‫حامد حمایت کار
تصویر پروفایل

‫حامد حمایت کار

کتابدار بلاگر
@Hamed
                    هیچ هیچ هیچ ها
                  
https://sayeh.ir
https://t.me/hemayatkar733
h.hemayatkar/
جای خالی سلوچWar and Peaceچغکرنجنامه

خوانده‌ام

157 کتاب

دو خیاط هندیهنر سیر و سفرnullnull

در حال خواندن

2 کتاب

مصطفای خدا: زندگینامه و خاطراتی از سردار سرلشکر شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی پورقلعه حیواناتمواجهه با مرگسفر به قبله (یادداشت های سفر حج 1370)

می‌خواهم بخوانم

83 کتاب

یادداشت‌ها

نمایش همه
5
          بازگشت به قرآن
در این بازگشت هر کس در جست جوی راهی است برای برداشت از قرآن و یا همراه پیشنهادی است به خاطر بهره برداری از قرآن.

کسانی هستند که بر اساس آرزو ها و رویاهای گنگ و یا تلقین ها و یا افتادن در یک جو گرم، به قرآن رو اورده اند.
اینها بدون آنکه سوالی طرح کرده باشند و یا اصلا چیز معلوم و مشخصی خواسته باشند، کتاب را می گشایند و معلوم است که با دست خالی باز می گردند و مایوس و متحیر می مانند و با خیالات و بافته های هماهنگ خود را فریب می دهند و سرگرم می سازند.
اصولا مطالعه هر کتاب مادام که با طرح سوال هایی همراه نباشد بهره نمی دهد و خواننده به سادگی از جواب ها و اشاره ها و نکته ها می گذرد و آنها را نمیابد و در خونش نمی نشیند.

یک دسته دیگر آنهایی هستند که سوال هایی داشته اند و این سوال ها را جواب هم داده اند و به خاطر تیمن و تبرک و داشتن مستندی مردم پسند به قرآن رو آورده اند تا شاهدی برای جواب خود بیابند.

و دسته سومی که با مسائل روبرو شده اند و ضرورت ها را یافته اند و سوال های را شناخته اند و سپس در جستجوی جواب به قرآن رسیده اند.
اینها اگر 
سطحی نباشند
و از تسلط بر تمام قرآن برخوردار شوند
و سیر فکری خویش را هدایت کنند
بهره‌مند خواهند شد و الا ...
ع.ص
      
3
          هرابال در سال ۱۹۴۸ دکترای حقوق گرفت و ضمن تحصیل دوره‌هایی در سطح دانشگاهی در فلسفه ادبیات و تاریخ گذراند اما پس از تحصیل از مدرک و سابقهٔ تحصیلی‌اش هیچ استفاده‌ای نکرد و به قول خودش به یک سری مشاغل جنون‌آمیز از جمله سوزن‌بانی راه‌آهن و راهنمایی قطارها، نمایندهی بیمه، دست‌فروش دوره‌گرد اسباب‌بازی، کارگر ذوب‌آهن و کار در کارگاه پرس کاغذ باطله پرداخت.

«تنهایی پر هیاهو» داستانی روانکاوانه_ فلسفی است، که از شخصیت هانتا و افکارش سخن می‌گوید. اما در این بین گاهی به موارد سیاسی_اجتماعی نیز اشاره می‌کند. «اگر کسی می‌خواست کتابی را خمیر کند، باید سر آدم‌ها را زیر پرس می‌گذاشت، ولی این کار فایده ای نمی‌داشت چون که افکار واقعی از بیرون حاصل می شود...تفتیش کننده‌های عقاید و افکار در سراسر جهان، بیهوده کتاب‌ها را می‌سوزانند...» که اشاره به ممنوعیت کتاب‌ها و خفقان فرهنگی ِ دوره ای از زندگی نویسنده دارد.
      
4
          "کور، شاگرد پیش خود فکر کرد ما کوریم، نشست کوری را نوشت تا به آنهایی که آن را می خوانند یاداوری کند که وقتی زندگی را خوار می کنیم، منطق وامی گذاریم. حیثیت آدمی هر روز با ابر قدرت ها لکه دار می شود و دروغ جهانی جایگزین حقایق جمعی می شود، که آدم وقتی که حس احترامش به دیگران را از دست می دهد به خودش هم احترام نمی گذارد، سپس شاگرد که انگار که سعی داشته هیولاهایی را که زاده کوری منطق است از خود دور کند، شروع کرد به نوشتن ساده ترین داستان: یک نفر دنبال دیگری می گردد، چون فهمیده است زندگی چیز مهمتری ندارد که از انسان دیگری بخواهی اش. نام کتاب ، همه نام هاست، همه اسامی ما نوشته در آن است . اسامی زندگان و مردگان."
.....
اگر در شهری که زندگی می کنی همه کور باشند آنگاه چشم داشتن تو بیشتر بر عذابت می افزاید هر روز بارها فکر می کنی ای کاش من هم نمی دیدم غافل از اینکه قبلا تو هم کور شده ای، غرور تو باعث شده عده ای تو را کور ببینند
      

فعالیت‌ها

‫حامد حمایت کار یک نظر نوشت.
1401/7/9 - 17:53
      سلام مشکل انتقال فایل گودریدز برطرف شده میتونید دوباره تست کنید
    
مینا مهدویان
مینا مهدویان به این کتاب امتیاز داد.

دیروز

3 نفر پسندیدند.

نآرسیس
نآرسیس شروع به مطالعه‌ی این کتاب کرده است. امروز - 18:55
نآرسیس
نآرسیس شروع به مطالعه‌ی این کتاب کرده است. امروز - 18:56
زهره عالی‌پور
زهره عالی‌پور بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت. امروز - 17:58
                    اول:
«گاهی وقت‌ها محصول جانبی از خود محصول اصلی جذاب‌تر است.»
این یکی از جملات کتاب بود که به نظرم درمورد خود این کتاب هم صدق می‌کند. 
من نمی‌دانم رضا امیرخانی وقتی این سطرها را می‌نوشت و مرور می‌کرد، دلش می‌خواست منِ مخاطب دقیقا چه چیزی را بفهمم اما من می‌دانم از این سطرها جملاتی برداشته‌ام که شاید هدف اصلی نویسنده نیست اما من دوست‌شان دارم و به آن‌ها فکر می‌کنم و شاید همین دلیل اصلی من است که معتقدم هر کتابی حداقل یک‌بار ارزش خواندن را دارد بعد باید تصمیم بگیریم که آیا ارزش تکرار کردن را دارد یا خیر.

دوم:
من خیلی موافق روایت‌های زنانه با قلم مردها و روایت‌های مردانه با قلم زن‌ها نیستم. به نظرم امیرخانی خوب توانست راوی شخصیت یک زن و مادر باشد اما روایت کاملی نبود. خیلی بیشتر می‌توانست جزئیات داشته باشد و از احساسات متفاوتی حرف بزند. 

سوم:
تکرارها را دوست داشتم، تاکید بر کلیدواژه‌ها و اتفاقات را.
 شبیه به ردیف‌ یک قصیده می‌ماند که جان کلام را پررنگ‌تر می‌کرد.

چهارم:
من در سن کم‌تر «ارمیا» را نصف و نیمه رها کردم  چون جذبم نمی‌کرد، بعد از مدت‌ها دوباره ریسک کردم و سراغ کتاب دیگری از ایشان رفتم که راستش نتوانستم زمین‌ش بگذارم. و حالا شاید دوباره ارمیا را هم بخوانم و این بار تمام کنم.
        

7 نفر پسندیدند.

F.Mohebbi
F.Mohebbi این کتاب را تمام کرد. امروز - 15:58

3 نفر پسندیدند.

در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.