناشر و جمع آوری این مطالب. 
به شخصه میتونم دلیل تکرار شدن مطالب و سخن ها رو بفهمم ولی نمیتونم با عدم مرجع و سند نویسی مطالب کنار بیام! مثلا این کتاب حجم زیادی نداره و از سمت انتشارات اختصاصی موسی صدر منتشر شده، طبیعیه که من انتظار دارم اگر در سخنرانی حدیثی و یا واقعه ای اگر بیان میشه، در زیر صفحه بدونم منبع این نگاه و حدیث چه هست و این نکته برام ناراحت کننده هست که باید بر طرف بشه. 

در مجموع نمیتونم بگم از مطالعه این کتاب استفاده و بهره ای نبردم، ولی میتونم این رو بگم در مقایسه با آثار دیگه امام موسی صدر ضعیف تر هست و نه اینکه تماما بده
و در آخر این ها نظر شخصی منه🌿🌹

      

7

        کتاب از نظر تاریخی، خیلی نقطه نظر خاص و ویژه ای نداره، چه بسا برای اهل کتاب و تاریخ، تکراری باشه و یا نهایتا از یک زاویه دیگه روایت بشه
ولی نکته اصلی تفکرات و ایده های مرحوم مطهری لابه لای سخنان کتاب هست...
واضحا استاد مطهری سعی کرده با انقلاب ۵٧، یک حرکتی برای استقلال و راه اندازی تفکرات اسلامی راه بندازه در شاخه های مختلف که نه چپی باشه و نه راستی  و مارک مخصوص به خودشو داشته باشه.
ولی به هر حال استاد، چه به خاطر جو زمانه و اجتماع و چه دلایل دیگه، از تفکرات حاکم بر اون زمان یا اشتراکات فکری نمیتونه خودش رو بکَنه!
به طور مثال در مورد مارکسیست، علنا بین بخش اجتماعی و سیاسی و بخش الحادی اون تفاوت قائل میشه و بخش الحادی اون رو تخریب میکنه! به  نوعی که انگار بخش سیاسی و اجتماعی اون یک چیز مثبته!!
در کل چه در مورد روحانیت و حوزه و چه مسائل دیگه، اون کَف تفکر فکری غالب، همون چپ هست. یعنی حتی اگر منتقد سفت و سخت چپ گرایی اون زمان هم اگر باشی، راه حل ایجابی، باز به شکل دیگه ای از چپ گرایی برمیگرده!
و در نهایت نکته مهم در روایت تاریخی استاد مطهری، اینه که انگار تک تک ضعف هایی که از روحانیت و حرکت های اهل سنت میشماره و تحلیل میکنه، واضحا وارد روحانیت شیعه هم میشه!

در کنار همه این ها یک بحث تحلیلی و نیمه فلسفی هم در کتاب پررنگ بود در مورد سکون و حرکت اسلام و جامعه اسلامی که فکر میکنم خوراک جمع خوانی و تحلیل هست . که از نظر من همین یک نکته که میفرماین"این جامعه اسلامی هست که در تحرک و حرکت است و نه اسلام" باعث فاصله و تفاوت آرای بسیار هست و جای گفت و گو بسیار داره... 
      

11

         خوندم و بسیار به دانسته هام افزود...
کتاب دو فصل داره(به جز نتیجه گیری) 
1.سکولاریسم (اصول و نظام ها) 
٢.آزادی وجدان
به بیان دیگه میشه گفت فصل اول به اصول و روابط سیاسی در باب موضوع میپردازه و فصل دوم به بخش دینی و مذهبی 
دو نکته ابتدایی و شاید بدیهی در رابطه با سکولاریسم وجود داره. 1.چرایی پیدایش سکولاریسم از منظر تاریخی و ٢.هدف سکولاریسم. 
نویسنده بارها تاکید بیشتری به مورد دومی میکنه. شاید بابت اینکه خودش در یک کشور سکولار(کانادا) زندگی میکنه و کتاب برای عامه مخاطبین جهان نوشته نشده منظر تاریخی قضیه رو برای خودش و مردم خودش حل شده فرض کرده. ولی موضوعی که چندین بار بهش اشاره میکنه و به حق هم هست  موضوع تفاوت ابزار و هدف سکولاریسم هست که حتی بابت تعاریف متفاوت و غالبا غلطی از این موضوع میشه و به شکل"جدایی دین و سیاست" خودش رو نشون میده، در صورتیکه که غلط هست.
بخش مهمی از کتاب هم مربوط به کشمکش میان برداشت نظام سیاسی از "دین و کنش دینی" و رابطه اون با "آزادی" هست. با اینکه در یک نظام لیبرال این موضوع خیلی باعث بحث و جدال بیشتر شده تا در یک نظام جمهوری خواه که نگاهش بسیار رادیکال تر هست( نسبت به ابزار سکولاریسم برای رسیدن به هدف) . ولی نویسنده در نهایت نشون میده که چرا اون نظام لیبرال، درست تر عمل میکنه چه از نظر مذهبی و چه سیاسی.
میشه در مورد کتاب خیلی بحث کرد چون نویسنده کتاب بسیار فرد توانایی هست و نکات تامل برانگیزی داره.به خصوص اینکه بعد از اتفاقات شارلی ابدو و مشکلات حجاب مسلمانان در مدارس نگارش شده و مثال هایی که در این باب میزنه برای ما قابل لمس تر هست. 
ولی در نهایت چیزی که میخوام بهش اشاره کنم، این هست که اساسا نگاهی که به دین در این کتاب شده، یک نگاه ابزاری هست! میتونم بگم، فلسفه دینی که نویسنده بیان میکنه یک نگاه مادی گرا به مقوله دین هست! شاید عجیب باشه ولی به نظر بنده همونه. یعنی همون نگاه ابزاری و مادی، در دین هم وارد شده.
بزارید با یک مثال بهتر توضیح بدم.
فکر کنید شما یکسری اهداف از منظر فکر و تعقل و طبیعتا هوس و میل خودتون ترسیم بکنید. حالا برای رسیدن به این هدفی که ترسیم کردید بخواید از یکسری ابزار کمک بگیرید. حالا یکی از اون ابزار دین هست! اساسا این دین نیست که برای شما هدف قرار میده و به زندگی شکل میده، این شمایید که به دین شکل میدید!
یک بحث مهم دیگه که در کتاب جاش به شدت خالی بود مسئله اخلاق هست! اینکه همه ما با آزادی بیان موافقیم، درسته. ولی شکل این ازادی بیان باید مهم باشه! در صورتیکه که نویسنده کار کاریکاتوریست شارلی ابدو رو اصلا بد و قبیح نمیده و حتی مقابله با اون رو مثل مقابله با سلمان رشدی اشتباه میدونه و میگه که نباید این آزادی کاریکاتوریست سرکوب بشه! و اون رو با بحث تساهل و مدارا سعی میکنه تعدیل بکنه. این یکی از مباحثی هست که باید روش بحث بشه و به نظر من جای اشکال هست.
 در مجموع بسیار خرسندم از بابت اشنایی با اقای تیلور و کتاب ایشون و خیلی چیزها یادگرفتم با وجود اینکه متن کتاب حقیقتا مقداری سنگین هست و نیاز به تمرکز هست هنگام مطالعه تا احیانا برداشت اشتباهی صورت نگیره و خواننده به فهم لازم برسه.

      

8

        در مورد علامه طباطبایی این مغز متفکر!
یک کتاب چند وقت پیش خونده بودم در مورد ولایت از نگاه علامه. ولی اون کتاب اون چیزی که دقیقا میخواستم نبود با اینکه بسیار من رو نزدیک کرد به تفکرات علامه طباطبایی.
چیزی که بیشتر و دقیق تر میخواستم در مورد تفکرات ایشون بدونم، یه جورایی همین کتاب جناب سروش محلاتی هست.
این کتاب در مورد چارچوب های فکری و نظری علامه طباطبایی صحبت میکنه. نه کامل و اینکه ورود بکنه به تک تک جمله های ایشون ولی به خوبی اون روش و منش فکری ایشون رو بیان میکنه.
اصل مطلب که علامه در مورد حکومت و سیاست به چه شکلی فکر میکنه کوتاه و شاید کمتر از نصف کتاب باشه. با وجود اینکه خود کتاب هم کتاب طولانی نیست.
ولی بابت اینکه پیش زمینه فکری و به نوعی زنجیره فکری استاد طباطبایی واضح تر باشه به نظریات "اخلاق و رابطه اون با فقه" و "عدالت" و "قلمروی دین" هم اشاره بسیار مناسبی شده و اینکه چجور از بین همه این ها نظریات "استبداد ستیزی" و ازاد اندیشی" و موضوع مهم" تقدم تربیت جامعه بر سیاست" بیرون میاد و اینکه چرا جامعه رو بالاتر و والاتر از نظام و حکومت سیاسی هست.
در مقداری از مباحث هم به تفاوت نظر استاد مطهری با استادشون در مورد اینکه فطرت آدمی بر اصالت فرد هست یا میل به اصالت جامعه بحث میشه.
احتمالا اگر کمی با دروس این دو استاد مطلع باشید میدونید که علامه از طریق فرد به اهمیت جامعه میرسه و استاد مطهری به نوعی از جامعه به فرد.
و شاید هم این خودش یکی از تفاوت هایی سیره عملی علامه و مطهری در سال های انقلاب باشه.
گرچه شاید براتون خیلی جالب باشه که علامه در رابطه با مقابله با فساد و ظالم اگر تند تر از کسی مثل امام خمینی نبودن، کمتر هم نبودن و نظریات بی پرواتری داشتن ولی در نهایت تفکرات و فکر ایشون در فلسفه و قرآن چون به اولویت جامعه و اهمیت اخلاق و تربیت در جامعه هست، محافظه کاری متعادلی در رفتار و کنش خودشون داشتند. بعضی ها ایشون رو خنثی میدونن در صورتیکه که بعضی اطلاع ندارن قبل از انقلاب یکی از مهم ترین افراد مقابله با اسراییل و کمک به فلسطین، ایشون بودند! و در کنار همین هم به شاگردپروری بین المللی هم میپرداختن.

در کنار این کتاب دو سخنرانی تقریبا یک ساعتی هم از اقای سروش محلاتی در باب همین موضوع به عنوان شرح و توضیح بیشتر در مورد تقکرات علامه گقته شده که چند مطلب جدیدتر هم بیان شده که موضوع حاکم جامعه مطلبی بود که جاش تو کتاب کم بود.
در مجموع این کتاب هم تبیین نگاه سیاسی علامه رو تا حد قابل قبولی بیان میکنن و هم شیوه فکری ایشون رو.
ولی یک نکته مهم باید بگم که نویسنده کتاب جناب سروش محلاتی (که شاگرد استاد جوادی آملی هم بودن) دید و نگاهشون به نظام جمهوری اسلامی خیلی مثبت نیست و از منتقدین هستند. البته برآیند اساتید ایشون که ایت الله بیات زنجانی و وحید خراسانی و حائری یزدی و انصاری شیرازی کم و بیش این قضیه خیلی جای تعجب نیست! ولی خوب به هر حال قلمشون تندتر از منتقدین نزدیک به حاکمیت هست. به خصوص اینکه توجه فکری قابل توجه به اقای منتظری و اقای هاشمی رفسنجانی (حتی یک کتاب در مورد ایشون نوشتند!) دارن.ولی در کل به خاطر گرایش فقه سیاسی ایشون و تلاش و مطالعه زیاد جزو کسانی هست که میشه به خوبی ازش یاد گرفت حتی اگر تفسیر و تاویل ایشون رو خیلی قبول نداشت و نگاه نقادانه بهشون داشت. 

به هر حال اگر به موضوعات اسلام و سیاست و نگاه یکی از عالمان بزرگ اسلام که تخصص والایی در فلسفه داشتند، علاقه دارید این کتاب رو که وقت زیادی هم از شما نمیگیره بخونید و کتاب های خود علامه رو هم از دست ندید و لذت ببرید :)) 
      

6

        بشین و منتظر باش یا پاشو و منتظر باش؟! 
این کتاب یک سخنرانی کوتاه از (شهید) امام موسی صدر در نیمه شعبانه.
موضوع اصلی کتاب توجه به بُعد عملی و تربیتی مفهوم انتظار در تعالیم شیعی هست یا به بیان دیگه مفهوم انتظار و فهم دینی از امید.
متن و سخنرانی مثل همیشه شیرین و ساده هست در عین حال دارای مفاهیم دقیق.
البته که این نکته مهمه که در چه زمان و مکانی گفته شده و التهابات و جریان های حاکم بر منطقه 
 روی مفاهیم گفته شده تاثیر داره.
ولی اصل مطلب واضح و چارچوب اون مشخص هست.
حالا اینکه انتظار به صورت عملی دقیقا به چه شکل هست و بخش ایجابی و سلبی اون چجوریه، بحث جدایی میطلبه که نیازمند پشتوانه تاریخی و دینی هست چه بسا هنوز هم نُقل محافل هست و باعث کشمش ها و دعواها و حتی تَکفیرها شده!
به هر حال
اگر میخواید بدونید، مهدویت یا انتظار در شیعه و یا حتی ادیان دیگر دقیقا منجر به چه چیزی میشه و یا کارکرد اون چی هست، روی این سخنرانی کوتاه میتونید حساب کنید🙂🌱
      

7

        هم کتابی خوب، هم کتابی بسیار بد!
ازونجایی که علاقه زیادی به بحث اسلام سیاسی دارم این کتاب رو مطالعه کردم.
اول از همه بگم که رویکرد نویسنده به شدت سکولار هست البته این به خودی خود چیز بدی نیست.
نویسنده در بخش های اول کتاب سعی در تفسیر سکولار و عدم قدرت طلبی مبانی دینی سنی و شیعه داره. 
(البته باز درود به انصاف نویسنده که شروع داستان سلطان و خلافت رو بابت سقیفه میدونه! گرچه که از لفظ خلفای راشدین استفاده میکنه... مع الاسف) 
و با گذشتن و توضیح به بررسی چرایی اختلاف ها میپردازه.
در بخش دوم که شاید مهم ترین بخش باشه. کل دعوای عثمانی و صفوی و جدال این دو عقیده رو یک دلیل مهم میدونی و باقی دلایل و تحرکات دینی  و مذهبی رو پشت این موضوع یعنی:دلایل کاملا اقتصادی و به نوعی استراتژیک جغرافیا_اقتصاد .
که در نهایت بازنده این مبارزه رو هر دو طرف میدونه که باعث برد غرب و از دست رفتن اموال دو کشور بزرگ و متمدن شد.
در نهایت صحبت رو با ایت الله نایینی تموم میکنه بابت ساختاری که از روی رشید رضا(متفکر اخوان المسلمین) به نوعی کپی برداری شده برای پاسخ به مشکلات.
این یک چکیده خیلی خلاصه بود از کل کتاب.
در نهایت آیا کتاب خوبی است؟
بله:چون با تفاسیر سکولار و تفکر متفاوتی آشنا خواهیم شد که توسط یک نویسنده که با جغرافیا و فرهنگ  مذهبی آشنا هست و اهل لبنان هست. (البته از نکات خیلی جالب شباهت تفاسیری هست که در بعضی نقاط تاریخی نزدیک به علمای سنتی و حتی منتقد نویسنده هست مثل آیت الله خمینی!)
خیر:چون به شدت با دلایل به نوعی بازی بازی میکنه! بابت اینکه دلایل خودش رو پیش ببره از تفاسیر تاریخی میپره روی تفاسیر معنوی و بلعکس. مثلا قبول شیعه رو تماما بابت صوفی گری ایرانی ها میدونه و همه کارها رو از پیاده روی اصفهان به مشهد توسط شاه عباس، یا ساخت حرم رو ناشی از نوعی ریاکاری و سوار گرفتن از روحیه صوفی مردم! و وقتی به بحث مثلا ملاصدرا میرسه و یا فاصله فقه و تصوف که باعث خالص سازی شیعه از عقاید دیگر هست، هیچ چیزی نمیگه و حتی سکوت ملاصدرا بابت اوضاع غلط فکری قلمداد میکنه و در جهت تفسیر خودش استفاده میکنه! انگار ملاصدرا از آسمان آمد!
در کل این کتاب رو میشه به نحوی نزدیک به مطالبی مثل مشروطه ایرانی دانست که البته از نظر تفسیر دینی و عرفانی اشتباهاتی نزدیک به هم دارند. 
      

5

        بزار راحت ۵ ستاره رو به این کتاب بدم!
 کتابی  که روان شناسی اون دقیقا نقطه زنی میکنه و ضعف و باگ بزرگ روان شناسی های دیگه رو (از نظر من) نشونه گرفته و سعی میکنه اون خلا رو پر کنه.
مسئله لوگوتراپی یا به نوعی معنادرمانی...
عموما روان شناسی دو بخش داره. یک بخش سطحی هست که علم روان شناسی به خوبی بهش پرداخته و حلش کرده در مقابل مشکلات عامه مردم مثلا در روابط اجتماعی و استرس های سبک و چنین چیزهایی. ولی در بخش عمیق تر (که متاسفانه در ایران هم داره رواج پیدا میکنه) مشکلاتی که منجر به دارودرمانی یا درمان های سخت میشه چیزی هست که بیشترین تلاش برای حل اون ها شکل گرفته و رویکردهای مختلفی در این مورد وجود داشته و داره.
اقای فرانکل ازونجایی که چرخش روزگار اون رو با یک تجربه تلخ در مورد زندان و کاراجباری مواجه کرده، باعث شده که همین اتفاق منجر به جرقه و آشنایی دقیق تر با لایه های فکری و عمیق انسان های مختلف روبرو بشه و با بحران اصلی انسان ها خیلی نزدیک تر برخورد بکنه و حتی لمس بکنه اون ها رو.
در کنار این نقد که به نظرم در نهایت باز هم یک استفاده پوشالی از مفاهیمی مثل دین یا قراردادهای اجتماعی میشه ولی به هر حال، نویسنده به این قضیه خیلی خیلی شدیدتر و عمیق تر از بقیه پرداخته.
خوب این شناسایی مشکل بزرگ خودش زحمت بزرگی داشت ولی درمان؟...
باید گفت که روان شناسی که لوگوتراپی میکنه گاهی برای فراهم کردن معنا باید زجر بکشه!
به هر حال تحلیل ها و جملاتی که در کتاب وجود داره  یک کلاس درس خارق العادست که باعث میشه کتاب رو بارها و بارها بخونی و بیشتر با  انسان آشنا بشیم و چه بسا که چند تا تجربه مشابه هم به شخصه داشتم و باعث درک شخصی بیشتر رفتار خودم شد...
به هر حال بخوانید! این کتاب رو نخوانید پشیمان خواهید شد... 
      

10

        جغرافیای تاریخی، یعنی میزان و عوامل تاثیر جغرافیا (فضا) بر روی زمان یا همون تاریخ... (جمله کلیدی کل کتاب) 
کتاب  تقریبا  پنجاه درصدش رو  تاریخچه و یا تعاریف متعدد از یک موضوع و یا تکرار یک تعریف تشکیل میده... 
باید بگم اصلا لزومی نداره کتاب خریداری بشه. ( خرید نسخه الکترونیکی اون معقولانه تره) 
کل مطالب اصلی رو میشه در دو برگه جا داد و به مقصود اصلی رسید. 
یک بخش هایی از کتاب رو هم مقداری مباحث فلسفی تشکیل میده که البته اگر با فلسفه غرب اشنا باشید، میتونید پیش بینی کنید و یا بدونید قراره چه چیزی گفته بشه، گرچه خالی از لطف نیست و شاید هم باعث تعجب بشه که مثلا هگل یا فوکو هم نظراتی در مورد جغرافیا و تاریخ داشتند. 
شاید کتاب، کتاب غنی نباشه، حتی ویراست و متنش هم دچار اشکالات متعدد باشه ولی چون در رابطه با تاریخ و حتی مقداری فلسفه تاریخ مرتبط میشه و چیزی هست که معمولا کم بهش توجه میشه، ارزشمند هست. در کنار اینکه میتونید با بینش و روش حل مسئله تاریخ نویس ها بیشتر آشنا بشید، مقداری هم آشنایی پایه در مورد مسائل ژئوپلیتیک به مخاطب میده و این خاصیت چند وجهی در این مسائل بابت این هست که این موضوع و یا علم یا حتی شبهه علم که حتی تو کتاب هم دقیقا یک تعریف ثابت نداره، یک بحث میان رشته ای هست. 
اگر شرایط پیش اومد، شاید خلاصه ای هم از کتاب تهیه کردم و ارسال کردم که هم مروری بر مسائل اصلی برای خودم بشه و هم بقیه استفاده کنن
      

5

6

        چه چیزی اساسا دینی و جزو بنیاد گرایی نیست!؟
این سوالیه که در مواجهه با کتاب بعد از مطالعه اون برام به وجود اومد، برخلاف تئوری ها و نظریه هایی که در مورد جهان فعلی داده میشه...
بنیادگرایی به نوعی رقیب مستقیم مفهومی مثل سکولار و یا تا حدی فردگرایی میتونه باشه... بستگی به نوع تفسیر و نگاه رهبر و یا جامعه داره.
به صورت خلاصه:بنیادگرایی یعنی یک مفهوم و یا عقیده که شامل صفر تا صد زندگی میشه و تمام زندگی یک فرد رو بهش قالبی خاص و مشخص میده.
این در جهان امروزی غالبا رنگ دینی داره، یعنی بنیادگرایی دینی...
کتاب ارمسترانگ(که سابقا خودش در صومعه کار میکرده و یک کاتولیک بوده) یک کتاب بسیار عجیب و غریب محسوب میشه برای من.
کتابی که مطالب خیلی زیادی درون خودش داره و به نوعی یک کتاب تاریخی_تحلیلی هست که سه خط داستان رو مجزا در سه ادیان داره و شروعش از سقوط اندلس  هست و ماجراهای بنیادگرایی که شروع میشه. حالا چرا از اندلس شروع کرده؟ به نظرم طبیعیه. چون یک فرد مسیحی و غربی هست و عینک و جهان بینی و نکته سنجی به خصوص خودش رو داره وگرنه اگر قرار بود خیلی ریشه ای تر عمل بکنه، ایران و عربستان یا یونان هم میتونست جزو گزینه ها باشن...
کتاب عملا سه محتوی بزرگ درون خودش داره:تاریخ+دین+سیاست، که با پیچیدگی خاص خودشون در طول تاریخ نگارش شده.
کار پژوهشی این کتاب واقعا خارق العادست. کتاب بعد حادثه 11 سپتامبر نوشته شده و به نوعی دغدغه ی  نویسنده شده.
مطالعات و تحقیق ادیان که توسط ارمسترانگ انجام شده واقعا یک کار عظیم و درجه یک هست به خصوص اینکه با یک قلم غیر تخصصی و تا حد زیادی روان چاپ شده.
یکی از مباحث کتاب، مجوز اون هست. نمیدونم چقدر حرفم درسته یا غلط، ولی کتاب چون ممیزی ها و تفسیر خاص خودش رو داره که ناشر هم بهش اشاره کرده، کتابی هست که زیاد گیر نمیاد و  تا جایی که میدونم فقط یک نسخه از اون چاپ شده(1396) که بسیار نکته تاسف باری هست حداقل بابت اینکه الان به سختی گیر میاد با وجود کیفیت چاپ و جلد فوق العاده اون و ترجمه کم نقص.
کتاب "صلحی که همه صلح ها رو به باد" رو هنوز نخوندم ولی از محتوی و حجم اون تا حدی خبر دارم، فکر میکنم مطالعه این دو منبع کنار هم میتونه خیلی خیلی برای خواننده ای که علاقه به تاریخ داره کمک کنه.
همونجور که گفتم این کتاب حجم قابل توجه و مطالب زیادی داره که به شدت مستعد هست یک خلاصه نویسی و چکیده ازش ساخته بشه و آسیب زیادی به مطالب اصلی هم وارد نشه ولی یک نکته که به شدت برای من اذیت کننده بود، چینش و ویراست مطالب بود...
خیلی خیلی محشر میشد اگر همین کتاب تبدیل به یک کتاب سه جلدی میشد در مورد مسیحیت و یهود و اسلام؛ به جای اینکه مطالب، فصل به فصل و سه دین  توام با هم ارائه بشه که دارای مطالب خاص و سنت خودشون هستن . این موضوع هم باعث سردرگمی خواننده میشد و هم نیازمند یک تمرکز فوق العاده بود که بتونه ببینه چیزی که میخونه چی هست و یا چی بود! به خصوص در مورد یهود که اسامی و سنت های بسیار ناآشنا و با تلفظ های خاصی بودن.
با وجود همه سخت بودن مطالب و زیاد بودن اون، شیرینی مطالب بسیار زیادتر بود.
ای کاش مجبور نبودم کتاب رو به کتابخونه برگردونم، چون همین الان که کتاب رو تموم کردم، دوست دارم دوباره از اول شروع به خوندن کنم چون واقعا این کتاب غنی رو نباید یک بار خوند، با وجود تمام نقد ها و مسائلی که در محتوی وجود داره (مثل هر کتاب دیگه ای...). 
این دو نکته هم رو هم اضافه کنم.
1.کتاب پیش گفتار و پس گفتار مهمی داره
2.کتاب اطلاعات خوبی در مورد مفهوم اسطوره و چگونه بودن اون به مخاطب میده به نحوی که نمیدونم کتاب اسطوره گرایی ارمسترانگ الان برای کسی مث من حرف جدیدی داره یا نه... گرچه قطعا خوندن اون کتاب هم خالی از فایده نیست
      

5

        انتظار نداشتم!
با خودم عهد کردم کتاب هایی با عنوان بازاندیشی و برداشت و امثال این ها نرم. چرا؟ بابت سانسور و اختناق در باور ها... 
ولی به هر حال از این کتاب انتظار نداشتم! حتی برام سوال شده واقعا اذیت نشدن که به چنین کتابی مجوز بدن؟ 
به هر حال... 
کتاب متن کاملا روانی داره. با وجود اینکه کتاب کوچیکی نیست ولی میتونم تضمین کنم اگر سرعت بالایی داشته باشید میتونه در یک روز تمومش کنید. 
کتاب مثل اکثر کتاب هایی که نظرات اندیشمندان رو تجمیع میکنن، دارای مطالب نسبتا زیادی از شخص نویسنده هست که گاهی خوب و گاهی بد هست و بستگی به متن و موضوع داره. 
کتاب که در اصل یک پایان نامه هست، کلیت خیلی خوبی از شیوه تفکر و مسیر فکری آیت الله بهشتی به شما میده. 
این شیوه فکر و اندیشه از اونجایی اهمیت داره که به نوعی فرد شماره یک قانون اساسی نظام حاکم هست و سلیقه و دغدغه های ایشون مشخص میشه. 
کتاب نکات تیز شهید بهشتی رو بیان کرده که از نکات خیلی مثبت کتاب هست و چندی از اون ها رو به عنوان بریده گذاشتم. 
در مورد محتوی میشه خیلی صحبت کرد و حیف که اینجا به نظرم خیلی جای مناسبی نیست برای بیان اون ها
فقط در این حد بگم که مثلا در بحث ولایت مطلقه فقیه شهید بهشتی هم جزو افرادیه که به اون معتقد هست ولی تفاوتش با آرای کسانی مثل آیت الله مومن و مصباح یزدی و از سمت دیگه با کسانی مثل آیت الله جعفر سبحانی واقعا تفاوتی داره که میشه گفت اصلا ولایت متفاوتی رو قبول دارند!
میشه گفت اشتراک اون ها صرفا در اطاعت از فقیه هست و قبل از اون تفاوت ها دیده میشه، که با اینکه در حد یک جمله هست ولی تفاوت فوق عمیق ایجاد کرده ...
با اینکه ممکنه نسبت به آرای شهید بهشتی منتقد باشیم، ولی باید آرزوی این رو داشته باشیم که اگر قراره منتقد و دشمن داشته باشیم از جنس بهشتی و مطهری باشه و نه افرادی مثل.... (بماند...) 
      

8

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

این کاربر هنوز در چالشی شرکت نکرده است.

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

پست‌ها

فعالیت‌ها

          بسم الله الرحمن الرحیم
.
بدون شک این کتاب در نوع خودش ستودنی و خیلی زیادی خفنه . توی کمتر از 17 ساعت تمومش کردم و از همینجا از دبیر مطالعاتمون ممنونم که این کتاب رو داد بخونم.
این مسیر رسیدن به قله ها برام بینهایت جذاب و پر از افتخار بود . اون مواقعی که بر اساس سفارش مشتری موتوری جدید و عجیب و میساختن که توی دنیا نظیر نداشت من واقعا لذت میبردم و از اقای مهندس محمد رستمی بی اندازه ممنونم که موقعیتی برای جمکو ایجاد کرد که نمادی از ایران در صنعت الکترو موتور باشه.
شدیدا پیشنهاد میکنم که این کتاب رو بخرید و بخونید و افتخار کنید . جایزه جلال احمد حلاله این کتاااااب باشه واقعا. 
جدا از موضوع موفقیت اطلاعاتی که از کتاب توی ذهنم موند واقعا منو دانا تر کرد و اصلا فهمیدم اقا این اورانیوم چیه که انقد بخاطرش تحت فشارمون میزارن.
همونطور که در انتهای کتاب اقای رستمی گفتن شرکت های اینجوری کم نیستن پس نویسنده های عزیز وطنی این گوی و این میدان بیایید ازینا برامون بنویسید.
در نهایت اقای حکم ابادی دمت گرم و دلت شاد.
        

9

          خیلی کتاب خوبیه، هیجان زده‌ام! ⁦⁦\⁠(⁠๑⁠╹⁠◡⁠╹⁠๑⁠)⁠ノ⁠♬⁩

پیش‌گفتار: روش‌شناسی پژوهش
پژوهش‌های این کتاب با دو روش هرمنوتیک بر پایه متن و زمینه (اگه بدونم هرمنوتیک چیه 😂) و تحلیل مفهومی و ارزیابی انتقادیه‌. نویسنده هر کدوم رو یه مقدار توضیح میده. هدف هرمنوتیک، فهم تفسیری از متنه. و برای این کار زمینه زبانی، زمینه فکری، زمینه فکری اندیشه‌ورانی که بر نویسنده تاثیر گذاشتن، زمینه تاریخی و زمینه شخصی رو بررسی می‌کنه.

فصل ۱: درآمدی بر اندیشه‌ها، کنشگری‌ها و تاثیرگذاری‌های نواندیشان ایرانی
تاریخ معاصر ایران شاهد سه رویداد بزرگ بوده: جنبش مشروطه‌خواهی در سال ۱۲۸۵، نهضت ملی ایران در اسفند ۱۳۲۹ و کودتای ۱۳۳۲، انقلاب بهمن ۱۳۵۷
در مدت حدود هفتاد سال، این همه اتفاق جالب در کشور افتاده! در این دوران‌ها شخصیت‌هایی در ایران اومدن که در دوره تاریخی خودشون موثر بودن چرا که در اون زمان هنوز کشور از نهادها و ساختارهای مدنی برخوردار نشده بود و "بنابر این، قلمرو سیاست، روابط اجتماعی و اقتصاد شخصیت‌محور بود و نه ساختارمحور" این که الان وضعیت تا چه حد تغییر کرده هم جای سوال داره.

کتاب چند شخصیت رو بررسی می‌کنه و اندیشه‌ها و کنشگری‌شون رو بازخوانی می‌کنه: سید عبدالرحمن کواکبی، محمدحسین غروی نائینی، محمدعلی فروغی، سید محمدحسین طباطبایی، مهدی بازرگان، مرتضی مطهری، جلال آل‌احمد، علی شریعتی.

در این فصل این شخصیت‌ها از منظر چهار ویژگی ایران‌دوستی، آوازه فراملی، نوگرایی و تاثیرگذاری که در همه‌ی شخصیت‌های گفته‌شده مشترکه، بررسی میشن.
اولین ویژگی ایران دوستی بود و خیلی قشنگ توضیحشون داد! 🥺
چه آدمایی که برای این ممکلت تلاش کردن و چطور از من انتظار میره انقدر راحت از رفتن صحبت کنم؟...
فروغی، فروغی، فروغی... چقدر این شخصیت برای من جالبه!
اینم جالب بود که مهدی بازرگان می‌گفت اسلام رو برای ایران میخواد و یعنی اول باید میهن رو ساخت و بعد دین‌دارانه درش زندگی کرد. اما مسئله اصلی مرتضی مطهری، چگونگی دین‌ورزی ایرانیان بود که بعد به زندگیشون وصل میشد. کلاً هردو دیدگاه جالب بودن. یکی می‌گفت اول باید ساختارهای جامعه از جمله حکومت و اقتصاد رو درست کرد و بعد مردم رو تربیت کرد (اگر دین رو به همین معنا در نظر بگیریم.) و دیگری می‌گفت اول باید مردم رو تربیت کرد تا اون مردم جامعشون رو درست کنن.
گفتم چقدر کتابو دوست دارم دیگه؟
        

22

          خیلی خوبههه!

🍃ویژگی دوم: آوازه فراملی
-آقای کواکبی که کلاً بیشتر بر جهان عرب تأثیرگذار بود و یه کم برام سوال پیش اومد که تا چه حد بر ایران تاثیر داشت؟ فکر کنم بیشتر بر جنبه‌ی مسلمان بودن ایرانیان تاثیر گذاشت. یعنی این که مشکل کشورهای مسلمانی از جمله ایران، استبداده.

- آقای نائینی هم به خاطر مبارزه با استبداد، بر سایر کشورهای مسلمان از جمله عراق و عثمانی تاثیر گذاشت.

- آقای فروغی که هم عضو موثری در هیئت ایرانی سازمان ملل بود و هم سفیر ایران در ترکیه. گویا مدتی هم رئیس سازمان ملل بودن D: از نظر ادبی و ایران‌شناسی هم فروغی چهره‌ی آشنایی برای پژوهشگرانه.

- آقای طباطبایی به عنوان اسلام‌شناس نواندیش در گفت‌و‌گوهایی با هانری کربن و کنت مورگان در محافل علمی مغرب‌زمین شناخته شدند. همین‌طور یک سری از کتاباشون به انگلیسی ترجمه شد.

- آقای بازرگان با کنش‌گری‌های سیاسیشون چه در دوران پهلوی و چه بعد از انقلاب در جهان شناخته شدند. بازرگان با همکاری بعضی چهره‌های ملی و دانشگاهیان، جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر رو در سال ۱۳۵۶ در تهران بنیان‌گذاری کرد و با بیانیه‌هاشون، وضعیت حقوق بشر در ایران رو به آگاهی افکار عمومی جهان رسوندن. تشکیل دولت موقت بعد از انقلاب هم باز باعث مطرح شدن ایشون در سطح جهانی شد.

- آقای مطهری در دو جنبه فکری و اجتماعی-سیاسی در فراسوی مرزها مورد توجه برخی روشنفکران مبارز در کشورهای همسایه واقع شدن.

- آقای آل‌احمد هم که از نظر ادبیات داستانی چهره‌‌ی شناخته‌شده‌ای برای پژوهشگران ادبیات داستانی و همین‌طور بحث در مورد جریان روشنفکری در ایرانه.

- کارهای آقای شریعتی هم مورد توجه مبارزین آزادی در کشورهای همسایه واقع شد.

🍃ویژگی سوم: نوگرایی
کواکبی ---» کتاب طبایع‌الاستبداد حاکی از نواندیشی در شناخت انسان به عنوان موجودی آزاد، مختار و انتخاب‌گر + کنار گذاشتن مشی انقلابی در گشودن بن‌بست استبداد و اعتقاد به حرکت تدریجی همراه با روشن‌گری و بالا بردن سطح آگاهی مردم از ره‌گذر آموزش و پرورش نوین+ جدا نداستن دین از سیاست و در عین حال اعتقاد به کار مستقل نهادهای دینی از حکومت + مشروع دانستن حکومت بر پایه قانون + دعوت مسلمانان به تاسیس احزاب و نهادهای مدنی برای گذار به حکومت دموکراتیک

نائینی ---» صورت‌بندی کردن حکومت قانون‌مدار در قلمروی فقهی برای گرفتن بهانه از مشروعه‌طلبان (که از آن‌ها با عنوان شعبه استبداد دینی یاد می‌کنه) + نشان دادن ماهیت و کارکردهای استبداد دینی و ارتباط آن با استبداد سیاسی (هرچند به نظر نویسنده این چارچوب حکومت را نمی‌توان با دیدگاه امروز سازگار با دموکراسی خواند، اما در زمان خود بسیار نواندیشانه بود)

فروغی ---» عبور دهنده‌ی ایران از بحران‌ها! + انتخاب بهترین گزینه‌ها در چارچوب ظرفیت‌های نظام پهلوی + + ارائه تصویر واقع‌گرایانه از غرب به ایرانیان، دور از شیفتگی و نفرت + کلاً نقش‌آفرینی موثر در دوران حکومت پهلوی نیازمند ذهنی پیچیده، نقاد و تحلیل‌گر بود "تا ایران و ایرانیان در دوران بحرانی و پرآشوب آن روزگار، تنها نمانند" 🥲 

طباطبایی ---» بررسی و تفسیر متن‌های دینی (قرآن، انجیل، اوپانیشادها، سوتراهای بودایی، تائوته چینگ) + منابع معرفتی متنوع و متکثر از جمله عرفان، دانش و فلسفه غرب و ... + بهره‌گیری از هرمنوتیک با روش دور هرمنوتیکی در تفسیر المیزان + نوآوری‌ در مقالات مختلف

بازرگان ---» درآمیختن ملی‌گرایی، دین‌گرایی و دموکراسی‌خواهی و بنیان گذاشتن ایدئولوژی مبارزه و تغییر بر مدار اصلاح‌گرایی در ایران و بنیان گذاشتن گفتمانی نوین و حفظ پویایی و پایایی فکری و سیاسی در ایران در حال گذار به سوی دموکراسی 

مطهری ---» درک وضعیت فکری و دینی جامعه ایران و دنبال کردن دغدغه‌های خود (که از منظر نگاه نویسنده، دین‌داری ایرانیان اصلی‌ترین آن‌ها است) در سخن‌رانی‌ها و نوشته‌ها + پالایش اسلام از خرافات به خصوص در حماسه حسینی + پاسخ‌گویی به پرسش‌های نسل جوان در حد توان (نویسنده می‌گوید سطوح آگاهی مطهری از فلسفه غرب و فرهنگ و تمدن ایران و باستان با نقدهای جدی مواجه شده است)

آل‌احمد ---» نوگرایی در سبک نثرنویسی فارسی و درآمیختن ادبیات فاخر و کهن ایرانی با سبک سلین، نویسنده‌ی فرانسوی + دیدگاه‌های نو در مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران (که به عقیده‌ی نویسنده جای چون و چرا و نقد بسیار داره)

شریعتی ---» بازخوانی رخدادها و شخصیت‌های صدر اسلام در اسلامیات + راهکارهایی نو برای اصلاح و تغییر جامعه استبدادزده‌ی ایران در اجتماعیات (باز هم به بیان نویسنده، وجه ایدئولوژیک انقلابی او و تاثیری که گذاشت، همواره محل بحث و نقد بسیار بوده)

🍃ویژگی چهارم: تاثیرگذاری
کواکبی---» بر جهان مسلمان در مسئله‌ی استبداد
نائینی ---» جانب‌داری دلیرانه و آگاهانه از جنبش مشروطه‌خواهی مردم ایران + جنبش ضداستبدادی مردم عراق
فروغی ---» آثار مکتوب و ترجمه و تصحیح‌ها + تاثیرگذاری در حفظ تمامیت ارضی ایران در کنفرانس صلح ورسای + سیاست اخلاقی او و...
طباطبایی ---» حوزه دینی و دانشگاهی در میان عالمان و روشنفکران 
بازرگان ---» دین‌پژوهان + کوشش‌های سیاسی و تشکیلاتی نخبه‌گرایانه + آموختن اصلاح راهبردها و سیاست‌ها در گذار به سوی دموکراسی، در فرایندی آرام و تدریجی
مطهری ---» قشر تحصیل‌کرده ایران + نواندیشان دینی + استفاده از آثار ایشان برای تدوین ایدئولوژی انقلابی
آل‌احمد ---» تاثیر بر دنیای هنر در نوشته‌های داستانی و تاثیر دو نوشته‌ی غرب‌زدگی و در خدمت و خیانت روشنفکران از میان نوشته‌های غیرداستانی
شریعتی ---» شکل‌گیری فرهنگ مشترکی میان جوانان که آمیزه‌ای از بازگشت به ارزش‌ها و آموزه‌های صدر اسلام، انقلابی‌گری بر مدار تشیع سرخ علوی و استبدادستیزی و مبارزه با استعمار بود که رفته‌رفته به گفتمانی انقلابی تبدیل شد.
پایان فصل اول.
        

14

12

33

5

طبیعتا این مسئله ناشی از برداشت دینی و فلسفی (یا آن همان بودن) دین و سیاست یا در کنار هم بودن اون هاست درست و غلطش رو کاری نداریم. به هر حال این بار، بار سنگینی هست

3

3