معرفی کتاب میراث هاثورن اثر جنیفر لین بارنز

میراث هاثورن

میراث هاثورن

4.2
47 نفر |
14 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

8

خوانده‌ام

103

خواهم خواند

31

ناشر
شابک
9786227314892
تعداد صفحات
391
تاریخ انتشار
_

توضیحات

        در ادامه کتاب بازی های میراث ایوری حقیقت های پشت پرده دیگری را متوجه میشود 
      

لیست‌های مرتبط به میراث هاثورن

نمایش همه
بازی وراثتمیراث هاثورنگامبی نهایی

رمان های مورد علاقه ام

10 کتاب

خب اول از همه اینکه من عاشق همه رمان های دنیام خیلی رمان میخونم اما چیزی که دوسش دارم رو هرگز فراموش نمیکنم و هر چند بار که بخونمش برام تکراری نمیشه من هر کتابی رو نمی‌پسندم و جز مورد علاقه هام قرارش نمیدم اما این کتاب ها رو تا حد زیادی پرستیدم و آنقدر خوندم که از بر هستم دوست دارم تو هم بخونی و لذت ببری چندتایی عاشقانه یکی دوتا کتاب های جالب اسلامی هم در کنارشون که مطمئنم خوشت میاد کتابب که من برای تغییر زندگی پیشنهاد میدم ((من میترا نیستم))هستش که خیلی میتونه تاثیر گذار باشه البته اگه بخواین مثل زینب کمایی باشین مجموعه هاثورن رو هنوز کامل نکردم اما شم کتابخونی من میگه بی‌نظیرن و من جلد ۱ رو تازه دادم تموم میکنم اما خب بقیه جلد هاشم هستن و مطمئنم رمان فانتزی جالبی میشه خاکسپاری دوم بانوی مرگ رو به کسی که اهل داستان های ایرانه پیشنهاد میکنم عقاید یک دلقک رو برای یه کتابخون خفن پیشنهاد میدم چون بقیه حسابی کسل میشن و کوری رو برای همه کسایی که کتاب میخونن اما خفن نه دختری در قطار برای جنایی خوان های بهخوان به شدت پیشنهاد میدم سرتونو درد آوردم ولی بخونین نخونین میام به خوابتون😄😄😄😄😄

6

یادداشت‌ها

          این جلد هم مانند قبلی بود؛
 به مراتب راز های بیشتری برایمان آشکار شد ولی نکته اینجا بود که همه‌ی این راز ها از قبل برای ما قابل حدس بودند ...
این کتاب گزینه‌های زیادی روی میز ندارد که نتوانیم رازی که قرار است کشف شود را از قبل با درصد اطمینان بالا حدس بزنیم و این نشان دهنده‌ی کم‌ارزش بودن این کتاب از نگاه ژانر معمایی است.

در رابطه با رومنس کتاب هم اگر بخواهم بگویم فقط کلمه‌ی بچگانه حقیقت ماجرا را نشان میدهد، مثلث های عشقی تکرار شونده میان دو برادر از این لحاظ که بخواهیم انتهای غیر قابل پیشبینی آن را بدانیم جذاب است ولی من طرفدار آن نیستم و به نظرم احمقانه است که آدم نداند چه میخواهد؟

جذابیت بی حد و مرز برادران هاثورن خصوصا جیمیسون برخلاف جلد قبلی که به شدت مرا تحت تاثیر قرار داده بود در این جلد رو به افول رفته بود و قطعا من دیگر طرفدار جیمی هاثورن نیستم و در این جلد برادر مورد علاقه‌ام الگزندر بود ... 

یک اشکال بزرگ دیگر که در کتاب دیده میشد این بود که تعدادی از شخصیت ها و ماجرا ها مبهم ماندند و بی‌توجه به صورتی درون زباله‌دانی پرت شدند که مطمئنن برای جلد بعدی غیر قابل استفاده هستند ... 

کتاب در یک جمله خواندن و نخواندنش تاثیر خاصی ندارد و قطعا در دنیایی که بسیار کتاب ارزشمند وجود دارد، خواندن این چنین چیزی پیشنهاد نمیشود.

ترجمه معمولی بود و طراحی جلد شاید در عکس ها جذاب باشد ولی مطمئنن طراحی جلد نشر نون از نزدیک نسبت به آذرباد بهتر است.
        

14

Afagh

Afagh

1404/5/14

 A Very Ri
           A Very Risky Gamble


 کتاب درباره‌ی دختری به نام ایوری هست که یهو می‌فهمه وارث خانواده‌ی خیلی خیلی پولدار و مرموز هاثورن شده! باید بره تو عمارتشون زندگی کنه و بفهمه چرا. یه جورایی انگار تو یه فیلم معمایی گیر افتاده و باید حواسش جمع باشه.
شخصیت‌پردازی هاثورن‌ها خیلی خفنه، مخصوصاً جیمسون و گریسون.  (به نظرتون جیمسون هاثورن رو کجا میشه پیدا کرد؟🥹😂❤️)
فقط کاش نویسنده بیشتر در مورد ایوری می‌گفت. ما تقریباً هیچی در مورد ظاهر ایوری نفهمیدیم ‌، با وجود اینکه شخصیت اصلی داستان بود. گفتم شاید جلد دوم یک تصوری از ایوری پیدا می کنم، اما این طور نشد. به هرحال ، بازم این چیزی از شخصیت پردازی و فضاسازی محشر عمارت هاثورن توسط نویسنده کم نمیکنه .احساسات هم به خوبی روی کاغذ اومدن و این می‌تونه یکی از نقاط قوت این مجموعه باشه.

اما اگه بخوام نظر کلیمو بگم، واقعاً نویسنده یک داستان عالی ساخته که اصلاً نمیتونی زمین بذاریش. من جلد اول که بازی های میراث ( یا بازی وراثت) و جلد دوم ارثیه هاثورن ( یا میراث هاثورن)هستن رو به یک اندازه دوست داشتم ، اما جلد دوم به نحوی برای من جذاب تره و کشش بیشتری نسبت به جلد اول داره. آخرای جلد دوم پیچیدگی های کتاب به اوج میرسن، اما اونجاست که تازه داستان هیجان‌انگیز تر هم میشه. انگار نویسنده همه ی گره های داستان رو جمع کرده و داره یکی یکی گره‌گشایی می‌کنه، و این باعث میشه که نتونی کتاب رو زمین بذاری و مدام منتظر فاش شدن راز بعدی باشی. داستان پر از غافلگیریه و واقعاً نمیشه حدس زد چی قراره اتفاق بیفته‌.
( دلم میخواد  همین الان برم سراغ جلد سوم 🥹)
خلاصه که اگه اهل داستان‌هایی هستید که مغزتون رو درگیر می‌کنه و نمی‌ذاره نفس بکشید، این مجموعه رو از دست ندید! 
در آخر ، ممنون که این یادداشت رو خوندید❤️👋
پ.ن. عکس رو از کانال کتابفروشی دیزی مون در ایتا برداشتم که کانال خیلی خوبیه و کتاب های بسیار خوبی رو معرفی و موجود می کنند، یه جورایی با این کانال این مجموعه رو پیدا کردم🌹

        

37

𝗭𝗮𝗵𝗿𝗮

𝗭𝗮𝗵𝗿𝗮

2 روز پیش

        به نام خدا
❌همینجا بگم که من گزینه ی یادداشتم داستان را فاش می کند را فعال کردم پس بدانید که اگر درحال خواندن این کتاب هستید من بابت لو رفتن پایان داستان مسئولیتی ندارم! 
و موضوع دوم هم اینکه اگر برخی جاها متوجه نشدید، عمدا درهم برهم نوشته ام که اتفاقا تا جای ممکن حوصله تان سر برود!!! 
 این مجموعه واقعا زیباست. بدون هیچ اغراقی!!! طوری در معماها و راهروهای عمارت هاثورن و سرنخ ها گم می شوید که احساس می کنید خود ،آنجا هستید. واقعا ذهنتان شبانه روزی درگیر رمزهاست... اما اگر با من هم عقیده باشید، با اینکه خیلی کنجکاو هستید سعی خواهید کرد که بهش تا جایی که راه داره فکر نکنید. حالا چرا؟ 
به خاطر اینکه اساس ماجراهای این کتاب، بر پایه چیزهایی هست که خودشون منو آزار می دادن. ببخشید بابت مواردی که خواهم گفت اما تا جایی که امکانش باشه میگم که وقت تون رو با همچین چیزی تلف نکنید:« ابتدا که ایوری متوجه میشه توبیاس هاثورن ثروتش رو برایش گذاشته و برای اولین بار نوه های پیرمرد رو می بینه از همون اول میگه که مثلا چشماش خیلی جذاب بود. یعنی کلا از اول همین موضوع هست تاااا میرسه به اینکه مقداری با این پسرا رفیق می شن و میرن دنبال سرنخ ها و... اما اشتباه نکنید. من آدم غیرمنطقی یا متعصبی نیستم که به اینا ایراد میگیرم. اینا رو میگم برای اینکه بعد از جلد اول و ندید بدید بازی های ایوری که تا گریسون یا جیمسون  نگاش می کردن می گفت وای اون چشای جذابش!!!در این یکی کتاب می رسیم به اینکه گریسون برای اینکه جلوی حرف زدن ایوری رو بگیره، می بو*ست*ش!!!! واقعا متاسفم. این چه وضعشه. مثلا بعد از اینی که گفتم، کلی اتفاق براشون می افته یا موارد دیگه هم بود . یعنی به شکلی هست که اگر این اتفاقات  حذف بشن شما داستان رو اصلا متوجه نمی شید.»
حتی این ۳ امتیاز هم فقط و فقط به خاطر جذابیت معماها بود و نمیشه انکار کرد که واقعا از اینکه یه معما حل کنم چقدر لذت می بردم. چقدر توبی و هاناه  رو بابت این وفاداری تحسین می کردم و چقدر از توبی(هری) خوشم می اومد...اما واقعا حیف شد.  تازه من فکر می کردم خیلی اوضاعش خرابه اما اخیرا چیزهایی دیدم که الان در مقایسه با اونا، این خیلی فرهنگیه!!!  متاسفانه به کجا رسیدیم که همچین کتابایی در کتابفروشی هامون موجوده😔
جدا از این مسئله‌ای که گفتم ایرادهای دیگری هم در کتاب بود که مهم‌ترینش از نظر خودم را می‌گویم. اگر هم که بخواهید ایرادهای بیشتر را ببینید، باید خودتان کتاب را بخوانید که به نظرم اگر نخوانید و متوجه نشوید خیلی خیلی بهتر است: موضوعی که گفتم سن شخصیت‌های داستان بود که یا عموماً سن خیلی کمی داشتند و یا اصلاً به آن اشاره نشده بود. الان دو نمونه ی متفاوت را می‌گویم: 
۱_ اصلاً به سن بزرگسالان در این کتاب اشاره‌ای نشده بود. در حدی که اوایل کتاب من فکر می‌کردم هری یا همان توبی هم سن ایوری هست یا شاید چند سال اختلاف باهاش داره ! 
۲_ موضوع بعدی هم اینکه نوجوانان در این کتاب به طرز عجیبی خیلی خیلی دستشان بازتر از بزرگسالان بود. حالا این درست که مثلا نوه های هاثورن متفاوت بودن و میلیاردر بودن و از این چیزا. اما دیگه تا چه حد؟؟ گریسون ۱۹ ساله در این کتاب مثل یک آدم باتجربه ی ۴۰ ساله به تصویر کشیده شده بود و همچنین افراد دیگر. 
بین جلد اول و دوم این مجموعه حدود دو هفته ای فاصله انداختم شاید که از عصبانیت ابتدایی م کم بشه اما انگار با بیشتر فکر کردن بهش بیشتر هم شد.
 حیف این استعداد و داستان پرکشش که نویسنده اش بر چنین پایه ای ماجرا را گذاشته. فکر نمی کنم دیگر علاقه ای به خواندن جلد سوم داشته باشم. چرا که دیگر ماجرا معلوم شد و دیدم که اصلا برای ایوری مهم نبود که چه کسی پدرش باشه، اون فقط می خواست دختر توبی باشه و وقتی واقعیت مشخص شد اهمیتی نداد و احتمالا در جلد آینده ، ماجرایی جدید و بر موضوعی منحرف تر پایه گذاری خواهد شد. اگر هم با این توضیحات باز هم علاقه دارید این را بخوانید، اگر صفحه ی آخر جلد دوم را بخوانید کااااملا منصرف می شوید. چون با قراری تمام می شود که اگر سکه شیر آمد یکی آن یکی رو ببو*سد و اگر خط بود، دیگری 😒
تنها نکته ی مثبتی که ازش یاد گرفتم،  طمع نداشتن به پول و ثروت بود و اینکه همیشه خودم باشم، نه اینکه چیزی که نیستم رو تظاهر کنم. مثل ایوری که هرچقدر هم که حفظ ظاهر کرد یه جایی موقعی که با عشق مادرش(توبی) روبرو شد دوباره همون ایوری سابق شد. پولدار بودن خیلی هم خوب نیست. «هرکه بامش بیش برفش بیشتر»
بازهم عذر خواهی می کنم اگر اذیت شدید... که حق دارید! 
پی نوشت: یادتان باشد اگر این یادداشت را با لحن عصبانی و مکث‌های مناسب نخوانده باشید باید دوباره آن را بخوانید چون متوجه منظور اصلی نشده‌اید!!! 
چهارم شهریور ۱۴۰۴
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

3