بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

غرور و تعصب

غرور و تعصب

غرور و تعصب

جین آستین و 1 نفر دیگر
4.0
250 نفر |
60 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

22

خوانده‌ام

667

خواهم خواند

210

این توضیحات مربوط به نسخۀ دیگری از این کتاب می‌باشد.

جین آستن نویسنده قرن 18و 19 و متولد انگلستان است. غرور و تعصب دومین کتاب و یکی از چهار اثر کامل و مشهور جین، که بنا به قول منتقدانش بهترین کتاب اوست. آستن غرور تعصب را «فرزند دلبند من» می‌خواند. او نویسندگی را از نوجوانی آغاز کرد و غرور و تعصب در 21 سالگی‌اش نوشت؛ کتابی که تا مدتی مورد قبول ناشران نبود و 17 سال بعد بدون ذکر نام نویسنده و تنها با نام «یک خانم» و عنوان «تأثرات اولیه» منتشر شد. به نظر منتقدان جین آستن او هم طنزپردازی خوش قریحه است و هم در شناخت خلقیات و روحیات آدم‌ها نبوغ دارد، به همین دلیل شخصیت‌های آثار او کاملا ملموس و قابل فهم هستند. غرور و تعصب داستان درگیری‌های عاطفی دو خواهر به نام‌های جین و الیزابت است. این دو، فرزندان بزرگ خانواده‌اند و در چالش انتخاب همسر قرار دارند. مواجهه عاطفی جین با مردی مغرور ولی خوش مشرب و درگیری و مواجهه الیزابت با جوانی متعصب و خودخواه، داستان غرور و تعصب را رقم می‌زند. آستن در ضمن این داستان خانوادگی، به بررسی و تحلیل روانشناختی روابط فردی و اجتماعی می‌پردازد. برای ذکر چند نمونه از بهترین ترجمه غرور و تعصب می‌توان به ترجمه رضا رضایی منتشرشده در نشر نی، ترجمه شمس الملوک مصاحب منطبع در دو نشر جامی و انتشارات علمی و فرهنگی، ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی برای انتشارات افق و همچنین ترجمه پروین ادیب که در نشر کتاب پارسه چاپ شده است، اشاره کرد.

دوره‌های مطالعاتی مرتبط

تعداد صفحه

50 صفحه در روز

لیست‌های مرتبط به غرور و تعصب

نمایش همه
جین ایرغرور و تعصبربکا

عاشقانه‌های کلاسیک

16 کتاب

سال‌ها قبل از زمانی که نوجوان بودم به این ژانر ادبی علاقه پیدا کردم. برخی از کتاب‌های معرفی شده را همان سال‌ها خواندم و بعدتر زمینه مطالعاتی‌ام کمی تغییر کرد. چند هفته‌ای است دوباره سراغ عاشقانه‌های کلاسیک آمده‌ام و دوست دارم اینجا هم آن‌ها را معرفی کنم. سعی می‌کنم توضیح کوتاهی هم درباره هریک بنویسم. برای اینکه توضیحاتم دست اول باشد، فقط کتاب‌هایی را در لیست قرار می‌دهم که در بزرگسالی مطالعه کرده‌ام و به خاطرات نوجوانی رجوع نمی‌کنم. به همین دلیل این لیست مدام بروزرسانی خواهد شد و کتاب‌هایی که در دست مطالعه دارم به آن اضافه خواهد شد. ۱- جین ایر: با اختلاف زیاد بهترین رمان عاشقانه‌ای است که خوانده‌ام. در آن سبکسری وجود ندارد. نکات اخلاقی جالبی دارد که بیشتر شبیه آموزه‌های ماست تا غرب. قلم قوی، توصیفات جذاب، تصویرسازی‌های زنده و به زیبایی عشق را به تصویر کشیدن از نکات برجسته این کتاب است. کتابی که از نیمه آن به بعد دیگر نمی‌توانید زمین بگذارید تا وقتی تمامش کنید. از بین فیلم‌های ساخته شده از روی این کتاب، مینی سریال ۴ قسمتی تولید ۱۹۹۷ بسیار به متن کتاب نزدیک است. ۲- ربکا: کتابی جنایی معمایی که در آن ماجرای دو عشق روایت می‌شود. یکی در زمان حال و دیگری در گذشته که در یک نقطه به هم می‌رسند. کتاب تعلیق بالایی دارد و تا لحظه آخر مخاطب را با خودش همراه می‌کند. ۳- غرور و تعصب: ماجرای یک خانواده با پنج دختر که همه به فکر ازدواجند. داستان بار طنز خوبی دارد و هرچند قسمتهای عاشقانه آن بیشتر خام است تا پخته ولی مخاطب را با شخصیت‌ها همراه می‌کند و مثل یک اثر کلاسیک تیپیکال پایان خوشی دارد. داستان بسیار پاک و تمیز است و مناسب نوجوانان هم شمرده می‌شود. از بین نسخه‌های سینمایی این کتاب، مینی سریال ۶ قسمتی تقریبا به همه جزئیات کتاب وفادار بوده است. ۴- جنگ و صلح: در این کتاب برخی ماجراهای عاشقانه بیان می‌شود ولی در مجموع بیشتر یک رمان تاریخی به حساب می‌آید تا عاشقانه. ۵- آنا کارنینا: داستان دو عشق موازی در این کتاب بیان می‌شود، عشقی پاک در مقابل عشقی گناه‌آلود. این کتاب را خودم بار اول در نوجوانی خواندم اما چیز خاصی برای نوجوان ندارد و بزرگسالان بیشتر با آن ارتباط برقرار می‌کنند. ۶- بابا لنگ دراز: داستان درباره دختری است که انتخاب می‌شود تا از یتیم خانه بیرون بیاید و برای تحصیل به دبیرستان برود. کل کتاب به شکل نامه روایت شده و ماجرای عشق پاکی را روایت می‌کند. شیوه ارائه داستان (نامه) آن را کتاب پاک و تمیزی برای نوجوانان ساخته است. ۷- دشمن عزيز: جلد دوم و ادامه داستان بابا لنگ دراز است. این کتاب هم به شکل نامه روایت می‌شود. قهرمان این کتاب سالی، دوست جودی است که حالا قرار است همان یتیم خانه که جودی در آن بزرگ شده بود را بگرداند و درگیر ماجرای عاشقانه‌ای با پزشک یتیم خانه می‌شود. این کتاب هم قطعا مناسب نوجوان ها است. ۸- زنان کوچک: داستان درباره زندگی روزمره خانواده‌ای با ۴ دختر است که درگیر ماجراهای عاشقانه‌ای هم می‌شوند. داستان کشش خوبی دارد و پایان آن خلاف انتظار پیش می‌رود. کتابی مناسب نوجوانان. ۹- همسران خوب: جلد دوم کتاب زنان کوچک است و به ماجراهای عاشقانه خواهران مجرد مانده از جلد قبل می‌پردازد. این دو کتاب ترکیبی از کتاب جین ایر و غرور و تعصب اند یعنی با وجود مهم بودن بحث ازدواج ولی همه ماجراها حول این موضوع نمی‌چرخد و درباره رشد شخصیت‌ها هم پرداخت‌های خوبی دارد. ۱۰- آن شرلی: کتاب اول آن شرلی به دنیای کودکی شخصیت می‌پردازد و در جلدهای بعدی ماجراهای بزرگسالی او روایت می‌شود. جلد اول بسیار مناسب نوجوان است و جلدهای بعدی ماجراهای عاشقانه او روایت می‌شود. در نهایت جلد هشتم به ماجراهای فرزندان او می‌پردازد. ۱۱- قصر آبی: داستان دختری که بخاطر شرایط خاصش تصمیم می‌گیرد با رسومات غلط جامعه مبارزه کند و درگیر ماجرایی عاشقانه می‌شود. داستان تعلیق خوبی دارد اما سکون توصیفات کلاسیک هم در آن زیاد خودنمایی می‌کند. کتاب مناسب نوجوان هم هست. ۱۲- شرلی: اثر شارلوت برونته، درباره دو دختر به نام کارولین و شرلی و داستان زندگی عاشقانه آن‌ها در انگلستان در بستر جنگ‌های دوران ناپلئون در سالهای اولیه قرن نوزدهم. ۱۳- ویلت: آخرین اثر شارلوت برونته. این کتاب شرح زندگی دختری به نام لوسی است و تلاش او برای ایستادن روی پای خودش با وجود تمام ناملایمات روزگار. ۱۴- پروفسور: این کتاب اولین اثر شارلوت برونته است. البته سالها بعد از دیگر آثارش چاپ شده است. داستان درباره مردی است که سعی می کند با شغل معلمی گلیم خودش را از آب بیرون بکشد، به دور از روال عادی داستانهای انگلیسی که همه ثروتمندند و از ارث و میراث خود بهره می برند. ۱۵- اگنس گری: اولین اثر آن برونته. کتاب زیاد قوی نیست. ۱۶- مستاجر وایلدفل هال: دومین و آخرین اثر آن برونته، کتابی بسیار قوی و جذاب که با سایر عاشقانه‌ها متفاوت است زیرا به زندگی بعد از وصال می‌پردازد.

غرور و تعصبدنیای سوفیحکایت دو شهر

خاطره ساز و فراموش نشدنی....

7 کتاب

کتاب هایی هست که یادآوری یه چیز هایی هستند.یه دوست،یه لحظه،یه خاطره... یه دوست بهخوانی شخصیت های اطرافش را به کتاب هایی که خونده بود تشبیه کرده بود،متاسفانه چنین توانایی خارق‌العاده ای ندارم و نمیتونم همچین تصور نابی را توی ذهنم بپرورانم، اما کتاب هایی را ‌که نمیخوام هرگز فراموش کنم،اینجا لیست میکنم تا با نگاه بهشون اون خاطره ها و لحظه ها برام تداعی بشه... غرور و تعصب شروع کتابخوانی حرفه ای و بزرگسالانه ی من بود.پا گذاشتن به دنیای بزرگ تر ها و عشق و عاشقی ها،با این کتاب عجیب لذت بخش بود... دنیای سوفی را معلمی که خیلی دوستش داشتم (معلم شیمی دبیرستانم)و باعث شد من یه شیمیست بشم،بهم پیشنهاد کرد...تازه هدیه هم هست. حکایت یا داستان دو شهر هم پیشنهاد معلم زبان آموزشگاهم بود....یادش بخیر...خودم الان مدرسم... کنکوری بودم،مدرسه ها تعطیل بود...یادمه خوابیده بودم پای مبل و کتاب سیاه دل و هل داده بود زیر مبل هر وقت کسی حواسش نبود که چی میخونم ،میکشیدمش بیرون و به جای خیلی سبز زیست شناسی،سیاه دل میخوندم... به خاطر شاهزاده و گدا تا سه صبح بیدار موندم و با تشر های مامان خوابیدم.آخرش تموم نشد... هدیه گرفتن کتابی مثل کلیله و دمنه چیزی نیست که خاطره اش فراموش بشه،اونم در نوجوانی... از مزایای داشتن دوست کتابخوان،کتاب کادو گرفتنه.بر باد رفته کادو بود،با یک کاغذ کادوی مشکی ِسربی ِقلبی، دوستم برام یادداشت نوشت،میخواستیم اندِ باکلاسی باشه،کاغذ کادوش شبیه مجلس عزا شد.... یک‌ماهه خوندمش...

پست‌های مرتبط به غرور و تعصب

یادداشت‌های مرتبط به غرور و تعصب

            دقیقاً یادم نیست که غرور و تعصب را کِی خریدم. شاید یک زمانی در زندگی که تصمیم گرفته‌بودم کتاب‌های فاخر بخوانم و مشغول خرید کتاب‌های فاخر جهان شدم که هیچ کدامشان را نخوانم. احتمالاً همان ایام بوده که با ذوق غرور و تعصب را باز کردم، چند صفحه‌ای خواندم و بعد از شدت کسالت کنارش گذاشتم. غرور و تعصب در 20 سالگی جزو اولین مواجهه‌های من با رمان کلاسیک بود و گمان نمی‌کردم هیچ‌وقت بتوانم تمامش کنم و این گزاره که کتاب‌های کلاسیک الکی معروف می‌شوند در ذهنم پررنگ و پررنگ‌تر شد. (پیش از آن «بلندی‌های بادگیر» را خوانده‌بودم و دوستش نداشتم. هنوز هم دوست ندارم)
اما بالاخره یک روز تمامش کردم، در کمال ناباوری در نتیجه اصرار بی‌پایان چند دانش‌آموز کلاس هشتم. نمی‌فهمیدم چرا نوجوان‌های متولد دهه 80 باید از چنین کتاب کسالت‌باری خوششان بیاید. اما هر چه که بود مجبورم کردند کتاب را تا انتها دنبال کنم و بعد از تحمل صحنه‌های کشدار طولانی، میلیون‌ها بار پیاده‌روی و صرف چای، هزاران مهمانی و صفحه‌ها دیالوگ تمام نشدنی تمامش کردم. نکته تعجب‌برانگیز این بود که دوستش داشتم! آن‌قدر دوستش داشتم که بعد از آن دانه دانه سراغ باقی کتاب‌های جین آستین هم رفتم و امروز در آغازین روزهای 24 سالگی فقط دو تا از کتاب‌های او را نخوانده‌ام که آن را هم نگه داشته‌ام برای روز مبادا. چون آستین دیگر زنده نمی‌شود و از او در این جهان فقط 6 رمان وجود دارد.
داستان مواجهه ما و آثار کلاسیک، در اینجا به طور خاص رمان‌های جین آستین، ماجرای مفصل و تاحدی پیچیده است. ما آدم‌های عصر تکنولوژی گاهی به نظر می‌رسد میلیون‌ها سال از سکون و سکوت قرن هجدهم دور شده‌ایم. به همین خاطر کتاب‌های آن دوره برای همه‌مان آثاری کسالت‌بارند که به سختی تمامشان می‌کنیم. اما عجیب‌تر آن است که خیلی‌هایمان بعد از تحمل چنین کسالتی، کتاب را دوست داریم. حین خواندن کتاب‌های آستین ممکن است از کند پیش رفتن ماجرا خیلی حرص بخورم، اما درکنارش از این کندی لذت هم می‌برم. الیزابت بنت ساعت‌ها فرصت داشت گلدوزی کند، با خواهرش به پیاده‌روی برود، و تمام روز می‌نشست و به این فکر می‌کرد که نهایتاً با چه کسی ازدواج می‌کند. من شاید این سبک زندگی‌ را هیچ‌وقت برای خودم انتخاب نکنم (اگر بخواهم هم به خاطر شرایط زمانه نمی‌توانم) اما از سرک کشیدن میان آن لذت می‌برم. برای همین وقتی «غرور و تعصب» را می‌خوانم، سراغ «عقل و احساس» می‌روم، بعد «منسفیلد پارک» را می‌خوانم، بعد میان صفحات «اِما» سرک می‌کشم و «جین آستین» خوانی برایم تبدیل به یک تفریح می‌شود. گنجینه‌ای که باید نگهش دارم تا در زمان‌های خاص سراغش بروم.
بعد از خواندن همه‌ی این آثار هنوز راز کتاب‌های آستین را کشف نکرده‌ام. هنوز نمی‌دانم چرا می‌تواند این همه سال ماندگار بماند. نمی‌فهمم مقالاتی که می‌گویند او در کتاب‌هایش نگاه انتقادی به وضعیت اجتماعی داشته دقیقاً بر چه اساس این ادعا را می‌کنند. اما هر چه که هست؛ شخصیت‌هایی که آستین خلق کرده دوستان خوب من‌اند که قریب به 300 سال قبل در کشوری دور از کشور من زندگی می‌کردند و من هم مدتی کنارشان بوده‌ام. روابط آن‌ها برایم عمیق و باورپذیر بوده. من توانسته‌ام پشیمانی الیزابت از قضاوت زودهنگام را تقریباً به انداز‌ه‌‌ی خودش درک کنم، به اندازه‌ی او از شخصیت‌های فضول حرص بخورم، و مثل او فنجان چای دستم بگیرم و خاله‌زنکی‌ترین بحث‌های تاریخ را بکنم. از طرفی آن‌ها با همه‌ی بعد زمانی و مکانی بازهم شبیه ما هستند، بازهم زود قضاوت می‌کنند، باز هم اشتباه‌های فاجعه‌بار دارند، باز هم دست به تجربه‌های عجیب در جوانی می‌زنند. ما در کنار شخصیت‌های جین آستین غریبه نیستیم، چون آن‌ها هم مشکلاتی مثل همه‌ی جوان‌های تاریخ دارند، همان مشکلاتی که ما هم با شرایط و ضوابط عصر خودمان. درگیرش هستیم.
فارغ از همه‌ توضیحات، همین که جین آستین می‌تواند من را به مکان و زمانی ببرد که هیچ‌گاه نمی‌‌توانم تجربه‌اش کنم برای خواندن کتاب‌هایش کافی است. برای همین است که چند روز پیش «ترغیب» را از کتابخانه‌ام بیرون کشیدم و با خودم گفتم:«وقت جین آستین ‌خواندن است» و دوباره از سرعت و درگیری قرن 21 به سکون و سکوت قرن هجدهم پناه بردم.