sara

sara

@demian

10 دنبال شده

29 دنبال کننده

            
‎₊˚❀༉‧₊˚.✰a pretty honey cinnamon latte‎‧₊˚❀༉‧₊˚.
به کتابخونه ی من خوش اومدید 🌷
          
Midoridiarry

یادداشت‌ها

نمایش همه
sara

sara

1403/11/27

        همین الان تمومش کردم و غصه میخورم که چرا اینقدر زود تموم شد. اینقدر موقع خوندنش کیف کردم و بهم خوش گذشت که رفت جزو کتاب هایی که با تمام قلبم دوستشون دارم. یک خوانش پنج ستاره‌ای جذاب 

داستان در مورد زندگی گینا است، دختری ۱۴ ساله که به دلایلی پدرش اون رو می‌ذاره مدرسه شبانه روزی ماتولا. مدرسه‌ای که دست کمی از زندان نداره و بچه ها زیر قوانین سخت و مذهبی رشد پیدا میکنن. داستان در مورد گینا و تحمل زندگی جدید رو به رو شدن با زندگی که به خاطر جنگ از هم پاشیده است. فضا فضایی سرد و خا‌کستری در عین حال دلگرم کننده و روشنه و توی داستان گم می‌شید جوری که به خودتون می‌آید و می‌بینید ساعت ها مشغول مطالعه و زندگی کردن با گینا بودید.

قلم سابو ساده، روان و به شفافی و روشنی آبه و بسیار تاثیر گذار و قوی. میتونم بگم مدت ها بود کتابی نخونده بودم که اینطوری از مصائب جنگ بگه و زندگی یک دختر ۱۴ ساله رو به این زیبایی به تصویر بکشه. دختری که تمام دنیاش رو از دست داده.

واقعا کتاب زیبایی بود. اصلا نگم چقدر دلم برای گینا و ماتولا و ژوژانا تنگ میشه :( همه چیز به اندازه ی کافی بود و هیجان و ترس و استرسی که آخر کتاب بهم تزریق شد کیف کتاب رو چندین برابر کرد. 

پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید و خودتون رو از قلم و جادوی سابو محروم نکنید. مطمئن باشید پشیمون نمیشید و میتونم بگم برای شروع خوندن کتاب های سابو ابیگیل انتخاب خوبیه 3>

کتاب پره از دوستی و گرما و تعریف خانواده رو برای شما عوض میکنه.  تو کتاب با آدم هایی رو به رو میشید که برای شخصی که دوست دارن از ارزش های خودشون دست میکشن و برای نجات جون عزیزانشون شجاعت به خرج میدن با اینکه سن کمی دارن، بیشتر از هر انسان دیگه معنی وفاداری و نجابت رو درک کردن 

به به برید همین الان کتاب رو بخرید. میدونم یکم گرونه ولی ارزشش رو داره 🌷
      

2

sara

sara

1403/11/23

        این کتاب رو دیشب تو یک ساعت و بیست دقیقه تمومش کردم. کتاب کم حجم و تاثیر گذاری و حس و حال سرود کریسمس دیکنز رو میده. یک کتاب زمستونی مناسب هوای سرد.
داستان در مورد مردی به نام بیل فرلانگ که مردی مهربون و سخت کوش که پنج تا دختر داره و در آستانه کریسمس به حقیقت تلخی در مورد صومعه پی میبره و با خودش و وجدانش در جنگه کا کاری بکنه یا سکوت کنه. این هم بگم که بیل تو زندگی دنبال معنا میگرده از روزمرگی و زندگی تکراری خسته شده.
کتاب مضامین مذهبی و اجتماعی داره و به خوبی به بی عدالتی اجتماعی و فقر و شجاعت می‌پردازه.
در واقع کتاب شما رو به فکر فرو میبره که آیا در مقابل بی عدالتی و ظلم، توان ایستادگی دارید یا نه؟
کتاب واسه من خیلی حال و هوای خوبی داشت و بسیار زیاد از خوندنش لذت بردم و مطمئنم دوباره تو فصل سرما میخونمش‌. بخش هایی از داستان که حول محور خانواده می‌چرخه خیلی دل گرم کننده است.
قلم کلر کیگن رو خیلی دوست داشتم و امیدوارم کتاب های بیشتری ازش ترجمه بشه‌.
      

54

sara

sara

1403/11/23

        قلم تولستوی واقعا من رو متحیر میکنه. فضاسازی و شخصیت پردازی های این داستان بسیار زیبا و قابل تامل بود مخصوصا رشد شخصیت ماریا که به تنهایی با روی تاریک زندگی مواجه شد.


داستان حول محور عشق یک دختر جوان و مردی میانسال میگذره و میپردازه به سیر عشق و زندگی زناشویی اونها و اینکه چقدر نقش هر انسانی در زندگی مهم و حائز اهمیته. 
من خیلی خوشم اومد که داستان رنگ و بوی دنیای حقیقی رو داشت و به زیبایی فراز و نشیب های ازدواج و عشق رو به تصویر کشیده بود.

فکر می‌کنم خام بودن ماریا سرگی رو خیلی آزار داد و خیلی جاها تقصیر از ماریا بود و سرگی صبوری کرد و ازش ممنونم که اجازه داد ماریا خودش مسیرش رو مشخص کنه و به نتیجه برسه که اوس های زود گذر رو نباید به خانواده‌اش ترجیح بده


این آخرین کتاب از مجموعه ی صد سال تولستوی بود که خوندم و باید بگم این مجموعه بسیار زیبا بود و برای شروع تولستوی خوانی بسیار مناسبه و از هر جلدش خیلی لذت بردم و محبوبم شد ارباب و بنده♡
      

1

sara

sara

1403/9/3

        این کتاب کامو بر پایه فلسفه ی قیام بود که بسیار دوستش داشتم. همیشه اینکه کامو میگه باید در مقابل پوچی و ابزورد بودن دنیا قیام کنیم و نذاریم پوچ بودنش باعث بشه ما کمتر از زندگی لذت ببریم یا احساسات کمتری رو تجربه کنیم رو اویزه ی گوشم میکنم. کامو تو این کتاب به چیز  بودن و حرکت به سوی وجود صحبت میکنه
کامو میگه انسان ها به دلیل اراده ی حرکت، آزادی و احساسات شدیدی که تجربه میکنن با بقیه چیز ها متفاوت هستن. مثلا یک سنگ این اراده و آزادی رو نداره و تحت تاثیر عوامل محیطی تغییر میکنه یا حرکت میکنه
در اینجا هم مورسو در ابتدا چیز  هست و مثل سنگی میمونه که آزاد نیست و اراده حرکت نداره و چیزی براش فرق نمیکنه و تحت تاثیر محیط عوض میشه مثل وقتی ( اسپویل🚫) مورسو تحت تاثیر گرما به عرب شلیک میکنه، کاری کاملا غیر ارادی و بدون تصمیم و قصد قبلی. ( پایان اسپویل🚫)
کامو میگه سه مرحله وجود داره برای رسیدن به وجود خودمون یا اگزیستنس و این مراحل به ترتیب: 
۱) چیز بودن و مثل اون سنگه که درک درستی از دنیای اطراف نداره
۲) شک و اتفاقی که باعث میشه دنیا رو شفاف تر ببینیم 
۳) حرکت و قیام در مقابل پوچی و ابزورد بودن دنیا 
مورسو وقتی کشیش رو بیرون میکنه از سلولش در واقع اون شک رو تجربه میکنه. این اتفاق براش معنای بیخودی بخشیدن کشیش به رنج هایی که میکشه. و بیشتر رمان هم در مورد چیز بودن مورسوعه و کامو کاملا برامون این نبود احساس و تفاوت نداشتن چیزی برای انسان  رو به زیبایی به تصویر میکشه.
رمان کوتاه، عمیق و تاثیر گذاره و باعث شد بفهمم من هم در دوره بودم و شاید هستم باید قیام کنم و بگردم دنبال اون 
خلاصه بخونید ولی قبلش حتما از فلسفه ی کامو اطلاع داشته باشید که رمان به جونتون بشینه 
      

36

sara

sara

1403/8/29

        این کتاب جزو کتاب هایی درباره کتاب بود که واقعا دوستش داشتم.
داستان کتاب خیلی پویا و زنده بود حوصله ی مخاطب رو سر نمی‌برد.
اینو بگم که اگه رو مسئله ی خودکشی حساس هستید این کتاب رو نخونید. چون خودم جا خوردم میگم که شما اذیت نشید🫂🤎
 داستان در مورد موکش و آلیشا است که یک روز توسط یک فهرست کتاب با همدیگه آشنا میشن و این آشنایی زندگی هر دو نفر رو دگرگون میکنه. این ورود به دنیای کتاب ها یکی از لحظات زندگی که خیلی دوست داشتم دوباره تجربه اش کنم و اینکه دیدم موکش و آلیشا کنار هم وارد این مسیر شدن واقعا برام خوشایند یاداور روزهای خوب نوجوانی بود که از کتابخونه ی مدرسه کتاب میگرفتم و میخوندم و موقع پس دادن کتاب کلی غصه میخوردم.
رابطه ی این دو نفر بر پایه اعتماد بود و مهربانی و خیلی بهم چسبید. اصلا انتظار نداشتم وسط کتاب اون اتفاق بیوفته ( اگه بخونید می‌فهمید کدوم اتفاق :)) و بنظرم از بعد از اون شاهد رشد شخصیت الیشا بودیم. و چقدر دختر های موکش روی اعصابم بودن، دست از سر این پیرمرد بردارید و بذارید زندگی اش رو بکنه دیگه این غر زدن هاشون رو که میخوندم میخواستم موهام رو بکنم. 
*اسپویل* 
 من هم شروع ‌کردم کتاب های توی لیست رو به همون ترتیب خوندن میخوام بدونم چرا نینا تصمیم گرفت کتاب ها رو به این ترتیب بنویسه 
مرگ ایدین هم خیلی منو بهم ریخت چون با مسئله ی خودکشی تریگر میشم و همونجا بود که چند ساعتی، برای ادای احترام به ایدین، کتاب رو گذاشتم زمین. ازونجایی که فکر میکردم کتاب، یک کتاب حال خوب کنه انتظارش رو نداشتم و حسابی شکه شدم و همین شک باعث شد کتاب رو بیشتر دوست داشته باشم.
اینکه نینا فهرست کتاب رو نوشته رو هم پیش‌بینی کرده بودم ولی نامه ی نینا به موکش و آخر کتاب خیلی لذت بخش بود و ترجیح دادم الکی هیجان زده بشم :>
      

1

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

این کاربر هنوز بریده کتابی ننوشته است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.