بریدههای کتاب الهه ثابتی الهه ثابتی 1404/5/25 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 29 از من می خواهی فرعون زمان را مدح و ستایش کنم تا اجازه ام دهند به دیدار مولایم بروم؟ مثل آن است که شراب بنوشم تا برای نماز، نشاط داشته باشم! 0 0 الهه ثابتی 1404/5/22 گلوله فیروزهای فهیمه شهابیانمقدم 4.0 4 صفحۀ 221 0 0 الهه ثابتی 1404/5/21 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 7 بهشت، تجسم اعمال نیکوکاران با ایمان است. آن جا چشمی به ما می دهند که ملکوت کارهایمان را به عیان می بینیم و لذت می بریم. 0 0 الهه ثابتی 1404/5/20 به امید دیدار مریم شریف رضویان 3.7 10 صفحۀ 323 علی با داشتن فاطمه نیازی به سپر ندارد. 0 0 الهه ثابتی 1404/5/16 آفتاب بر نی: چهارده خورشید، یک آفتاب زینب عطایی 4.4 3 صفحۀ 50 توقف کرده بودند برای استراحت. یک نفر می آمد از آن دورها. گفت:《از کجا میآیی؟》 مرد جواب داد:《از عراق》 گفت:《مردمش را چه طور دیدی؟》 سرش را انداخت پایین گفت:《دل هایشان با تو است و شمشیرهایشان با بنی امیه.》 0 0 الهه ثابتی 1404/4/20 خون دریا لیلا مهدوی 4.2 5 صفحۀ 104 می دونی سارا؟! بعضی ها نه برای دلشون، برای خدا حاضرن از همه چیز بگذرن. از ترس هاشون، از خوشی هاشون، از همه چیزشون، حتی بچه ای که تازه به دنیا اومده و ندیدنش. 0 0 الهه ثابتی 1404/1/4 معبد زیرزمینی معصومه میرابوطالبی 4.5 87 صفحۀ 78 زندگی گاریِ خوبیه. باید سوارش شد، باید درست هدایتش کرد. اگه این کار رو بکنی، از سواریاش می تونی لذت ببری، اما اگه درست هدایتش نکنی، همون گاری با چرخ هاش از روت رد میشه. دیگه استخونی هم برات نمی مونه. 0 1 الهه ثابتی 1403/12/14 ماهی ها به دریا بر می گردند مرضیه اعتمادی 3.7 32 صفحۀ 186 خیلی ها فکر می کنند زندگی در جنگ و شهید دادن برای ما عادی شده، ولی این طور نیست. هرکدام این جوان ها را که از دست می دهیم، تکه ای از قلبمان کنده می شود. آدم هیچ وقت به از دست دادن عادت نمی کند. به آوارگی و ویرانی عادت نمی کند. فقط چاره ای به جز صبر ندارد. می دانی تا امروز ما چند تا قربانی در راه آزادی خاکمان و در مسیر اسلام داده ایم؟ 0 1 الهه ثابتی 1403/12/12 ماهی ها به دریا بر می گردند مرضیه اعتمادی 3.7 32 صفحۀ 145 از کوچۀ خودمان که خارج شدیم، خیالمان کمی راحت شد. توی کوچه های بعدی، مردم برایمان آب می آوردند و بچه ها را بغل می کردند. نزدیک خانۀ مادرم که شدیم، پدرم را دیدم. از دیوار سرک می کشید و منتظر ما بود. اشاره کرد که اینجا امن نیست و بروید خانۀ همسایه. می بینی دخترم؟ اسرائیل می خواهد همۀ دنیا برای ما ناامن باشد؛ حتی خانۀ پدری مان. 0 0 الهه ثابتی 1403/9/26 ریلا در اینگل ساید جلد 8 لوسی مود مونتگمری 4.7 67 صفحۀ 116 او آهسته پاسخ داد:《احساسم هرچه باشد، عقیده ام را تغییر نمی دهد...باور من این است که کشوری که جوانانش برای دفاع از آن آماده ی جان فشانی اند، بخاطر ازخودگذشتگی آنها به افق جدیدی دست پیدا می کند.》 0 1 الهه ثابتی 1403/9/26 خار و میخک یحیی سنوار 4.3 58 صفحۀ 37 به این ترتیب حرف ها به این نتیجه رسید:《به خدا یک دقیقه زندگی باعزت و کرامت از هزار سال زندگی مثل قیرِ کف پوتین سربازان رژیم اشغالگر بهتر است.》 1 8
بریدههای کتاب الهه ثابتی الهه ثابتی 1404/5/25 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 29 از من می خواهی فرعون زمان را مدح و ستایش کنم تا اجازه ام دهند به دیدار مولایم بروم؟ مثل آن است که شراب بنوشم تا برای نماز، نشاط داشته باشم! 0 0 الهه ثابتی 1404/5/22 گلوله فیروزهای فهیمه شهابیانمقدم 4.0 4 صفحۀ 221 0 0 الهه ثابتی 1404/5/21 دعبل و زلفا مظفر سالاری 4.3 101 صفحۀ 7 بهشت، تجسم اعمال نیکوکاران با ایمان است. آن جا چشمی به ما می دهند که ملکوت کارهایمان را به عیان می بینیم و لذت می بریم. 0 0 الهه ثابتی 1404/5/20 به امید دیدار مریم شریف رضویان 3.7 10 صفحۀ 323 علی با داشتن فاطمه نیازی به سپر ندارد. 0 0 الهه ثابتی 1404/5/16 آفتاب بر نی: چهارده خورشید، یک آفتاب زینب عطایی 4.4 3 صفحۀ 50 توقف کرده بودند برای استراحت. یک نفر می آمد از آن دورها. گفت:《از کجا میآیی؟》 مرد جواب داد:《از عراق》 گفت:《مردمش را چه طور دیدی؟》 سرش را انداخت پایین گفت:《دل هایشان با تو است و شمشیرهایشان با بنی امیه.》 0 0 الهه ثابتی 1404/4/20 خون دریا لیلا مهدوی 4.2 5 صفحۀ 104 می دونی سارا؟! بعضی ها نه برای دلشون، برای خدا حاضرن از همه چیز بگذرن. از ترس هاشون، از خوشی هاشون، از همه چیزشون، حتی بچه ای که تازه به دنیا اومده و ندیدنش. 0 0 الهه ثابتی 1404/1/4 معبد زیرزمینی معصومه میرابوطالبی 4.5 87 صفحۀ 78 زندگی گاریِ خوبیه. باید سوارش شد، باید درست هدایتش کرد. اگه این کار رو بکنی، از سواریاش می تونی لذت ببری، اما اگه درست هدایتش نکنی، همون گاری با چرخ هاش از روت رد میشه. دیگه استخونی هم برات نمی مونه. 0 1 الهه ثابتی 1403/12/14 ماهی ها به دریا بر می گردند مرضیه اعتمادی 3.7 32 صفحۀ 186 خیلی ها فکر می کنند زندگی در جنگ و شهید دادن برای ما عادی شده، ولی این طور نیست. هرکدام این جوان ها را که از دست می دهیم، تکه ای از قلبمان کنده می شود. آدم هیچ وقت به از دست دادن عادت نمی کند. به آوارگی و ویرانی عادت نمی کند. فقط چاره ای به جز صبر ندارد. می دانی تا امروز ما چند تا قربانی در راه آزادی خاکمان و در مسیر اسلام داده ایم؟ 0 1 الهه ثابتی 1403/12/12 ماهی ها به دریا بر می گردند مرضیه اعتمادی 3.7 32 صفحۀ 145 از کوچۀ خودمان که خارج شدیم، خیالمان کمی راحت شد. توی کوچه های بعدی، مردم برایمان آب می آوردند و بچه ها را بغل می کردند. نزدیک خانۀ مادرم که شدیم، پدرم را دیدم. از دیوار سرک می کشید و منتظر ما بود. اشاره کرد که اینجا امن نیست و بروید خانۀ همسایه. می بینی دخترم؟ اسرائیل می خواهد همۀ دنیا برای ما ناامن باشد؛ حتی خانۀ پدری مان. 0 0 الهه ثابتی 1403/9/26 ریلا در اینگل ساید جلد 8 لوسی مود مونتگمری 4.7 67 صفحۀ 116 او آهسته پاسخ داد:《احساسم هرچه باشد، عقیده ام را تغییر نمی دهد...باور من این است که کشوری که جوانانش برای دفاع از آن آماده ی جان فشانی اند، بخاطر ازخودگذشتگی آنها به افق جدیدی دست پیدا می کند.》 0 1 الهه ثابتی 1403/9/26 خار و میخک یحیی سنوار 4.3 58 صفحۀ 37 به این ترتیب حرف ها به این نتیجه رسید:《به خدا یک دقیقه زندگی باعزت و کرامت از هزار سال زندگی مثل قیرِ کف پوتین سربازان رژیم اشغالگر بهتر است.》 1 8