یادداشتهای باران هستم :)! (7) باران هستم :)! 1404/5/6 راه طولانی بود از عشق حرف زدیم رسول یونان 2.6 8 به نام حق کتابی دلنشین و شاعرانه که پره از حرفهای زیبا. داستان از زبون پسری به نام مصطفی روایت میشه که بعد از شکستهای و ضربه دیدن های پی در پی تصمیم میگیره بره و مدتی همراه پدربزرگش حاشیه جنگل زندگی کنه. نکته قابل توجه اینه که این کتاب یه داستان قشنگه اما لزوما واقعی نیست. هیچکس دقیقا مثل مصطفی بدبیاری های کلیشهوار سرش نمیاد و احتمالا بعیده پیرمردهای روستایی غالبا شبیه پدربزرگ و عمو رحمان حرف بزنن. اما آیا این موضوع ارزش کتاب رو کم میکنه؟! من که در جوابش یه نه محکم میگم . کتاب پره از استعارههای زیبا و جملاتی که خوندنش لبخند به لب آدم میاره. و شاید بعضیها بگن کرکتر پدربزرگ زیادی نصیحت کرده و حرفای سنگین زده. اما مگه شنیدن این همه حرف قشنگ و راهنمایی برای زندگی از یه پیرمرد کتابی بَده؟ :)) من از خوندنش خیلی لذت بردم و کلی به حرفهایی که زده میشد فکر کردم. (خیلی هم ناراحتم که امانت گرفتمش و باید پسش بدم.) پینوشت: در حوالی مطالعه این رمان رفتم و چندتا داستان کوتاه و شعر از رسول یونان خوندم و شدیداً توصیه میکنم در این دو زمینه بهش فرصت بدین. داستان کوتاههاش واقعا خفنن! و شعرهاش واقعا زیبا. 0 2 باران هستم :)! 1404/5/3 شایو اوسامو دازایی 3.7 30 «انسان برای عشق و انقلاب زاده شده است» یه داستان بلند به یاد موندنی دیگه از دازای. توی این کتاب، دازای اوج تواناییشو در نوشتن از دید یه زن نشون میده و چنان عمیق و پر حس اما حقیقی مینویسه که بعید میدونم به این راحتی بشه مشابهش رو پیدا کرد. قلم بیاندازه روون و پر صداقت دازای با احساسات خواننده بازی میکنه و کاری میکنه همراه با راوی درد بکشی. توی به تصویر کشیدن احساسات مثل همیشه بینظیر عمل شده و روند داستان برای من خیلی دلنشین و درد آور بود. در مجموع کتاب زیبا و خواندنیایه. 0 3 باران هستم :)! 1404/4/17 فرار از کتابخانهی آقای لمونچلو کریس گرابنستاین 4.1 49 فرار از کتابخانهی آقای لمونچلو کتابی درباره ارزش کتابخوانی! داستان درباره پسر دوازده سالهای به نام کایله که عاشق بازی فکریه و وقتی میفهمه معروف ترین بازی ساز کشور داره به شهرشون نیاد تا یه کتابخونه بزرگ بسازه و دوازده نفر دانش آموز قراره اولین کسانی باشن که به اون کتابخونه میرن، با وجود اینکه هیچی درباره کتابخونهها نمیدونه تلاش میکنه جز اون ۱۲ نفر باشه. البته این فقط اولشه! بعد از ورود به اون کتابخونه حالا چطور باید خارج بشه و برنده بزرگترین مسابقه زندگیش بشه؟ این کتاب بی نظیره. نوجوون های داستان بچههایی هستن که توی یه شهر بدون کتابخونه بزرگ شدن و حالا برای اولین بار خفنتربن کتابخونه عمومی جهان رو میبینن. چه راهی بهتر از بازی کردن میتونه بچهها رو عاشق این کتابخونه کنه؟ مسابقه قرار از کتابخونه آقای لمونچلو پر از معماست و بچهها باید برای حل کردنش توی کتابخونه تحقیق کنن و باهم همکاری کنن. این کتاب از بهترین پیشنهاد های مطالعه برای سن ۱۰ تا ۱۴ ساله. اما چرا؟ خیلی از ما از کتابهایی که میخوانیم درسهای کوچیک و بزرگ میگیریم و خوب میدونیم اگه بچهها از کودکی یا نوجوونی کتاب بخونن دنیاهای بینظیری رو تجربه میکنن و چیزای زیادی یاد میگیرن. این کتاب بهشون یاد میده کجا باید دنبال جوابها بگردن؟ کجا دنبال ماجراجویی برن؟ کجا میتونن دهها بار توی دهها دنیای مختلف زندگی کنن؟ کجا میتونن یادبگیرن تنها نیستن؟ این کتاب چشمکی میزنه و میگه «خب معلومه، بین کتابا!» اگه به من باشه، میتونم دهها صفحه از خاطرات خوبی که با شیش یا هفت بار خوندن این کتاب به دست آوردم بگم. :) این کتابو به کیا توصیه میکنم؟ به همه! مخصوصا نوجوون هایی که دنبال جایی برای تعلق داشتن میگردن. در کتابخونه لمونچلو همیشه روی شما بازه. و البته مامان بابا هایی که میخوان بچهشون عاشق کتاب و کتابخونه بشه :) 1 17 باران هستم :)! 1404/4/17 مارمولک سیاه ادوگاوا رانپو 3.0 16 مارمولک سیاه اثر ادوگاوا رانپو ترجمه محمود گودرزی روایت جنایی و پرکشش از دید کارآگاه و جنایتکار! داستان کتاب درباره زن تبهکاریه که قصد داره دختر مهمترین جواهرفروش ژاپن رو بدزده و در مقابل کارآگاه آکچی کوگورو قصد داره جلو این جنایت رو بگیره. جالب ترین بخش این کتاب به عنوان یه اثر جنایی اینه که ما مجرم رو میشناسیم. همزمان هم دیدگاه ها و نقشه های مجرم و هم کارآگاه توی این داستان پیداست و نهتنها گیج کننده نیست، بلکه هیجان انگیز و خوندنیه. روایت کتاب منطقیه. باگ قابل توجهی نداره (گویا تغییر قیافه برای ژاپنی ها به دلیل ویژگیهای صورتشون ساده تر از ماست.) و رانپو هوش سرشار از دو نفر رو به شکل زیبایی نشون میده. داستان یه جاهایی هولناک میشه و یه جاهایی کمی بامزه. از اون دست جنایی های محدوده که حتی میشه برای بار دوم هم خوندش! اگه دنبال یه جنایی متفاوت و سرگرم کننده باشید از خوندنش لذت خواهید برد و ذهن جالب رانپو رو تحسین میکنید پینوشت اول: ترجمه آقای گودرزی عالیه! پینوشت دوم: کارآگاه آکچی فقط شخصیت این کتاب نیست! توی داستان های دیگه رانپو هم ظاهر میشه و میتونیم از ذکاوتش لذت ببریم اما اون داستانا اکثرا ترجمه نشدن :( 0 7 باران هستم :)! 1404/4/16 کوچه ابرهای گمشده کورش اسدی 3.8 11 کوچه ابرهای گمشده از اولین تجربههای من در مطالعه ادبیات ایران بود. داستانی در وصف خیلی چیزها، از جنگ و انقلاب تا احساسات درونی و آشفتگیهای بیانتها. در مجموع این کتاب کمی سخت خوانه اما این یه ویژگی مثبته. نوع نوشتار کتاب تابع حال روانی راویه، اولش ارتباط گرفتن باهاش سخته اما بعد متوجه میشی نگارش این کتاب خودش یه جادوئه. داستان تاثیر عمیقی روی خواننده میذاره. اولش توی یه مه غلیظ پیش نیری و آروم آروم اطراف شفاف و واضح میشه، روابط بین شخصیت ها مشخص میشه و گذشته تیکه تیکه به حال وصل میشه. همه سوالها جواب داده نمیشن اما این ویژگی باعث میشه بتونی تا ابد به این کتاب فکر کنی و شخصیت هاشو فراموش نکنی. شاید چند هفته بعد خوندنش برگردی و به ذهن آشفته کارون، حضور عجیب ممشاد، داستان شیده یا شخصیت سنگین سارای نوجوان فکر کنی و بگی خدایا این چی بود من خوندم. در مجموع به کتابخون های با حوصله که حاضرن به نثر یه کتاب فکر کنن و برای شناختن شخصیتهاش زمان بذارن و در عوضش یه اثر فراموش نشدنی روی ذهنشون هدیه بگیرن توصیه میکنم :) 0 5 باران هستم :)! 1404/4/16 در چشم شیطان جونیچیرو تانیزاکی 3.1 10 در چشم شیطان نوشته جونیچیرو تانیزاکی و ترجمه محمود گودرزی داستان جنایی هولناک و مورمور کنندهای که در نوع خودش خواندنی و جالبه. خوندن داستان حس هیجان رو القا میکنه و در بعضی بخشها کمی چندش آور میشه اما نه به طرز آزار دهنده بلکه دوست داشتنی و جالب. من از چنین کتاب و چنین نویسندهای انتظار کاری کاملا منطقی شبیه آثار آگاتا کریستی نداشتم و به همین دلیل عجیب بودنش اذیتم نکرد. عناصر کارآگاهی توی داستان به چشم میخوره اما از لحاظ علمی و منطقی بیشتر به نویسندگان وحشت و گوتیک نزدیکه. (در یک کلام: تو دنیای واقعی قابل اجرا نیست) قلم خاص و اصطلاحات ویژه تانیزاکی کاملا موفق میشه کاری کنه خواننده یه لحظههای خطاب به راوی با خودش بگه «اخه اینا چیه تو داری بهش فکر میکنی؟» که خب ویژگی مهمی از قلم تانیزاکیه. درس اخلاقی یا اثر به یاد موندنیای نداره اما اگه به کارای نویسندههایی مثل ادگار الن پو علاقه دارین، این کتاب به عنوان یه اثر معاصر میتونه سرگرم کننده باشه. پینوشت: ترجمه آقای گودرزی مثل معمول خواندنی و روون بود. 0 12 باران هستم :)! 1404/4/16 خدمتکار و پروفسور یوکو اوگاوا 3.6 32 کتاب خدمتکار و پروفسور، نوشته یوکو اوگاوا داستانی با ریتم آروم و موزون، درباره زندگی و با حضور کمی ریاضیات محور داستان درباره خانم خدمتکاریه که توی خونه به پروفسور پیر که زمانی استاد ریاضیات بوده مشغول به کار میشه. البته پروفسور داستان ما یه ویژگی خاص هم داره، حافظه اون فقط چند ساعت دوام داره و هرروز فراموش میکنه که روز قبل چه اتفاقی افتاده. در مجموع این کتاب خوب و تا حدی فراموش نشدنیه، نسبت به آثاری که از ادبیات ژاپن خوندم کمی آروم تر بود و در مواردی کمتر به احساسات درونی آدما پرداخته. شخصیتهای داستان دوست داشتنی و دلنشینن و روند اون با وجود آروم و کم فراز و نشیب بودن کسل کننده نیست. تا اونجا که فهمیدم یوکو اوگاوا خودش در زمینه ریاضیات تحصیلاتی داره و دقیقا میدونه داره درباره چی حرف میزنه. عشق صادقانه و عمیق پروفسور به مسائل ریاضی کاملا باور پذیر و قشنگه. جوری که اگر فقط کمی در زمینه ریاضیات مطالعه داشته باشید احتمالا با پروفسور همدلی میکنین پروفسور پیر و مهربون حتی به پسر خانم خدمتکار که به دلیل صافی سرش اون رو «جذر» صدا میکنه توی ریاضیات کمک میکنه. در مجموع این کتاب شاید اثر و تحول عمیقی روی خواننده نذاره اما در حین خوندنش احساسات و تجربههایی رو به دست میارین که همه جا پیدا نمیشن. اگه دنبال یه داستان پر از ماجراجویی هستین این کتاب رو توصیه نمیکنم. اما اگه کمی عشق به ریاضی، علاقه نگاه به روند آروم اما متلاطم زندگی آدما و همنشینی با یه پروفسور پیر داشته باشید از این کتاب لذت خواهید برد 0 16