محمدهادی رمضان‌زاده

محمدهادی رمضان‌زاده

بلاگر
@mh_ramezanzadeh

234 دنبال شده

227 دنبال کننده

            چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنم!

«اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه...والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه...»
          
گزارش سالانه بهخوان

یادداشت‌ها

نمایش همه
                تا صفحه دویست، فقط #عرفان_بازی...! سطر به سطرش، یک حسن رحیم‌پور ازغدی با ته‌لهجه مشهدی و اخمی غلیظ بهم گوشزد می‌کرد: « اگر جایی، عرفانی رو دیدید که یک‌سری چیزا توش هست، یک سری چیزا مطلقا توش نیست...اون عرفان، عرفان شیعه نیست...عرفان شیعه هیچ‌کدوم از غرایز انسانی رو سرکوب نمی‌کنه و رذیله نمی‌دونه...همه‌اش هست، ولی در حد اعتدال؛ و همین اعتدال، عرفان رو شکل می‌ده!» واقعیت ماجرا، خودم هم از رُهبانیت و عزلت‌نشینی برخی فرقه‌ها و مقدس‌بازی/استکبار برخی پاپ‌ها و اسقف‌ها خوشم نمی‌آید. البته، شیفته‌ی اسقف جلد اول «بینوایان» هستم؛ چون هرچقدر «فرانسیس» تو‌دل‌نرو و أناالحق‌گو شبیه صوفی‌های چلّه‌نشین- «مایرل» به روحانی مبلغ و اجتماعی شیعه شبیه‌تر بود. با مستمندان و درماندگان می‌نشست، به عیادت بیماران می‌رفت و گره از کار مردم می‌گشود. کلا مسیحی‌ها ،از کاتولیک و پروتستان گرفته تا ارتدوکس و اونجلیست و فرانسیسکن، -همین فرقه‌ی شبه «ملامتیه‌»ای که نیکوس کارانتزاکیس حکایت‌ها، کرامات و گفته‌هایش را در «سرگشته راه حق» جمع کرده- یک‌طوریشان می‌شود؛ هرکدام یک‌جای ماجرا کمیتش با افراط یا تفریطی لنگ می‌زند!...
دیگرتر؟ تقدیس «بودوئن» جذامی، فرمانده لشکر صلیبیون و فرمانروای مسیحی اورشلیم در زمان صلاح الدین ایوبی -توی کَتَم نمی‌رود...مسلمانی گفتند، نامسلمانی گفتند دیگر!
        

8

                جلد دوم کلیدر، ساعت یک و یازده دقیقه بامداد بیست سوم فروردین، تمام شد. کلیدر را نباید، و نمی‌شود فقط یک‌بار خواند! حیف است اگر اقلا دوبار خوانده و یک‌بار شنیده نشود! اول، باری در جوانی و بار دیگر، میانسالی - آخرین روزهایی که سویی به چشمان و حوصله‌ای به جان مانده و آخر، در انتظار عزرائیل باید نسخه صوتی را  نیوشید! ولی از سوی دیگر، تا صد کتاب خوب و بد و سخت و آسان نخوانی، کلیدر خواندن کار تو نخوا بودن!(!) که نثرش، توصیفاتش، تعریف و تشبیه و فضاسازی‌اش عین سینما می‌ماند لاکردار! هنگام خواندن فیلمی بلند با قاب‌های لانگ‌شات و کلوزآپ، پس و پیش هم می‌آیند و روحت را غرق لذت تخیل می‌کنند. آنی در حال تلذذ از تماشای صحرای سفیدپوش از برفی، لحظه‌ای بعد ریش و سبیل قندیل بسته‌ی «خان عمو» یا نگاه‌های پریشان و مددجوی گل‌محمد را نظاره می‌کنی! این وسط اگر ککِ نوشتنی به تنبانت باشد، به خودت می‌آیی و می‌بینی از یادداشت‌هایت در بهخوان و حدیث‌نفس‌های روزانه‌ات در نوت گوشی بگیر تا نامه‌های ارجاع بیمارانت به متخصص و حتی پیامک‌های تبریک عید فطر و روزدندانپزشکت، شبیه نثر ثقیل و توصیفی دولت‌آبادی شده...آه دنیای لاکردار!! دیگر، روز دندانپزشک مبارکمان!
        

32

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز باشگاهی ندارد.

لیست‌های کتاب

کاهن معبد جینجا، داستان سفر ژاپنخال سیاه عربیچمدان های باز: روایت هایی از زندگی مهاجران در آمریکا

چی بخونیم دهنمون شیرین شه؟

13 کتاب

هروقت هرکی ازم می‌پرسه با چه کتابی، کتاب خوندن رو شروع کنم، سریع چندتا سفرنامه براش لیست می‌کنم که:«از این‌ها شروع کن!» به‌نظرم، سفرنامه بهترین گزینه برای کسیه که در شروع مسیر اُنس با کتاب ایستاده و می‌خواد مهارت کتاب‌خوانی رو توی خودش شکل بده. چرا که: ‌ اولاً؛ اصولا کسی که سفرنامه می‌نویسه، کار-شغل-پیشه‌اش «نوشتن» نیست یا اقلا حرفه اصلیش نیست. این مورد تکلّف متن رو تا حد زیادی کم می‌کنه و خسته‌کنندگیِ لحن رو به حداقل می‌رسونه. ‌ دویوم؛ داشتن یه سیرِ منسجم روایتِ با الگوی «ابتدا در نقطه A بودیم، بعد در مسیر B به سمت نقطه C رفتیم.» برای ذهن جذابیت داره! (تعلیق و سیر داستانی و سلوک و رشد این ‌صحبت‌ها!) درکل این الگوی داستان و این سبک روایت، برای ذهن جذابه. سیّم هم اینکه، اگر طرف از سفرنامه‌ی (و زندگی‌نامه!) روایی خوش‌خوان و بعضا عکس‌دار خوشش نیومد و حوصله خوندنش رو نداشت، دیگه حساب کار معلومه! طرف به هیچ صراطی مستقیم نیست و بعیده حتی «قورباغه‌ات را قورت بده» و «اثر مرکب» و «چهار اثر فلورانس» رو بتونه تحمل کنه :)

28

فعالیت‌ها

بله درست می‌فرمایید. کلا هرتعبیری، هر سخنی که از من و چون منی راجع به اون ذوات مقدس ساطع بشه، مسامحه است...ما کی می‌تونیم یک درصد از حق مطلب رو ادا کنیم؟
حسین، مستدرک خداست!

-:« اون حسی از استفهام که درون خودمون، با تأمل در یک موضوع، با مواجهه با یک موضوع، با دیدن یک لبخند، اشاره، چشمک، با شنیدن یک توضیح و تحلیل یک موضوع از زبان یک نفر که مسئله رو فهمیده...همان لحظه‌ای که مخمون تکون می‌خوره و صداش رو می‌شنویم، ولی نمیتونیم بگیم دقیقا کجای مخمون تکان خورد! همون...» داشتم برایشان مفهوم شهود را جا

24

خیلی ممنون، زنده باشید، لطف شماست🙏🌹 ...باشد که مورد عنایتِ اهل بیت قرار بگیره؛ اگرچه ما نالایقیم و فقط حرفیم و توی همون حرف‌هم، ناکامل!
حسین، مستدرک خداست!

-:« اون حسی از استفهام که درون خودمون، با تأمل در یک موضوع، با مواجهه با یک موضوع، با دیدن یک لبخند، اشاره، چشمک، با شنیدن یک توضیح و تحلیل یک موضوع از زبان یک نفر که مسئله رو فهمیده...همان لحظه‌ای که مخمون تکون می‌خوره و صداش رو می‌شنویم، ولی نمیتونیم بگیم دقیقا کجای مخمون تکان خورد! همون...» داشتم برایشان مفهوم شهود را جا

24

چقدر به‌جا و قابل تأمل...ممنون از توجهتون🙏🌹
حسین، مستدرک خداست!

-:« اون حسی از استفهام که درون خودمون، با تأمل در یک موضوع، با مواجهه با یک موضوع، با دیدن یک لبخند، اشاره، چشمک، با شنیدن یک توضیح و تحلیل یک موضوع از زبان یک نفر که مسئله رو فهمیده...همان لحظه‌ای که مخمون تکون می‌خوره و صداش رو می‌شنویم، ولی نمیتونیم بگیم دقیقا کجای مخمون تکان خورد! همون...» داشتم برایشان مفهوم شهود را جا

24

14

13

معرفی مختصر
تاحالا راجب اثر پروانه‌ای شنیدی؟ اگر بخوام کتاب را با یک جمله از خودش معرفی کنم این قسمت از کتاب را انتخاب میکنم:
    آدم نمی‌فهمه تو زندگی دیگران چی میگذره، فقط زندگی خودش رو میدونه. و وقتی با زندگی آدم ها بازی می‌کنین، فقط یه قسمت کوچیکش که نیست. متاسفانه، آدم نمیتونه دست به انتخاب بزنه و دقیقا یه نقطه رو نشونه بگیره. وقتی با زندگی آدم‌ها بازی می‌کنین، با کل زندگیش بازی کردین.
همچی... رو همچی تاثیر می‌ذاره.
    13 دلیل برای اینکه داستان 13 اتفاق یا 13 فردی هست که باعث شد هانا بیکر به زندگیش خاتمه بده و ما الان همراه کلی جنسن داریم به این 13 دلیل گوش میدیم؛ یعنی کلی جنسن هم یکی از این 13 دلیل هست!؟

جی اشر Jay Asher
جی اشر (متولد 30 سپتامبر 1975) نویسنده و رمان‌نویس آمریکایی است که بیشتر به خاطر نوشتن کتاب پرفروش «سیزده دلیل برای اینکه» در سال 2007 شناخته می‌شود.
    اشر در آرکادیا، کالیفرنیا به دنیا آمد. تحصیلات خود را در کالج اجتماعی کوئستا و سپس دانشگاه ایالتی پلی‌تکنیک کالیفرنیا در سن لوئیس اوبیسپو گذراند، اما در سال سوم دانشگاه تحصیل را رها کرد تا به حرفه نویسندگی بپردازد.
    اشر چهار کتاب منتشر کرده است: «سیزده دلیل برای اینکه»، «آینده ما»، «چه نوری» و «پیپر». کتاب «سیزده دلیل برای اینکه» جایزه‌های متعددی را کسب کرده و نقدهای مثبتی از نویسندگان معروفی مانند الن هاپکینز و شرمن الکسی دریافت کرده است. این کتاب همچنین به عنوان سریالی توسط نتفلیکس اقتباس شد که سلنا گومز به عنوان تهیه‌کننده اجرایی در آن فعالیت داشت.

کتاب 13 دلیل برای اینکه
«سیزده دلیل برای اینکه...» یک رمان جوانان نوشته جی اشر در سال ۲۰۰۷ است که داستان هانا بیکر، یک دانش‌آموز دبیرستانی سال اول، و سیزده دلیلی که باعث خودکشی او شده را دنبال می‌کند. پس از مرگش، هانا مجموعه‌ای از هفت نوار کاست دو طرفه باقی می‌گذارد که در آن‌ها به سیزده فرد و رویداد خاص اشاره می‌کند که او آن‌ها را مسئول مرگش می‌داند. دو هفته پس از مرگش، این نوارهای کاست با دستورالعمل‌هایی برای ارسال به نفر بعدی در نوارها ارسال می‌شوند. داستان زندگی هانا از طریق این نوارها که توسط خود هانا روایت می‌شود و از دیدگاه کلی، همکلاسی او و نهمین نفری که نوارها را دریافت می‌کند، بازگو می‌شود.
از زمان انتشار رمان در سال ۲۰۰۷، «سیزده دلیل برای اینکه» بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تا سال ۲۰۱۴، این کتاب به مدت بیش از سه سال در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار داشته و در چندین کشور منتشر شده است. موفقیت این رمان همچنین با بازخورد منفی همراه بوده و بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ به سومین کتاب ممنوعه در ایالات متحده تبدیل شده است. علاوه بر این، در مارس ۲۰۱۷، یک سریال اصلی نتفلیکس بر اساس این کتاب منتشر شد.

داستان
کلی جنسن بسته‌ای مرموز در پست دریافت می‌کند که شامل هفت نوار کاست ضبط شده توسط هانا بیکر، همکلاسی‌اش که اخیراً خودکشی کرده است، می‌شود. نوارها همچنین به چند همکلاسی دیگر ارسال شده‌اند و به هر کدام از آن‌ها دستور داده شده است تا هر نفر ذکر شده را ملاقات کرده و نوارها را به نفر بعدی در نوارها ارسال کنند. همانطور که او به نوارها گوش می‌دهد، کلی متوجه می‌شود که برای هر شخصی که هانا به عنوان دلایل خودکشی‌اش ذکر کرده است، یک طرف نوار وجود دارد. و حالا باید صبر کند تا نوبت به نوار خودش برسد اما موضوع فقط گوش دادن ساده به این نوارها نیست، اتفاقاتی هم در حال رخ دادن است...

خارج از کتاب
از زمان انتشار، رمان هم تحسین و هم انتقاد دریافت کرده است. علیرغم نظرات مختلف منتقدان، رمان پس از انتشار به یک پرفروش تبدیل شد و پس از انتشار اقتباس نتفلیکس در اوایل همان سال، در سال ۲۰۱۷ در رتبه ۱۶ فهرست ۱۰۰ کتاب برتر USA Today قرار گرفت. در حالی که محبوبیت سریال علاقه به رمان را افزایش داد، شهرت آن در میان گروه‌های پیشگیری از خودکشی انتقادهایی را به همراه داشت که به دلیل عدم پرداختن به مسائل سلامت روانی و ایجاد این تصور که مرگ هانا نتیجه "تنش‌ها یا چالش‌های مقابله‌ای" است، مورد انتقاد قرار گرفت.

جوایز
۲۰۱۳ - برنده جایزه آبراهام لینکلن 
۲۰۱۰ - برنده جایزه کتاب جوانان کارولینای جنوبی 
۲۰۰۹ - فهرست انتخاب جوانان انجمن بین‌المللی خواندن 
۲۰۰۹ - جشنواره ادبی کنفرانس نویسندگی 
۲۰۰۸ - بهترین کتاب‌های جوانان YALSA
 ۲۰۰۸ - انتخاب سریع برای خوانندگان جوان و بی‌میل YALSA
 ۲۰۰۸ - کتاب‌های صوتی منتخب برای جوانان YALSA
 ۲۰۰۸ - مدال نقره جایزه کتاب کالیفرنیا - جوانان

تفاوت‌ها با سریال تلویزیونی
در کتاب، کلی در یک شب به همه نوارهای هانا گوش می‌دهد؛ در سریال تلویزیونی، او در طول چند روز به آن‌ها گوش می‌دهد. 
در کتاب، مشخص می‌شود که هانا با بلعیدن یک مشت قرص خودکشی می‌کند. اما در سریال تلویزیونی، در صحنه‌ای، هانا مچ‌های خود را می‌برد.
ترتیب افراد در نوار نیز تغییر می‌کند: 
در کتاب: جاستین فولی، الکس استندال، جسیکا دیویس، تایلر داون، کورتنی کریمسن، مارکوس کولی، زک دمپسی، رایان شاور، کلی جنسن، جاستین فولی، جنی کورتز، برایس واکر، آقای پورتر.
در سریال تلویزیونی: جاستین فولی، جسیکا دیویس، الکس استندال، تایلر داون، کورتنی کریمسن، مارکوس کولی، زک دمپسی، رایان شاور، جاستین فولی، شری هالند، کلی جنسن، برایس واکر، آقای پورتر.

پ.ن.
چند ماهی از زمانی که کتاب «سیزده دلیل برای اینکه...» را تموم کردم میگذره و بالاخره تصمیم گرفتم یک معرفی از این کتاب هم داشه باشم اما امروز فرق میکنه چون الان سریال «سیزده دلیل برای اینکه...» را هم دیدم.
کتاب تنها فصل اول این سریال چهار فصلی را روایت میکنه و البته با تفاوت‌هایی که قابل توجه هستند و طی معرفی کتاب چند مورد از آن‌ها رو گفتم.
    نکته قابل توجهی که درمورد کتاب بود این بود که نویسنده سعی کرده بود اتفاقات رو با جزئیات بیان کنه؛ و این باعث شده بود قوه تخیلم به کار بیوافته و با هر اتفاق یک تصویری از اون هم داخل ذهنم نقش ببنده و این یک مورد مفید راجب این کتاب بود؛ هرچند من این بیان کردن جزئیات را دوست داشتم ولی ممکنه برای بعضی افراد زیاده گویی باشه و مورد پسندشون نباشه. و البته که سیر داستانی کتاب رو بیشتر از سریال دوست داشتم ولی یک مورد باعث شد برم سمت سریال؛ چیزی که خیلی کتاب‌ها فیلم‌ها و سریال‌ها درگیرش هستند اینکه نمیتونن اون طوری که باید پایانبندی خوبی را برای داستانشون انتخاب کنن. بله کتاب اصلا پایان بندی خوبی نداره هرچند دارای روال داستانی بهتری هست اما پس از خواندن کتاب مچنان سوالات مبهمی داخل ذهنتون نقش میبنده. و سریال تونست با یک پایان بندی بهتر طی چهار فصل داستان را خاتمه بده.
   خواندن رمان و سپس دیدن سریالی که از همین رمان برگرفته شده بود هرچند که درمورد سریال نظر خوبی ندارم ولی خب تجربه جالبی برام بود و دوست داشتم.
و آخرین جمله راجب سریال: این سریال با هدف کاهش آمار خودکشی میان جوانان استارت خورد و با پخش اولین فصل از سریال اثر منفی این هدف نمایان شد و آمار خودکشی در جامعه هدف این سریال بالا رفت و برای همین مشکلاتی برای سریال پیش امد تا جایی که برخی صحنه‌ها سانسور شدند و حتی پس از مدتی صحنه خودکشی هانا بیکر هم از سریال حذف شد.
و آخرین جمله راجب کتاب: بدترین چیز راجب یه کتاب چی میتونه باشه؟ بنظر من اینکه ساده‌ترین چیزها رو رعایت نکنه البته گلایه ام از نسخه اصلی کتاب نیست بلکه راجب نسخه فارسی کتاب هست. من این کتاب رو از نشر میکان گرفتم و مشکلات نگارشی زیادی رو داخلش دیدم و برام زیاد جالب نبود.
            معرفی مختصر
تاحالا راجب اثر پروانه‌ای شنیدی؟ اگر بخوام کتاب را با یک جمله از خودش معرفی کنم این قسمت از کتاب را انتخاب میکنم:
    آدم نمی‌فهمه تو زندگی دیگران چی میگذره، فقط زندگی خودش رو میدونه. و وقتی با زندگی آدم ها بازی می‌کنین، فقط یه قسمت کوچیکش که نیست. متاسفانه، آدم نمیتونه دست به انتخاب بزنه و دقیقا یه نقطه رو نشونه بگیره. وقتی با زندگی آدم‌ها بازی می‌کنین، با کل زندگیش بازی کردین.
همچی... رو همچی تاثیر می‌ذاره.
    13 دلیل برای اینکه داستان 13 اتفاق یا 13 فردی هست که باعث شد هانا بیکر به زندگیش خاتمه بده و ما الان همراه کلی جنسن داریم به این 13 دلیل گوش میدیم؛ یعنی کلی جنسن هم یکی از این 13 دلیل هست!؟

جی اشر Jay Asher
جی اشر (متولد 30 سپتامبر 1975) نویسنده و رمان‌نویس آمریکایی است که بیشتر به خاطر نوشتن کتاب پرفروش «سیزده دلیل برای اینکه» در سال 2007 شناخته می‌شود.
    اشر در آرکادیا، کالیفرنیا به دنیا آمد. تحصیلات خود را در کالج اجتماعی کوئستا و سپس دانشگاه ایالتی پلی‌تکنیک کالیفرنیا در سن لوئیس اوبیسپو گذراند، اما در سال سوم دانشگاه تحصیل را رها کرد تا به حرفه نویسندگی بپردازد.
    اشر چهار کتاب منتشر کرده است: «سیزده دلیل برای اینکه»، «آینده ما»، «چه نوری» و «پیپر». کتاب «سیزده دلیل برای اینکه» جایزه‌های متعددی را کسب کرده و نقدهای مثبتی از نویسندگان معروفی مانند الن هاپکینز و شرمن الکسی دریافت کرده است. این کتاب همچنین به عنوان سریالی توسط نتفلیکس اقتباس شد که سلنا گومز به عنوان تهیه‌کننده اجرایی در آن فعالیت داشت.

کتاب 13 دلیل برای اینکه
«سیزده دلیل برای اینکه...» یک رمان جوانان نوشته جی اشر در سال ۲۰۰۷ است که داستان هانا بیکر، یک دانش‌آموز دبیرستانی سال اول، و سیزده دلیلی که باعث خودکشی او شده را دنبال می‌کند. پس از مرگش، هانا مجموعه‌ای از هفت نوار کاست دو طرفه باقی می‌گذارد که در آن‌ها به سیزده فرد و رویداد خاص اشاره می‌کند که او آن‌ها را مسئول مرگش می‌داند. دو هفته پس از مرگش، این نوارهای کاست با دستورالعمل‌هایی برای ارسال به نفر بعدی در نوارها ارسال می‌شوند. داستان زندگی هانا از طریق این نوارها که توسط خود هانا روایت می‌شود و از دیدگاه کلی، همکلاسی او و نهمین نفری که نوارها را دریافت می‌کند، بازگو می‌شود.
از زمان انتشار رمان در سال ۲۰۰۷، «سیزده دلیل برای اینکه» بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تا سال ۲۰۱۴، این کتاب به مدت بیش از سه سال در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار داشته و در چندین کشور منتشر شده است. موفقیت این رمان همچنین با بازخورد منفی همراه بوده و بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ به سومین کتاب ممنوعه در ایالات متحده تبدیل شده است. علاوه بر این، در مارس ۲۰۱۷، یک سریال اصلی نتفلیکس بر اساس این کتاب منتشر شد.

داستان
کلی جنسن بسته‌ای مرموز در پست دریافت می‌کند که شامل هفت نوار کاست ضبط شده توسط هانا بیکر، همکلاسی‌اش که اخیراً خودکشی کرده است، می‌شود. نوارها همچنین به چند همکلاسی دیگر ارسال شده‌اند و به هر کدام از آن‌ها دستور داده شده است تا هر نفر ذکر شده را ملاقات کرده و نوارها را به نفر بعدی در نوارها ارسال کنند. همانطور که او به نوارها گوش می‌دهد، کلی متوجه می‌شود که برای هر شخصی که هانا به عنوان دلایل خودکشی‌اش ذکر کرده است، یک طرف نوار وجود دارد. و حالا باید صبر کند تا نوبت به نوار خودش برسد اما موضوع فقط گوش دادن ساده به این نوارها نیست، اتفاقاتی هم در حال رخ دادن است...

خارج از کتاب
از زمان انتشار، رمان هم تحسین و هم انتقاد دریافت کرده است. علیرغم نظرات مختلف منتقدان، رمان پس از انتشار به یک پرفروش تبدیل شد و پس از انتشار اقتباس نتفلیکس در اوایل همان سال، در سال ۲۰۱۷ در رتبه ۱۶ فهرست ۱۰۰ کتاب برتر USA Today قرار گرفت. در حالی که محبوبیت سریال علاقه به رمان را افزایش داد، شهرت آن در میان گروه‌های پیشگیری از خودکشی انتقادهایی را به همراه داشت که به دلیل عدم پرداختن به مسائل سلامت روانی و ایجاد این تصور که مرگ هانا نتیجه "تنش‌ها یا چالش‌های مقابله‌ای" است، مورد انتقاد قرار گرفت.

جوایز
۲۰۱۳ - برنده جایزه آبراهام لینکلن 
۲۰۱۰ - برنده جایزه کتاب جوانان کارولینای جنوبی 
۲۰۰۹ - فهرست انتخاب جوانان انجمن بین‌المللی خواندن 
۲۰۰۹ - جشنواره ادبی کنفرانس نویسندگی 
۲۰۰۸ - بهترین کتاب‌های جوانان YALSA
 ۲۰۰۸ - انتخاب سریع برای خوانندگان جوان و بی‌میل YALSA
 ۲۰۰۸ - کتاب‌های صوتی منتخب برای جوانان YALSA
 ۲۰۰۸ - مدال نقره جایزه کتاب کالیفرنیا - جوانان

تفاوت‌ها با سریال تلویزیونی
در کتاب، کلی در یک شب به همه نوارهای هانا گوش می‌دهد؛ در سریال تلویزیونی، او در طول چند روز به آن‌ها گوش می‌دهد. 
در کتاب، مشخص می‌شود که هانا با بلعیدن یک مشت قرص خودکشی می‌کند. اما در سریال تلویزیونی، در صحنه‌ای، هانا مچ‌های خود را می‌برد.
ترتیب افراد در نوار نیز تغییر می‌کند: 
در کتاب: جاستین فولی، الکس استندال، جسیکا دیویس، تایلر داون، کورتنی کریمسن، مارکوس کولی، زک دمپسی، رایان شاور، کلی جنسن، جاستین فولی، جنی کورتز، برایس واکر، آقای پورتر.
در سریال تلویزیونی: جاستین فولی، جسیکا دیویس، الکس استندال، تایلر داون، کورتنی کریمسن، مارکوس کولی، زک دمپسی، رایان شاور، جاستین فولی، شری هالند، کلی جنسن، برایس واکر، آقای پورتر.

پ.ن.
چند ماهی از زمانی که کتاب «سیزده دلیل برای اینکه...» را تموم کردم میگذره و بالاخره تصمیم گرفتم یک معرفی از این کتاب هم داشه باشم اما امروز فرق میکنه چون الان سریال «سیزده دلیل برای اینکه...» را هم دیدم.
کتاب تنها فصل اول این سریال چهار فصلی را روایت میکنه و البته با تفاوت‌هایی که قابل توجه هستند و طی معرفی کتاب چند مورد از آن‌ها رو گفتم.
    نکته قابل توجهی که درمورد کتاب بود این بود که نویسنده سعی کرده بود اتفاقات رو با جزئیات بیان کنه؛ و این باعث شده بود قوه تخیلم به کار بیوافته و با هر اتفاق یک تصویری از اون هم داخل ذهنم نقش ببنده و این یک مورد مفید راجب این کتاب بود؛ هرچند من این بیان کردن جزئیات را دوست داشتم ولی ممکنه برای بعضی افراد زیاده گویی باشه و مورد پسندشون نباشه. و البته که سیر داستانی کتاب رو بیشتر از سریال دوست داشتم ولی یک مورد باعث شد برم سمت سریال؛ چیزی که خیلی کتاب‌ها فیلم‌ها و سریال‌ها درگیرش هستند اینکه نمیتونن اون طوری که باید پایانبندی خوبی را برای داستانشون انتخاب کنن. بله کتاب اصلا پایان بندی خوبی نداره هرچند دارای روال داستانی بهتری هست اما پس از خواندن کتاب مچنان سوالات مبهمی داخل ذهنتون نقش میبنده. و سریال تونست با یک پایان بندی بهتر طی چهار فصل داستان را خاتمه بده.
   خواندن رمان و سپس دیدن سریالی که از همین رمان برگرفته شده بود هرچند که درمورد سریال نظر خوبی ندارم ولی خب تجربه جالبی برام بود و دوست داشتم.
و آخرین جمله راجب سریال: این سریال با هدف کاهش آمار خودکشی میان جوانان استارت خورد و با پخش اولین فصل از سریال اثر منفی این هدف نمایان شد و آمار خودکشی در جامعه هدف این سریال بالا رفت و برای همین مشکلاتی برای سریال پیش امد تا جایی که برخی صحنه‌ها سانسور شدند و حتی پس از مدتی صحنه خودکشی هانا بیکر هم از سریال حذف شد.
و آخرین جمله راجب کتاب: بدترین چیز راجب یه کتاب چی میتونه باشه؟ بنظر من اینکه ساده‌ترین چیزها رو رعایت نکنه البته گلایه ام از نسخه اصلی کتاب نیست بلکه راجب نسخه فارسی کتاب هست. من این کتاب رو از نشر میکان گرفتم و مشکلات نگارشی زیادی رو داخلش دیدم و برام زیاد جالب نبود.
          

11

رشدعوامل رشدصراط

سیرمطالعاتی تولدی دوباره 🌱 (استادعلی صفائی حائری)

56 کتاب

هر موجودی در این عالم هدف ی دارد که بر اساس ساختار آن موجود معلوم میشود. انسان هم از این قاعده مستثنی نیست، انسان نیز هدفی دارد که رسیدن به آن هدف سعادت واقع ی اوست و دین که تامین کننده سعادت واقعی انسان است، مسیر رسیدن به هدف او را ترسیم میکند. چنین نگاهی به دین موجب م ی شود نگاه به دین نظاممند شده و برخورد با دین به مثابه راهنم ایی کاربردی در پیچ و خم زندگ ی باشد . این نگاه آن هنگام رخ میدهد که انسان تولدی دوباره از عادات و غرا یز پیدا کرده و به خود نگاهی نو داشته و انسان را کلید فهم کتاب هستی و کتاب د ین بداند. اندیشه استاد علی صفایی بر اساس این نگاه بنا شده است و بس تر مناسبی برای سیر فکری جو یندگان حقیقت و سعادت می باشد. سیر مطالعاتی تولدی دوباره سیری فکری است که نه فقط با پای مطالعه، بلکه با پای تفکر و عمل پیموده می شود. پیمایشی که از جریان فکری آغاز شده و به جر یان وجودی انسان رسیده و نهایتا جریانی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. این دوره مطالعاتی در سه فصل و نه گام، بر اساس مبا نی اند یشه استاد تدوین شده و تقر یباً تمامی کتابهای استاد در این مس یر مرور میشود. برخی از گامها علاوه بر کتاب اصلی دارای کتابهای تکمیلی نیز هستند که مطالعه این کتب نیز سفارش میشود 🌱فصل اول : تولد انسان از خود (مبانی رشد انسان 🌱فصل دوم : بلوغ انسان در جامعه 🌱فصل سوم : فهم عمیق مبانی رشد 📍فصل اول:در فصل اول با مبانی رشد انسان آشنا می شویم. در این فصل انسان از غرایز و عادات خود متولد شده و با خود برخوردی دوباره دارد و متوجه می شود هدف و مس یر رس یدن به این هدف چیست و در این مس یر احتیاج به شناخت چه مبانی نظر ی و ن یازهای عملی دارد. و در این مرحله ضرورت وجود راهبر این مسیر و ویژگی های راهبری که خود مسیر رشد را طی کرده و ز یر و بم راه را کاملا میشناسند، معلوم میگردد. لذا فصل اول در پنج گامِ: 🎯هدف شناسی،🎯 مسیرشناسی ، 🎯مبانیشناسی،🎯 نیازشناسی و🎯 راهبر شناسی تدوین شده است. 📍فصل دوم :پس از آنکه در فصل قبل مقدمات رشد فراهم و انسان عازم حرکت در مسیر توحید شد به فصل دوم #حرکت وارد میشود. که همان مسئولیت انسان در برخورد با جامعه است. در این فصل است که تولد انسان از خود به بلوغ خویش میرسد و حرکت انسان در جامعه شکل خود را پیدا میکند. این فصل که با گام ششم یعنی🎯 مسئولیت شناسی طرح میشود خود مراحلی دارد که در نسبت با شرایط و اهداف توضیح پیدا می کند . 📍فصل سوم:فصول و گام های طی شده، همه بر اساس فهم عمیق از دین شکل میگیرد. اگر می خواهیم پس از زاده شدن به زادن و پس از تولد به تولید روی بیاوریم باید به آن فهم عمیق دست یافته و مبانی حرکت و رشد آدمی در دین را بر اساس منابع و روش های صحیح دینی و عقلی بشناسیم. لذا است که در فصل سوم با سه گام به این فهم عمیق روی میآوریم؛ در 🎯گام اول این فصل روش های شناخت و در🎯 گام دوم منابع دین و در🎯 گام سوم شبهاتی که در دیگر مکاتب نسبت به این حرکت مطرح است، بررسی می شود . کتاب ها را به ترتیب فصول قرار داده میشه ♡◇

6

1

نیم قرن تجربه، دریغ از عمل

اولین بار نزدیک به چهل سالگی تصمیم گرفتم برای تولّدم کتابی به نام چهل سالگی بنویسم، آمیخته‌ای از خاطرات و داستان‌پردازی، ولی خوشبختانه فهمیدم فیلم «چهل سالگی» در ۳۶ سالگی من بر اساس کتاب خانم ناهید طباطبایی ساخته شده است. موضوع بیات شد و بهانه خوبی بود برای ننوشتن.

کتاب‌های مرتبط 1

28

20

5

11