یادداشت‌های پانیذ مالکی (62)

          "رنج‌های‌ ورتر جوان؛ داستانی تراژدی در پسِ مثلث عشقی که ورتر در یک سمت آن بود و رنج می‌کشید! رنج می‌کشید چون نمی‌توانست به الهه ی آسمانی خود که اینگونه برای خود مقدس‌اش کرده بود دست یابد. لوته این فرشته ی زیبا در قلب ورتر آتشی برافروخته بود که چندی نپیمایید و خاکستر شد. اما ورتر این عشق را ابدی میدانست؛ همه جا با خود حمل‌اش میکرد، رنج و درد را به جان می‌خرید و حاضر بود خود را فدای آن کند و یقین داشت این عشق هیچ‌گاه از بین نخواهد رفت.."
این داستان برگرفته شده از داستان عشقیِ شاعر و نویسنده ی معروف گوته در دوران جوانی هست. رنج‌ها و مسائلی که گوته در آن زمان و به دنبال عشقی که نمی‌توانست به آن دست‌یابد، همان چیزی است که ما در کتاب می‌خوانیم..گوته این شیوه ی داستان نویسی خود را، راهی برای رهایی از این درد و رنج دانسته! اما در آن زمان که این رمان معروف شده؛ دختران می‌خواستند کسی را داشته باشند که مانند ورتر آنها رو اینگونه بپرستد و بسیاری پسران هم به دنبال عشق ناکام خود همانند داستان، خودکشی کردند! اما با این حال گوته حتی در پیری هم به این اثر خودش که در جوانی نوشته افتخار میکرده :)))

داستان قشنگی بود و منو یاد رومئو و ژولیت انداخت.
        

17

          نمیدانم به همچین داستانی، که فقط یک داستان نیست و آرزو میکردم واقعیت نداشت باید چه امتیازی بدهم. خواندن و دیدن چنین موضوعاتی به هیچ عنوان برای شما عادی نخواهد بود. همیشه در طول داستان یک علامت سوال بزرگ در ذهنتان هست که چرا؟؟ چرا حکومت مردانی به خود اجازه ی چنین جنایت های بزرگی دادند؟ قدرت خود را بر روی خون افراد بی‌گناه بنا کردند و زندگی هایی که می‌توانست قشنگ و معمولی باشد را به راحتی گرفتند؟ مسئله ی یهودی ها، فقط مسئله ی جان آنها نبود بلکه فشار روانی که هر روز و هر لحظه میکشیدند و به انتظار مرگ خود می‌نشستند مسئله ی مهم دیگر بود. آنها دائم از کنار جنازه ها که روی هم تلنبار شده و یا در گورهای دسته جمعی و کوره های آدم سوزی ریخته می‌شدند، می‌گذشتند.. و کودک و نوجوان و جوان و پیر، بار روانی زیادی را متحمل می‌شدند و می‌دانستند سرنوشت خود آنها هم همین خواهد بود ولی نمی‌دانستند به کدامین گناه؟ و واقعا به کدامین گناه؟ به جرم یهود بودن که هیچ وقت به انتخاب خودشان نبوده؟؟
قلبم به درد می‌آید وقتی فکر میکنم این افراد در خانه‌ی خود مشغول عادی زندگی کردن بودند اما محکوم به چیزی شدند که هیچ‌گاه، دل انسان طاقت نمی‌آورد این بلاها را حتی سر حیوانات بیاورد..
درباره‌ی مسئله ی آشویتس و هولوکاست و کشتار های دسته جمعی یهودیان نظریه های مختلف هست. چیزهایی هست که بازماندگان گفته اند ولی هیچ‌گاه به اثبات نرسیده و همچنان موضوع بحث برانگیزی هست که "واقعیت چیست؟" و "چه سیاستی پشت این این اتفاق و یهودی ستیزی است؟"..
دوست دارم درباره ی این موضوع مطالب بیشتری بخوانم و اطلاعات بیشتری کسب کنم.
        

3