واقعیت رو میکوبونم تو صورتتون، تحملشو دارید؟
🖊️ شاید این جمله نشون دهنده رئالیستی بودن اثر باشه شایدم باید گفت یه سری واقعیت ها آزار دهندن. این اثر از دوتا ناول تشکیل میشه و اسم نسخه اصلیش «بنسای» هست. یه اثر مینیمالیستی ساده که داخلش مفاهیمی مثل، زودگذر بودن جوونی، عشق، خاطرات، هویت، ادبیات و نویسندگی، پوچی و در آخر مرگ، وجود داره. مخصوصا ادبیات که توی هر دو بخش وجود پررنگی داره و حتی از یکی از جملات پروست هم نویسنده استفادهی جالبی میکنه. به شخصه بخش اول رو بیشتر دوست داشتم و البته اینم هست که کلا سیگاریها میتونن اون ارتباطی که باید رو با بخش دوم بگیرن و بقیه به قول سطری از کتاب، از روی ادب میخونن. عشق بین خولیو و امیلیا تو بخش اول واقعا جالب تصویر و روایت شده و همینطور پایان بخش اول که مثل پتکی تو صورت خوانندس و جدل بین سلامت و دوری از سردرد یا شادی و مطالعه و نویسندگی و دوری از سلامت که توی بخش دوم هست هم واقعا تأمل برانگیزه.
🖇️ این اثر رو به افرادی که دنبال یه کتاب ساده و کوتاه اما بدون هیجان با مفهوم نسبتا عمیق هستن، پیشنهاد میکنم ولی عامهپسند نیست.