یادداشتهای Soha Abed (6) Soha Abed 1404/5/28 اتاق ورونیکا آیرا لوین 4.2 53 اَه. روانیا. 0 2 Soha Abed 1404/5/9 ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی 4.0 130 فکر کنم باید درباره اش خیلی فکر کنم 0 3 Soha Abed 1404/5/8 آتش بدون دود کتاب اول: گالان و سولماز جلد 1 نادر ابراهیمی 4.6 71 همین حالا تموم شد. بعد از حدوداً شش سال، دوباره زندگی کردمش. هیچی درموردش نمیتونم بگم، این تنها حسیه که دارم. هرصفحهای که میخونی پر میشی از فکر و حرف، مغزت -و حتی قلبت- میخواد به سرحد انفجار برسه، اما مجالی پیدا نمیکنی که چیزی بنویسی، یا حرفی بزنی، یا خطی بکشی، یا عکسی بگیری(حتی شاید بشه گفت که وقتی برای ادا نمیمونه). فکرها و حرفها تلنبار میشن و در یک پایان باشکوه و تمامعیار، تو هم تموم میشی. با تموم شدنش تو رو هم خالی میکنه، از تموم اون فکرها و حرفها. حالا اما غم کمی گلوگیرم کرده، باز هم میخونمش، برای بار سوم و چهارم میخونمش و توی سرم رویا میبافم. این داستان هیچوقت نمیمیره. 0 1 Soha Abed 1404/4/19 دایی جان ناپلئون ایرج پزشکزاد 4.1 125 از حدود چهار-پنج سال قبل اینقدر تعریفش رو شنیده بودم که میخواستم یک نهی بزرگ به پسانداز کردن پول هام بگم و نسخهی فیزیکالش رو بخرم. (همونموقع هم قیمت نسخهی چاپیش بالا بود) تابستون پارسال اما وقتی بالاخره برای خریدن کتاب الکترونیک جرئت پیدا کردم، با یه تخفیف خوب تونستم داخل فیدیبو بخرمش. چنان برای خوندش ذوق داشتم که تقریبا در عرض یک هفته خوندن مداوم، تموم شد. اما باید بگم اصلا اون چیزی نبود که تصور میکردم؛ چیزی داخلش نمیبینی که شاهکار ادبی معاصر به حساب بیاد و فکر میکنم بخش عظیمی از شهرتش رو مدیون اقتباس ناصر تقواییه. البته این ایدهی کلی که کاراکتر داییجان دچار انگلوفوبیا بود و اونطور شیفتهی ناپلئون بناپارت، و توهمی که داشت (میشه فلسفی نگاهش کرد، فکر کنم خیلیهامون دچارشیم) برام جالب بود. شخصیتپردازی کاراکتر اسداللهخان هم جذاب بود. اما واقعا انتظار محتوای اروتیک رو نداشتم. و همین اینکه دلم پایان بستهتری میخواست؛ یعنی برخلاف اینکه توصیفات در کل کتاب زیاد بود، پایان بندی کوتاه و سریع اتفاق افتاد. در کل نپسندیدم. بهرحال اگر برای خوندنش خیلی مشتاقید و میونهی خوبی با شنیدن دارید، پیشنهادم بهتون گوش دادن نسخهی صوتیشه، که حداقل از اجرای خارقالعادهی ایوب آقاخانی عزیزم لذت ببرید. 0 12 Soha Abed 1404/4/19 انجمن شاعران مرده ان.اچ. کلاین بام 4.2 163 ۱۲ بهمن ۴۰۳ در فیدیبو: از دوستداشتنیترین کتابهایی بود که تا الان خوندم. از ابتدا یه حس همذاتپنداری شدید باهاش پیدا کردم، همهچیز ملموس بود. ما هم داخل یه ولتون درس میخونیم، ما هم نولان خودمون داریم، ما هم شاعرای مردهای هستیم که هیچوقت جرئت پیدا نکردیم داخل یه غار دور هم جمع بشیم و به روح و احساسمون اجازه حیات بدیم. ماها از کیتینگها زندگی کردن رو یاد گرفتیم اما تا احساس کردیم منافعمون در خطره، اونها رو رها کردیم؛ بیشرافت، مثل کمرون. نیلها قربانی میشن و این وسط، تنها عدهی کمی از جاشون بلند میشن، روی میز میایستن و فریاد میزنن: ای ناخدا! ناخدای من!. 0 8 Soha Abed 1404/4/19 هستی فرهاد حسن زاده 4.2 141 ۱۶ مرداد ۴۰۳ توی طاقچه نوشته بودم : بغضی که از صبح همراهم بود و عطسه هم براش کارساز نبود، با تموم کردن "هستی" شکست :) 0 7