بریدههای کتاب MFaraji MFaraji 6 روز پیش مردی در تبعید ابدی: بر اساس داستان زندگی ملاصدرای شیرازی صدرالمتالهین نادر ابراهیمی 4.6 209 صفحۀ 240 – بانو! هرگز از یاد نبر که ما را تبعید نکردهاند؛ به ما نشاطِ تبعید بخشیدهاند. اصل آن است که ما بتوانیم از خود دور شویم، و این تبعیدیست اَبَدی برای آنکس که خواهانِ قُربت است... مردان و زنانِ راهِ حق، چه سلاطین اراده کنند چه نکنند، پیوسته در تبعید از خویشتناند به قصدِ تقرّب به بارگاهِ حق – جلّ جَلاله... 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 291 تلمیذ بیارادت عاشق بیزر است و روندهٔ بیمعرفت مرغ بیپر و عالم بیعمل درخت بیبر و زاهد بیعلم خانهٔ بیدر. 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 291 حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بیگناه را دشمن میدارد. مردکی خشک مغز را دیدم رفته در پوستین صاحب جاه گفتم ای خواجه گر تو بدبختی مردم نیکبخت را چه گناه الا تا نخواهی بلا بر حسود که آن بخت برگشته خود در بلاست چه حاجت که با او کنی دشمنی که او را چنین دشمنی در قفاست 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 276 خشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند. دُرشتی و نَرمی به هَم دَر بِه است چو فاصد که جَراح و مَرهَم نِهْ است دُرشتی نگیرد خِرَدمَند پیش نه سُستی که ناقص کُنَد قَدرِ خویش نه مَر خویشتن را فُزونی نَهد نه یکباره تَن در مَذلت دَهد شَبانی با پدر گفت: اِی خِرَدمَند مَرا تَعلیم دِه پیرانه یک پَند بگفتا: نیکمَردی کُن نَه چَندان که گردد خیره گرگِ تیز دَندان 0 0 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 276 نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است. حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن که بر زانو زنی دست تغابن گرت راهی نماید راست چون تیر از او برگرد و راه دست چپ گیر 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 272 دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بیفایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد. علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی نه محقّق بود نه دانشمند چارپایی بر او کتابی چند آن تهیمغز را چه علم و خبر که بر او هیزم است یا دفتر 0 1 MFaraji 1404/5/28 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 196 یکی را دل از دست رفته بود و ترکِ جان کرده و مَطْمَحِ نظرش جایی خطرناک و مَظنّهٔ هلاک. نه لقمهای که مصوّر شدی که به کام آید یا مرغی که به دام افتد. چو در چشمِ شاهد نیاید زرت زر و خاکْ یکسان نماید برت باری، به نصیحتش گفتند: از این خیالِ مُحال تجنّب کن که خلقی هم بدین هوس که تو داری، اسیرند و پای در زنجیر. بنالید و گفت: دوستان گو، نصیحتم مکنید که مرا دیده بر ارادتِ اوست جنگجویان به زورِ پنجه و کتف دشمنان را کُشند و خوبانْ دوست شرطِ مودّت نباشد به اندیشهٔ جان، دل از مهرِ جانان برگرفتن. تو که در بندِ خویشتن باشی عشقبازِ دروغزن باشی گر نشاید به دوست ره بردن شرطِ یاری است در طلب مردن گر دست رسد که آستینش گیرم ور نه، بروم بر آستانش میرم متعلّقان را که نظر در کارِ او بود و شفقت به روزگارِ او، پندش دادند و بندش نهادند و سودی نکرد. دردا که طبیبْ صبر میفرماید وین نفسِ حریص را شکَر میباید آن شنیدی که شاهدی به نهفت با دل از دست رفتهای میگفت: تا تو را قدرِ خویشتن باشد پیشِ چشمت چه قدرِ من باشد؟ 0 1 MFaraji 1404/5/27 مردی در تبعید ابدی: بر اساس داستان زندگی ملاصدرای شیرازی صدرالمتالهین نادر ابراهیمی 4.6 209 صفحۀ 21 هدفِ دانش، دانش نیست، حضور است و اقدام، پیوستن به خلق و خدمت به مخلوق، نه بُریدن از جهانِ ملموس و محسوس و فرو رفتن در خویش. 0 1 MFaraji 1404/5/27 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 214 نباید بستن اندر چیز و کس دل که دل برداشتن کاریست مشکل 0 1 MFaraji 1404/5/25 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 126 بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفا. گفت: کمینه آن که مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدّم دارد و حکما گفتهاند: برادر که در بند خویش است نه برادر و نه خویش است. همراه اگر شتاب کند همره تو نیست دل در کسی مبند که دل بسته تو نیست چون نبود خویش را دیانت و تقوی قطع رحم بهتر از مودت قربی یاد دارم که مدّعی در این بیت بر قول من اعتراض کرده بود و گفته: حق تعالی در کتاب مجید از قطع رحم نهی کرده است و به مودت ذی القربی فرموده و اینچه تو گفتی مناقض آن است. گفتم: غلط کردی که موافق قرآن است: و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تُطِعْهما هزار خویش که بیگانه از خدا باشد فدای یک تنِ بیگانه کآشنا باشد 0 1 MFaraji 1404/5/24 جاذبه ی حسینی: گزیده ی بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) درباره ی حضرت زینب کبری (س) و اربعین حسینی سیدعلی خامنه ای 4.3 17 صفحۀ 101 0 0 MFaraji 1404/5/16 آتش بدون دود: هر سرانجام، سرآغازی ست جلد 7 نادر ابراهیمی 4.6 43 صفحۀ 155 0 1 MFaraji 1404/5/15 آتش بدون دود: هر سرانجام، سرآغازی ست جلد 7 نادر ابراهیمی 4.6 43 صفحۀ 80 0 1 MFaraji 1404/5/12 تو می آیی علی صفایی حائری 4.0 6 صفحۀ 94 0 1 MFaraji 1404/5/12 تو می آیی علی صفایی حائری 4.0 6 صفحۀ 90 0 1 MFaraji 1404/5/11 تو می آیی علی صفایی حائری 4.0 6 صفحۀ 55 0 1 MFaraji 1404/4/31 امامت: طرح حکومتی شیعه علی صفایی حائری 4.6 5 صفحۀ 53 0 1 MFaraji 1404/4/29 آتش بدون دود: حرکت از نو جلد 5 نادر ابراهیمی 4.5 25 صفحۀ 186 0 1 MFaraji 1404/4/24 آتش بدون دود: واقعیتهای پر خون نادر ابراهیمی 4.3 35 صفحۀ 16 0 1 MFaraji 1404/4/23 آتش، بدون دود: گالان و سولماز، درخت مقدس، اتحاد بزرگ (کتابهای اول، دوم و سوم) نادر ابراهیمی 4.7 42 صفحۀ 631 عشق، این هجومِ بیمحاسبه، میتواند تو را برای وصول به عشقی بزرگتر و باز هم بزرگتر، به جنبشی ساحرانه وادارد و تا نهایتِ «انهدامِ خود در راه چیزی فراسوی خود» پیش برد، و میتواند بهسادگی، زمینگیرت کند، به خاک سیاهت بنشاند، و از تو یک بردهٔ مطیع و امربَر و ضدّجنبشِ بردگان بسازد... 0 1
بریدههای کتاب MFaraji MFaraji 6 روز پیش مردی در تبعید ابدی: بر اساس داستان زندگی ملاصدرای شیرازی صدرالمتالهین نادر ابراهیمی 4.6 209 صفحۀ 240 – بانو! هرگز از یاد نبر که ما را تبعید نکردهاند؛ به ما نشاطِ تبعید بخشیدهاند. اصل آن است که ما بتوانیم از خود دور شویم، و این تبعیدیست اَبَدی برای آنکس که خواهانِ قُربت است... مردان و زنانِ راهِ حق، چه سلاطین اراده کنند چه نکنند، پیوسته در تبعید از خویشتناند به قصدِ تقرّب به بارگاهِ حق – جلّ جَلاله... 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 291 تلمیذ بیارادت عاشق بیزر است و روندهٔ بیمعرفت مرغ بیپر و عالم بیعمل درخت بیبر و زاهد بیعلم خانهٔ بیدر. 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 291 حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بیگناه را دشمن میدارد. مردکی خشک مغز را دیدم رفته در پوستین صاحب جاه گفتم ای خواجه گر تو بدبختی مردم نیکبخت را چه گناه الا تا نخواهی بلا بر حسود که آن بخت برگشته خود در بلاست چه حاجت که با او کنی دشمنی که او را چنین دشمنی در قفاست 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 276 خشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند. دُرشتی و نَرمی به هَم دَر بِه است چو فاصد که جَراح و مَرهَم نِهْ است دُرشتی نگیرد خِرَدمَند پیش نه سُستی که ناقص کُنَد قَدرِ خویش نه مَر خویشتن را فُزونی نَهد نه یکباره تَن در مَذلت دَهد شَبانی با پدر گفت: اِی خِرَدمَند مَرا تَعلیم دِه پیرانه یک پَند بگفتا: نیکمَردی کُن نَه چَندان که گردد خیره گرگِ تیز دَندان 0 0 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 276 نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است. حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن که بر زانو زنی دست تغابن گرت راهی نماید راست چون تیر از او برگرد و راه دست چپ گیر 0 1 MFaraji 1404/5/29 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 272 دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بیفایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد. علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی نه محقّق بود نه دانشمند چارپایی بر او کتابی چند آن تهیمغز را چه علم و خبر که بر او هیزم است یا دفتر 0 1 MFaraji 1404/5/28 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 196 یکی را دل از دست رفته بود و ترکِ جان کرده و مَطْمَحِ نظرش جایی خطرناک و مَظنّهٔ هلاک. نه لقمهای که مصوّر شدی که به کام آید یا مرغی که به دام افتد. چو در چشمِ شاهد نیاید زرت زر و خاکْ یکسان نماید برت باری، به نصیحتش گفتند: از این خیالِ مُحال تجنّب کن که خلقی هم بدین هوس که تو داری، اسیرند و پای در زنجیر. بنالید و گفت: دوستان گو، نصیحتم مکنید که مرا دیده بر ارادتِ اوست جنگجویان به زورِ پنجه و کتف دشمنان را کُشند و خوبانْ دوست شرطِ مودّت نباشد به اندیشهٔ جان، دل از مهرِ جانان برگرفتن. تو که در بندِ خویشتن باشی عشقبازِ دروغزن باشی گر نشاید به دوست ره بردن شرطِ یاری است در طلب مردن گر دست رسد که آستینش گیرم ور نه، بروم بر آستانش میرم متعلّقان را که نظر در کارِ او بود و شفقت به روزگارِ او، پندش دادند و بندش نهادند و سودی نکرد. دردا که طبیبْ صبر میفرماید وین نفسِ حریص را شکَر میباید آن شنیدی که شاهدی به نهفت با دل از دست رفتهای میگفت: تا تو را قدرِ خویشتن باشد پیشِ چشمت چه قدرِ من باشد؟ 0 1 MFaraji 1404/5/27 مردی در تبعید ابدی: بر اساس داستان زندگی ملاصدرای شیرازی صدرالمتالهین نادر ابراهیمی 4.6 209 صفحۀ 21 هدفِ دانش، دانش نیست، حضور است و اقدام، پیوستن به خلق و خدمت به مخلوق، نه بُریدن از جهانِ ملموس و محسوس و فرو رفتن در خویش. 0 1 MFaraji 1404/5/27 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 214 نباید بستن اندر چیز و کس دل که دل برداشتن کاریست مشکل 0 1 MFaraji 1404/5/25 گلستان سعدی؛ از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی سعدی 4.8 32 صفحۀ 126 بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفا. گفت: کمینه آن که مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدّم دارد و حکما گفتهاند: برادر که در بند خویش است نه برادر و نه خویش است. همراه اگر شتاب کند همره تو نیست دل در کسی مبند که دل بسته تو نیست چون نبود خویش را دیانت و تقوی قطع رحم بهتر از مودت قربی یاد دارم که مدّعی در این بیت بر قول من اعتراض کرده بود و گفته: حق تعالی در کتاب مجید از قطع رحم نهی کرده است و به مودت ذی القربی فرموده و اینچه تو گفتی مناقض آن است. گفتم: غلط کردی که موافق قرآن است: و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تُطِعْهما هزار خویش که بیگانه از خدا باشد فدای یک تنِ بیگانه کآشنا باشد 0 1 MFaraji 1404/5/24 جاذبه ی حسینی: گزیده ی بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) درباره ی حضرت زینب کبری (س) و اربعین حسینی سیدعلی خامنه ای 4.3 17 صفحۀ 101 0 0 MFaraji 1404/5/16 آتش بدون دود: هر سرانجام، سرآغازی ست جلد 7 نادر ابراهیمی 4.6 43 صفحۀ 155 0 1 MFaraji 1404/5/15 آتش بدون دود: هر سرانجام، سرآغازی ست جلد 7 نادر ابراهیمی 4.6 43 صفحۀ 80 0 1 MFaraji 1404/5/12 تو می آیی علی صفایی حائری 4.0 6 صفحۀ 94 0 1 MFaraji 1404/5/12 تو می آیی علی صفایی حائری 4.0 6 صفحۀ 90 0 1 MFaraji 1404/5/11 تو می آیی علی صفایی حائری 4.0 6 صفحۀ 55 0 1 MFaraji 1404/4/31 امامت: طرح حکومتی شیعه علی صفایی حائری 4.6 5 صفحۀ 53 0 1 MFaraji 1404/4/29 آتش بدون دود: حرکت از نو جلد 5 نادر ابراهیمی 4.5 25 صفحۀ 186 0 1 MFaraji 1404/4/24 آتش بدون دود: واقعیتهای پر خون نادر ابراهیمی 4.3 35 صفحۀ 16 0 1 MFaraji 1404/4/23 آتش، بدون دود: گالان و سولماز، درخت مقدس، اتحاد بزرگ (کتابهای اول، دوم و سوم) نادر ابراهیمی 4.7 42 صفحۀ 631 عشق، این هجومِ بیمحاسبه، میتواند تو را برای وصول به عشقی بزرگتر و باز هم بزرگتر، به جنبشی ساحرانه وادارد و تا نهایتِ «انهدامِ خود در راه چیزی فراسوی خود» پیش برد، و میتواند بهسادگی، زمینگیرت کند، به خاک سیاهت بنشاند، و از تو یک بردهٔ مطیع و امربَر و ضدّجنبشِ بردگان بسازد... 0 1