اولین اثر نویسنده و فعال سیاسی، فریده چیچک اوغلو، را در یک نشست ۹۰ دقیقه ای تمام کردم. رمانی کوتاه در قالب نامه نگاری. نامه هایی کودکانه اما سرشار از مفاهیم عمیق انسانی؛ از پسربچه ای که از "صلح" فقط عنوانش به او رسیده است.
"باریش" این نامه ها را خطاب به "اینجی" ای مینویسد که به جایی رفته که آسمانش را قاب نگرفته اند. نامه هایی که جز مواردی اندک به دلیل خطرناک بودن هیچوقت از در آهنی عبور نمیکنند و به طبع پاسخی هم نخواهند داشت. و باریش هیچگاه نمیفهمد که مگر کلمات چه خطری میتوانند داشته باشند!
پسربچه ای که چون مادرش زندانی است و بیرون از اینجا کسی را ندارد کودکی خود را در زندان سپری میکند. در مصاحبت انسان هایی که به حق در قفس گرفتارند و نیز انسان هایی که به جرم "داشتن عقیده" و به ناحق آسمانشان را قاب گرفته اند.
این اثر در دوران کودتای سال ۱۹۸۰ ترکیه نوشته شد و حکومت آن را سانسورهای زیادی کرد. فریده چیچک اوغلو علاوه بر نویسندگی، فعالیت های سیاسی نیز میکرد و به خاطرش چهارسال زندان را نیز تحمل کرده است. بنابراین از پس ترسیم فضای زندان به خوبی برآمده است.
در سال ۱۹۸۷، تونک بازاران فیلمی بر اساس این رمان ساخت که توانست اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان سال ۱۹۹۱ را به دست آورد.
پ.ن: "باریش" در زبان ترکی به معنای صلح است.