بریدههای کتاب فتح خون حمیده اسلامی 1403/5/1 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 5 ای تشنگان کوثر ولایت! بیایید ... من سرچشمه را یافتهام. وا اسفا! باطن قبله را رها کردهاید و بر گِرد دیوارهایی سنگی میچرخید؟ بیایید ... باطن قبله اینجاست! به خدا، اگر نبود که خداوند خود این چنین خواسته، میدیدی کعبه را که به طواف امام آمده است و حجرالاسود را میدیدی که با او بیعت می کند. 0 5 zahrakhalaji 1403/5/15 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 103 تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند 0 1 علیرضا کوچکپور 1403/11/18 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 47 و آنکس که در دنیا از خدا نترسد، آنگاه که قیامت برپا شود در امان او نخواهد بود. و من از خدا میخواهم که در دنیا از او بترسم تا آخرت را در امان او باشم... 0 8 فـاطمـہ📚🤍👩🏻💻 1403/4/20 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 2 عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است...یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن!اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگ هایش را می پرستند.تمامیت دین به امامت است،اما امام تنها مانده و فرزندان اُمیه از کرسیِ خلافتِ انسان کامل،تختی برای پادشاهی خود ساخته اند... 0 3 نامی 1403/4/29 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 16 ساحل را دیده ای که چگونه در آیینه ی آب وارونه انعکاس یافته است ؟ سّر آن که دهر بر مراد سفلگان میچرخد این است که دنیا وارونه ی آخرت است . 0 2 فاطمه توانا 1402/6/15 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 95 تاریخ امانت دار فریاد "هل من ناصر" حسین است و فطرت گنجینه دار آن... و از آن پس کدام دلی است که با یاد او نتپد؟ مردگان را رها کن، سخن از زندگان عشق می گویم. 0 3 آگاتا هولمز 1403/5/15 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 90 چه سرّی است در آنکه آرای اهل کفر متشتت است، اما ملت واحدی دارند؟ آنهارا یکایک هرگز جرأت نیست، اما چون باهم شوند و جسور تهی مغزی چون شمر نیز میاندار شود، بیا و ببین که چه میکنند! شرک همواره با تفرقه ملازم است، اما جلوه های فریب دنیا، آنان را چون لاشخورهایی که بر یک جنازه اجتماع کنند، بر جیفه های بی مقدار شهوت و غضب گرد می آورد. 0 8 علی بهادری 1404/4/6 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 16 دل به تقدیر بسپار که رسم جهان این است! ساحل را دیدهای که چگونه در آیینهی آب، وارونه انعکاس یافته است؟ سِرّ آن که دهر بر مراد سفلگان میچرخد این است که دنیا وارونهی آخرت است.. 0 1 عَلَـویه 1402/6/7 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 39 و آتش شایعه چه زود در میان بیشه زار خشک گسترده میشود! 0 10 ᴛᴀꜱɴɪᴍ ᴀᴋʜɢᴀʀɪ 1404/5/31 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 80 سفینۀ اجل بر سر منزل خویش رسیده است و سیارۀ زمین سفینۀ اجل است: سفینه ای که در دل بحر معلّق آسمان لایتناهی، همسفر خورشید، رو به سوی مستقرّ خویش دارد و مسافرانش را نیز، ناخواسته با خود می برد.🌱 ای همسفر، نیک بنگر که در کجایی! مبادا که از سر غفلت، این سفینۀ اجل را مأمنی جاودان بینگاری و در این توهّم از سفر آسمانی خویش غافل شوی. نیک بنگر! فراز سرت آسمان است و زیر پایت سفینه ای که در دریای حیرت به امان عشق رها شده است. ❤️✨ این جاذبۀ عشق است که او را با عنان توکل به خورشید بسته است و خورشید نیز در طواف شمسی دیگر است و آن شمس نیز در طواف شمسی دیگر و همه در طواف شمس الشموس عشق، حسین بن علی(ع). 🙃 مگر نه اینکه او خود مسافر این سفینۀ اجل است؟ یاران! اینجا حیرتکدۀ عقل است و تا «خود» باقی است، این «حیرت» باقی است. پس کار را باید به «می» واگذاشت؛ آن می که تو را از «خویش» می رهاند و من و ما را در مسلخ او به قتل می رساند. . . 0 0 اسماء کرباسچی 1404/4/9 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 14 0 11 اسماء کرباسچی 1404/4/9 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 15 0 11 مستَعین🌱 1404/4/10 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 10 سرّ آنکه دهر به مراد سفلگان میچرخد این است که دنیا وارونهی آخرت است... 2 14 مستَعین🌱 1404/4/10 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 29 حیاتِ قلب، در گریه است... 0 14 ایلیا هادیان 1404/4/11 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 113 دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند، و گرنه، در هنگام راحت و فراغت و صلح و سِلم، چه بسیارند اهل دین، آنجا که شرط دینداری جز نمازی غُرابوار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند بر گرد خانهای سنگی نباشد. 0 3 ریحانه نوری 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 39 و آتش شایعه چه زود در میان بیشه زار خشک گسترده میشود! وقتی مردمی این چنین اند، دیگر چه نیازی است که ابن زیاد دست به اسلحه برد؟ پ.ن: حقیقتا تاریخ آینده است... 0 9 مستَعین🌱 1404/4/11 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 50 هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرتِ میان عقل و عشق معنا شود.. 0 2 علیرضا مجیدیان 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 25 0 0 Atena🌱 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 93 0 0 پگاه اختردانش 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 104 فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمدهاند و مبهوت از تجلیات علم لدنی انسان، به سجده در افتادهاند تا آسمان ها و زمین، کران تا کران به تسخیر انسان کامل در آید و رشته اختیار دهر، به او سپرده شود. اما انسان تا کامل نشود، در نخواهد یافت که دهر، بر همین شیوه که میچرخد احسن است. 0 0
بریدههای کتاب فتح خون حمیده اسلامی 1403/5/1 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 5 ای تشنگان کوثر ولایت! بیایید ... من سرچشمه را یافتهام. وا اسفا! باطن قبله را رها کردهاید و بر گِرد دیوارهایی سنگی میچرخید؟ بیایید ... باطن قبله اینجاست! به خدا، اگر نبود که خداوند خود این چنین خواسته، میدیدی کعبه را که به طواف امام آمده است و حجرالاسود را میدیدی که با او بیعت می کند. 0 5 zahrakhalaji 1403/5/15 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 103 تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند 0 1 علیرضا کوچکپور 1403/11/18 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 47 و آنکس که در دنیا از خدا نترسد، آنگاه که قیامت برپا شود در امان او نخواهد بود. و من از خدا میخواهم که در دنیا از او بترسم تا آخرت را در امان او باشم... 0 8 فـاطمـہ📚🤍👩🏻💻 1403/4/20 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 2 عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است...یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن!اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگ هایش را می پرستند.تمامیت دین به امامت است،اما امام تنها مانده و فرزندان اُمیه از کرسیِ خلافتِ انسان کامل،تختی برای پادشاهی خود ساخته اند... 0 3 نامی 1403/4/29 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 16 ساحل را دیده ای که چگونه در آیینه ی آب وارونه انعکاس یافته است ؟ سّر آن که دهر بر مراد سفلگان میچرخد این است که دنیا وارونه ی آخرت است . 0 2 فاطمه توانا 1402/6/15 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 95 تاریخ امانت دار فریاد "هل من ناصر" حسین است و فطرت گنجینه دار آن... و از آن پس کدام دلی است که با یاد او نتپد؟ مردگان را رها کن، سخن از زندگان عشق می گویم. 0 3 آگاتا هولمز 1403/5/15 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 90 چه سرّی است در آنکه آرای اهل کفر متشتت است، اما ملت واحدی دارند؟ آنهارا یکایک هرگز جرأت نیست، اما چون باهم شوند و جسور تهی مغزی چون شمر نیز میاندار شود، بیا و ببین که چه میکنند! شرک همواره با تفرقه ملازم است، اما جلوه های فریب دنیا، آنان را چون لاشخورهایی که بر یک جنازه اجتماع کنند، بر جیفه های بی مقدار شهوت و غضب گرد می آورد. 0 8 علی بهادری 1404/4/6 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 16 دل به تقدیر بسپار که رسم جهان این است! ساحل را دیدهای که چگونه در آیینهی آب، وارونه انعکاس یافته است؟ سِرّ آن که دهر بر مراد سفلگان میچرخد این است که دنیا وارونهی آخرت است.. 0 1 عَلَـویه 1402/6/7 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 39 و آتش شایعه چه زود در میان بیشه زار خشک گسترده میشود! 0 10 ᴛᴀꜱɴɪᴍ ᴀᴋʜɢᴀʀɪ 1404/5/31 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 80 سفینۀ اجل بر سر منزل خویش رسیده است و سیارۀ زمین سفینۀ اجل است: سفینه ای که در دل بحر معلّق آسمان لایتناهی، همسفر خورشید، رو به سوی مستقرّ خویش دارد و مسافرانش را نیز، ناخواسته با خود می برد.🌱 ای همسفر، نیک بنگر که در کجایی! مبادا که از سر غفلت، این سفینۀ اجل را مأمنی جاودان بینگاری و در این توهّم از سفر آسمانی خویش غافل شوی. نیک بنگر! فراز سرت آسمان است و زیر پایت سفینه ای که در دریای حیرت به امان عشق رها شده است. ❤️✨ این جاذبۀ عشق است که او را با عنان توکل به خورشید بسته است و خورشید نیز در طواف شمسی دیگر است و آن شمس نیز در طواف شمسی دیگر و همه در طواف شمس الشموس عشق، حسین بن علی(ع). 🙃 مگر نه اینکه او خود مسافر این سفینۀ اجل است؟ یاران! اینجا حیرتکدۀ عقل است و تا «خود» باقی است، این «حیرت» باقی است. پس کار را باید به «می» واگذاشت؛ آن می که تو را از «خویش» می رهاند و من و ما را در مسلخ او به قتل می رساند. . . 0 0 اسماء کرباسچی 1404/4/9 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 14 0 11 اسماء کرباسچی 1404/4/9 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 15 0 11 مستَعین🌱 1404/4/10 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 10 سرّ آنکه دهر به مراد سفلگان میچرخد این است که دنیا وارونهی آخرت است... 2 14 مستَعین🌱 1404/4/10 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 29 حیاتِ قلب، در گریه است... 0 14 ایلیا هادیان 1404/4/11 فتح خون: روایت محرم سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 113 دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند، و گرنه، در هنگام راحت و فراغت و صلح و سِلم، چه بسیارند اهل دین، آنجا که شرط دینداری جز نمازی غُرابوار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند بر گرد خانهای سنگی نباشد. 0 3 ریحانه نوری 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 39 و آتش شایعه چه زود در میان بیشه زار خشک گسترده میشود! وقتی مردمی این چنین اند، دیگر چه نیازی است که ابن زیاد دست به اسلحه برد؟ پ.ن: حقیقتا تاریخ آینده است... 0 9 مستَعین🌱 1404/4/11 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 50 هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرتِ میان عقل و عشق معنا شود.. 0 2 علیرضا مجیدیان 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 25 0 0 Atena🌱 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 93 0 0 پگاه اختردانش 1404/4/12 فتح خون سید مرتضی آوینی 4.7 110 صفحۀ 104 فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمدهاند و مبهوت از تجلیات علم لدنی انسان، به سجده در افتادهاند تا آسمان ها و زمین، کران تا کران به تسخیر انسان کامل در آید و رشته اختیار دهر، به او سپرده شود. اما انسان تا کامل نشود، در نخواهد یافت که دهر، بر همین شیوه که میچرخد احسن است. 0 0