معرفی کتاب یکی پس از دیگری اثر فریدا مک فادن مترجم فرانک سالاری

یکی پس از دیگری

یکی پس از دیگری

فریدا مک فادن و 1 نفر دیگر
4.1
70 نفر |
30 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

3

خوانده‌ام

121

خواهم خواند

57

ناشر
البرز
شابک
9786222351687
تعداد صفحات
232
تاریخ انتشار
1400/3/11

توضیحات

کتاب یکی پس از دیگری، نویسنده فریدا مک فادن.

لیست‌های مرتبط به یکی پس از دیگری

نمایش همه
داستان دو شهرآبشار یختصویر دوریان گری

خدانگهدار، هزار و چهارصد و سه!

66 کتاب

خب... وقتشه ببینم چقدر خوندم امسال... پیتر پن و داستان دو شهر رو از انتشارات دیگری خوندم... (پیترپن قدیانی و داستان دو شهر‌ افق) و خب بهترین‌ها هم که ...🥲 نامِ باد و کوئوت عزیز😁، شاه‌دزد، سیپیو و رفقاش که دلم براشون تنگ می‌شه:)💔 آبشار یخ و سولویگ و همراهانش که تا ابد دوستشون خواهم داشت🥲، بازی تاج و تخت و دسیسه‌چینی‌ها، و استارک‌های دوست داشتنی، راب، جان ‌که در حقش ظلم شد، آریا و ادارد...😭💔 حتی دنریس... که البته باید بگم سریالش رو هم دیدم و تنها سریالی بود که کامل شد... و علیرغم اینکه خیلی‌ها با کتابش حال نکردن، جز بهترین‌ها بود برای من!🥲 ربکا و مندرلی که بخشی از قلبم میون اتاق‌های بسیار اون عمارت بزرگ مونده... سایه‌ی باد و گورستان کتاب های فراموش شده و خولین کاراکسی که سرگذشتش هنوز باعث می‌شه قلبم بگیره:) دنیل، بئاتریس، کتابفروشی سمپره و خیابان‌های بارسلون... نارنیا و دنیای جادویی‌ش و کمد ... و چهار خواهر و برادر و کایرپاراول! ... مهمان دراکولا و فضای گوتیک و زیبایی که داشت... بارتیمیوس؛ و شهر لندن و کیتی و ناتانیل که دلم همیشه براشون تنگ می‌شه و حس می‌کنم دوباره پیششون برمی‌گردم و داستان عجیبشون رو باز هم می‌خونم... قصه‌های همیشگی، دوقلوهای بیلی و قصه‌های پریانی که همیشه دوستشون خواهم داشت... و این دومین باری بود که می‌خوندمش و قطعا باز هم می‌خونمش... کانر و گلدی‌لاکس عزیزم🥲🥲 آخرین روز خانم بیکسبی و اون همه هیجان و استرس... و هابیت خوانی‌ش برای شاگردهاش... زیبا صدایم کن و زیبایی که دلش می‌خواست با پدرش خوشحال زندگی کنن... داستان دو شهر؛ و شخصیت‌های خاکستری‌ش... انتقام، سیدنی کارتن... نیکلاس نیکلبی و اون همه بدبختی‌ای که تحمل کرده و دلم براش کباب شد..🥲 و عقل و احساس، و جین آستینی که در پردازش شخصیت‌هاش کم نمی‌ذاره، الینور و ماریانی که هنوز پایان داستانشون برام عجیبه... مانولیتوی عزیزم و مامان عجیب غریب و دست به کتکش...😂 بچه‌های خانم پرگرین؛ و ماجراجویی‌هاشون، جیک، اما، میلارد، اینوک، و ... سیلماریلیون، و سرزمین میانه‌ای که تاریخچه‌ای شگفت‌آور داشت... ارباب‌حلقه‌ها، یاران حلقه و نوروز ۱۴۰۳ و زمستونش که باهاشون سفر کردم... سم و آراگورن عزیز... پیتر پن و رویاهای کودکی‌ ای که فراموش شدن... دوریان گری، مردی که زیبا بود؛ ولی نه از درون... و همه و همه‌ی این‌ها، سال ۱۴۰۳ من رو تشکیل دادن. از همه‌ی این شخصیت‌ها ممنونم که باعث شدن توی روزهای مزخرف هزار و چهارصد و سه دووم بیارم!... و آره خلاصه؛ کتاب‌های امسال عجیب و خاص بودن. و دلم برای این کتاب‌ها تنگ خواهد شد. و انشاءالله که سال ۱۴۰۴ به شدت بهتر خواهم خوند...🙂 راستی گفتم حدود پنجاه تا کتاب هم خریدم ؟😁😁

14

یادداشت‌ها

رضا حقی

رضا حقی

1403/1/25

        کتاب خوبی بود ولی  پایانی غیرمنتظره داشت
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

1

        بسم الله الرحمن الرحیم

تکالیف یه نفر مونده بود(هم مدرسه و هم کلاسهای‌ دیگر)؛ هم کارهای دیگه‌ای داشت، هم هزاران کتاب‌ دستش بود و یه سری هاشون رو  دیگه داشت با باشگاه‌های دیگه همخوانی می‌‌کرد ولی تصمیم گرفت که بره و یه کتاب جنایی رو خیلی رندوم شروع بکنه😊چرا؟ چون نیاز داشت بهش.

بله اون یه نفر منم، و بله بنده نیاز داشتم. چون اکثر کتابهایی که دستمه قبلا خوندمشون یا کلا داستانی نیستن و یا اینکه روندشون خیلی کنده🐌 نیاز داشتم به یه چیزی که آدرنالین ام رو ببره بالا و نتونم اصلا حدس بزنم چی می‌شه. نیاز داشتم جدی. به ترس و هیجان نیاز داشتم. به چیزی که در کتابهایی که دستمه یافت نمی‌شه! (البته اگر هم یافت بشه من می‌دونم قضیه چی بوده).

خلاصه‌ش اینکه نیاز داشتم این کتاب رو بخونم. اونم نصفه شبی. البته بخش ترسناکش رو روز خوندم:// جدیدا با کتاب الکترونیکی بهتر از قبل کنار میام ولی هنوزم برام غیر قابل درکه. دوست دارم صفحات کتاب رو لمس کنم.

یه مسئله‌ی بد کتاب این خیانت کردن شخصیت ها بود.
شخصیت های کتاب اصلا برام دوست داشتنی نبودن. 
شخصیت کلیر برای کسی که خودش تو همچین شرایطی نباشه اصلا قابل درک نیست(مثلا نسبت به یه نفر احساس نفرت شدید بکنی). رفتارهای کلیر بی‌منطق بود و این اذیت کننده بود.
البته این جز نکات مثبتش هم هست تا حدودی که به معمای کتاب کمک میکنه. این که هیچ‌کس قابل اعتماد نیست و هرکدومشون بدون استثنا یه مشکلی دارن.
اما خب روابط عاشقانه شون زیادی فیلم هندی بود.

بعد هم اینکه داستان تا صفحات اول کشش خاصی نداشت. ولی از یه جایی به بعد خیلی هیجان انگیز بود. خیلی خیلی و نمی‌تونستم رسما زمین بذارمش!!!

توصیفات هم می‌شد خیلی بیشتر و بهتر باشه.
اون روایت و زاویه‌ی دید دیگه‌ی داستان واقعا برام باحال تر و هیجان انگیز تر از زاویه‌ی دیدی بود که داستان ورودشون به جنگل رو روایت می‌کرد.
در کل پایانشم واقعا باحال بود. من مطمئن بودم میخواد یه جوری پایان بندی‌ش رو اجرا کنه که خیلی لوس و بد تموم بشه اما واقعا غیر قابل انتظار بود برام.

البته یه اشکال(باگ) داشت . اینم اینکه اول داستان راجع به شوم بودن عدد شش می‌گه. که این قسمتش رو من خیلی دوست داشتم یعنی همون مقدمه‌ش. می گفت که از شش نفر یک نفر برمی گرده فقط.
ولی توی پایان داستان بیشتر از یک نفر زنده موندند.
و خب اینم یکم تناقض داشت.😂 البته به هیجان انگیزتر شدن داستان کمک می کرد:)


بعد هم اینکه یه جاهایی می‌شد احساسات شخصیت ها بهتر منتقل بشه. مثلا وقتی لیندزی مرد، کلیر اولش کلی ناله و زاری کرد دو دقیقه بعد اصلا یادش نمی‌اومد... میشل که مرد هیچ‌کس نرفت دنبالش اون هم بی دلیل... آره دیگه خلاصه انگار هیچ کدوم به هم متحد نبودن. رفیقهاشون گم می‌شدن براشون مهم نبود. قاعدتا یه فرد عادی حتی اگه با یه نفر مشکل داشته باشه می‌ره سراغش اون‌وقت اینها....
کلا براشون اهمیتی نداره. گم شد که گم شد. حیوون‌ها خوردنش🗿🗿


یه جاهایی هم یاد فیلم Evil dead (ساخته شده در سال ۲۰۱۳) می‌افتادم که اون هم راجع به چندتا دوست بود که رفتن وسط جنگل و گیر یه طلسم و یه موجود جن زده و شیطانی افتاده بودند. البته ارزش دیدن نداشت، اون فیلم انقدر حس بد و وحشت القا می‌کرد بهم که دلم میخواست گریه کنم از این حجم منفی بودن، ولی یه شباهتی بین این کتاب و اون فیلم بود. همین سرگردانی در جنگل.


خلاصه‌ش اینکه ارزش خوندن رو داشت و لذت بردم. چون هیجان انگیز و غیرمنتظره بود♡:) با وجود همه ایراداتش قابل قبول بود. لااقل برای منی که جنایی خون قهاری نیستم، قابل قبول بود.
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

10

Yas 🦋

Yas 🦋

1402/10/16

        کتاب خیلی باحالی بود من خوشم اومد 😃
و انتظار پایانش رو نداشتم 
از این کتاب و دیزی دارکر باید نتیجه گرفت تو کتابای جنایی 
حواسمون باید به اولین نفری که میمیره باشه 🗿
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

16

زهرا

زهرا

1403/8/7

        یکمی مشابه بخش دی بود 
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

1