یادداشت‌های 𝑴𝒂𝒔𝒐𝒖𝒎𝒆𝒉 (34)

                                                                  به نام خدا
نام کتاب:واحد مخاطرات
موضوع:🤣🤣🤣

اصولا قمی جماعت معروف است به شوخ و شنگ بودن و خوش نمک بودن.حالا حساب کنید این جماعت شوخ برود جنگ و بخواهند دمار از روزگار صدام دربیاورد . نه اینکه کم گذاشته باشد ،نه اینکه بیخیال ماموریت و وظیفه شده باشد، روحیه طنزش را هم انداخت ته کیف و کوله و راهی شد . تا جایی که راه می داد جانانه جنگید و آن جاهایی که امکانش بود به جای زانوی غم بغل کردن گفت و خندید و خنداند.

اول بگم که باید از مجموعه ی انتشارات جمکران انتظار همچنین کتاب های خوبی مثل واحد مخاطرات رو داشت زیرا که این انتشارات  یکی از بهترین انتشاراتی هست که ازش کتاب خواندم، و واحد مخاطرات هم یکی از کتاب هایی بود که واقعا از ته دلم قهقهه زدم و خندیدم.

کتاب بعضی از صحنه های جنگیدن رزمنده ها و یا در سنگر استراحت کردنشان را روایت می کند ، که بعضی از آنها واقعا دلهره آور و خطرناک است اما رزمنده ها یکجوری آن صحنه را توصیف می‌کند که واقعا از ته دل خنده ات میگیرد .مانند زمانی که رزمنده ای هوس سیگار کرده است و در اتفاقی بامزه بعثی را دستگیر می‌کند و ازش با زبان خالصانه عراقی طلب الدود، الدود می کند.
یا زمانی که رزمنده ای همراه گروهی  می‌خواهند به خط خرمشهر برگردند و هیچ ماشینی گیرشان نمی آید و ناچار با<< تانک>> با بدبختی پر ماجرایی که خیلی سرش خندیدم خودشان را به مقصد می رسانند.
شاید با خودتان بگید که حالا چه اهمیتی دارد خاطرات طنز جبهه را بخوانیم و بخندیم ولی من بهتون میگم که اونایی که همش رمان ترسناک و جنایی میخونید یک ذره از این فاز ها بیاید بیرون و کتاب واحد مخاطرات را بخوانید و بخندید.
آهان راستی نویسنده عزیز سر هر موضوع نام رزمنده ای که داستان در موردش است را نوشته است.

نام رزمنده هایی که موضوع کتاب درمورد آن هابوده است: تقی عابدی، حسن کرده بر،حبیب زمانی، محمد علی صالحی فر،علی خاکباز ،رضا بختیاری،محسن دلپاک،رضا زند،حیسن اخوان،مجید کریمی،محسن بیگی،حین قمی،محسن بخشی نیا،رضا یعقوبی،رضا یعقوبی،.

پ ن : اگه دوست دارید یک کتاب خوب از دفاع مقدس بخوانید این کتاب بهتون کمک می کنه.
پ ن: راستی به درد هدیه دادن هم می خوره.
پ ن: به نظرم خیلی از کتاب اکبر کاراته بهتر بود.
پ ن : از اون کتاب هایی هست که ۱۰ بار یا بیشتر مییخونمش .
پ ن:امیدوارم یاداشتم خوب باشه.
      
      
        

8

                                       به نام خدا
اول بگم که زیاد رمان نمی خونم این کتاب هم به اصرار یکی از دوستانم خوندم که تقریبا یک سوم رمان هارو خورده . با اینکه تا صفحه ۱۳۰ کتاب خوندم اما پشیمون شدم زیرا محتوا داستان به درد سن کم نمی خوره و به نظرم کسی که کوری را میخونه باید تحمل  مسائل سنگین داستان رو داشته باشه و حد اقل سنش بیشتر از ۱۹ یا ۲۰ سال باشه که فکرش دچار مسائلی که اصلا به دردش نمی خوره گرفتار  نشه.
حالا چرا میگم  به درد سن کم نمی خوره چون که در داستان مسائل بدی گفته شده (🚨    🚨) که بهتره اصلا چیزی ازش نگم،  فقط این چیزایی که من تا ص ۱۳۰ خوندم حاصل ....... هستش بعدش که خلاصه ی کوتاهش را از دوستم شنیدم کاملا تصمیم گرفتم که کتاب رو بزارم کنار و تا به سن بیست و  بیشتر  نرسیدم به سراغش نرم. حالا دلیل دومی که میگم با سن کم به سراغش نرید این هست که <<میدونم چند بار اینو گفتم ولی بازم میگم>>محتوا داستان به طوری سنگین هست که یه بچه ی  ۱۰ یا ۱۵ ساله نمی تونه درک کنه که حالا چند تا زن و مرد کور می شوند و دولتشون، اونها را با هم به یک بیمارستان متروکه می بره که نه دستشویی و غذای درست حسابی داره نه فضای برای زندگی کردن .

نمی گم کتاب رو نخونید ، یه سنی کتابو بخونید که بتونید محتوا را بفهمید و درکش کنید.
پ ن ¹:‌‌‌‌ فعلا نمیتونم به کتاب ستاره بدم چون کتاب رو تا نصفه خوندم و خوب محتوا رو درک نکردم و همونی هم که درک کردم اصلا چیز خوبی نبوده.
پ ن² :شاید درآینده کتاب رو خوندم و یاداشتم رو ویرایش کردم.
🗣🗣
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

7

        به نام خدا
کتاب عشقی مسخره و  را روایت می کند که در زمان های قدیم اتفاق افتاده است،آن موقعی که مرد ها چند تا چند تا زن می گرفتند.بر خلاف بعضی از دوستانی که به این کتاب ستاره ی زیادی داده اند و کتاب را دوست داشتند اما نظر من در مورد این کتاب زیاد مثبت نبود.
موضوع کتاب برایم جالب نبود و نقطه ی قوتی نداشت اما خوبی اینجور کتاب ها توصیفی هست که روی شخصیت های کتاب انجام شده ،مثلا نویسنده جوری شخصیت و قیافه ی صفورا ،غلام ... توصیف می کرد که من خواننده حس می کردم صفورا کنارم نشسته و یا غلام دارد جلوی من راه می رود یا هر مکانی که داستان رخ داده بود را نویسنده  کاملا توصیف می کرد. برای من دهه نودی دوره‌ای از زندگی  اجتماعی  آدم‌هایی رو  به تصویر  میکشه که چیز زیادی درباره‌اش نمی ‌دونستم.  

خلاصه ی  کتاب این است که :هیچ کس از صفورا خوشش نمی آید نویسنده از شکل و شمایل زشت صفورا برای خواننده روایت می‌کند، صفورا در یک روز عاشق مردی به اسم غلام می شود و سال ها در فکرش با او زندگی می کند که سر انجام بعد سال ها خودش از غلام خواستگاری می کند و با او ازدواج می کند .
در کل بگم که موضوع داستان قوی نبود اما توصیفی که به کار گرفته شده بود عالی بود. اگه کسی دوست داره یه کتاب در مورد خماری عاشق شدن بخونه این کتاب به دردش میخوره .(البته این چیز هایی هم که گفتم باید در نظر بگیره)
پ ن: فکر کنم خیلی هم داستان رو خلاصه نگفتم 😅

      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

12

                                                  بانوی شعر فارسی
کتاب <<بانوی شعر فارسی>> در مورد یکی از  بهترین شعرای زن ایرانیست. کتاب ،شبی را روایت می‌کند که چند تن از شعرای معاصر از جمله :ملک الشعرای بهار، علی اکبر دهخدا، عباس اقبال آشتیانی و سعید نفیسی در خانه ی یوسف اعتصامی دورهمی برگزار کرده بودند و بایکدیگر صحبت  می‌کردند و ابیات را زمزمه می‌کردند. 
پروین اعتصامی تا آن موقع (۸ سالگی)شعر های کوچک و کمی سروده بود و در بین جمع ها خوانده بود. 
اما آن شب، شب خاصی برای  پروین بود او می‌خواست یکی از زیباترین سروده های را در  حضور شعرا و نویسندگان بزرگ بخواند.
همه منتظر پروین بودند ، او شروع به خواندن کرد ، وقتی شعرش
تمام شد سکوت جمع را فراگرفته بود که ناگهان صدای دست سکوت را شکست ،همه اشک در چشمانشان موج می‌زد.  همه شعر او را تحسین می‌کردند و برایش دست می زدند.
در آن شب،تاریخ ادبیات شعر فارسی درخشید و او را 
<<بانوی شعر فارسی >> نام نهادند.
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

5

5

با دیدن جل
          با دیدن جلد کتاب و عنوانش کنجکاو شدم و رفتم سر کتابخانه و 
کتاب زن،زندگی،آزادی که حس بدی به عنوانش داشتم را برداشتم
و شروع کردم به خواندنش. سال ۱۴۰۱ بود که برخورد بد یکی از زنان
<< گشت ارشاد>> با یک زن بدحجاب موجب اغتشاش در کشورمان
ایران شد و کشور های دیگه یک راهی پیدا کردند که آشوب را در محله ها خیابان ها ... رواج بدهند. مردم هم تحت تاثیر این شبکه
های خارجی شده بودند و حرف دروغشان را باور می‌کردند.
سطل زباله و لاستیک آتش می‌زدند، در کوچه ها شعار می‌دادند
و در خانه هایشان صدای آژیر پخش می‌کردند. طلبه هایمان 
پاسدار هایمان مردم عادیمان را در خیابان ها گیر می آوردن و 
آن هارا شهید می‌کردند. به رهبر عزیزمان توهین می‌کردند  و 
هر خانم با حجابی را که در خیابان می‌دیدند اذیت می‌کردند.
ولی واقعیت این هست  که اون آدم هایی که این کار هارا انجام میدادن نمی‌دانستند که دارند چه حماقتی می‌کنند و به حرف
دشمنانمان گوش می‌دهند.
کتاب هم همین ماجرا   را برایمان روایت می‌کند . دختری که آزادی
می خواهد اما نمی‌داند که دارد چه کار می‌کند پس به خاطر همین حماقت و ندانسته کار انجام دادن از طرف پسری که به خاطر منافعش به او دروغ گفته است کشته می‌شود.
کتاب به بعضی از سوالاتمان جواب می دهد و بعضی مسائل را در
مغزمان روشن می‌کند. اما به دلیل ضعیف بودن متن داستان 
به کتاب ۳ ستاره می‌دهم اما در کل خوب است که یک همچین کتاب های هم نوشته شود.


مرگ
بر 
منافقین
۱۴۰۴/۵/۱۴


        

5

                                                       🌷به نام خدا🌷
الویا و نِلی دو خواهر هستند.آنها مادرشان را از دست داده اند
و به خاطر مشغله های پدرشان مجبور می‌شوند که به خانه ی 
عمه ی پدرشان بروند.
در اونجا تا مدتی با عمه مینتی  غریبگی می‌کنند. الویا عاشق 
کتاب و نلی وابسته به عروسک .نلی بعد از فوت مادرش 
خیلی زیاد به الویا وابسته می‌شود.
خانه عمه مینتی یک باغ بسیار بزرگ با همه مدل گل است.
اما کسی نمی دونه که اون گل ها آیا واقعا گل هستند یا کسانی که دراون گل ها طلسم شده اند؟     تا اینکه نلی و الویا اون راز را  کشف 
 می‌کنند و طلسم را به کمک عمه مینتی می‌شکنند.
بچه گل های گمشده کتابی تخیلی و ماجراجویانه هست.
 کتاب را خیلی دوست داشتم، محتوا داستان جالب بود.
تصاویر زیبایی داشت .به طور منظم فصل بندی شده بود.
و کلا کتاب خوبی بود اما من به خاطر نلی خیلی زیاد حرص 
با اینکه مادر نلی از دنیا رفته بود اما به نظر من دلیل نمی
شد که نلی اون رفتار بد را داشته باشد و به این اندازه لوس 
باشد.
دلیل کمبود دو ستاره به خاطر  افتضاح تمام شدن داستان 
بود از نظر من خیلی بهتر می‌توانست تمام شود.
و دلیل دوم به خاطر حجم کم کتاب و ( دوست داشتم کتاب
بیشتر توضیح دهد و داستان کشش بیشتری داشته باشد)
🌷                                                                                                    🌷




      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

35