بریدههای کتاب پگاه اختردانش پگاه اختردانش 1404/5/29 من او رضا امیرخانی 4.2 202 صفحۀ 205 - آخر این خشت بوی رس نمیدهد. خودتان بو کنید، بوی خاک نمیدهد. بیشتر بوی یاس میدهد، نه؟ پی خشت را گرفت و بویید. تعجب کرد. - پر بیراه هم نمیگویی وروجک! معلوم نیست خاکش، تربت کدام عاشقی بوده! 3 7 پگاه اختردانش 1404/5/17 ملکان عذاب ابوتراب خسروی 3.4 8 صفحۀ 261 ..این متن به وقت مساعد خوانده شود و پیغام ما به نسلی باشد که خواهد آمد و این موضوع درک شود که نسل ما میخواست کاری کند. قضاوت بر سر اینکه راه خطا بود یا صواب موضوع دیگری خواهد بود، هر کس دست به کاری زد که فکر میکرد از پسش بر میآید. یکی تفنگ به دست گرفت و به کوه و جنگل زد، بلکه این جامعه از خواب هزارساله بیدار شود و به دور و برش نگاهی بیندازد که کجای دنیا قرار گرفته. شاهدانش هم ما بودیم، که مینوشتیم. و معتقد بودیم هر نوشته ادبی بدل به جسم نویسندهاش خواهد شد. 0 7 پگاه اختردانش 1404/4/28 بینوایان جلد 2 ویکتور هوگو 4.5 66 صفحۀ 279 [خاندان سلطنت] خیال میکرد که بیخ و بنی داشته به دلیل اینکه از روزگار پیشین بودهاست. اشتباه میکرد. او قسمتی از گذشته بود، اما همهی گذشته، فرانسه بود. ریشههای اجتماع فرانسه در بوربونها نبود، بلکه در ملت بود. این ریشههای مکتوم و چالاک، حقوق «یک خانواده» را تشکیل نمیدادند، بلکه تاریخ «یک ملت» را به وجود میآوردند. اینها همه جا بودند، مگر زیر تخت سلطنت. 0 7 پگاه اختردانش 1404/4/22 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 68 0 1 پگاه اختردانش 1404/4/17 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 44 ناشفاف بودن قدرت است؛ ناشفاف بودن نقطه مقابل ساختار سراسربین است. ناشفاف بودن ماهیت« ناجنبشهای» فرودستان را تعریف میکند؛ زیرا هیچ شخص یا گروه قابل شناسایی ای مسئول این جنبش ها نیست. نه رهبر وجود دارد نه سازمان، نه شعار یا ایدئولوژی، نه پارچهنویسی ها و نه راهپیمایی ها. زندگی آنها زمانی به چشم میآید که افراد و خانوادههای پراکنده بیشماری که در روند عادی زندگی روزمرهشان ساختار یافتهاند، کرد و کار های معمولی به ظاهر مشابهی را «برای بهبود زندگیشان» انجام دهند. 0 2 پگاه اختردانش 1404/4/17 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 41 اینجا تغییر اجتماعی به مثابه «زمانبندی های چندگانه ای که در بافت اجتماعی روزمره ما یکی روی دیگری قرار میگیرد» ظاهر میگردد؛ یعنی به مثابه فرایندی انباشتی که «زمان را اصلاح میکند. نه در مقام فرایند خطی تولید نتایج، بلکه در مقام یک استاپموشنِ پیوسته و مدام دگرگون شونده از بداهه ها، گوناگونیها و دگرگونیها.» گویی «فضای اجتماعی مانند یک دوره زمین شناختی میشود که با ثبت ناجنبشهایی که به صورت افقی روی هم قرار میگیرند، شیاردار میگردد.» 0 1 پگاه اختردانش 1404/4/17 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 43 وقتی شکاف سیاسی پدیدار میگردد، ممکن است گروههای فرودست در زیرجوامعشان، بر ضد همان حاکمانی برخیزند که اندکزمانی پیش به آنها رای داده بودند. 0 5 پگاه اختردانش 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 109 صفحۀ 104 فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمدهاند و مبهوت از تجلیات علم لدنی انسان، به سجده در افتادهاند تا آسمان ها و زمین، کران تا کران به تسخیر انسان کامل در آید و رشته اختیار دهر، به او سپرده شود. اما انسان تا کامل نشود، در نخواهد یافت که دهر، بر همین شیوه که میچرخد احسن است. 0 0 پگاه اختردانش 1404/4/7 سفر به انتهای شب لویی فردینان سلین 3.8 2 صفحۀ 465 فردینان، متوجه این مسئله نشدی که از منظر عقل مدرن دیگه هیچ تفاوتی یین چیزها وجود نداره؟ دیگه هیچی سفید نیست! دیگه هیچی سیاه نیست! همهچی قروقاتی شده. رویکرد جدید اینه! مد روز! وقتشه آغاز عصر هرج و مرج روانی رو اعلام کنیم! 0 0 پگاه اختردانش 1404/3/30 سفر به انتهای شب لویی فردینان سلین 3.8 2 صفحۀ 250 همان داستان همیشگی.. همیشه پرتم میکردند به دل شب! -اخم هات رو وا کن فردینان. اینقدر از همهجا با تیپا بیرونت میکنن که بالاخره یه روز یه چیزی پیدا میکنی که همهی این عوضیها رو به وحشت میندازه. اون چیز حتما توی انتهای شبه! 0 2 پگاه اختردانش 1404/3/25 ندبه [نمایشنامه] بهرام بیضایی 4.4 10 صفحۀ 17 این چه کلمهایست! «حق» دیگر کدام است؟ نکند در آن دردسری باشد؟ 0 5 پگاه اختردانش 1404/3/19 بینوایان جلد 2 ویکتور هوگو 4.5 66 صفحۀ 184 تا به حال آنها را ندیده بود، زیرا روحش در جای دیگری بود. و نگاه آدمی نیز، به جایی میرود که روحش آنجاست. 0 5 پگاه اختردانش 1404/3/1 بینوایان جلد 2 ویکتور هوگو 4.5 66 صفحۀ 56 قرن حاضر را مسخره میکردند، و این، لازمه ادراک چگونگی آن بود. 0 5 پگاه اختردانش 1404/2/20 تنهایی پر هیاهو بهومیل هرابال 3.4 3 صفحۀ 75 و دخترک خواه در مایدانک در کورههای آدمسوزی در آتش سوخته باشد، و یا گرفتار اتاقهای گاز آشویتس شده باشد. «دیگر هیچوقت بر نخواهد گشت….» 0 2 پگاه اختردانش 1404/2/19 تنهایی پر هیاهو بهومیل هرابال 3.4 3 صفحۀ 55 كولى هاى امروز كه تنها دو نسل از آنها در پراگ زندگی كرده است، هر جاكه كارمى كنند شعلهی مراسم محلى برپا مى كنند، آتشی فقط براى لذت بردن از صداى آن. فروغ قطعه هاى بريده شده چوب مثل خندهاى كودكانه، نمادى از ابديتى كه از انديشه بشرى بيشى دارد، آتش آزاد، يک هديه از آسمان، یک نشانهی زنده از عناصرى كه از جانوران جهان ناديده گرفتهاند، آتشی در گودال هاى پراگ كه چشم و روح پرسهزنان را گرم مى كند و چشم و روح دستها را، وقتى هوا سرد است. 0 0 پگاه اختردانش 1404/1/21 بینوایان (ج۱) جلد 1 ویکتور هوگو 4.6 49 صفحۀ 787 بعضی عوامل انسانی رو به مجهول دارند؛ اینها عبارتند از فکر، رویا، نماز. عالم مجهول یک اقیانوس است. وجدان چیست؟ قطب نمای عالم مجهول است. فکر، رویا و نماز در آن عالم به مثابه اشعه بزرگ اسرارآمیزی هستند، محترمشان شماریم. «این نورافشانی های محتشم جان آدمی به کجا میروند؟» 0 1
بریدههای کتاب پگاه اختردانش پگاه اختردانش 1404/5/29 من او رضا امیرخانی 4.2 202 صفحۀ 205 - آخر این خشت بوی رس نمیدهد. خودتان بو کنید، بوی خاک نمیدهد. بیشتر بوی یاس میدهد، نه؟ پی خشت را گرفت و بویید. تعجب کرد. - پر بیراه هم نمیگویی وروجک! معلوم نیست خاکش، تربت کدام عاشقی بوده! 3 7 پگاه اختردانش 1404/5/17 ملکان عذاب ابوتراب خسروی 3.4 8 صفحۀ 261 ..این متن به وقت مساعد خوانده شود و پیغام ما به نسلی باشد که خواهد آمد و این موضوع درک شود که نسل ما میخواست کاری کند. قضاوت بر سر اینکه راه خطا بود یا صواب موضوع دیگری خواهد بود، هر کس دست به کاری زد که فکر میکرد از پسش بر میآید. یکی تفنگ به دست گرفت و به کوه و جنگل زد، بلکه این جامعه از خواب هزارساله بیدار شود و به دور و برش نگاهی بیندازد که کجای دنیا قرار گرفته. شاهدانش هم ما بودیم، که مینوشتیم. و معتقد بودیم هر نوشته ادبی بدل به جسم نویسندهاش خواهد شد. 0 7 پگاه اختردانش 1404/4/28 بینوایان جلد 2 ویکتور هوگو 4.5 66 صفحۀ 279 [خاندان سلطنت] خیال میکرد که بیخ و بنی داشته به دلیل اینکه از روزگار پیشین بودهاست. اشتباه میکرد. او قسمتی از گذشته بود، اما همهی گذشته، فرانسه بود. ریشههای اجتماع فرانسه در بوربونها نبود، بلکه در ملت بود. این ریشههای مکتوم و چالاک، حقوق «یک خانواده» را تشکیل نمیدادند، بلکه تاریخ «یک ملت» را به وجود میآوردند. اینها همه جا بودند، مگر زیر تخت سلطنت. 0 7 پگاه اختردانش 1404/4/22 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 68 0 1 پگاه اختردانش 1404/4/17 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 44 ناشفاف بودن قدرت است؛ ناشفاف بودن نقطه مقابل ساختار سراسربین است. ناشفاف بودن ماهیت« ناجنبشهای» فرودستان را تعریف میکند؛ زیرا هیچ شخص یا گروه قابل شناسایی ای مسئول این جنبش ها نیست. نه رهبر وجود دارد نه سازمان، نه شعار یا ایدئولوژی، نه پارچهنویسی ها و نه راهپیمایی ها. زندگی آنها زمانی به چشم میآید که افراد و خانوادههای پراکنده بیشماری که در روند عادی زندگی روزمرهشان ساختار یافتهاند، کرد و کار های معمولی به ظاهر مشابهی را «برای بهبود زندگیشان» انجام دهند. 0 2 پگاه اختردانش 1404/4/17 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 41 اینجا تغییر اجتماعی به مثابه «زمانبندی های چندگانه ای که در بافت اجتماعی روزمره ما یکی روی دیگری قرار میگیرد» ظاهر میگردد؛ یعنی به مثابه فرایندی انباشتی که «زمان را اصلاح میکند. نه در مقام فرایند خطی تولید نتایج، بلکه در مقام یک استاپموشنِ پیوسته و مدام دگرگون شونده از بداهه ها، گوناگونیها و دگرگونیها.» گویی «فضای اجتماعی مانند یک دوره زمین شناختی میشود که با ثبت ناجنبشهایی که به صورت افقی روی هم قرار میگیرند، شیاردار میگردد.» 0 1 پگاه اختردانش 1404/4/17 انقلاب را زیستن آصف بیات 4.5 1 صفحۀ 43 وقتی شکاف سیاسی پدیدار میگردد، ممکن است گروههای فرودست در زیرجوامعشان، بر ضد همان حاکمانی برخیزند که اندکزمانی پیش به آنها رای داده بودند. 0 5 پگاه اختردانش 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 109 صفحۀ 104 فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمدهاند و مبهوت از تجلیات علم لدنی انسان، به سجده در افتادهاند تا آسمان ها و زمین، کران تا کران به تسخیر انسان کامل در آید و رشته اختیار دهر، به او سپرده شود. اما انسان تا کامل نشود، در نخواهد یافت که دهر، بر همین شیوه که میچرخد احسن است. 0 0 پگاه اختردانش 1404/4/7 سفر به انتهای شب لویی فردینان سلین 3.8 2 صفحۀ 465 فردینان، متوجه این مسئله نشدی که از منظر عقل مدرن دیگه هیچ تفاوتی یین چیزها وجود نداره؟ دیگه هیچی سفید نیست! دیگه هیچی سیاه نیست! همهچی قروقاتی شده. رویکرد جدید اینه! مد روز! وقتشه آغاز عصر هرج و مرج روانی رو اعلام کنیم! 0 0 پگاه اختردانش 1404/3/30 سفر به انتهای شب لویی فردینان سلین 3.8 2 صفحۀ 250 همان داستان همیشگی.. همیشه پرتم میکردند به دل شب! -اخم هات رو وا کن فردینان. اینقدر از همهجا با تیپا بیرونت میکنن که بالاخره یه روز یه چیزی پیدا میکنی که همهی این عوضیها رو به وحشت میندازه. اون چیز حتما توی انتهای شبه! 0 2 پگاه اختردانش 1404/3/25 ندبه [نمایشنامه] بهرام بیضایی 4.4 10 صفحۀ 17 این چه کلمهایست! «حق» دیگر کدام است؟ نکند در آن دردسری باشد؟ 0 5 پگاه اختردانش 1404/3/19 بینوایان جلد 2 ویکتور هوگو 4.5 66 صفحۀ 184 تا به حال آنها را ندیده بود، زیرا روحش در جای دیگری بود. و نگاه آدمی نیز، به جایی میرود که روحش آنجاست. 0 5 پگاه اختردانش 1404/3/1 بینوایان جلد 2 ویکتور هوگو 4.5 66 صفحۀ 56 قرن حاضر را مسخره میکردند، و این، لازمه ادراک چگونگی آن بود. 0 5 پگاه اختردانش 1404/2/20 تنهایی پر هیاهو بهومیل هرابال 3.4 3 صفحۀ 75 و دخترک خواه در مایدانک در کورههای آدمسوزی در آتش سوخته باشد، و یا گرفتار اتاقهای گاز آشویتس شده باشد. «دیگر هیچوقت بر نخواهد گشت….» 0 2 پگاه اختردانش 1404/2/19 تنهایی پر هیاهو بهومیل هرابال 3.4 3 صفحۀ 55 كولى هاى امروز كه تنها دو نسل از آنها در پراگ زندگی كرده است، هر جاكه كارمى كنند شعلهی مراسم محلى برپا مى كنند، آتشی فقط براى لذت بردن از صداى آن. فروغ قطعه هاى بريده شده چوب مثل خندهاى كودكانه، نمادى از ابديتى كه از انديشه بشرى بيشى دارد، آتش آزاد، يک هديه از آسمان، یک نشانهی زنده از عناصرى كه از جانوران جهان ناديده گرفتهاند، آتشی در گودال هاى پراگ كه چشم و روح پرسهزنان را گرم مى كند و چشم و روح دستها را، وقتى هوا سرد است. 0 0 پگاه اختردانش 1404/1/21 بینوایان (ج۱) جلد 1 ویکتور هوگو 4.6 49 صفحۀ 787 بعضی عوامل انسانی رو به مجهول دارند؛ اینها عبارتند از فکر، رویا، نماز. عالم مجهول یک اقیانوس است. وجدان چیست؟ قطب نمای عالم مجهول است. فکر، رویا و نماز در آن عالم به مثابه اشعه بزرگ اسرارآمیزی هستند، محترمشان شماریم. «این نورافشانی های محتشم جان آدمی به کجا میروند؟» 0 1