معرفی کتاب عروس اثر الی هیزل وود مترجم نشاط رحمانی نژاد

عروس

عروس

الی هیزل وود و 1 نفر دیگر
3.8
24 نفر |
16 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

6

خوانده‌ام

30

خواهم خواند

55

ناشر
نون
شابک
9786228172217
تعداد صفحات
368
تاریخ انتشار
1403/1/1

توضیحات

        کتاب عروس «Bride» اثر پرفروش الی هیزل‌وود توسط نشر نون به چاپ رسیده است. کتابی که اولین رمان ماورءالطبیعه این نویسنده به‌شمار می‌رود و داستانی عاشقانه را روایت می‌کند که از یک ازدواج قراردادی شکوفا می‌شود.
خلاصه کتاب عروس

جنگ بینِ خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها از چندین قرن پیش با بالاگرفتنِ خشونتی وحشیانه آغاز شده است. جنگی که قرار است برای یک هدف مشترک، با یک کیک خامه‌ای و عروسی به پایان برسد!

میزری لارک که دختر قدرتمندترین مقامِ خون‌آشام‌های جنوب غربی است، پس از بارها جانِ سالم به در بردن از انواع حملات مرگبار، تصمیم گرفته تا جامعه خون آشام را ترک کند و با بهترین دوستش، سِرِنا، در دنیای انسان‌ها زندگی کند.

میزری شغلی پیدا می‌کند، چشم‌ها و دندان‌های نیش خود را پنهان می‌کند و سعی می‌کند زندگی آرامی داشته باشد. با این حال، پدرش او را احضار می‌کند و پیشنهاد ازدواج بین گرگینه‌ها و خون‌آشام‌ها را می‌دهد تا در زمان فرمانروایی یک فرماندار انسانی جدید، اتحادی برقرار کنند.

میزری که در ابتدا به هیچ عنوان قصدِ قبول کردن این ازدواج را نداشت، تنها با شنیدن نام داماد آینده، بدون پرسیدن جزئیات این پیشنهاد را می‌پذیرد! آیا او برای داماد فوق‌العاده مردانه‌اش که نمی‌تواند عطر او را تحمل کند، برنامه‌ی دیگری دارد؟
      

لیست‌های مرتبط به عروس

نمایش همه

یادداشت‌ها

niyayesh

niyayesh

1403/10/22

          کتاب عروس درمورد دختر خون‌آشامی هست که از بچگی به عنوان سفیر یا بهتره بگیم گروگان در سرزمین انسان‌ها بوده و الان که بزرگسال شده، قراره پیش‌کش و گروگانی برای سرزمین گرگ‌ها باشه. این رسمی قدیمی بین گرگ‌ها، خون‌آشام‌ها و انسان بوده و هر کدام گروگانی که فرد مهمی هم بوده بین قلمروهاشون رد و بدل کنند. میزری به عنوان همسر آلفای گرگ‌ها وارد سرزمین گرگینه‌ها می‌شه. اون‌جا موقعیت‌هایی پیش می‌آد که درگیر مشکلات گرگ‌ها می‌شه و مسیر سختی هم برای جلب اعتمادشون باید طی کنه.
علارغم این‌که به نظر می‌رسه با یه کتاب کلیشه‌ای رو به رو هستیم، کمی پختگی رو درون متن می‌بینیم. از نظر من شخصیت‌ها کمی پختگی دارن و تا حد به نسبت خودشون رفتار می‌کنن. بنابراین شاهد رفتار عجیب یا نامعقولی نیستیم که این به نوع خودش امتیاز مثبته (و برخلاف خلاصه کتاب، به نظر من اصلا انمی تو لاورز نیست).
از طرف دیگه، مشکلاتی وجود داره که میزری در درونش داره با اونا مبارزه می‌کنه و  به دنبال حس تعلق می‌گرده (یا به قولی لنگرگاه زندگیش). بنابراین به نظرم از این جهت نویسنده خوب پیش اومده، اما یه نکته منفی داره که انگار نویسنده عجولانه از کنار توصیف افکار و احساسات و... گذشته (شاید بشه گفت که زاویه دید از زبان اول شخصه و میزری احساسات زیادی رو تجربه نمی‌کنه و طبیعیه، اما به افکار میزری هم سطحی توجه می‌شد).
در کل شاید کتاب و موضوعش قوی نباشه، اما کتاب روان و خوش خوانیه و در طی اتفاقات ما می‌فهمیم که مشکلات درونی و بیرونی میزری چطور قراره حل و برطرف بشن.
        

5

Fatemeh.H.K

Fatemeh.H.K

1403/11/9

          خب در وهله اول باید بگم کتاب خیلی خوبیه یه فانتزی رومنس شیرین و دوست داشتنی
و اگر بخوایم دقیق تر بررسی کنیم من تقریبا همه چیزو راجب این کتاب دوست داشتم شسته رفته بود شروعش کشش کافی رو داشت و از جای مناسب شروع شد ادامه اش هم به همین منوال در حالی که داشتم از کشف راز داستان ناامید میشدم چون از یه جایی به بعد احساس میکنید داستان کاملا فلاف شده ولی خب پلات داستان به موقع عمل کرد پایان داستان هم به شدت دیزنی طور بود و اخرش بهم رسیدن با خوبی و خوشی زندگی کردن😂 با اینکه  من شدیدا به پایان های سورئال و بی رحمانه علاقه مندم ولی راجب این کتاب امیدوار بودم خوب تموم شه!! 
چه انتظاری دارید؟؟ یه داستان عاشقانه قرار نیست جنون وارانه تموم بشه 
البته که هیجان کافی رو داشت!
این اولین تجربه من از هیزل وود بود و چون کتابای قبلیش همه رومنس های عادی بودن و منم زیاد با رومنس های عادی میونه خوبی ندارم انتظار زیادی ازش نداشتم ولی لذت بردم
حالا برسیم به بررسی دقیق 
فضا سازی ۸ از ۱۰ :فضا سازی  خاصی لازم نداشت کتاب بیشتر رو شخصیت ها فوکوس داشت و همون توصیفات کوتاهی که وجود داشت کافی به نظر میومد هر چند میتونست پیاز داغشو مخصوصا راجب لونه خون اشام ها و ور ها زیاد کنه نا سلامتی دوتا نژاد با عظمتن
شخصیت پردازی ۸ از ۱۰: شخصیت سازیش خوب بود خدایی ولی احساسات میزری کم بود یعنی یا مشکل سانسوره یا چون صرفا خون آشام بوده خیلی چیزا فاکتور گرفته میشه نمیدونم میتونست خیلی بیشتر درونیاتشو با ما به اشتراک بزاره
داستان سرایی: ۹ از ۱۰: داستان کشش خودشو تمام مدت حفظ میکرد و از ایده خوبی هم برخوردار بود و روان بود
در نهایت نمره ۴ از ۵ رو میدم و پیشنهادش میکنم بی نقص نیست ولی به شدت دوست داشتنی، هیجان انگیز و شیرینه
        

0

          دختر ِ ماجرا (misery)مهندسی کامپیوتر خونده و داره تو یه شرکت کار میکنه، یه روز یکی از زیردستای پدرش میاد و ازش میخواد برگرده به منطقه خودشون... کجا؟ قلمرو خون آشام ها.... نکته اصلی اینه که توی این دنیا خون آشام ها و گرگینه ها و انسان ها در منطقه و قلمرو خودشون زندگی میکنن. سالیان ساله که برای برقراری صلح و اتحاد بین مناطق انسان ها و خون آشام ها و پرهیز از جنگ های خونین، فرزندی از نزدیکان رؤسای هر قلمرو به قلمرو دیگه فرستاده میشن ...چیزی شبیه به گروگان.. و میزری چندین سال از عمرش رو به همین صورت در قلمرو انسان ها گذرونده...
دختری که نه در بین انسان ها پذیرفته شده است و نه بین خون آشام ها به خاطر سالهای بسیار دوری و بودن در سرزمین انسان ها... عدم تعلق....
حالا که بعد از سالها از وظیفه گروگان بودنش آسوده شده.... پدرش با یه پیشنهاد دیگه بهش، دنیا رو براش زیرو رو میکنه... این بار باید با آلفای گرگینه ازدواج کنه...
چرا باید قبول کنه؟ بعد از این همه سختی و خطرات تو قلمرو های دیگه.... ولی به دلیلی قبول میکنه و مشتاقانه به جایی غریبه میره .... بین دشمنای چندیدن ساله خون آشام ها...دلیلش چی بوده؟ عاقبتش چی میشه؟
+ اسم شخصیت ام برام جالب بود misery: بدبختی
   دلیلشم تو داستان میگه
با معماهایی شروع میشه، داستان بیشتر حول روابط بین شخصیت ها و قوانین و ماجراهای سیاسی میگذره و خیلی توصیفات فضاسازی و دنیاسازی قوی ای نداشت به نظرم...
قلم نویسنده رو دوست داشتم، یه طنز یواشی توی داستان بود که برام شیرین ترش میکرد:)
آخرای کتاب دیگه زیادی و با جزئیاتی که لازم نبود روابط بین دو شخصیتو باز کرده بود...مناسب نوجوونا نیست خلاصه
وسطاش یکم خسته شدم ولی اتفاقات آخرشو نمیتونستم حدس بزنم:)
        

4

          خانوم اَلی هیزلوود اونور آب اصولا نویسندهٔ معروفیه، واسه همین برام عجیبه که تا به حال کتابی ازش ترجمه نشده 🤔 (خودم اصولا هر بار با اسمش مواجه می‌شدم فکر می‌کردم مَرده، چون اسمش اینطوری نوشته میشه: Ali، بعد که عکسش رو دیدم شوکه شدم 😂).
کتابای هیزلوود هم اصولا تا جایی که دیدم همه تو سبک عاشقانه‌ست، منم از اونجایی که معمولا عاشقانهٔ «خالی» نمی‌خونم رغبت نمی‌کردم برم سراغش 😏
تا اینکه این کتاب رو دیدم، یه عاشقانهٔ فانتزی :)

قبل شروع کتاب رفتم در مورد نویسنده خوندم و با کمال تعجب دیدم دکترای علوم اعصاب داره 😱😄 تازه اینجا بود که اسم کتاباش برام معنی‌دار شد 😄 (مثلا The Love Hypothesis یا Love on the Brain).
تازگی انگار استاد دانشگاه هم شده 😳 (یه لحظه فک کن استاد دانشگاهی داشته باشی که یه سره رمان عاشقانه می‌نویسه 😄). 
نکتهٔ دیگه‌ای که در موردش نوشته بودن این بود که شخصیت‌های مونث کتابش اصولا تو حوزهٔ STEM کار می‌کنن، که میشه مخفف این واژه‌ها:
Science, Technology, Engineering, Mathematics
علم (همون ساینس جدا رساتره 😅)، فناوری، مهندسی، ریاضیات

و جالبه که تو این کتاب فانتزی هم همینطوره!

🔅🔅🔅🔅🔅
اینجا خون‌آشام داریم (Vampyre) و گرگینه (Werewolf) و یه ازدواج مصلحتی برای حفظ صلح...
و بعد یه راز و معما که خواننده رو همون اول جذب داستان می‌کنه...

ولی فضای کتاب کاملا مدرنه و نویسنده حتی تمام عناصر «فانتزی» رو به صورت زیستی توضیح میده و اینش به نظرم خیلی باحال بود. کلا تو داستان قشنگ می‌شد حس کرد نویسنده علوم اعصاب خونده 😏 (کلا اونایی که علوم شناختی یا علوم اعصاب خوندن خیلی علاقهٔ خاصی دارن که همه چیز رو با تکامل یا فرآیندهای زیستی و مغزی توضیح بدن 😄)
و باز شخصیت مونث کتاب یه دختر بیست و پنج ساله‌ست که یه متخصص نرم‌افزاره، از اون آدمای خفن که با چند خط کد همه کاری می‌تونن بکنن 😎

🔅🔅🔅🔅🔅
معمولا کم پیش میاد من از شخصیت مونث کتاب‌ها خوشم بیاد! اگرم اولش نظرم رو جلب کنه، تهش یه کاری می‌کنه که کاملا از چشمم می‌افته 😄 
ولی اینجا واقعا از میزِری خوشم اومد. 
کلا کتاب، به جز بخش آخر، از زاویه‌دید میزری روایت شده و این دختر واقعا باحاله :) 

هیزلوود جدا خوب می‌نویسه و قلمش نمک خوبی داره :) 
معمای کتاب هم کشش خوبی داره و آخرش اتفاقاتی می‌افته که به شخصه اصلا حدس نمی‌زدم...

🔅🔅🔅🔅🔅
سیر بخش عاشقانهٔ کتاب هم خوبه، البته من اولاش رو خیلی بیشتر از آخراش دوست داشتم چون اون آخر دیگه تعدد صحنه‌های جنسی واقعا زیاد شده بود 😒
اون نیم ستاره رو هم به خاطر همین صحنه‌ها ازش کم کردم که خب کاملا صریح بودن... البته بازم به نسبت یه سری کتابای دیگه، این صحنه‌ها حداقل به روند داستان و رابطهٔ دو طرف می‌اومد و اینطوری نبود که با خودت بگی این الان چی بود این وسط؟! ولی خب کلا این همه توصیف زیادی بود...
اگه یه روزی ترجمه بشه قطعا سانسور زیادی خواهد داشت 😅 ولی با این وجود به نظرم اصلا مناسب نوجوون نیست.
        

42