یادداشت‌های VIOLET (70)

VIOLET

VIOLET

1404/5/1

          کتاب ناتوان: کتاب ناتوان درباره ی قلمروییه که یه مریضی میاد و باعث میشه ادما نیروی های خاصی (مثل: سرعت،  جابجایی اشیا با ذهن، آب،  آتش و.....)  داشته باشن.  ولی بعضی از افراد هستن که نیرویی ندارن...
تا اینجا از نظر من ایده ی عالی هستش موضوع رو جای دیگه ندیدم و میتونست یه کتاب خیلی خیلی بهتر ازش در بیاد،  اما نویسنده تصمیم میگیره ادامه ی داستان شروع کنه به کپی کاری و صحنه های کلیشه ای. 
کپی های خیلی زیادی دیده میشد:  مثلا مسابقه ای که توی داستان برگزار میشه شبیه فیلم بازی های گرسنگی یا همون عطش مبارزه بود،  خطر یه کوچولو اسپویل: یا وقتی  که توی  مهمونی همه باید سبز بپوشن ولی پی دن نقره ای میپوشه؛  که اینو من تو کتاب سنگدل دیده بودم. 
صحنه های کلیشه ای:  اسپویل زیاااد: خیلی این صحنه رو دیدیم که دو نفر اول دشمن هم هستن و با هم لج دارن ولی بعد ها میفهمن که« اوه خدایا من چرا نگرانشم». یا اینکه دو تا بردار همزمان عاشق یه نفر میشن  .  هزاران بار توی کتاب تکرار میشه که موهای پیدن نقره ای و چشماش ابی اقیانوسی و........ 
نویسنده ایده ی اولیه خوبی داشته و هرجوری شده میخواسته بیاردش روی کاغذ ولی انگار وسطای داستان کم اوارده 
شخصیت پردازیش بد نبود.  ولی اخه ترس از ارتفاع؟! این همه ترس! 
پیدن خیلی ضعییف توصیف شده بود طوریکه فقط به کمک کای زنده بود. 
پایان رو هم دوست نداشتم میتونست بهتر باشه 
اون وسط من فقط جکس و اندی رو دوست داشتم 
اگه نظر من رو بخواین ارزش خوندن نداره کتابای خیلی قشنگ تری هستن. 
ـــــ  همه ی اینا فقط نظر شخص من بود ــــــــــ
        

8