بریدههای کتاب دل آرا صادقی دل آرا صادقی 1404/5/13 سیاه خون کورنلیا فونکه 4.3 22 صفحۀ 64 مو به او گفته بود :« بنظرت عجیب نیست که وقتی ادم چند بار یک کتاب را می خواند ، ان کتاب خیلی خیلی کلفت تر از اولش می شه ؟ انگار هربار بین کاغذ ها یک جیزی می چسبد ، احساسات ، افکار ، صداها، عطر ها … و وقتی تو بعد از سال ها باز ان کتاب را ورق می زنی ، خودت را لای کاغذ ها پیدا می کنی ، کمی جوان تر و متفاوت تر ، انکار کتاب تو را حفظ کرده و مثل گلی که لای کتاب خشک کرده باشی ، غریبه و در عین حال آشنا . » 0 2 دل آرا صادقی 1404/5/13 سیاه خون کورنلیا فونکه 4.3 22 صفحۀ 61 یکبار مو گفته بود :« مگی ، داستان ها هیچوقت تمام نمی شن . البته کتاب ها مایلند که توی کله مان فرو کنند که قصه شان به اخر رسیده . اما داستان ها همیشه ادامه پیدا می کنند . قصه ها همان جور که با اولین صفحه شروع نمی شوند . با اخرین صفحه هم به پایان نمی رسند . » 0 1 دل آرا صادقی 1404/4/20 هری پاتر جی. کی. رولینگ 3.9 72 صفحۀ 176 می گن بچه داری سخت ترین کار دنیاست، اشتباه می کنن،بزرگ شدن از همه سخت تره. فقط یادمون می ره چقدر سخت بوده 0 48 دل آرا صادقی 1404/4/13 دروازه مردگان؛ شب خندق جلد 2 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 61 صفحۀ 115 بعضی وقت ها بعضی حرف های راست را نباید گفت تا وقتش برسد 0 0 دل آرا صادقی 1404/4/3 سیاه قلب کورنلیا فونکه 4.2 57 صفحۀ 505 ترس قرمز زنگ نیست … ترس مثل صورت مرده رنگ پریده است . 0 2 دل آرا صادقی 1404/1/16 سیاه قلب کورنلیا فونکه 4.2 57 صفحۀ 146 بک بار مو به او گفته بود : « ترس همه چیز را می کشد ، حتی عقل و قلب را . قوه ی تخیل که دیگر جای خود دارد. » 0 6 دل آرا صادقی 1404/1/1 انجمن ارواح غمگین لیز مدینگز 3.8 83 صفحۀ 194 و وقتی زندگی خیلی سخت به نظر می رسه باید این رو یادت بمونه ماها یه زمانی به دنیا اومدیم و یه زمانی هم از دنیا می ریم و خب صدسال دیگه زنده نیستیم و هرکاری می کنیم یا هر احساس داریم اونقدر ها هم اهمیت نداره . پس چرا وقتی هیچی واقعا مهم نیست انقدر خودت رو اذیت کنی و نگران اینده باشی ؟! 0 2 دل آرا صادقی 1403/12/24 دروازه مردگان؛ قبرستان عمودی جلد 1 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 132 صفحۀ 154 وقتی عزیزترین کس ادم می ره یه بخشی از وجود ادم رو با خودش می بره . یه جایی از وجود ادم برای همیشه خالی می مونه . این جای خالی می شه جای رفت و امد هزار فکر و خیال و هزار جور حسرت و افسوس . حسرت اینکه چرا وقتی بود خوب تماشاش نکردی ، خوب باهاش حرف نزدی ، خوب به حرفاش گوش نکردی . یه عزیز وقتی می ره ، رفتنش هر طور که فکر کنی ناگهانیه حتی اگه خیلی پیر باشه ، حتی اگه مدت ها مریض بوده باشه ، رفتنش باور نکردنیه چون یه تیکه از وجود تورو هم با خودش می بره ( حق ++ :) ) 0 2 دل آرا صادقی 1403/11/27 دروازه مردگان؛ قبرستان عمودی جلد 1 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 132 صفحۀ 24 و دیگران را چه حاجت که بدانند چنین کسی کی پا به تاریکخانه ی این دنیا نهاده است ! 0 1 دل آرا صادقی 1403/9/21 زمانی که همسفر ونگوگ بودم محمدرضا مرزوقی 4.5 13 صفحۀ 83 وقتی خودت را جلوی دیگران ساده و کوچک کنی ، ان ها هم هر طور بتوانند از تو سواری می گیرند 0 7 دل آرا صادقی 1403/8/23 هری پاتر و محفل ققنوس (هری پاتر (5) جلد 5 جی. کی. رولینگ 4.7 10 صفحۀ 790 « هری ، چنین درد و رنجی ثابت می کنه تو هنوز یک انسانی ! این درد بخشی از انسان بودنه …» هری فریاد کشید :« پس اگه اینجوره ، من نمی خوام انسان باشم !» 0 3
بریدههای کتاب دل آرا صادقی دل آرا صادقی 1404/5/13 سیاه خون کورنلیا فونکه 4.3 22 صفحۀ 64 مو به او گفته بود :« بنظرت عجیب نیست که وقتی ادم چند بار یک کتاب را می خواند ، ان کتاب خیلی خیلی کلفت تر از اولش می شه ؟ انگار هربار بین کاغذ ها یک جیزی می چسبد ، احساسات ، افکار ، صداها، عطر ها … و وقتی تو بعد از سال ها باز ان کتاب را ورق می زنی ، خودت را لای کاغذ ها پیدا می کنی ، کمی جوان تر و متفاوت تر ، انکار کتاب تو را حفظ کرده و مثل گلی که لای کتاب خشک کرده باشی ، غریبه و در عین حال آشنا . » 0 2 دل آرا صادقی 1404/5/13 سیاه خون کورنلیا فونکه 4.3 22 صفحۀ 61 یکبار مو گفته بود :« مگی ، داستان ها هیچوقت تمام نمی شن . البته کتاب ها مایلند که توی کله مان فرو کنند که قصه شان به اخر رسیده . اما داستان ها همیشه ادامه پیدا می کنند . قصه ها همان جور که با اولین صفحه شروع نمی شوند . با اخرین صفحه هم به پایان نمی رسند . » 0 1 دل آرا صادقی 1404/4/20 هری پاتر جی. کی. رولینگ 3.9 72 صفحۀ 176 می گن بچه داری سخت ترین کار دنیاست، اشتباه می کنن،بزرگ شدن از همه سخت تره. فقط یادمون می ره چقدر سخت بوده 0 48 دل آرا صادقی 1404/4/13 دروازه مردگان؛ شب خندق جلد 2 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 61 صفحۀ 115 بعضی وقت ها بعضی حرف های راست را نباید گفت تا وقتش برسد 0 0 دل آرا صادقی 1404/4/3 سیاه قلب کورنلیا فونکه 4.2 57 صفحۀ 505 ترس قرمز زنگ نیست … ترس مثل صورت مرده رنگ پریده است . 0 2 دل آرا صادقی 1404/1/16 سیاه قلب کورنلیا فونکه 4.2 57 صفحۀ 146 بک بار مو به او گفته بود : « ترس همه چیز را می کشد ، حتی عقل و قلب را . قوه ی تخیل که دیگر جای خود دارد. » 0 6 دل آرا صادقی 1404/1/1 انجمن ارواح غمگین لیز مدینگز 3.8 83 صفحۀ 194 و وقتی زندگی خیلی سخت به نظر می رسه باید این رو یادت بمونه ماها یه زمانی به دنیا اومدیم و یه زمانی هم از دنیا می ریم و خب صدسال دیگه زنده نیستیم و هرکاری می کنیم یا هر احساس داریم اونقدر ها هم اهمیت نداره . پس چرا وقتی هیچی واقعا مهم نیست انقدر خودت رو اذیت کنی و نگران اینده باشی ؟! 0 2 دل آرا صادقی 1403/12/24 دروازه مردگان؛ قبرستان عمودی جلد 1 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 132 صفحۀ 154 وقتی عزیزترین کس ادم می ره یه بخشی از وجود ادم رو با خودش می بره . یه جایی از وجود ادم برای همیشه خالی می مونه . این جای خالی می شه جای رفت و امد هزار فکر و خیال و هزار جور حسرت و افسوس . حسرت اینکه چرا وقتی بود خوب تماشاش نکردی ، خوب باهاش حرف نزدی ، خوب به حرفاش گوش نکردی . یه عزیز وقتی می ره ، رفتنش هر طور که فکر کنی ناگهانیه حتی اگه خیلی پیر باشه ، حتی اگه مدت ها مریض بوده باشه ، رفتنش باور نکردنیه چون یه تیکه از وجود تورو هم با خودش می بره ( حق ++ :) ) 0 2 دل آرا صادقی 1403/11/27 دروازه مردگان؛ قبرستان عمودی جلد 1 حمیدرضا شاه آبادی 4.4 132 صفحۀ 24 و دیگران را چه حاجت که بدانند چنین کسی کی پا به تاریکخانه ی این دنیا نهاده است ! 0 1 دل آرا صادقی 1403/9/21 زمانی که همسفر ونگوگ بودم محمدرضا مرزوقی 4.5 13 صفحۀ 83 وقتی خودت را جلوی دیگران ساده و کوچک کنی ، ان ها هم هر طور بتوانند از تو سواری می گیرند 0 7 دل آرا صادقی 1403/8/23 هری پاتر و محفل ققنوس (هری پاتر (5) جلد 5 جی. کی. رولینگ 4.7 10 صفحۀ 790 « هری ، چنین درد و رنجی ثابت می کنه تو هنوز یک انسانی ! این درد بخشی از انسان بودنه …» هری فریاد کشید :« پس اگه اینجوره ، من نمی خوام انسان باشم !» 0 3