Sunrise

Sunrise

@author
عضویت

شهریور 1403

8 دنبال شده

5 دنبال کننده

یادداشت‌ها

Sunrise

Sunrise

1404/5/24

        به نام خدا
سلام
کتاب یه مقاله ی پژوهشی بود در راستای بررسی دوره های مختلف مدیریت حجاب، نتایج، نظرات، بینش ها و نگرش های مردم راجع بهش و همچنین طرح های موجود برای حل آن(در سال 94 فکر میکنم)
نقاط قوت کتاب‌:
1.اصولا تصور هردو طرف، چه اینوری، چه اونوری، اینه که حاکمیت در خصوص حجاب یا افراط کرده یا تفریط. درحالیکه ما  در این کتاب به وضوح میبینیم که این فقط "حاکمیت" نیست که در مورد حجاب کار کرده بلکه متغیر هایی از قبیل "رسانه"، "مردم"، "نخبگان" و.... هم موثر هستن.
2.اونوری (دگرانديش ها) معتقد به افراطه در این موضوع.
ما با خوندن کتاب میفهمیم که این افراطی که میگن، درصورتی که یه شرایطی برقرار باشه اصلا "افراط" برداشت نمیشه (برای مثال ما در دوره ی اول مدیریت حجاب که اوایل انقلاب تا دهه ی 60 رو در بر میگیره، با سلب ورود افراد فاقد پوشش به ادارات، بسته شدن مراکز فساد و فحشا و بار ها، برخورد های سخت و قاطعیت در امر حجاب هستیم. اما در این دوره، حجاب یه امر ارزشی، مقدس، خیلی خوب و نشانه ی "خوب بودن" از طرف مردم تلقی میشده و با همراهی مردم، حاکمیت و رسانه و نخبگان، این امر که الان سختگیرانه به نظر میرسه، کاملا پذیرفته، درست و حتی مطبوع بوده)
3.اینوری(حزب راست، اصولگراها و عده ای که در این‌مورد قائل به تفریط هستن) معتقده که در امر حجاب تسهیل، بی توجهی، توجه غیرعالمانه و غیر دقیق شده، درحالیکه این کتاب نشون میده که قوانینی که درباره ی حجاب تصویب میشدن، تا چه حد ریزبین، متوجه جزئیات، متناسب با علت یابی(هرچند ناخوشایند یا نامتناسب) و متکی به دقت بودن.
4.هردو طیف معتقد به بی اعتقاد تر شدن مردم در طول این سالها هستند، در حالیکه کتاب نشون میده که در این سالها، همواره مردم معتقد به حجاب بودن(به عنوان یه ارزش و حتی معتقد به اصول اخلاقی و فقهی مربوط به روابط نامشروع و غیره در این حوزه ها) اما التزام عملی نداشتن. مردم معتقد بودن و هستن که لباس تحریک کننده، بدن‌نما، جلف، بدشکل و... نپوشن و اینارو خیلی بد میدنستن و میدونن، اما وقتی اسم حجاب روش گذاشته میشه، گارد عملی جلوش میگیرن.
5.کتاب نظر سنجی ها و تحقیقات خیلی جالبی داره که نظرتونو راجع به موضوعات این‌چنینی و واکنشای مردم خیلی خیلی عوض میکنه و قابل توجهه.
6.یه سری شبهه درمورد امام خمینی رو جواب میده که خیلی جالبه.
7.کتاب به طرز محققانه و نقطه‌زنی، مبنای پژوهش خودش رو بررسی فاصله ی میزان عمل و اعتقاد مردم قرار داده. نویسنده، میگه که بخش زیادی از مردم (حدود 95 درصد در سال 94) معتقد به پوشش و حجاب هستن و از نظر خودشون اینو رعایت می‌کنن، اما در عمل، با اعتقاداتشون فاصله دارن(تصور کنید که یه گنجشک، معتقد باشه که یه پرنده ی کوچولو و سریعه، اما در عمل، اصلا پرواز نکنه و با وجود اینکه وقتی یه کم میپره، تصور یک پرواز جانانه داره، یا یه دانش آموز درسخون، که معتقده که درس خوندن متعادل  باعث نمره ی خوب توی پرسش و آزمون میشه، درساشو خیلی  افراطی دنبال میکنه و در تصور خودش، کم گذاشته)
8.متن کتاب خیلی آسون و خوبه و برخلاف بقیه ی کتاب های پژوهشی در حوزه‌ی قانون گذاری یا سیاست‌گذاری، نتایج رو آسان‌فهم تفسیر و بیان کرده.
9.کتاب نشون میده که از کجا، اقلیت بی‌پوششِ دو سه درصدری سال 57، به اقلیت  هفت هشت درصدی سال 94 و مرددین 20 درصدی همون سال، تبدیل شدن و عامل اون رو، یک دوره سیاست تسهیل در این امر بیان میکنه که به دلایل اقتصادی و اوضاع بعد از جنگ، رییس جمهور وقت، مبنا رو اقتصاد قرار میده و برای این کار، از سرمایه های همون اقلیت (که به خاطر پوششون و همینطور ثروت بادآوردشون طرد شده بودن) استفاده میکنه و بوم! چی میشه؟ یهو ثروت و به تبعش همون اقلیت میان در مرکز توجه و الان، بیحجابی، میشه سمبل قدرت و ثروت و حجاب چی؟.....بگذریم. این تفکر بعضی از نسل دهه ی 60 و 50 مبنی بر اینکه خانمای شل‌حجاب، امروزی هستن از همین جا اومده به نظرم.
10.میفهمین که خیلی از بیانات رهبری مال الان نیستن و دقیقا توی چه زمینه و زمانه ای بیان شدن و قشنگ متوجه کاسبی ای که بعضی (تاکید میکنم، بعضی) از افراد مذهبی ‌نما دارن از این سخنان میکنن میشین. متوجه میشین که رئیسجمهور ها، نخست وزیر ها و افراد موجود توی حاکمیت چطور توی این مسئله موثر بودن و میفهمین رسانه ای که دست اقلیته چجوری فریبتون میده!
نقاط ضعف کتاب :
1.درواقع نقاط ضعف کتاب نیست اما جا داره بگم، وقتی کتابو میخونین، اگه دغدغه ای داشته باشین، از بی منطقی و تاریخ‌نخون بودن برخی از دغدغه مندان این حوزه قلبتون به درد میاد. اگر هم کلا خنثی یا بی اعتقاد باشین، ممکنه بعضی از بخشای کتاب براتون تعجب آور یا خشم‌آور باشه. 
2.کتاب وقتی که داره میگه که مردم معتقد هستن اما انجام‌دهنده نیستن، اظهار میکنه : «اگه کسی به این نتایج توجه کنه، میتونه راه حلای خوبی ارائه بده!». اما خود نگارنده اصلا راه‌حل و پیشنهادی (از خودش) ارائه نمیده و صرفا پیشنهادهای موجود در اون سال(94) رو بررسی میکنه.
3.خب بازم تقصیر نویسنده نیست، اما خیلی جاداشت که این پژوهش ها و این کتاب های این مدلی، بعد از 1401 و تا زمان کنونی ادامه پیدا میکرد و منتشر میشد، چون پرواضحه که دلایلی که در کتاب بیان شده، (تا حدودی) قابل تعمیم به 5 سال بعد نگارشش باشه چراکه الان شرایط، چه از لحاظ اقتصادی، چه از لحاظ فرهنگی، چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ عقیدتی تغییر کرده و آگاهی از این شرایط میتونه خیلی کمک کننده باشه.
4.نویسنده یه جای کتاب اشاره میکنه  : « این گسست میان اعتقاد و عمل مردم، نشون میده که بر خلاف چیزی که‌ سیاست گذار ها در اسناد دوره ی دوم و سوم حجاب مد نظر داشتن (سیاستگذاری فرهنگی مبتنی بر افزایش ایمان!) داشتن ایمان، باعث عمل نمیشه.» اما ایشون اشاره نمیکنن که خب، این بین، در مسیر تبدیل ایمان به عمل، چه عاملی باعث اشتباه افراد یا مغایرت عمل و ایمانشون میشه؟ (این عامل مغایرت‌ایجاد‌کن، به نظرم موضوع "گرایشات"  باشه. چون اطلاعات و آگاهی، برای عمل کافی نیستن و حد اکثر یه عمل خشک رو به همراه میارن. اما اینکه این "گرایش" به چی، کی، کجاست، چطوری ایجاد شده، عاملش داخلی یا خارجیه، چرا ایجاد شده و.... نیاز به یه پژوهش خیلی خیلی گسترده و جامع داره)

بخونیدش. دیدتون باز میشه
این بحثایی که الان راجع به حجاب میشه (نحوه ی مدیریتش، نه خودش) رو میفهمین که مال صد سال پیشه و الان واقعا صحبت این چیزا نیست و راه حل میخوایم! 
واقعا اگه کسی دغدغه داره، اول باید سابقه رو ببینه، بعد راه حل ارائه بده.
والسلام من اتبع الهدی! 
      

1

Sunrise

Sunrise

1404/5/15

        به نام آنکه یادش آرام دلهاست.
کتاب، از نگاه یه مسلمون اگه بخوایم نگاه بکنیم، یه چیزی حول و حوش روانشناسی اسلامی بود.
یه سری گزاره های نه چندان اثبات شده و حقیقی، مثل قانون جذب و شکرگزاری و اینا رو بیان میکنه و سعی میکنه آیه های انجیل رو بهش بچسبونه.
البته توی روانشاسی اسلامی نمیدونم این مدلی رفتار میشه یا نه، ولی کلا، با آثاری که حقیقت رو (یا چیزی که فکر میکنن حقیقته) بیان میکنن بعد برای اقناع مخاطب چارتا حدیث و آیه میارن، کنار نمیام.
از این گذشته، نویسنده بسیار ماورایی و بدور از حقیقت راهکار میده.
یه عبارت که یادمه از کتاب، میگه که عیسی وقتی از یکی سیلی خورد، اون طرف صورتشم آورد که طرف مقابل، بهش سیلی دوم رو بزنه.
و از این مثلا مهربانی و ایثار و اینا رو برداشت کرده بود و گفته بود ماباید مثل عیسی باشیم
خب ببخشید، اگه این خانم بهش تج. ز میشد، خودش رو دوباره در معرضش قرار می‌داد؟
یا مثلا اگه یکی ازش دزدی میکرد، رمز کارتش رو هم براش میفرستاد؟
غیر منطقی، کلمه ایه که میتونم کل کتاب رو باهاش توصیف کنم.
به توصیه ی معلم دینیمون خوندمش، و خیلی تعجب کردم از اینکه چرا یه کسی باید چنین چیزی رو، بنویسه، پیشنهاد بده، بخونه و منتشر کنه. 
      

1

Sunrise

Sunrise

1404/3/21

        کتاب رو به تازگی تموم کردم.
با وجود توجیهات نویسنده در ابتدای بریده بریده (که کتاب منتشر شده به همین سبک، قبل از داستان فاطمه هست) درمورد محاوره ای نویسی، ولی نه تنها در برخی موارد، بلکه در تمام کتاب سبک نوشتار به شدت نامناسب بود. اصلا اصلا با کتاب ارتباط نگرفتم.
یکی از عیبهای بزرگ کتاب، دخالت های نویسنده در داستان بود، یعنی یکدفعه پابرهنه وارد داستان میشد، دوتا کلام میگفت و میرفت بیرون. جوری که نه میشد فهمید اون چی گفته، نه داستان چی بوده.
مشکل دیگه ای هم داشت، اینکه نظم رویداد ها رعایت نشده بود. یعنی مثلا داشت شهادت خانم رو میگفت، بعد شما 200 ص قبل ماجرای تابوت و حیا و عفت خانم رو خونده بودی.
بحث دیگه، درمورد نحوه ی چینش اتفاقات و فصل های داستان بود. که معلوم نبود بر چه اساسه. موضوعیه؟ سال شماریه؟ به ترتیبه؟! یا چی. اوایلش موضوعی پیش میره، وسطاش سال شماریه و اواخرش واقعا درهم!
تفسیر و تاویل های نویسنده هم به شدت دل‌زدگی ایجاد میکنه. مثلا حضرت فاطمه به تقلید از امام علی فلان کارو کرد. نمیدونم نویسنده اینکه حضرت فاطمه اینقدر مقلد بوده رو از کجا آورده (بحث این نیست که نباید بکنه و اینا، بحث اینه که انگار خود خانم، تو کتاب اصلا نمیدونن باید در موقعیت های مختلف چی کار کنن) یا مثلا دلایل الکی برای کارای ائمه جور کردن، که امام علی چرا خونه نبود؟ چون همش جنگ بود (درحالیکه جنگ فوقش 2 ماه طول بکشه، 1 سال طول بکشه، بقیش چی؟) و موارد دیگه....
همچنین سعی کرده بود حضرت زهرا رو یه خانم عادی زحمت کش نشون بده(صرفا)، حتی از قسمتهای وحی جبرائیل و خبرهای غیبی خانم، معنویت و مقام ولایت ایشون برداشت نمیشد.
خلاصه که، اگه میخواید بخونید، یا قرض بگیرید یا نخونید. خیلی پسندیده نیست. 
      

3

Sunrise

Sunrise

1404/3/20

        اصلا توصیه نمی‌شود.
واقعا واقعا، وقت تلف کردن!
اگر میخواهید بدانید، در آمریکا جنگ شمال و جنوبی بوده، بر سر برده داری بوده، نقش زنان و سرنوشت جنوبیان چه شده و سنتهای آمریمایی های قدیم، سبک پوشش، فرهنگ و عقاید عامیانه شان چگونه بوده، رمان خیلی خوبی ست.
از نظر سیر روایت هم بسیار مثبت و حرفه ایست.
اما از آنجا که ما با رمان روبه رو هستیم و رمان انتقال دهنده ی محتواست و این محتوا علاوه بر جذابیت و سندیت، باید تا حد امکان، حقیقی باشد، نمیتوانیم این کتاب را حتی قابل قبول هم بخوانیم.
داستان، واقعا درباره ی یک دختر حسودددد! و بی ملاحظه و سنت‌شکن(حتی سنت های صحیح) است، لجباز! و کینه‌توز! که واقعا اگر مدت زیادی با رمان سر کنید، تبدیل به او می‌شوید.
سرتاسر رمان، توجیه احساسات و افکار اوست و بقیه ی شخصیت ها زیاد نمود و ظهور آنچنانی ندارند.
اگر بخواهیم در یک کلمه رمان را خلاصه کنیم، به بی منطقی میرسیم.
سرتاسر رمان، بی منطقی است.
میتوان گفت، چیزی شبیه دزیره، یا حتی بدتر از آن است.
ارزش خواندن... ندارد. 
      

2

Sunrise

Sunrise

1404/3/20

10

Sunrise

Sunrise

1404/2/9

        سلام.
کتاب از لحاظ روایت و فرایند داستان نویسی، به شدت پخته و حرفه ای بود (کاملاااا بر خلاف کتاب غرور و تعصب) اما انگار، هرچی راوی و نویسنده در روایتگری موفق تر میشه، محتوای کتابش نازل تر میشه.
ما در غرور و تعصب، شاهد عشق های عمیق تر، معانی بیشتر و انتقاد بیشتری بودیم.
ما در غرور و تعصب، با یک دختر متمایز روبه رو بودیم که برخلاف بقیه، کتاب میخواند، باهوش و منطقی بود جوری که پدرش به او مباهات میکرد. طرف مقابل هم، ترکیبی از این موارد، به علاوه ی اشرافیت و غرور، پنهان کاری های متواضعانه و خود برتر بینی بورژوایی بود، که در انتهای داستان، با کنار گذاشتن این غرور، دو نفر پیش داوری هایشان را کنار گذاشتند و سو ظن ها برطرف شد.
اما در  اِما، ما با نمونه ای از خواهران بینگلی در غرور و تعصب مواجه هستیم.
حسود، فضول، بی ادب، زیبا و فریبنده و البته، خود بیش‌پندار!
و در مقابل که؟ همان شخصیت آقای دارسی، با سن و سال بیشتر و منطق بیشتر.
اینبار غرور از طرف چه کسی بیشتر بود؟ از طرف اِما. که باز با کنار گذاشتن این غرور، توانست حقیقت را ببیند.
اما این رمان، بر خلاف غرور و تعصب، فاقد معنا، تعالی و رشد بود.
در غرور و تعصب، الیزابت بزرگ تر میشود و متواضع تر میگردد و روحش گسترش میابد. از بچگی و قضاوت کورکورانه در می آید و به رشد میرسد تا بتواند حقیقت را ببیند و اشتباهات را بپذیرد.
اما در اینجا، روند رشدی دیده نمی‌شود. واقعا همه چیز درهم و برهم و اتفاقی است و به نظرم در آخر، اما چیزی را دریافت میکند که لایقش نیست.
زیاد خواندنی نیست.
اما به عنوان یک کتاب که فنون داستان نویسی و ترکیب وقایع را به نمایش بگذارد، بد نیست. 
      

1

Sunrise

Sunrise

1403/6/24

        سلام.
کتاب نکات مثبت و منفی داشت.
نکات منفی : بریده بریده بودن، تکرار مطالب در غیر زمان خود، مخلوط بودن شخصیتها و اسامی و کارکرد آنها در داستان، تحلیل های دور از ذهن و گاه بیمورد و بی جهت، تکلف در تحلیل ها و به نوعی سعی برای قبولاندن عقاید خود به مخاطب، از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن، نامربوط بودن فصلها به همدیگر، نا مربوط بودن داستان نویسنده با داستان طلبه و....
نکات مثبت : وجود تکه های سخنان مقام معظم، بعضی تشریح های به جا، معرفی شخصیتهای جدید، معرفی خط فکری رهبری، شناساندن ساواک و اوضاع قبل از انقلاب، چگونگی کار تشکیلاتی، چگونگی فعال کردن مساجد، مدیریت بحران، اهمیت خانواده، نزدکی کردن مخاطب به فکر و حس و روح رهبری و دادن یک حال خوب، از همراهی خیالی با شخص اول مملکت.
به نظرم نوشته های نویسنده، اغلب جاها، اضافه و بیمورد بود و شرح احساسات و حالاتش، برای مخاطب ضروری نبود، برعکس، تکه های سخنان مقام معظم رهبری، شیرینی کار را دوچندان و شوق و ذوق مخاطب را چندین برابر میکرد... برای یک بار خواندن، شاید برخی قسمت هارا دوباره خواندن و درس گرفتن خوب است، اما خون دلی که لعل شد، بیشتر پیشنهاد میشود. 
      

1

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.