یادداشت 𝑴𝒂𝒔𝒐𝒖𝒎𝒆𝒉
1404/6/1
به نام خدا کتاب عشقی مسخره و را روایت می کند که در زمان های قدیم اتفاق افتاده است،آن موقعی که مرد ها چند تا چند تا زن می گرفتند.بر خلاف بعضی از دوستانی که به این کتاب ستاره ی زیادی داده اند و کتاب را دوست داشتند اما نظر من در مورد این کتاب زیاد مثبت نبود. موضوع کتاب برایم جالب نبود و نقطه ی قوتی نداشت اما خوبی اینجور کتاب ها توصیفی هست که روی شخصیت های کتاب انجام شده ،مثلا نویسنده جوری شخصیت و قیافه ی صفورا ،غلام ... توصیف می کرد که من خواننده حس می کردم صفورا کنارم نشسته و یا غلام دارد جلوی من راه می رود یا هر مکانی که داستان رخ داده بود را نویسنده کاملا توصیف می کرد. برای من دهه نودی دورهای از زندگی اجتماعی آدمهایی رو به تصویر میکشه که چیز زیادی دربارهاش نمی دونستم. خلاصه ی کتاب این است که :هیچ کس از صفورا خوشش نمی آید نویسنده از شکل و شمایل زشت صفورا برای خواننده روایت میکند، صفورا در یک روز عاشق مردی به اسم غلام می شود و سال ها در فکرش با او زندگی می کند که سر انجام بعد سال ها خودش از غلام خواستگاری می کند و با او ازدواج می کند . در کل بگم که موضوع داستان قوی نبود اما توصیفی که به کار گرفته شده بود عالی بود. اگه کسی دوست داره یه کتاب در مورد خماری عاشق شدن بخونه این کتاب به دردش میخوره .(البته این چیز هایی هم که گفتم باید در نظر بگیره) پ ن: فکر کنم خیلی هم داستان رو خلاصه نگفتم 😅
(0/1000)
reyhaneh bano
7 روز پیش
0