یادداشت‌های پیشنهادی

نمایش همه
                داستان درمورد سیاوش، پسری که به کشتی علاقمند است ولی به دلیل فقر باید کاری را انجام دهد که چندان اخلاقی بنظر نمی‌رسد تا اینکه یک‌روز اتفاقی می‌افتد که مسیر زندگی‌اش را به کل تغییر می‌دهد.
کتاب شروع خوشایندی داشت؛ اما متاسفانه نویسنده نتوانست این جریان را ادامه‌دار کند. خیلی از شخصیت‌های کتاب فقط ورودشان به داستان مشخص بود و هیچ نتیجه‌ای در پی نداشتند. شرح شخصیت‌ها معیوب بود و نویسنده از تمام مسائل خیلی راحت عبور می‌کرد و اجازه‌ی وارد شدن به جزئیات را به خود نمی‌داد.
پایان کتاب برای من مبهم بود و متوجه نشدم چرا نویسنده عجله داشت کتاب را زودتر تمام کند.
با اینهمه ایده‌ی داستان مورد پسند من بود! کتاب حاوی متنی شیوا و نافذ همراه با لحنی بی‌ریا بود. بخش‌های مربوط به کشتی من را به وجد می‌آورد و به رگ‌هایم استرس و اضطراب تزریق می‌کرد و از آنجایی که سالتو رمانی واقع‌گرایانه بود و نویسنده تلاش بسیاری برای نمایش مشکلات جامعه و حاشیه‌نشینی کرده بود پس امتیاز این مرحله را نیز خواهد گرفت.
نادر برای من جذاب‌ترین شخصیت داستان بود اما از آنجایی که گفتن دلیلش باعث افشاسازی کتاب می‌شود پس از گفتنش صرف‌نظر می‌کنم.
برای افرادی که گمان می‌کنند کتاب سالتو و سریال یاغی کاملا شبیه هستند؛ باید بگویم من در ابتدا سریال یاغی را تماشا کردم و چون برای من جذاب بود سپس تصمیم به خواندن کتاب گرفتم اما داستان به آن‌صورتی نبود که تصورش را می‌کردم و کاملا متفاوت از چیزی بود که دیدم.
در کل از آنجایی که من معتقدم کتابِ بد وجود ندارد پس سالتو رمانی متوسط بود که شاید ارزش یک بار خواندن را داشته باشد.
        
                🏡: کیت یک پرستار خانگیست که مدتی از کارش تعلیق شده بوده و حالا مدیرش میخواهد فرصتی دوباره به او بدهد. اما این فرصت چالش‌های زیادی به همراه دارد. مدیر او را برای نگه‌داری از یک پیرزن به نام لنورا هوپ به عمارتی که در حاشیه شهر و کنار دریا بر لب یک صخره واقع شده می‌فرستد. اما موقعیت مکانی آن عمارت تنها نکته‌ی ماجرا نیست. ماجرای ساکنین آن سالهاست که موضوع داغی برای صحبت مردم شهر است، اینکه لنورا مادر، پدر و خواهر خود را کشته اما چون مدرک محکمی نبوده، توانسته از مجازات فرار کند. کیت که چاره‌ای جز پذیرش ندارد، مشغول پرستاری از لنورا می‌شود. لنورایی که جز دست چپش، هیچ کنترلی روی باقی بدنش ندارد، صحبت نمیکند و تمام مدت در اتاقش است. اما اتفاقاتی در این عمارت رخ می‌دهد که کیت را وادار می‌کند تا از لنورای ساکت و صامت حقیقت ماجرای چندسال پیش را جویا شود.

🏡: داستان شروع خوبی دارد، خیلی جذاب هم پیش می‌رود و شما مدام در تلاشی تا حدس بزنی سالها پیش دقیقا چه اتفاقی در عمارت افتاده است. نویسنده هم مدام نکات جدیدی رو می‌کند، طوری که حجم زیاد کتاب خسته کننده نیست و به سرعت پیش می‌رود. اما صفحات پایانی جایی که ماجراها بالاخره مشخص می‌شوند جاییست که به نظرم رایلی سیجر می‌توانست بهتر عمل کند. به عنوان مثال فصل آخر کتاب زیاده روی بود و داستان بدون آن بخش، خیلی منطقی‌تر و قابل قبول‌تر بود. و اگر نویسنده آنقدر اصرار نمی‌کرد که ماجراها را پیچیده تر کند، کتاب پایان بهتری می‌داشت و حتی شاید از من ۵ ستاره کامل رو می‌گرفت😁 

در نهایت "تنها بازمانده" مثل سفری بود که مسیری جذاب و دیدنی دارد اما مقصدی رویایی در انتظار خواننده نیست😅
ترجمه کتاب هم خیلی خوب و روان بود.

        
                بالاخره یه کتاب مظلوم و اندرریتد دیگه هم تموم شد. کتابی که شاید تو زمان خودش خیلی دوستش داشتن و الان به فراموشی سپرده شده.(همیشه نسبت به این کتاب ها یه دلسوزی خاصی داشتم. احساس می‌کنم که زندن و حسرت دوران گذشته شون رو می خورن و منتظرن که کسی دوباره بخوندشون.)
خب بریم سراغ کتاب.
داستان خیلی ساده و روونی داشت که منو به شدت یاد فیلم های کمپانی مارول می نداخت. پسری با قدرت های فراطبیعی ( تو این کتاب برقراری ارتباط با کلاغ ها) که منزوی و فقیره فکر نمی‌کنه که قدرت داره تا اینکه یهو وسط یه ماجرای تبهکارانه طوری میفته و قدرت هاشو کشف می‌کنه و بلاه بلاه بلاه.
صاف و صادقانه بخوام بگم داستان حرف خاصی برای گفتن نداره اما به شدت سرگرم کننده و راحت خوانه. برای من اینجوری بود که انگار داشتم کمیک می خوندم.
شخصیت پردازی کاراکتر ها ساده و کاراکتر اصلی و نقش مکملش در بهترین حالت متوسطن اما احساس میکنم تو جلد های بعد عمق بیشتری پیدا می کنن و اگه با انتظار نه چندان بالایی سراغش برید ممکنه سرگرم کننده یا حتی جالب باشه براتون:)
و همین. 
شما اگه این کتاب و خوندین نظرتون راجبش چیه؟
        
                چیزی که از این کتاب شنیده بودم و مقدمه‌ای که ازش خوندم بی‌نهایت کنجکاو و هیجان‌زده‌م کرد، یه شوق زاید الوصفی داشتم برای خوندنش. هر چقدر جلوتر می‌رفت ولی اون ذوق اولیه‌م بیشتر فروکش می‌کرد و به یه «جالب بودِ» منطقی معمولی تبدیل می‌شد.

این کتاب یه سری داستان ایرانی که «خانه» توش نقش داره رو گلچین کرده و نقش خانه رو در جریان کلی داستان، اثری که روی شخصیت‌ها می‌ذاره، اثری که از شخصیت‌ها می‌پذیره و به‌طور کلی هر چیز مربوط به خانه در اون داستان رو توی چند فصل بررسی می‌کنه؛ حضور، حریم، مالکیت، مرز، زنانگی و قدرت. انتخاب موضوع فصل‌ها به‌نظرم خیلی جالب و درست بودن ولی چیزی که ناراحتم می‌کرد عمیق نبودن تحلیل‌هاش بود. شاید هم دارم ایراد بنی اسرائیلی می‌گیرم و «مگه چقدر می‌شه یه خونه و مناسباتش رو شکافت؟» ولی خب حرف و نگاه جدیدی بهم نداد، نشون داد که می‌شه از اینجا هم به داستان، به روایت، به معماری نگاه کرد.

عکس‌های داخل کتاب بود و نبودشون تفاوتی نمی‌کرد، تو پس‌گفتار جا داشت خیلی بهتر جمع‌بندی کنن این همه زحمتی که کشیده شده بود رو. جالب.

+ کتاب‌فروشی پرهام بد است. زنده باد خرید اینترنتی.
        
                پسرک، موش کور، روباه و اسب. یک کتاب جادویی.
جادوش از جنس هری‌پاتر و ساحره‌ها نیست؛ جادوی این کتاب، انسانیه. خیلی انسانی. وارد هیچ دنیای ناشناخته و عجیبی نمی‌شه؛ بالعکس، بسیار آشناست. جادوی درونی یک انسان رو زنده می‌کنه.
بوی امید، کودکی، مهربونی، عشق و کیک خونگی می‌ده.
حصارهای نامرئی اما بسیار پررنگی که جامعه برای روان آزادمون ساخته رو می‌شکونه.
آزادی‌بخشه. آزادی‌بخشه برای مردمان سخت‌‌‌کوشی که جهان سالهاست بهشون سخت گرفته. برای کسایی که خودشون رو سیاه می‌بینن. یا حتی بی‌رنگ. 
خدایا! چقدر این کتاب رو دوست دارم.

سالهاست مشغول خودشناسی و روان‌کاوی‌ام؛ اما خوندن جمله‌های این کتاب، جنس دیگری داشت برام. تمام تلاشم برای برگشتن به خودْ دوستی رو ظاهر کرد. انگار تمام این سالها دویدم و خوندم و رنج کشیدم و تلاش کردم، نتایج کمرنگی گرفتم و حتی بر‌خی‌شون نامرئی موندن، تا امروز در اواسط بیست‌و‌یک‌ سالگی، بفهمم نتایج من کمرنگ نبوده‌ن؛ فقط به اندازه‌ی کافی، صمیمانه نبوده‌ن. فقط نیروی ظاهر شدن رو نداشته‌ن.

چارلی مکسی؛ تو فارسی بلد نیستی و هیچ‌وقت این یادداشت رو نمی‌خونی؛ اما بذار بگم پسر؛ دوستت دارم.
        
                خب... من در مورد این کتاب چی می‌تونم بگم که تا الان گفته نشده؟ 😄

فکر کنم فانتزی‌دوستان کمی باشن که هیچی از داستان این مجموعه ندونن (یکی از دوستان نزدیکم از این دسته‌ست 😏 به نظرش فضای فیلم‌های ارباب حلقه‌ها زیادی سیاهه و در نتیجه فیلم‌هاش رو هیچ‌وقت ندیده، تو این هم‌خوانی هم فرصت نکرد کتابش رو باهامون بخونه 🚶🏻‍♀️).

🔅🔅🔅🔅🔅

این کتاب جلد اول از یه فانتزی حماسیه، یه حماسه که قسمت مهمی از بار سنگینش رو‌ی دوش موجوداتی عادی گذاشته میشه، موجوداتی بدون هیچ نیروی جادویی خارق‌العاده‌ای، بله، همون هابیت‌ها :)

البته هابیت‌ها در واقع از مخلوقات همین دنیای تالکین هستن، ولی خب، نکتهٔ مهم به نظرم همین «عادی» بودنشونه :)

هرچند، اینجا جادوگر هم داریم و الف‌هایی با قدرت‌های فراطبیعی، و البته انسان‌هایی که پشت به پشت به پادشاهان افسانه‌ای قدیم می‌رسن و یه سره تو طول داستان این موضوع رو به ما یادآوری می‌کنن (دارم به شما نگاه می‌کنم آقای آراگورن 🙄😂)

با این حال، تو این جلد اول، تکیه به جادو چندان پررنگ نیست.
بله، تک و‌ توک می‌تونیم نشانه‌هایی از این جادو رو پیدا کنیم ولی مثل خیلی از آثار دیگهٔ فانتزی، این بخش‌های جادو تو چشم مخاطب نیستن :)
همچنین، به نظرم تو این جلد شاهد دنیاسازی چندانی هم نیستیم، شاید چون بار اصلی ساخت دنیای ارباب حلقه‌ها در واقع روی دوش‌های سیلماریلیونه :)

موجودات بد اصلی، یعنی ارک‌ها، هم تو این جلد نقش چندان پررنگی ندارن، در این مورد کلا دلم می‌خواد به سری بحث‌ها اشاره کنم که می‌ذارمش برای جلدهای بعدی.

🔅🔅🔅🔅🔅

شخصیت‌های اصلی هم‌ تو بعضی موارد تفاوت زیادی با فیلم دارن. مثلا آراگورن اصلا و ابدا اون انسان متواضعی نیست که تو فیلم می‌بینیم، که هیچ‌جوره دلش نمی‌خواد شاه بشه و اصلا حتی خوشش نمیاد کسی به این موضوع اشاره کنه 😄
و یا مری بسیار شخصیت پخته‌تری نسبت به فیلم داره (پپین تقریبا به اندازهٔ فیلم خله 😄)
خود فرودو هم کلا اینجا شخصیت قوی‌تری نسبت به فیلم داره
سم همچنان همون پسر گوگولی فیلمه 🥹 البته قطعا خیلی باحال‌تر 😎😄

(البته یه تفاوت بسیاااار مهم اینه که فرودوی کتاب حدود پنجاه سالشه 😱 دیگه جوون‌ترینشون میشه پپین با ۳۳ سال سن 😂)

همچین میشه گفت تو این کتاب شخصیت‌ها یه خط سیر ثابتی رو طی می‌کنن و رشد شخصیتی به اون معنا وجود نداره.

🔅🔅🔅🔅🔅

کتاب هم البته پر از توصیفه :)
یه سری از این توصیف‌ها جدا برام حوصله‌سربر بودن، مثل توصیفات بی‌انتهای راه رفتن و شمال و جنوب و شرق و غرب 😂 (به شخصه اصصصصلا نمی‌تونستم این جهت‌ها رو درست تصور کنم 😅)
ولی بعضی از این توصیف‌ها، واقعا زیبا و دوست‌داشتنی بودن، مثلا توصیفات مربوط به قسمت‌های تام بامبودیل (که کلا تو فیلم حذف شده) و لورین.

و بعد گفتگوها... گفتگوها کلا عالی بود.
خصوصا اینکه من کتاب رو طبق معمول زبان اصلی خوندم و کلا یه حظّ عمیقی از خوندن جملات قدیمی‌طور تالکین بردم 🥲 همین موضوع البته برای توصیفات قشنگی که بالاتر گفتم هم صادق بود.

کلا اولین بار این کتاب رو خیلی وقت پیش خونده بودم (همین انگلیسی) و تقریبا بیشترین چیزی که ازش یادم مونده بود همین حس لذت عمیق از خوندن نثر قشنگش بود 😅 حسی که تو این بازخوانی هم تکرار شد :)
(البته باید بگم ترجمهٔ آقای علیزاده هم تا جایی که مقایسه کردم خیلی خوب بود، ولی خب زبان اصلیش یه چیز دیگه‌ست 😍)

🔅🔅🔅🔅🔅

در نهایت اینکه ارباب حلقه‌ها از اون داستان‌هایی بود که اول عاشق فیلمش شدم و بعد رفتم سراغ کتابش.
تهش هم اینطوری شد که با وجود تفاوت‌های مهم، هر دوشون رو دوست دارم :) یعنی انگار هر کدوم از این دو تا، فیلم و کتاب، یه جایگاه خاص و جدایی برام پیدا کردن ☺️

کتاب رو هم در مجموع بیشتر مناسب بزرگسال می‌دونم، مگر اینکه طرف حسابمون یه نوجوون خیلی کتاب‌خون باشه :)
        
                ۲۵-۲۸ خرداد 1403 / یازدهم
دلم می‌خواد هیچی ننویسم. معمولا خیلی راحت می‌تونم در حین خوندنم، از کتاب‌ها بنویسم. اما وقتی تموم میشن انگار حرفام هم تموم میشن. مثل مرگیه که جریان زندگی رو یهو ساکت میکنه. با تموم شدن هر کتاب، دوس دارم مدتی ساکت شم و سوگواری کنم. برای آدم‌هایی که روزی بی‌هوا وارد زندگی‌م می‌شن، بهم اعتماد می‌کنن تا داستانشونو برام بگن، وقتی چشم‌هامو می‌بندم می‌تونم صورت‌هاشون و احساساتشون رو ببینم، شب‌ها با شنیدن داستانشون می‌خوابم و صبح‌هامو با شنیدن داستانشون شروع می‌کنم. من وارد زندگی اونا میشم و اونا وارد زندگی من. و بعد یهو تموم میشن، می‌ذارن میرن و من دیگه خبر ندارم بعدش چی میشه؟ مگه مرگ این نیست که دیگه کسی رو نبینی و صداشو نشنوی و خبری ازش نداشته باشی؟ مهم نیست جسم شخصیتی واقعا بمیره یا نه. وقتی من دیگه ازش خبری ندارم همونقدر ناراحت میشم که انگار مرده. گاهی وقتی حجم این مرگ‌ها رو قلبم سنگینی می‌کنه، دیگه نمیخوام بذارم آدم‌های جدید وارد زندگیم شن، دیگه کتاب نخونم، فیلم یا از اون بدتر سریال هم نبینم.
تو همین چند دقیقه دلتنگ خوسه و رامون و گابریلا و خوستینو و شنیدن لحظه به لحظه اسم آدلا و باقی اون اسم‌های عجیب و غریب و گوش‌نواز و از همه بدتر صدای احسان کرمی شدم. چه بلایی قراره سر همه‌ی این آدم‌ها بیاد؟ چیزی که این دلتنگی رو برام عجیب می‌کنه اینه همه‌ی این آدم‌ها یه مشت عوضی و خائن و خاکستری و قهوه‌ای بودن. و من دلتنگ همینا شدم! دلتنگ چندتا از اون همسایه‌های احمق که با حرف‌های بی‌اساسشون چندتا زندگی رو بهم ریختن!
شنیدن این کتاب مثل دیدن یه فیلم خوش‌ساخت مکزیکی بود با آدم‌های خطرناک و بی‌رحم و صورت‌های آفتاب‌سوخته و بدن‌های عرق‌کرده که یکم زیادی از انسانیت فاصله گرفتن. این کتاب تو ژانر جنایی و پلیسی قرار می‌گیره. جسد لخت چاقوخورده‌ی دختری همون صفحه‌ی اول کتاب لای ذرت‌زاری پیدا میشه و اگه به عادت جنایی‌های کلاسیک انتظار داشته باشین کارآگاهی پیدا شه تا قاتل رو براتون گیر بندازه و شما با مظنون شدن به تک تک شخصیت‌های کتاب منتظر لحظه‌ای باشین تا ببینین حدستون درست از آب درمیاد یا نه، باید بگم این کتاب تو این چارچوب قرار نمی‌گیره. هیچکس قرار نیست قاتل آدلا رو پیدا کنه. شما فقط درگیر داستان دو مرد میشین که به یکیش تهمت میزنن دوس پسر دختره‌س و به دیگری که قاتل دختره‌س و شما بین این دونفر گیر میفتین و فقط حرص و جوش میخورین. همین.
من هنوزم از احساسم به این کتاب چیزی بهتون نگفتم.
        
                "غرور و تعصب" یا "غرور و پیش داوری"؟

این کتاب انقدر معروف هست که لازم نباشد برای آن خلاصه و مروری بنویسم‌ :))
ولی در اینجا میخواهم به شخصیت دونفر از اعضای خانواده‌ی بنت بپردازم که خیلی فکرم را مشغول کرده‌اند!

خانواده‌ی بنت، یک خانواده ۷ نفری است که در دهکده لانگبرون زندگی می‌کنند.
این خانواده متشکل از خانم و آقای بنت و ۵ دختر به نام های؛
جین؛ دختری که مظهر زیبایی، مهربانی ، جذابیت و نزاکت است🫂
الیزابت؛ دختری پرشور، جسور و زیباست که غرور را هم می‌شود جز خصوصیات او در نظر گرفت، و همین غرور گاهی باعث می‌شود با پیش داوری دیگران را قضاوت کند..❤️‍🩹
مری؛ به زیبایی دیگر خواهرانش نیست و برای جبران آن، به دنبال یادگیری موسیقی، آواز و مطالعه است..
و خواهران کوچکتر؛ 
کیتی و لیدیا که هیچ کار ، سرگرمی و برنامه ای در زندگی ندارند مگر اینکه به دنبال افسران جوان و دلبری از آنان باشند!

خانواده بنت وضعیت مالی آنقدر خوبی ندارند که برای آموزش دختران خود معلمه ای بیاورند تا آموزش ببینند!
از طرفی مادر خانواده هم به دنبال آموزش صحیح فرزندانش نیست!
یا شاید بشود گفت اصلا به فکرش هم نمی‌رسد که شاید دخترانش نیاز به آموزش دارند 🚶‍♀
پدر خانواده هم بیشتر ترجیح میده در کتابخانه شخصی‌اش تنها باشد تا اینکه به این جور مسائل فکر کند :)


حال برسیم به دو شخصیت مدنظرم👇

۱. آقای بنت 
آقای بنت دارای یک شوخ طبعی کنایه آمیز است که از آن برای تحریک عمدی همسرش استفاده ‌می‌کند..
به قول الیزابت، آقای بنت مدام در پیش چشم دخترانش، همسر خود را کوچک و مسخره می‌کند، بدون آنکه از عواقب این کار بر رفتار و روحیه دخترانش آگاه باشد 😮‍💨

شخصیت آقای بنت در اوایل کتاب جالب توجه بود و حتی طنز قشنگی به کتاب میداد، ولی از یک جایی به بعد بی مسئولیتی، تنبلی و بی قیدی آقای بنت قابل مشاهده و آزار دهنده بود!☹️

۲. خانم بنت
همسر آقای بنت، زنی احمق و پر سر و صدا است که تنها هدفش در زندگی ازدواج دخترانش است. 
خانم بنت رفتار ضعیف و اغلب نامناسبی دارد که هیچکس در این خانواده نمی‌تواند در مقابل او دربیاید..
با پیش داوری خیلی شدیدی با مردم برخورد می‌کند،
بارها در کتاب شاهد شرمندگی دو دختر بزرگتر از رفتار مادرشان بودیم!

دخترها از پدر توقع دارند که درمقابل رفتارهای همسرش دربیاید و او را آگاه کند، ولی رفتار پدر در خیلی از مواقع باعث شدت رفتار همسرش می‌شود.. 
پدر خانواده به عنوان فرد عاقل تر، در موقعیتی که باید جدی باشد و جدی مسائل را بررسی کند و تصمیمی بگیرد، با شوخی، تمسخر و گذر کردن از کنار مسائل، وضعیت را به مادر خانواده با این ویژگی ها می‌سپارد..

تنها حرفم این هست که
انسان در هر جایگاه و نقشی که هست، چه پدر و مادر، چه فرزند و...
باید مراقب رفتارهایش باشد
ضرر رفتارهای سبک سرانه و بی قید ما، متاسفانه فقط متوجه خودمان نمی‌شود!🤚

در خیلی از مواقع، دختران نیاز به مشورت عاقلانه و دلسوزانه پدر و مادر خود داشتند، ولی بخاطر عدم کنترل و رفتارهای عجیب مادر از او دوری می‌کردند..
و بخاطر جدی گرفته نشدن و کناره گیری پدر خانواده از مسائل جدی، ترجیح می‌دادند که مسائل را بین خودشان و اعضای خارج از خانواده حل کنند (آقا و خانم گاردینر)🚶‍♀

از دیگر جذابیت های کتاب،
 وضعیت اجتماعی آن زمان انگلستان و مشکلاتی که زنان با آن روبرو بودند است.
 سرنوشت زنان که به لحاظ حقوقی نمی‌توانستند مالکیت داشته باشند و تنها با ازدواجی موفق، خوش‌بخت می‌شدند در این کتاب به‌نقد کشیده می‌شود. 
در طول داستان، زنانی متفاوت روایت می‌شوند که هرکدام نمایان‌گر یک طرز فکر رایج در جامعه‌اند.
داستان به ازدواج های متفاوتی می پردازد که هرکدامشان نکته ها، نوع وابستگی و علاقه های متفاوتی را بررسی میکند..
کتاب تقابل بین ویژگی های اخلاقی و رفتاری انسان هاست،
این ویژگی هارا در مقابل هم قرار میدهد و ارزیابی و نتیجه گیری نهایی را به خود مخاطب می‌سپارد :)🤝

این مواردی که نام بردم برای من خیلی مهم و جالب بودند، ولی داستان عاشقانه کتاب رو خیلی قوی نمیدونم..
همین طور شخصیت دارسی و آقای بینگلی هم برام جالب بود ولی به نظرم خیلی کم بهشون پرداخته شده بود :[
امیتاز حقیقیم به این کتاب هم ۳.۷۵ هست 🚶🏼‍♀️

فقط نمیدونم چرا عکس جلد کتاب های آستین انقد نازیباس😬
        
                این کتاب در حال حاضر یکی از پرفروش‌ترین کتابهای نوجوانه. اینکه از سال ۹۵ که ترجمه شده تا الان همچنان پرفروش مونده برام جای سوال بود. قطعا تبلیغات گسترده‌ی نشر روی این کتاب هم موثر بوده ولی "بیش از اینها باید باشد".
موضوع اصلی کتاب مرز واقعیت و خیال است و البته موضوع حقیقت و صداقت هم در جای جای کتاب مطرح میشه. خانواده‌ی جکسون (شخصیت اصلی کتاب) دچار مشکلات مالی زیادی هستند. والدین جکسون سعی می‌کنند با خوش‌بینی، طنز، شوخی و تخیل از بچه‌هاشون در برابر این مشکلات محافظت کنند (یه جورایی من رو یاد شخصیت تد لاسو مینداختن). اما بعضی وقتها اینجور محافظت کردن بیشتر به آدمها صدمه میزنه، راه ابراز احساسات و افکار رو براشون میبنده و نمیذاره با مشکلاتشون مواجه بشن و این دقیقا اتفاقیه که برای جکسون افتاده. در نهایت جکسون موفق میشه پدر و مادرش رو متقاعد کنه که باهاش صادق باشن چون "به اندازه‌ی کافی بزرگ شده‌ام که مسائل را درک کنم".
اما در همین حین که ما حرکت پدر و مادر جکسون رو از عدم صداقت به صداقت و حقیقت میبنیم، جکسون که طرفدار پر و پا قرص "واقعیت" و فکت‌های قابل اثبات علمیه هم در طول داستان حرکتی رو به سمت ارزشمندی خیال برمیداره؛ از مبارزه برای حذف و انکار دوست خیالیش دست برمیداره و به این نتیجه میرسه که با وجود اینکه همیشه یه دلیل منطقی برای هر مسئله‌ای وجود داره اما میشه از جادو و خیال هم لذت برد.
کتاب در فهرست شورای کتاب کودک امتیاز چهار ستاره رو گرفته
        
                «خریدن لنین» مجموعه‌ای است از ۱۱ داستان کوتاه که با ترجمه بسیار خوب آقای امیر مهدی حقیقت چاپ شده. 
همان طور که در پشت جلد کتاب، توضیح داده شده، درباره عشق‌های بر زبان نیامده، مادران دل نگران، پدرانی در حسرت مانده با کارهای نکرده و فرزندانی پا در هواست. 
من داستان «کشاورز آمیش» از این مجموعه را خیلی دوست داشتم که هم داستانی را در یک کلاس داستان‌نویسی روایت و هم  نکته‌هایی ظریف در مورد زاویه دید شخصیت‌های داستان بیان می‌کند. 
داستان اول یعنی «خریدن لنین» بیشتر طنزآلود هست. 
بقیه داستان‌ها هم کشمکش درونی افراد و پیچیدگی رابطه آن‌ها با اطرافیانشان را نشان می‌دهد. 
به سبک جالب یکی از دوستان، امتیازدهی را از پنج ستاره به تک‌تک داستان‌ها دادم. 
خریدن لنین ⭐⭐⭐⭐
بین زمین و آسمان ⭐⭐⭐
دروغگو ⭐⭐⭐⭐
تمرین‌های ساده برای نوآموزان ⭐⭐⭐⭐
رستگاری ⭐⭐⭐
شایلو ⭐⭐⭐⭐
کشاورز آمیش ⭐⭐⭐⭐⭐
ریچارد براتیگان ⭐⭐⭐
چاقو ⭐⭐⭐
تکامل الیور ⭐⭐⭐
آیا جادوگر باید مامان را بزند ⭐⭐⭐⭐
        
                در جهانی که آگوستینا باستریکا به تصویر کشیده، انسان‌هایی که به آن‌ها «گوشت مخصوص» می‌گویند، قبل از سلاخی‌شدن تارهای صوتی‌شان قطع می‌شود تا به قول نویسنده هنگام سلاخی فریادی نکشند و با آشوب، کار را -که همان تکه‌تکه کردن آدم‌ها و خوردنشان است- سخت نکنند؛ و البته به این دلیل که «قاعدتاً گوشت که حرف نمی‌زند.»
کلمه به کلمهٔ کتاب را مثل کسی که تارهای صوتی‌اش را برداشته‌اند و توان فریاد یا واکنشی ندارد، خواندم!
نویسنده با نثری بی‌تفاوت، یخ‌زده و صریح، هنرمندانه پادآرمان‌شهری را روایت می‌کند که دورِ دور است و در عین حال لمس‌شدنی؛ غربیه‌‌گونه است اما به شکل ترسناکی دور از انتظار نه.
بیشترین چیزی که توجه‌ام را جلب کرد تعریف باستریکا از «کلمه» و شکل پرداخت، چینش و توصیف واژه‌ها بود. هنگام خواندن کتاب مدام به نقل نویسنده برمی‌گشتم: «کلماتی وجود دارند که روی جهان سرپوش می‌گذارند.»
بیشتر از این توصیفش نمی‌کنم. خواندنش را توصیه می‌کنم؟ نه به همه. البته که ارزش خواندن داشت؛ اما شخصاً  باید به مرگ یا چیزی شبیه به آن تهدید شوم تا بازخوانی‌اش کنم؛ هرچند خواندنش کمتر از دو روز طول کشید و در عین هولناکی کششی عجیب داشت. اگر قدرت تصویرسازی‌‌ دقیقی دارید و از بد حادثه روحیهٔ حساس هم، پیشنهاد می‌کنم نزدیک کتاب نشوید! اما اگر نزدیک شدید و خواندید، احتمالاً تا مدت‌ها به آن برمی‌گردید؛ با فکر به اینکه «شاید آن‌قدرها هم که به آن دلخوشیم، به جهانی بعید و ناآشنا قدم نگذاشتیم.»
        
                داستان درمورد سیستم متروی مسکو هست که بعد از جنگ اتمی، پناهگاه انسان شده. در جلد اول داستانی جذاب رو دنبال می‌کنه که شخصیت اصلی اون، پسری 24 ساله به اسم آرتیومه که توسط مردی به اسم شکارچی ماموریتی می‌گیره تا اشتباه گذشته‌ش رو جبران کنه. توی کتاب اول، فضاسازی، توصیف احساسات و چینش اتفاقات خیلی متن رو گیراتر و پر کشش‌تر کرده بود. هر لحظه از کتاب، آرتیوم با چالشی رو به رو می‌شد که به فکر وادارش می‌کرد. اما داستان در متروی 2034 طور دیگری دنبال می‌شد. همزمان چند خط داستانی با زمان‌های متفاوت دنبال می‌شد تا در جایی با هم تلاقی می‌کردند. پرش‌های میان زاویه‌ دیدهای مختلف باعث گیج شدن من می‌شد. داستان با شخصیت شکارچی همراه بود و تا صفحه‌های آخر گره داستان که کشمکش‌های درونی شکارچی بود، مشخص نمی‌شد. در طی داستان، نویسنده سرنخی از حالات درونی شخصیت نمی‌داد و انگار القا می‌شد که من مخاطب این شخصیت رو نمی‌شناسم و باید تمامی رفتارهاش رو بپذیرم، چون نویسنده بیشتر از خواننده اطلاعات و شناخت داره. در نهایت دلیل تمام رفتارها رو در صد صفحه آخر فاش کنه. همچنین در داستان شخصیت‌هایی وجود داشتند که حضورشون و حذفشون و رفتنشون غیرضروری بود و اهدافی داشتند که برای یک انسان  در الویت اول نبود، اما مصمم به دنبال محقق کردنشون بودند. پایان کتاب، منطقی و به درستی رقم خورد، اما در مقایسه با کتاب اول، شخصیت پردازی و شخصیت سازی خوبی نداشت. خط داستانی، علاوه بر این‌که از پرش‌های زیادی برخوردار بود، اتفاقات غیرضروری زیادی داشت. و در آخر کتاب، نسبت به جلد اول خیلی ضعیف‌تر نوشته شده بود و در ترجمه به فارسی، حذفیات و معادلسازی‌های زیادی (سانسور) داشت که گاهی داستان رو گنگ می‌کرد.
        

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

                وقتی به یک کتاب امتیاز می‌دیم، باید به چی امتیاز بدیم؟ به ایده؟ اگر قرار به امتیازدهی به ایده باشه، این کتاب پنج از پنج می‌گیره. ماجرای یک مغازه که کارش فروش وسایل و ابزار خودکشیه. آدم‌های زیادی هر روز بهش مراجعه می‌کنن و با توجه به بودجه و سلیقه و راهنمایی صاحبان مغازه، روشی رو برای خودکشی انتخاب می‌کنن، ابزارش رو می‌خرن و برای همیشه از مغازه بیرون می‌رن. از اون جالب‌تر، شخصیت‌های گردانندۀ مغازه‌ان. خانوادۀ تواچ: آقا و خانم تواچ، ونسان پسر بزرگ خانواده، مرلین تنها دختر خانواده و آلن پسر کوچکِ ناخواستۀ خانواده. همۀ اعضای خانواده، به‌جز آلن، انسان‌های افسرده‌ای هستن، دنیا و زندگی رو پوچ می‌بینن و میل بی‌نهایتی به خودکشی دارن، اما خب اگر خودشون رو بکشن، کی مغازه رو بچرخونه؟

اگر قرار به امتیازدهی بر اساس توجه به جزئیات باشه، باز هم کتاب پنج از پنج می‌گیره. دیالوگ‌ها، انتخاب اسامی، روش‌های ابداعی خودکشی، مشاوره‌هایی که فروشنده‌ها به مراجع‌ها می‌دن و حتی شعار مغازه، همه و همه عالی و حساب‌شده نوشته شدن. واقعاً از این همه توجه به جزئیات لذت می‌بردم. طنز خیلی خوب و باحالی هم داره.

اما معمولاً صرفاً بر اساس این چیزها به کتابی امتیاز نمی‌دم. برای من داستان خیلی مهمه. چیزهایی که گفتم، ابزارهای خوبی‌ان برای داستان‌گویی و اگر نویسنده نتونه داستان‌گویی کنه، یا حداقل نتونه داستان خوبی بگه، ابزارهاش رو حیف و میل کرده. این دقیقاً اتفاقیه که توی این کتاب افتاده. انگار نویسنده یک ایدۀ محشر داشته، موقع نوشتن کتاب هم سعی کرده به همۀ جزئیات توجه کنه و به بهترین شکل این کار رو انجام داده، اما برای پیش‌برد داستانش نمی‌دونسته چی کار کنه. در نتیجه اوایل کتاب داستان جالبه، چون داریم با ایده آشنا می‌شیم و از ریزه‌کاری‌ها لذت می‌بریم. یه کم که می‌گذره دیگه انتظار داریم ببینیم این صغری‌کبری چیدن نویسنده برای چیه و می‌خواد چه داستانی رو بهمون بگه. اما به‌مرور متوجه می‌شیم که نویسنده هم نمی‌دونسته داستان رو چطور هدایت کنه، در نتیجه رو به کلیشه آورده. همین بود که هرچی به پایان نزدیک‌تر می‌شدم، بیش از پیش دوست داشتم کتاب زودتر تموم بشه. البته در انتهای کار نویسنده تمام تلاشش رو کرده که به خواننده‌ای که تا انتهای این مسیر اومده یه چیز متفاوتی بده، اما به‌نظرم با انتخابی اشتباه، پایانی بی‌معنی و بیهوده‌ رو برای کتابش رقم زده.
اگر بخوام کتاب رو در یک عبارت توصیف کنم، باید بگم: خانه‌ای با پی قدرتمند که با مصالح ضعیفی ساخته شده و تازه، نیمه‌کاره هم رها شده و با کوچک‌ترین وزش باد، امکان فرو ریختنش وجود داره.

دربارۀ نسخۀ فارسی کتاب: من نسخۀ صوتی کتاب رو شنیدم که آقای هوتن شکیبا روی ترجمۀ آقای احسان کرم‌ویسی اجرا کرده بود. اول بگم که ترجمه واقعاً عالی بود. البته نمی‌تونم ادعا کنم «ترجمه» عالی بود، چون واقعاً نرفتم با متن اصلی تطبیق بدم (که البته همین برای من نشونه‌ایه که ترجمه واقعاً خوب بوده که نیاز به این کار پیدا نکردم)، اما حداقل می‌تونم بگم که «نثر» فارسی کتاب خیلی خوب در اومده بود. کار ساده‌ای هم نبوده. هم طنزها خوب منتقل شده بود، هم ریزه‌کاری‌ها. یه کار شسته‌رفته و لذت‌بخش. از اون طرف اجرای صوتی کتاب هم فوق‌العاده بود. واقعاً عالی اجرا شده بود. حیف که کیفیت خود کتاب با کیفیت اجرای صوتی و ترجمه برابری نمی‌کرد.
        
                یه فانتزی شهری از سندرسون :)

بیشتر وقت‌ها فانتزی‌ها تو دنیاهای «قدیمی» اتفاق می‌افتن، یعنی جایی که ملت هنوز با اسب و درشکه رفت و آمد می‌کنن و با شمشیر همدیگه رو می‌کشن 😄

ولی یه انواعی از فانتزی هم داریم که وسط همین دنیای مدرن رخ میده و یا شاید حتی در آینده.
تو این نمونه از فانتزی‌ها، شما در عین برخورد با نیروهای فراطبیعی و احیانا موجودات عجیب و غریب، با فناوری‌های جدید و شهرهای پیشرفته هم روبه‌رو می‌شید :)

این مجموعه هم مثالی از این دسته از فانتزیه، تا جایی که شاید بشه گفت در واقع مخلوطی از فانتزی و علمی-تخیلی محسوب میشه 🤔

🔅🔅🔅🔅🔅

ماجرا از آمریکای دوران مدرن شروع میشه، زمانی که دیوید هشت ساله با پدرش رفته بانک تا در مورد وام مسکنی که بهشون نمی‌دن چونه بزنن... 
با این اوصاف، اوضاع اصلا عادی نیست. 
دو سال پیش ستارهٔ سرخی تو آسمون ظاهر میشه و همزمان بعضی‌ها نیروهای خارق‌العاده‌ای پیدا می‌کنن...
و اینجا یه مشکل بزرگ وجود داره، بدون استثناء، تمام این ابرانسان‌ها افراد شروری هستن که راحت آدم می‌کشن و از اون بدتر، هیچ اسلحه‌ای توانایی آسیب زدن به بعضی‌هاشون رو نداره...
همین اول داستان، یکی از همین آدم‌ها وارد بانک میشه و پدر دیوید رو می‌کشه...
دیوید که با بخت و اقبال نجات پیدا کرده بعد از اون به هیچ‌چیزی به جز گرفتن انتقام پدرش فکر نمی‌کنه...
ولی، یه آدم عادی چطور می‌تونه با این نیروهای فراانسانی بجنگه؟

🔅🔅🔅🔅🔅

این مجموعه در واقع شامل سه جلد و نیمه:
۱. پولاددل (Steelheart)
۱.۵. میتوسیس (Mitosis)
۲. آتش‌افروز (Firefight)
۳. فاجعه (Calamity)

(اون جلد ۱.۵ ترجمه نشده، البته یه جلد چهارمِ ترجمه‌نشده هم هست به اسم Lux که چون کلا در مورد شخصیت‌های دیگه‌ای بودم خودم نخوندمش، ماجرای شخصیت‌های اصلی تو همین جلد سوم تموم میشه)

من در واقع این مجموعه رو چند سال پیش برای اولین بار خوندم‌. اون موقع نظرم بهش تقریبا خنثی بود، به نظرم خوب بود ولی نه چندان.

چند وقت پیش دیدم یکی از دوستام شروع کرده به خوندن این مجموعه و منم وسوسه شدم بخونمش و خب، این بار خیلی بیشتر ازش خوشم اومد 😌

مثل همیشه، سندرسون اینجا هم چندین شخصیت دوست‌داشتنی خلق کرده،
و باز شبیه کتاب‌های دیگه‌ش، کلی صحنه و گفتگوی نمکی و خوشمزه میشه اینجا پیدا کرد 😍😄

ولی خب، این کتاب اصولا ساختار بسیار ساده‌تری نسبت به کتابی مثل مه‌زاد داره، روابط و وقایع اصلا به پیچیدگی مه‌زاد نیستن و کلا عمق کمتری دارن.
با همهٔ اینها، میشه از مطالعهٔ این مجموعه به خاطر شخصیت‌های تودل‌بروش و صحنه‌های هیجان‌انگیزش لذت برد و اوقات خوشی رو باهاش سپری کرد :)

🔅🔅🔅🔅🔅

منتهاااا اینجا یه ولی خیلی بزرگ وجود داره...

اونم اینکه فقط یه ترجمه از این کتاب وجود داره و این ترجمه اصولا افتضاح‌ترین ترجمه‌ای هست که به عمرم دیدم...
من اشتباهات بسیار بسیار عجیب و غریبی تو این ترجمه یافتم که هنوز برام حل نشده چطور یه نفر ممکنه زبان بلد باشه و چنین اشتباهاتی داشته باشه... 
در این حد که به نظرم نصف لطف کتاب با این ترجمه، قشنگ به فنا رفته، مخصوصا تو قسمت‌های طنزش.
یعنی اگر ترجمه رو خوندید و یه تیکه رو کلا نفهمیدید یا با خودتون گفتید الان چیش بامزه بود، بدونید ۹۹ درصد مشکل از ترجمه‌ست نه متن اصلی 😅 

🔅🔅🔅🔅🔅

حالا با این حساب چه کنیم؟ بالاخره ترجمه رو بخونیم یا نه؟ 
نمی‌دونم... به نظرم همچنان میشه از کلیت داستان لذت برد ولی خب کار تو خیلی از جزئیات خرابه... با این حال شاید حداقل یه سری از اشکالات ترجمه تو ویراست جدیدی که گویا قراره ازش بیاد حل بشه 🤷🏻‍♀️ البته متن انگلیسیش هم خیلی روون و ساده‌ست و فکر می‌کنم برای تمرین زبان انگلیسی هم گزینهٔ خوبی باشه :)
ترجمه‌ش فقط یه نکتهٔ مثبت داره اونم اینه که تو فیدیبو رسما مفته 😂 (با تخفیف all50 هر جلد میشه ۱۲ تومن، البته در زمان نوشتن این مرور 😄)

ردهٔ سنی مناسب کتاب هم به نظرم از حدود ۱۷-۱۸ سال به بالاست (برای یه مقدار پایین‌تر از این هم شاید بد نباشه ولی خب یه داستان عاشقانه هم داره، البته بدون هیچ صحنهٔ بدی 😅)
        
                میشه گفت تازه همونی که میخوام داره میشه....
همه میگفتن خیلی غمگینه این جلد و جلد هیجانیه.... و واقعا بود....
ولی ، اینجا یه ولی باقی میمونه. دارن شان یه عادت داره که حالا نمیدونم دقیقا چطوری بگمش .... دارن شان یک سری چیزارو تکرار میکنه تو داستاناش ... دموناتا و جلاد لاغرو ازش خوندم و اینو درک کردم تو کتاباش....
برای من واقعا اتفاقات داخل این جلدو شاید از جلد دوم حدس زده بودم که همچین کاری میکنه دارن شان.... و وقتی این جلد از کتابو شروع کردم اولاش کاملا مطمئن شدم از حدس هام.....
حدس هایی که زدم به بهترین شکل دراومد ولی ایراداتی داشتن.....
ولی سر جمع بخوام بگم این جلد هیجان و استرسش از همون اول کتاب خیلی زیاد بود و نیمه پایانی به اوجش رسید.....
با اینکه مطمئن بودم از اتفاقاتی که قراره بیوفته ولی بازم غم انگیز و شوکه کننده بودن .....
جلد واقعا خفنی بود و مثل جلد ششم دموناتا جلد تاثیر گذار که شرایط داستانو از این رو به اون رو میکنه....
واقعا از این مجموعه راضیم و هر جلد رضایتم بیشتر و بیشتر میشه.....
فقط یه ایراداتی داشت :
🛑خطر اسپویل🛑
🛑نخون اگر میخوای اسپویل نشی🛑
مرگ کرپسلی خیلی غم انگیز بود ولی نباید انقدر طول میکشید.... چندین بار تا لب مرگ رفت و بر گشت که هر بار نزدیک بود بمیره میگفتم دیگه الان مرد و اون استرس مرگش میومد سراغم ولی نمیمرد و این چند بار تکرار شد که باعث شد مرگش اون تاثیری که باید میزاشتو نزاره ( البته اینم بگم خوب بودا نمیگم بد بود )
یه چیز دیگه که استیو از اول که اسم شاهزاده شبح واره ها اومد من گفتم استیوه و واقعا معلوم بود.... استیو شخصیتی که از جلد اول دارن شان نگهش داشته و برای همین معلوم بود قراره ویلن اصلی بشه بر اساس صحبت هاییم که کرده بود....
پس برای همین وقتی مشخص شد که اون شاهزادس چیز زیاد شوکه کننده ای نبود( البته اگر نوجوون بودم میخوندم حتما شوکه میشدم😅)
یه چیز دیگه هم که برام غیر منطقی هست اینه که چرا قال قضیه رو هر چه سریع تر نمیکنن و هی طولش میدن..... قشنگ نویسنده زجرت میده تا ببینی اخر کی میبره نبردو 😅😂
ولی خدایی خیلی خفن بود از حق نگذریم.....
🛑به لیست بهترین ترسناک هایی که خوندم اضافه شد🛑
        

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

لیست‌های پیشنهادی

نمایش همه
فوتبال و فلسفه: ذهن زیبا، بازی زیباروزی روزگاری فوتبال: جامعه شناسی و فوتبالفوتبال علیه دشمن

چرا فوتبال را دوست داریم؛ نود دقیقه جنگ و زندگی

14 کتاب

این فهرست شامل کتاب‌هایی است که به نحوی از فلسفه فوتبال و پیوندهای آن با مسائل اجتماعی، فرهنگی و تاریخی می‌گویند. ❗این فهرست شامل کتاب‌های زندگی‌نامه، داستان‌های مربوط به فوتبال (حوزه بزرگسال و نوجوان)، فوتبال و اقتصاد، آموزش‌های فوتبالی و دائره‌المعارف‌های فوتبالی نمی‌شود. توضیحات مختصر راجع به هر کتاب از سایت‌های ایران کتاب، طاقچه و فیدیبو برداشته شده است. 📚 1- فوتبال و فلسفه: در «فوتبال و فلسفه» از «تد ریچاردز» می آموزیم که طرفدار بودن به چه معناست و چرا ارسطو، یک طرفدار تمام عیار به حساب می‌آید. یا در بخشی دیگر نویسنده مطرح می‌کند که چرا بازیکنان برجسته‌ای همچون کریستیانو رونالدو در کنار هنرمندان بزرگی حتی در ابعاد د واندازه‌های پیکاسو، قرار می‌گیرند. 📚 2-روزی روزگاری فوتبال: فوتبال و جامعه شناسی: این کتاب اثراتی را که این ورزش محبوب در سراسر جهان بر زندگی و اجتماع می‌گذارد، بررسی می‌کند. این کتاب تأثیر فوتبال در مختصات جغرافیایی مختلف را پوشش می‌دهد. این کتاب زنجیره‌ای از فرهنگ‌های مختلف است که بازی نفس‌گیر و جنجالی فوتبال آن‌ها را به یکدیگر وصل کرده است. 📚 3- فوتبال چگونه جهان را توصیف می کند: فرانکلین فوئر ، یک دوستدار مادام العمر فوتبال است که نقش فوتبال را در فرهنگ های مختلف به عنوان ابزاری برای بررسی دامنه جهانی شدن بررسی می کند. 📚 4- فوتبال علیه دشمن: کوپر در کتاب فوتبال علیه دشمن با دیدی اجتماعی، جامعه شناختی و سیاسی به این بازی محبوب در سراسر دنیا نگاه می کند و خواندنش برای هر دو طیف علاقه مندان به فوتبال و نیز علاقه مندان به مسائل سیاسی و جامعه شناسی می‌تواند جذاب باشد. 📚 5- امبرتو اکو و فوتبال: در این اثر تلاش می شود از خلال آرای اکو پدیده هایی چون ورزشگاه، هواداری، هولیگانیسم و وراجی ورزشی به مثابه نشانه های ارجاعی فوتبال بررسی شود. کتاب حاضر نحوه کاربست نشانه ها در تعاملات اجتماعی و فرهنگی را بررسی می‌کند و ابتذال فرهنگی عصر جدید را از دریچه ورزش پرطرفدار فوتبال به بحث می‌گذارد. 📚 6- زندگی در 90 دقیقه: فلسفه فوتبال: ونتر گبائر، نویسنده و فیلسوف آلمانی در کتاب «زندگی در 90 دقیقه: فلسفه‌ی فوتبال» مسئله‌اش را با این ورزش جهان‌شمول از همین ضدیّتی که با فرهنگ متّکی به دست انسان در آن نمود دارد، آغاز کرده و به درون عمیق‌ترین و درعین‌حال قابل فهم‌ترین ماجراهای پیرامون فوتبال می‌رود. 📚 7-وقتی به فوتبال فکر می کنیم به چه فکر می کنیم: کریچلی در توضیح این کتاب می‌گوید که هدف او این نیست که یک فلسفه‌ی فوتبال بنویسد؛ به‌عبارتی نه اینکه فلسفه می‌تواند به فوتبال بینشی بدهد، بلکه فوتبال می‌تواند به ما بینشی نسبت به فلسفه و معنای انسان بودن در جهان بدهد. 📚 8- گل: تاریخ فرهنگی و اجتماعی فوتبال نوین: بحث‌های مربوط به فوتبال در خلأ صورت نمی‌گیرند، بلکه پیوندی ژرف با بستر و مسائل اجتماعی دارند. این کتاب درباره پیوندهای فوتبال با بسترهای اجتماعی و فرهنگی است. 📚 9-یک سو فوتبال یک سو دنیا: در این کتاب تلاش شده به ابعاد مختلف فوتبال با رویکرد فرهنگی پرداخته شود تا ضمن توجه مدیران و برنامه ریزان به این مقوله مهم فرهنگی و اجتماعی، بستر مناسبی برای رشد و توسعه کشور از طریق فرصت طلائی فوتبال فراهم شود. 📚 10-کتاب یک بازی دونیمه‌ای: روایتی از روند تحول فوتبال و تلویزیون در طول تاریخ که با نگرشی روانشناسانه، جامعه شناختی و مدیریتی و با بهره گیری از مجاورت و تعامل با هواداران شکل گرفته و تصویری از گذشته و حال فوتبال برای غربی ها و آینده آن برای ایرانیان که تا کنون لیگ و فوتبال حرفه ای را به معنای واقعی کلمه تجربه نکرده اند، ارائه کرده است. 📚 11- فوتبال سنجی: کتاب «فوتبال سنجی » با استفاده از بینش ها و قیاس های اقتصاد، آمار، روانشناسی و تجارت برای نشان دادن یک نور جدید و سرگرم کننده در مورد نحوه عملکرد بازی، حقایق غالبا شگفت آور ضد شهودی در مورد فوتبال را آشکار می کند. کتاب فوتبال سنجی یک راه جدید برای نگاه کردن به محبوب ترین بازی جهان است. 📚 12- فوتبال: فلسفه پشت بازی: «فوتبال فلسفه پشت بازی» کتابی جذاب از استفن مامفورد فیلسوف معاصر انگلیسی است که به قلب بازی می‌رود و سعی می‌کند از ساده‌ترین اِلمان‌های فوتبال تا پیچیده‌ترین بخش‌های آن را با نگاهی فلسفی مورد بررسی قرار دهد. 📚 13- دیوانه‌های فوتبال: کار ما درست مثل یک گردباد واقعی بود.طی نود روز از نه کشور گذشتیم، با تشکیلات هواداری فوتبال در آن کشورها آشنا شدیم و شنیدیم چگونه از جوانانی که دستورات رهبران آن تشکیلات را بی چون و چرا اجرا می‌کنند، بهره‌کشی می‌شود.در هلند از ترس جانمان گریختیم، در ترکیه از برابر دوربین‌های پلیس متواری شدیم، در صربستان با سران تشکیلاتی از هولیگان ها که به جنایت جنگی متهم شده بودند ملاقات کردیم و زمانی که در برزیل همراه با یکی از تشکیلات هواداری، به سفری برای دیدن مسابقه تیم آن‌ها می‌رفتیم، از سوی هواداران دیوانه رقیب به ما تیراندازی شد. 📚 14- کتاب آژاکس، هلندی‌ها و جنگ جهانی دوم: کتاب آژاکس، هلندی‌ها و جنگ جهانی دوم بیش از هر چیز ثابت می‌کند که می‌توان با نگاه به تاریخ از فوتبال هم درس زندگی گرفت. تحقیقات سایمون کوپر، نکته‌بینی و دیدگاه‌های او این کتاب را بسیار خواندنی کرده و به فهم تاریخ و دوران سیاه و تاریک جنگ جهانی دوم آن هم از منظر فوتبال کمک کرده است. او سعی کرده تا انفعالی را که در دوران جنگ جهانی دوم در هلند به وجود آمده بود از زاویه‌ای جدید و از دریچه فوتبال بیان کند و جانبداری‌هایشان را در شکل‌گیری تاریخ آن دوران و تأثیر گذشته بر آینده مردم هلند، چه از بُعد تاریخی، چه از بُعد فرهنگی و چه تأثیرات سیاسی به طور واضح به خواننده‌ها و علاقه‌مندان تاریخ و فوتبال بشناساند.

صدسال تنهاییغرور و تعصب۱۹۸۴

کدام ترجمه؟ | پیشنهادهایی برای نمایشگاه

72 کتاب

در اهمیت ترجمهٔ خوب و پاکیزه همین بس که باری دو نفر از یک کتاب واحد صحبت می‌کردند و یکی از آشفتگی و چندپارگی متن می‌نالید و آن یکی قربان‌صدقهٔ پیوستگی و پیراستگی‌اش می‌رفت! و ما شنوندگان هم متحیر بودیم که قصه چیست! وقتی فهمیدیم دو تا ترجمهٔ مختلف را خوانده‌اند و آن دوتا ترجمه را کنار هم گذاشتیم و با هم قیاس کردیم، هم به این حق دادیم و هم به آن! ترجمهٔ بد می‌تواند یک اثر را از دایرهٔ خواندنی‌ها خارج کند و ترجمهٔ خوب می‌تواند بر ارزش آن بیافزاید. برای کتابخوانان بسیار پیش می‌آید که ندانند ترجمهٔ خوب یا بهتر هر کتاب مال کیست و کدام ناشر منتشرش کرده؟ در گروه‌های کتابخوانی روزی نیست که سؤال‌هایی مثل «دنیای سوفی کدوم ترجمه‌اش خوبه» یا «کدوم ترجمهٔ قمارباز رو‌ بخرم؟» پرسیده نشود. این شد که به فکر افتادیم ترجمه‌ یا ترجمه‌های بهتر کتاب‌های مشهور را فهرست کنیم. با این امید که به کار جویندگان و پرسندگان آید! قابل‌قبول و خوب بودن این ترجمه‌ها یا به عیار تجربه به دست آمده (یعنی برای خونهٔ خودمون هم از همین بردیم و راضی بودن!) یا از افواه اهل کتاب. ممکن است نظر شما متفاوت باشد که هم طبیعی است و هم گاه محصول تفاوت طبایع و سلایق. یکی زبان ادبی‌تر می‌پسندد و دیگری زبان خودمانی‌تر. یکی دوست دارد مترجم پانوشت‌های طولانی بزند و دلالت‌های فرامتنی و فرهنگی متن را شرح دهد و دیگری دلش نمی‌خواهد هیچ پانوشت و توضیحی -هرچند مفید- در خواندنش وقفه و سکته افکند. نکتهٔ بسیار مهم: مهم است که ترجمهٔ توصیه‌شده را از ناشر توصیه‌شده و معتبر بخریم. ناشران بازاری چون خاطرجمعند که دزیره و قلعهٔ حیوانات و صدسال تنهایی «حتماً» و «همیشه» می‌فروشد، با خیال راحت از روی ترجمهٔ معتبر رونویسی و جای چهارتا فعل و فاعل را عوض و کتاب را چاپ می‌کنند و بی آن که هزینه‌ای برای حق‌التألیف، حق‌الترجمه، صفحه‌آرایی و طراحی جلد پرداخته باشند، سود تضمین‌شده‌ای می‌برند که ناشر معتبر باید سال‌ها زحمت بکشد تا کسری از آن نصیبش شود. آیا بشود و آیا نشود؟ نکات قابل‌عرض: از بعضی کتاب‌ها چند ترجمه پیشنهاد شده که همگی نمرهٔ قبولی می‌گیرند و قابل‌توصیه‌اند. در انتهای فهرست، نسخه‌های مقبول چندتا از مهم‌ترین آثار کلاسیک فارسی هم آمده است. کتاب‌هایی که همه می‌شناسند اما کمتر کسی می‌داند نسخهٔ کدام ناشر را بخرد و به کتابخانه‌اش اضافه کند.

آشنایی با کانتایمانوئل کانتکانت

سیر خوانش فلسفه نقادی کانت

14 کتاب

تابستان سال 1401 حدود سه ماه درگیر کانت بودم که چه درگیری شیرینی هم بود. در یک سیری سعی کردم مسائل اصلی کانت را بفهمم. پر واضح است سه نقد اصلی را کامل متن خوانی نکردم ( چه کار یک عمر است و نه چند ماه ) بلکه به فقراتی اکتفا کردم و به جایش بیشتر رجوعم به شرح‌های دست اول بود. در کنار شرح‌ها بار اصلی آموزشم را دو استاد بزرگوار یعنی دکتر شاهد طباطبایی و دکتر اصغر واعظی بر دوش کشیدند. . سمت فلاسفه‌های بزرگ بدون استاد نباید رفت. فوکو و دریدا را میشود بدون استاد خواند اما ارسطو، کانت، صدرا و ... را اصلا. کانت خواندن یکسری مقدمات دارد. باید فلسفه راسیونالیسم یعنی دکارت و ولف را دانست. همچنین فلسفه آمپریسیسم مانند لاک، بارکلی و مخصوصا هیوم را. در کنار همه اینها فلسفه طبیعی یعنی کوپرنیک و نیوتون بسیار واجب‌اند. برای نقد عقل عملی هم دانستن روسو لازم است. اما خب اگر واقع بین باشید هر کدام از این فلاسفه یک سیر مفصل مخصوص خود را نیاز دارند و اینجاست که لزوم استاد مشخص میشود. استاد همانگونه که نمی‌گذارد شما فلسفه‌ی فیلسوف را اشتباه بفهمید، به همین ترتیب فلسفه را در بستر زمانی و مکانی خودش به شما یاد میدهد، چرا که فلسفه در عین انتزاعی و لامکان و لازمان بودن، بسیار بسیار انضمامی و بسته به روزگار خودش است. بار انتقال این مهم به دوش استاد است. لذا توصیه‌ام این است که یا درسگفتار دکتر شاهد طباطبایی و یا محمدمهدی اردبیلی را در زمان کانت خوانی گوش دهید. این دو درس‌گفتار به وفور در تلگرام پیدا میشود اما اگر کسی نیافت به من پیام بدهد. . لیست را بر طبق تجربه‌ام مرتب کردم. قطعا آثار خوبی هستند که متوجه‌شان نشدم ولی این لیست حداقل‌ها را دارد. اگه به اثر خوبی بر بخورم حتما اضافه خواهم کرد.

هری پاتر و سنگ کیمیا (هری پاتر 1) الکاتراز در مقابل کتابداران شرورمومو

فانتزی‌های پیشنهادی یه فانتزی‌خون :)

21 کتاب

تو این لیست یه سری از بهترین فانتزی‌هایی رو که خوندم آوردم، که ان‌شاءالله با خوندن کتاب‌های بیشتر به روز میشه :) من خودم همهٔ خارجی‌ها رو زبان اصلی خوندم (غیر از مومو که زبان اصلیش آلمانیه! و داستان بی‌پایان که در واقع ترجمهٔ انگلیسیش رو خوندم)، ولی اینجا نسخهٔ ترجمه‌شده رو گذاشتم. موارد ترجمه‌نشده رو هم آوردم، خدا رو چه دیدی! شاید یه روزی ترجمه شدن :) البته یه سری از ترجمه‌شده‌ها هم تا الان فقط نسخهٔ چاپیشون اومده، اونم با قیمت بسیار بالا! و با وجود اینکه خیلی دوستشون دارم جدا نمی‌تونم توصیه کنم مثلا ۶۰۰ تومن پول بدید برای خرید فلان کتاب! امیدوارم هر چه زودتر نسخهٔ الکترونیکی و یا ارزون‌تر این موارد هم موجود بشه.... در مورد چند جلدی‌ها هم فقط جلد اول رو آوردم، که شامل این موارده: هری پاتر (۷ جلد)، آلکاتراز در مقابل کتابداران شرور (۶ جلد)، دروازه مردگان: قبرستان عمودی (۳ جلد)، ناجیان: پولاددل (۳ جلد، یه نکته: ترجمهٔ این مجموعه اصلا خوب نیست، تو مرورم درباره‌ش توضیح دادم)، The First Girl Child (۲ جلد)، شب زمستانی (۳ جلد)، A River Enchanted (۲جلد)، مه‌زاد: آخرین امپراطوری (۳ جلد)، مه‌زاد: آلیاژ قانون (۴ جلد، این در واقع عصر دوم مه‌زاده و باید بعد از سه جلد عصر اول خونده بشه!)، The Golem and the Jinni (۲ جلد)، ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه (۳ جلد)، آرشیو استورم‌لایت: طریق شاهان (فعلا ۴ جلد). البته توجه کنید که یه سری از اینا رو تو ترجمه چند قسمت کردن! مثلا طریق شاهان خودش در واقع یه جلده که ترجمه‌ش تو دو سه قسمت چاپ شده، و من وقتی میگم ۴ جلد یعنی ۴ جلد اصلی! 🔅🔅🔅🔅🔅 ترتیب کتاب‌ها «تقریبا» از آسان به سخته 😄 یعنی اون آخرهای لیست با فانتزی‌های پیچیده‌تری طرفیم :) البته این رتبه‌بندی اونقدرم دقیق نیست، مخصوصا موارد نزدیک به هم اونقدرها تفاوتی با هم ندارن. ولی مثلا تفاوت بین اول فهرست تا آخرش زیاده. بنابراین، برای کسایی که تازه می‌خوان فانتزی رو شروع کنن شاید کتاب‌های آخر لیست انتخاب خوبی نباشه 🤔 🔅🔅🔅🔅🔅 نکتهٔ دیگه اینکه تو این فهرست اصولا مخاطب بزرگسال مد نظر بوده، ولی یه سری از کتاب‌ها برای کودک و نوجوان کم سن و سال هم مناسبه. اینا در واقع در اصل کتاب نوجوانن، ولی کتاب نوجوانی که به نظرم برای آدم بزرگسال هم می‌تونه جذاب باشه، خودم که اصولا خیلی ازشون لذت بردم :) مثلا هری پاتر، آلکاتراز، مومو و داستان بی‌پایان. با این حال، اگه بزرگسالی هستید که اصولا با کتاب‌های نوجوان حال نمی‌کنید، شاید این دسته از کتاب‌ها براتون مناسب نباشه! البته که به نظرم خیلی اشتباه می‌کنید 😂 بقیهٔ موارد هم اگه بحث سانسور رو در نظر بگیریم برای نوجوون‌های بزرگتر هم مناسبه، ولی اونایی که ممکنه یه سری حساسیت‌هایی روش باشه به طور خاص این موارد هستن (من اصولا نسخهٔ ترجمه‌شدهٔ بعضی‌ها رو ندیدم و چیزی که میگم بر اساس نسخهٔ زبان اصلیه): ❗The First Girl Child ❗خرس و شباهنگ: بیشتر به خاطر صحنه‌های جلدهای بعدی ❗A River Enchanted ❗A Study in Drowning ❗پیکارگسل ❗مه‌زاد (عصر اول): یه مقدار خشونتش شاید زیاد باشه و فضای تاریکی داره (همون دارک 😄)، ولی از نظر صحنه‌های جنسی کاملا تمیزه. ❗مه‌زاد (عصر دوم): باز از لحاظ صحنه‌های جنسی تمیزه، خشونتش هم بالا نیست، ولی یه شخصیت فرعی هم‌جنس‌گرا داره... پرداختش خیلی کمه ولی بالاخره هست... 🔅🔅🔅🔅🔅 به اینم دقت کنید که اینطور نیست که از نظرم همهٔ این کتاب‌ها با هم برابر باشن، بعضیا خوبن، بعضیا خیلی خوبن و بعضیا عااااااالی هستن :) ولی خب همه‌شون طوری هستن که اگه کسی بگه فانتزی خوب می‌خوام بهش میگم اینا رو بخون :)

مهمانسرای دو دنیاشهر غصهغول بزرگ مهربان

کتاب‌های صوتی خوب به انتخاب یک کتابِ صوتی ندوست!

11 کتاب

چند سالی هست که کتاب‌های صوتی به‌خاطر مزیت‌های زیادشون و البته سازگاری‌شون با سبک زندگی مدرن، همه‌گیرتر شدن؛ اما من همیشه با کتاب‌های صوتی مشکل داشتم. اصلی‌ترین مشکلم هم اینه که موقع گوش دادن به کتاب‌های صوتی، تمرکز برام سخته. با این حال طی این یکی دو سال، سعی کردم بیشتر به این نوع از کتاب فرصت بدم و دیدم برای بعضی از کتاب‌ها اتفاقاً خیلی خوبه؛ برای اونایی که متن روانی دارن، پیچیدگی‌های فکری‌ادبی عجیب‌غریبی ندارن، پیوستگی متنشون جوری نیست که حین گوش کردن، نیاز به پردازش حجم اطلاعات زیادی داشته باشن یا حین خوندن لازم نباشه برگشت به عقب و چیزی رو مجدد بررسی کرد. این مقدمه‌ای بود بر انگیزۀ من برای ساختن این فهرست؛ که اگر افراد دیگه‌ای هم مثل من با کتاب صوتی میونۀ خوبی ندارن، شاید با این کتاب‌ها بتونن تا حدی باهاش آشتی کنن. چون به هر حال مزیت‌های خیلی زیادی داره. چند نکته: 🟢 برای انتخاب این کتاب‌ها دوتا موضوع رو در نظر گرفتم: اول اینکه خودم کتاب رو دوست داشته باشم و دوم اینکه علاوه بر خوب بودن اجرای نسخۀ صوتیش، متن کتاب با توضیحاتی که قبل دادم، مناسب کتاب صوتی باشه و اگه ترجمه بود، ترجمه‌اش هم خوب باشه. 🟢 کتاب‌هایی که اینجا اضافه می‌کنم، ممکنه از هر ژانر و ردۀ سنی‌ای باشن. 🟢 قرار نیست این فهرست به همین تعداد کتاب محدود باشه، هر زمان که کتاب صوتی خوبی بشنوم که فکر کنم مناسب این فهرسته، اضافه‌اش می‌کنم. 🟢 بعضی از کتاب‌ها ممکنه چندین نسخۀ صوتی داشته باشن که برای رفع ابهام، اینجا مشخص می‌کنم که برای اون‌ها کدوم نسخه رو شنیدم و اگر کتابی رو اینجا ذکر نکردم، منظورم نسخۀ صوتی رسمی با ترجمه‌ایه که توی این فهرست اضافه شده: 1️⃣ گلستان سعدی، نسخۀ نوین کتاب گویا، به روایت احسان چریکی و الهام نامی

باشگاه‌های پیشنهادی

بریده‌های پیشنهادی

نمایش همه

پست‌های پیشنهادی

نمایش همه