یادداشت محمد خزائی

عصر همان ر
        عصر همان روز اول، جمعه، شروع کردم به خواندن دیوارنوشت‌های سلول. یک جایی نزدیک در نوشته بود: «اطلب مصحف» یا چیزی شبیه این. همان لحظه، دکمه میکروفون سلول را زدم و گفتم مصحف می‌خواهم. گفت اجابت هیچ مطالبه‌ای مقدور نیست، مگر با اذن رقیب [مراقب] که یکشنبه می‌آید، یوم الاحد.

یکشنبه اما مراقبی نیامد و من چند باری باز درخواست کردم. روز بعدش هم و روز بعدش. به مسئول پخش غذا، به مسئول کانتر از طریق میکروفون و به هرکس که می‌توانستم با او حرف بزنم. صدبار: مصحف، مصحف، مصحف! 

صبح روز ششم، چهارشنبه، رقیب دریچه کوچک میان در آهنی آبی رنگ سلول را باز کرد و گفت: «ایرانی، مصحف! تفهم عربی؟» و یک قرآن قطع رقعی، چاپ مرکز طبع قرآن ملک فهد را روی دریچه گذاشت. رویش نوشته بود «هدیه خادم حرمین شریفین، ملک عبدالله بن عبدالعزیز، لایجوز بیعه». با شوق برداشتمش و بوسیدمش. خوش‌حال‌ترین بودم بین آن روزهای تنهایی. همان لحظه شروع کردم به خواندن و خواندم و خواندم. نشسته، ایستاده، دراز کشیده بر تشک. بیش از هر وقت دیگری می‌فهمیدم و آیات بر قلبم می‌نشست. یک روزه کل قرآن ختم شد و بعد از آن هم ۵ باری دیگر.

قرآن در ۷۰ روز زندان ذهبان رفیقم بود و چه خوش رفیقی. با آن به وجد آمدم، ترسیدم، اشک ریختم و خوشحال شدم. چیزهایی از قرآن فهمیدم که هیچ وقت پیش از آن متوجه‌شان نبودم و حالا امیدوارم توفیق رفاقت با این کتاب باشکوه برایم ادامه‌دار باشد. بیشتر از آن بخوانم و بیشتر درباره‌اش بنویسم. ان شاء الله.

پ.ن: عکس، قرآنی شبیه همان است که در زندان بود. البته هدیه ملک سلمان بن عبدالعزیز به مادرم در انتهای سفر حج و تازه چاپ.
      
982

121

(0/1000)

نظرات

خوش آمدید 
واقعا مطالب حج‌تون جالب بود، حیف که ادامه نشد که داشته باشه..‌.

انشالله با قرآن همنشین و مانوس و باشید و  عاقبتتون با قران باشه

2

Zeynab

Zeynab

1403/6/11

بازم بنویسید لطفا 🙃🌱

2

آدمی اسیر است. و خود واقف به این اسارت نیست. برای شما معجزه شد که در بند، از بند رها شدید. طوبی لکم. ان شاالله قرآن حافظ شما و خانواده‌تون باشه.

7

چقدر زیبا نوشتید 

1

ببخشید یه سوال چرا زندان بودید ؟
1

2

خودم هم نمیدونم دقیقا 

0

سلام، خداروشکر که آزاد شدید.‌ان شاالله در زندان دنیا و‌در تمامی لحظات در پناه قرآن باشید 

0

...غم‌ها را نمى‌توان كم كرد، بايد خودت را زياد كنى، بايد سينه‌ات را گسترده كنى. آن‌وقت غم‌هاى بزرگ در اين سينه‌ى بزرگتر از هستى و عظيم‌تر از دريا هيچ طوفانى نمى‌آورند و هيچ بحرانى نمى‌زايند.

و شاید آخرینه اعمال حج رسیدن به قرآن باشد که به هر کس ندهند و شکر باید کرد برای این لمس قرآن

2

تاید

تاید

1403/6/11

خداراشکر که آزاد شدین انشاالله که عاقبت به خیر شوید

0

خوش برگشتید. انشاالله در پناه قرآن و اهل بیت باشین.

0

خدا رو شکر که آزاد شدید و برگشتید. و این مطلب هم عجیب تلنگری بود

1

چه دستاورد شیرینی زندان داشت... زندگی‌تون در پناه قرآن ان شاءالله 

0

درود و خداقوت 
خدای بزرگ را سپاس که به سلامت برگشتید. آرزو می کنم قرآن کریم هم‌نشین همیشگی‌تون باشه و از دریافت‌های قرآنی‌تون در آن ۷۰ روز و پس از آن برای ما هم بگویید. مانا، خوانا، نویسا، تندرست و شاد باشید. 🤲💐

1

برامون بیشتر بنویسید. خدا رو شکر که آزاد هستید.

1

نعوذ بالله، ایرانی، درازکش تتلو مصحف؟🧐😂 ناراحتیم که روانتان به پنجه ناپاک وهابیت رنجور شده؛ خوشحالیم که از رنجش‌ها می‌گید برامون...! اگر موجب اذیت نیست، بیشتر بنویسین برامون!♥️
1

3

دیگه از یه زندانی توقع بیش از این نمیره واقعا :)
انشالله اگر وقت و توانی باشه حتما خواهم نوشت. 

1