معرفی کتاب آهنگ زمان اثر کارلو روولی مترجم محمدابراهیم محجوب

آهنگ زمان

آهنگ زمان

کارلو روولی و 2 نفر دیگر
3.9
18 نفر |
3 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

6

خوانده‌ام

35

خواهم خواند

26

شابک
9786007289464
تعداد صفحات
194
تاریخ انتشار
1399/2/31

توضیحات

        این کتاب ها فلسفه را ساده نمی کنند بلکه از ابهت هراس آور فلسفه می کاهند. خواننده ممکن است خواندن این کتاب ها را به امید یافتن پاسخ های روشن آغاز کند: پاسخی برای مسئله تنهایی اش، چرایی مرگ، منشا ملال و دل زدگی... اما انتظار اینکه کتابی یا کسی در چند صفحه یا فلان تعداد نکته به ما بگوید چطور  زندگی کنیم و چگونه خوشبخت شویم،در واقع یک جور انکار مسئولیت شخصی انسان است. پاسخی قطعی و ابدی که مناسب حال همه کس باشد وجود ندارد. کتاب هایی که چنین مدعاهایی دارند قطعا فریبکارند. کتاب های این مجموعه نسخه نمی پیچند و سیاهه ای از اعمال نیک و بد پیش روی شما نمی گذارند؛ بلکه می خواهند به فهم بهتر زندگی و پرسش ها و تجرب هایتان کمک کنند؛ چراغی بیفروزند تا در این اتاق تاریک زندگی و در لحظات دشوار، در کمان  از پرسش های بی پایان انسانی روشن تر شود، بدانیم فیلسوفان و حکیمان جهان به این پرسش ها چطور فکر کرده اند ؛ تا با فهم دقیق تر و دیدی بازتر بتوانیم در زندگی مان تصمیم بگیریم، مسئولیت تصمیم مان را شجاعانه بر عهده بگیریم و با عواقب تصمیم هایمان آگاهانه روبه رو شویم.
      

لیست‌های مرتبط به آهنگ زمان

فلسفه‌ی تنهایی اندر مزایای تنبلیهمه دروغ می گویند: اینترنت چه چیزهایی درباره ی خود واقعی مان به ما می گوید؟

مجموعه‌ی «خرد و حکمت زندگی»

21 کتاب

«کتاب‌های این مجموعه فلسفه را ساده نمی‌کنند، بلکه از ابهتِ هراس‌‌آورِ فلسفه می‌‌کاهند. پیشنهادهایی هستند برای تفکر، دعوت به اندیشیدن در زندگیِ روزمره و تأمل در مسائلی که هرروزه با آن مواجهیم، اندیشیدن به غایت و معنای زیستن، لذات دنیا، تنهایی، عشق، دوستی و غیره. می‌خواهیم کتاب‌‌ها نقطه‌ی عزیمتی باشند برای فکر کردن به پرسش‌های ازلی‌ابدیِ انسانی و همچنین تعمق در خوشی‌‌ها و مصائبِ انسانی که در این گوشه‌ی جهان و در این جای تاریخ پدیدار شده است. [...] «خواننده ممکن است خواندن این کتاب‌ها را به امید یافتن پاسخ‌های روشن آغاز کند: پاسخی برای مسئله‌ی تنهایی‌اش، چراییِ مرگ، منشأ ملال و دل‌زدگی، یا اینکه دوستی‌ها چرا ناپایدارند و مبهم، یا به‌دنبالِ راه برون‌رفتی از تنگناهای اخلاقی باشد که هر روز لحظاتی با آن‌ها روبه‌رو می‌شود و... اندیشیدن به همین‌ها فلسفه را و بخشی از ادبیات را پدید آورده است؛ اما انتظار اینکه کتابی یا کسی در چند صفحه یا فلان‌تعداد نکته به ما بگوید چطور زندگی کنیم و چگونه خوشبخت شویم، در واقع یکجور انکارِ مسئولیت شخصیِ انسان است. پاسخی قطعی و ابدی که مناسب حال همه‌کس باشد وجود ندارد. کتاب‌هایی که چنین مدعاهایی دارند، فریبکارند. کتاب‌های این مجموعه نسخه نمی‌پیچند و سیاهه‌ای از اعمال نیک و بد پیش روی شما نمی‌گذارند؛ بلکه می‌خواهند به فهم بهتر زندگی و پرسش‌ها و تجربه‌هایمان کمک کنند؛ چراغی بیفروزند تا در این اتاق تاریکِ زندگی و در لحظاتِ دشوار، درکمان از پرسش‌های بی‌پایان انسانی روشن‌تر شود؛ بدانیم فیلسوفان و حکیمانِ جهان به این پرسش‌ها چطور فکر کرده‌اند؛ تا با فهمِ دقیق‌تر و دیدِ بازتر بتوانیم در زندگی‌مان تصمیم بگیریم، مسئولیت تصمیممان را شجاعانه برعهده بگیریم و با عواقب تصمیم‌هایمان آگاهانه روبه‌رو شویم.» ـــــ بخش‌هایی از «یادداشتِ مجموعه‌»ی کتاب‌های مجموعه‌ی خرد و حکمت زندگی را خواندید. این سطرها، احتمالاً به شفاف‌ترین شکل ممکن، می‌گویند این مجموعه چیست، چه دغدغه‌هایی پشتِ انتشار کتاب‌هایش است و چه در کتاب‌هایش می‌گذرد. مجموعه‌ی خرد و حکمت زندگی، امسال، با دو کتاب «سلامتی حق بشر است» و «ورزش» راهش را ادامه می‌دهد. اگر موضوعی سراغ دارید که به نظرتان، در این مجموعه جای کتابی درباره‌اش خالی‌ست، به ما پیشنهادش بدهید.

199

هفت عادت مردمان موثر: همراه با درس هایی قوی برای ایجاد تغییر در منش و شخصیتکار عمیققدرت عادت

برای مدیریت زمان چه کتاب هایی باید خواند؟

8 کتاب

برنامه ریزی و مدیریت زمان یک مهارت است. مهارتی برخاسته از آگاهی فرد نسبت به زندگی، کار، روابط و چالش‌هایی که در هرکدام از اینها پیش رو دارد. اینکه بتوانیم زمان محدودی را که در اختیار داریم به‌تناسب به مشغله‌های مختلف ذهنی و عملی‌مان اختصاص دهیم کار آسانی نیست؛ به‌خصوص در میانه‌ی این جهان به‌سرعت پیش‌رونده. ذهن آشفته و پریشان آدمی توانایی پرداختن به‌تمامی جزئیات و ریزه‌کاری‌ها را ندارد و همین امر سبب می‌شود تا در مواجهه با کارهای مختلف و اموری که بر عهده‌اش گذاشته‌شده گاه کم بیاورد و در رویارویی با این ناتوانی، خود را ببازد. یکی از روش‌هایی که می‌تواند کمی اوضاع را روبه‌راه کرده و ما را از این کلافگی و سردرگمی بیرون بیاورد بهره‌گیری از دانش و تجربه دیگران است. در این یادداشت تلاش می‌کنیم به معرفی کتاب هایی بپردازیم که در مورد موضوع مدیریت مدیریت زمان و برنامه ریزی نوشته‌شده‌اند. بخشی از کتاب‌های معرفی شده در این یادداشت در فهرست بهترین کتاب‌های مدیریت زمان آمازون قرار دارند.

18

یادداشت‌ها

          نظم زمان: رازگشايي معماي زمان
1)
"نظم زمان" (The Order of Time) كتابي است نوشته فيزيكدان ايتاليايي، "كارلو روولي" (Carlo Rovelli)، كه در سال 2017 ميلادي نگاشته شده است. اين كتاب در سال ۱۳۹۸ توسط "مزدا موحد" ترجمه‌ و در انتشارات "فرهنگ نشر نو" منتشر گرديده و تا سال ۱۴۰۲ به چاپ هشتم رسيده است. كتاب "نظم زمان" توسط مترجمان و ناشران ديگري هم ترجمه و چاپ‌شده است. "روولي" در اين كتاب تلاش بر اين دارد كه مفهوم زمان را از ديد علم فيزيك رمزگشايي كند و البته به اين نكته هم اعتراف مي‌كند كه دستاوردهاي فيزيك تا امروز هنوز براي ارائه يك تصوير قطعي و حتمي از زمان كافي نيست. "روولي" مانند ساير كتاب‌هايش با نثري شيوا و با بهره‌گيري از گزين‌گويه‌هاي ادبي و فلسفي نثر جذاب خود را به‌پیش مي‌برد. 

2)
فلسفه طبيعي كه شايد مهم‌ترين شاخص آن "ارسطو" (Aristotle) است و فيزيك كلاسيك كه نقطه شروع و تفكيكش از فلسفه طبيعي را بايد "سر آيزاك نيوتن" (Sir Isaac Newton) دانست، تصويري ملموس از فضا و زمان ارائه مي‌دهند كه تفسير ادراك عادي ما است. در حقيقت اين تصوير مدل‌سازی فلسفي و رياضي آن چيزي است كه ادراك و مشاهده ما درمی‌یابد. بر اين اساس زمان واقعيتي است مستقل از ما و جزئي بنيادي از جهان هستي و لذا ما در درون زمان وجود داريم. طبق اين تصوير زمان كميتي يكسان در هر نقطه از هستي است و مستقل از ساير عوامل، آهنگ منظم تغييرات خود را دارد.

3)
"آلبرت اينشتين" (Albert Einstein) با ارائه نظريه نسبيت اين تصوير سنتي از زمان را در هم شكست. او اثبات كرد كه زمان وابسته به ميدان گرانشي و سرعت تغيير مي‌كند و لذا يك ساختار ثابت جهاني و فراگير ندارد. اين نظريه زمان را به‌عنوان متغيري تابع ساير مشخصات فيزيكي درآورد و سبب زايش مفهومي به نام فضا-زمان شد. ازآنجاکه ادراك انساني تجربه مواجهه با تغييرات زماني ملموس براثر مجاورت با ميدان‌هاي گرانشي بسيار قدرتمند و يا سرعت‌هاي بسيار بالا را نداشته است، درك چنين تصويري از زمان كمي عجيب و باورنكردني است. اما جهان بر اساس ادراك محدود ما كار نمي‌كند.

4) 
با ظهور فيزيك كوانتوم داستان زمان كمي عجيب‌تر هم شد. در سطوح كوانتومي زمان بي‌معنا است و فقط در فضاي بزرگ‌مقیاس است كه قانون دوم ترموديناميك پيرو مفهومي به نام آنتروپي توهمي به نام زمان را ايجاد مي‌كند. از طرفی سازوكار ادراك انساني بر اساس سامانه عصبي هم در شکل‌دهی‌ به توهمي به نام زمان نقش دارد و به همين دليل است كه ما دركي از بي‌زماني نداريم، زيرا مغزي كه خود سازنده مفهوم زمان است نمي‌تواند به نبود زمان بينديشد. درمجموع زمان و فضا هيچ‌كدام از عناصر بنيادين هستي نيستند، بلكه مجموعه‌اي از عوامل بر اساس وقوع رويدادها و برهم‌كنش‌ آن‌ها اين مفاهيم را در نظام ادراكي انسان مي‌آفريند. 
        

5

          
وقتی این کتاب را خریدم درگیر مبحث زمان در فلسفه اسلامی بودم.
در فلسفه اسلامی زمان، میزان حرکت است و از آن به کم متصل غیرقار یاد می‌شود.
بنابراین زمان عرض بوده
و همیشه در جریان و به شکل پیوستار است نه ذره ای.
برخی دیگر نیز زمان را معقول ثانی دانسته اند به چه معنا؟
به این معنا که یک واقعیت خارجی نیست بلکه از تحلیل حرکت آن را در می‌یابیم.
مثل همه مفاهیم دیگر مثلا مفهوم علت
علت بودن امری خارجی نیست که مثلا اشاره کنیم و بگوییم این بخش از فلان شی علت بودن آن شی است. علت بودن امری واقعی است اما انتزاعی
حالا چه طور می شود؟ بماند برای تامل های شما.
و اما بعد 
برویم سراغ مبحث اصلی مان یعنی آنچه این کتاب بدان پرداخته است.
کتاب در سه بخش نگاشته شده است. بخش اول فرو ریزش زمان نام دارد که قصدش فرو ریختن باورها و مفروضات شما از زمان است.
می زند زیر میز یکپارچگی زمان و از نه زمان که زمان ها حرف می زند. زمان من زمان تو زمان آن سیاره و.. همچنین از تاثیر جرم بر کند شدن زمان
یا زمان بیشتر در کوهستان ها..
بعد هم می گوید در تبیین فیزیک از جهان شما آینده و گذشته و جهت ندارید مگر در گرما و آنتروپی

در فصل سوم نویسنده تمام درک ما از حال و الان را به بازی گرفته و می گوید حال و الان معنای محصلی ندارد..
این بازی با مفروضات و ادراک فعلی تان از زمان ادامه یافته و میگوید زمان مستقل نیست بلکه در نسبت با سایر اجرای جهان بر ما آشکار می گردد و از میدان های گرانشی حرف می زند.
بعد هم در فصل آخر از بخش اول اشک های ملاصدرا را روانه کرده و می گوید بله زمان ذره ای است و آقای ابن میمون درست می گفتند.
بعد هم دعوایش با فلسفه اسلامی به همین جا ختم نمی شود و می گوید جز لایتجزی محال نیست و بفرمایید زمان کمینه ای دارد که پایین تر از آن، مفهوم خود را از دست می دهد و نمیشه و نداریم..
در بخش دوم نویسنده این بازی کثیف را ادامه می دهد و فصل پایانی را جهان بدون زمان می نامد.
اینجا درین فصل سعی می کند ذره ای به سمت حرکت جوهری ملاصدرا حرکت کند اما باز هم نیاز  به تحقیق و خواندن بیشتر است تا نسبت فیزیک جدید و حرکت جوهری را با هم درک کرد.
وی می گوید ما چیز نداریم ما تغییر و شدن داریم. جهان متشکل از رویدادهاست نه اشیا و چیزها.
و اینجا نقطه اوج شباهت قصه فیزیک با صدرای گرامی است که می فرماید
غیاب زمان به این معنا نیست که همه چیز ساکن و راکد است؛ به این معان است که روی دادن بی وقفه ای که جهان را می فرساید روی یک خط زمانی مرتب نشده است.... اگر منظورمان از زمان تنها روی دادن است از همه چیز از زمان است هر چه وجود دارد تنها در زمان وجود دارد من مطمئنم به خاطر این فصل ملاصدرا کارلو را خواهد بخشید.
در فصل بعدی میگوید دستور زبان ما ناکافی است. ما می گوییم اشیا یا هست یا بوده است یا خواهد بود اما نمی گوییم در نسبت با من بود در نسبت با من هست یا خواهد بود.
در فصل هشت هز دینامیک نسبی حرف می زند که بحث کمی پیچیده می شود و تا آنجا که ذهن ناآشنای من با فیزیک فهمید نویسنده بر آن است که بگوید هاهاها ما به زمان نیاز نداریم همان که بگوییم چیزها چگونه در نسبت با یکدیگر تغییر می کنند حله و اصلا در کدام معادله فیزیک بنیادی شما زمان را میبینی؟
#سیر_زمان

و اما بخش سوم  و نهایی کتاب قرار است برگردد
و بگوید پس این زمانی که ما میدانیم از کجا می آید؟
برادر بحث را بر میگرداند به آنتروپی و اینکه جهان مبهم است و این ابهام جهان و میل ما به پیش بینی کردن آن است که زمان را می سازد. بعد هم در گرما و کوانتوم دنبال ردپای زمان می گردد و در گرما ابهام و تفاوت سطح ماکرو و میکرو را خاستگاه زمان میداند و در کوانتوم ترتیب وقوع برهمکنش ها را ریشه ی سیر زمان می بیند.
بعد هم بحث را می برد سمت اینکه ما جهان را از زاویه خودمان می بینیم و الان و امشب مثل کلمه من و اینجا هستند که معنایشان به گوینده آنها بستگی دارد.
در فصل بعد می گوید آنتروپی پایین باعث حرکت جهان است و آنچه باعث وقوع رویداد ها می شود افزایش آنتروپی و در هم آمیزش اشیا است که از نظم به سمت چینش نامرتب حرکت می کند و اما آنچه سبب می شود آنتروپی جهان را در گذشته پایین ببینیم چینش خاص جهان بوده است و البته خاص بودن یک مفهوم نسبی است که به زاویه دید ما بستگی دارد بنابراین به طور غیرمنتظره‌ای مطالعه جهان مارا به خودمان بازمی‌گرداند.
در فصل بعد زمان را نه عینی بلکه تا حد بسیار زیادی امری درونی و بر آمده از عملکرد مغز ما می داند و به بیان تأثیر حافظه آینده نگری بر مفهوم زمان می پردازد.
آقای مصباح اینجا خوشحال می شود.
در دو فصل پایانی هم نویسنده مروری بر مباحث مطروحه می کند و از خوبی مفهوم زمان برای ما انسان ها و مغزمان می گوید و می زند جاده خاکی و خاطره گویی و صحبت از مرگ و... که بی ربط بود اما قشنگ.
به نظرم برای شستن و استراحت دادن به مغز بعد خواندن این فیزیک و فلسفه ی درهم لازم بود.
#سیر_زمان

و اما من چی میگم؟ بخونید یا نخونید؟
کلا اگر از حالت مغزدردیت خوشتان می آید و هی کخ دارید باورهایتان را با خاک یکسان کرده بعد با خاک اندازه جمعشان کنید و بروید؛ بله بخوانیدش.

تواصیه: اگر یک فیزیک خوانده پیدا کردید از او برای درک بهتر این مباحث کمک بگیرید یک جاهایی تخصصی میشه  نسبتا و درکش سخت.
بعد هم کتاب روی دیگر حقیقت به نظر می رسد مکمل این عزیز ماست آن را هم باید خواند.
امید که فرصتش برسد و توان خواندنش یک گزارش هم از مطالعه آن خدمتتان ارائه دهم. یک کم دردمغز بگیرید کیف کنید.

و اما سوالات بی پاسخ 
چه طور جهان هم ذره ای است و رودخانه های جوهر جز تقریب نیستند هم جهان شدن و رویداد است؟
و باید بروم فلسفه غرب و هرمنوتیک و ایده آلیسم و درد و کوفت بخوانم تا تکلیفم با تاثیر نقطه نظر مشخص شود. اینکه معرفت شناسی با وجودشناسی نسبتش دقیقا چگونه است و آیا فلسفه اسلامی چه قدر متوجه این مطلب است؟
#هرمنوتیک 
#سیر_زمان
        

4

          .
آهنگ زمان
کارلو رووِلی
ترجمه محمد ابراهیم محجوب
.
«در دید کوانتومی و ذره‌ای[فیزیک بنیادین نوعی زمان پدید می‌آید که ثمره مه‌آلودگی بافت اتمی پدیده‌های کیهان است.» ص۱۰۹.

آیا زمان یگانه است و جاری؟ جهتمندی دارد و همیشه رو به آینده پیش می‌رود؟ زمان امری مستقل از هستی است؟ و یا آیا لحظه اکنون در سراسر گیتی یکسان است؟ آیا زمان پیوسته نیز هست؟


این‌ها پرسش‌هایی است که مؤلف کتاب آهنگ زمان سعی در پاسخ دادن به آنها دارد، یا حداقل با پیشرفت‌های علمی و فیزیکی امروز به تبیین آنها می‌پردازد.

کتاب آهنگ زمان از سه بخش تشکیل شده است؛ بخش نخست آن در مورد شرح فیزیکی جهان هستی و تبیین آن به مثابه کیهانی است که قوانین نوین فیزیک کوانتوم تعریف می‌کند؛ بخش دوم در مورد کج فهمی دستوری در کلمات و همچنین دینامیک روابط اجزاء جهان در میدان گرانشی است؛ بخش سوم همچنین در مورد تمامی این ویرانی مفهوم زمان امروزی در دو بخش نخست و بازسازی جهان زمانی با توجه به تعریف بشری، منطقی و فلسفی است. هرچند در پیش زمینه از زمان گرمایی و آنتروپی[آشفتگی سخن به میان می‌آید.


برای درک بهتر باید گفت مفهوم گرانش، سرعت و آنتروپی برای تعریف نوین فضا‌زمان در طول تاریخ فکری و علمی بشر دچار تحولات عظیمی شده است:
ارسطو نخستین بار پرسید زمان چیست؟ نیوتن زمان را بستری در نظر آورد که هستی در آن جاری است، و انیشتاین اثبات کرد زمان تحت تاثیر جرم و سرعت متغییر است و هر جسم در نقطه‌ای از فضا، زمان منحصر به فرد فیزیکی خود را دارد. اما اینها چگونه با زمانی که ما می‌شناسیم، با ادراک ذهنی ما، مفهوم زمان و لمس زمان، هماهنگ می‌شود؟


خواندن این کتاب، با توجه به بین رشته‌ای بودن آن[فلسفه،فیزیک، کیهان‌شناسی و با در نظر گرفتن قصد نویسنده برای گسترش حکمت و فلسفه و علم با زبانی ساده، نسبتا راحت است. نویسنده مفاهیم را هرچه ساده‌تر با مصداق‌هایی تاریخی، ادبی و علمی تشریح نموده و با رفرنس‌هایی علمی بسط می‌دهد. هرچند بخش‌هایی از آن نظر نویسنده است و یا تئوری‌هایی هستند که به صورت تجربی آزموده نشده‌اند. با این حال خواندنشان خالی از لطف نبوده و روزنی از دیدگاهی فیزیکی نسبت به جهان را برای خواننده به ارمغان می‌آورد. 

از شگفتی‌های کتاب شرح سیاه‌چاله و مخروط‌های زمانی است.

از سویی بسیاری از فرضیات و پیش‌فرض‌های نویسنده برمبنای استدلال‌های خودش بود[همچو جهت پریشانی جهان، از سوی آنتروپی کم به سمت آنتروپی بیشتر، و یا خاص بودن وضعیت آشفتگی تکاملی انسان و پیرامونش، همچنین ادراک زمان به دلیل این تفاوت میزان آشفتگی و قائل شدن مرز اکنون میان گذشته و آینده و … و جنبه تجربی و علمی نداشت. با این حال نوشته به صورت علمی پیش می‌رفت و مؤلف اغلب از شاید استفاده نموده و همچنین هرکجا نظر شخصی خودش غالب بود، بیان می‌کرد. مشکل من با این سبک علمی نگاه کردن به جهان (در مقیاس ابراتمی، کوانتومی و ذرات الکترومغناطیس) این است که لاف لاس اولین سنگ بنای این تفکر جزئی نگر و طبقه بندی تشریحی جهان بر مبنای علم را گذاشت و نتیجه آن جنبش‌های علمی چپ، مارکسیسم، جنگ‌های جهانی و در نهایت نائل شدن به افتخار کشتار با بمب اتم شد.

فکر می‌کنم علم اغلب تئوری‌های خودش را به گونه‌ای سازمان می‌دهد که گویی بسیار می‌دانیم، با این که همان علم ابزار بشری است که دستگاه ادراکی پیچیده اما نسبتا کم‌توانی دارد. 

ترجمه آقای محجوب روان بود و کلمات فارسی شکیلی داشت، هرچند ترجمه مزدا موحد[نظم زمان-نشر نو دقیق‌تر و از منظر دستوری صحیح‌تر می‌نماید.

در پناه خرد
        

0