بریده‌ای از کتاب من او اثر رضا امیرخانی

بریدۀ کتاب

صفحۀ 205

- آخر این خشت بوی رس نمی‌دهد. خودتان بو کنید، بوی خاک نمی‌دهد. بیشتر بوی یاس می‌دهد، نه؟ پی خشت را گرفت و بویید. تعجب کرد. - پر بی‌راه هم نمی‌گویی وروجک! معلوم نیست خاکش، تربت کدام عاشقی بوده!

- آخر این خشت بوی رس نمی‌دهد. خودتان بو کنید، بوی خاک نمی‌دهد. بیشتر بوی یاس می‌دهد، نه؟ پی خشت را گرفت و بویید. تعجب کرد. - پر بی‌راه هم نمی‌گویی وروجک! معلوم نیست خاکش، تربت کدام عاشقی بوده!

56

7

(0/1000)

نظرات

حیفه امیرخانی که به این روز افتاده
1

0

هیچ خبری ازش دنبال نمی‌کردم، من او رو هم اتفاقی دارم می‌خونم. چی شده مگه؟ 

0

"معلوم نیست خاکش، تربت کدام عاشقی بوده" 
آخ پگاه ^^)

1